Was It Love?

Was It Love? (우리, 사랑했을까)

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Specials

Maklumat siaran

우리 사랑했을까 Was it Love E13 (PersianDreamTeam)
Ulasan oleh Persian Dream Team
LILIAM - SaMaA - Azadeh2391 @PersianDreamTeam

Tag

other
Diterbitkan pada: 2020-08-20
Muat Turun: 22
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

... ما شبیه پدر و مادرمون هستیم

چون ژن هامون رو نصف نصف از پدر و مادرمون می گیریم

... تکلیف هفته ی دیگتون

شامل معلوم کردن ژن هایی می شه که بهتون به ارث رسیده

برای مثال، ببینین که موهاتون مثل ...موهای مادرتون فر هست

یا که مثل پدرتون چال دارین یا نه

خوب به اینکه شبیه کی هستین توجه کنین

بیاین غذا بخوریم

چیه؟ - من دو پلکیم -

هیچی

اینقدر خوشگلم؟ - مامانم همینطور -

من موهام صافه

مامانم همینطور

!هانی

تو مدرسه بهت خوش بگذره و بعدا می بینمت

فهمیدم - خوبه -

می رم سر کار

مامان چال نداره

اما من چال دارم

پس این صفات ژنتیکی که از مامان بهم نرسیده چی؟

ممکنه از طرف بابام باشه؟

موندم که چه شکلیه

ولش کنین

، گفتم ولش کنین

ولش کنین

، سعی کردم تعجب نکنم اما نمی تونستم جلوی خودمو بگیرم

هی صورتشو تصور می کردم

چیکار می کنی؟

اوه داوه

اوه داوه؟

آقای جانگ، لطفا ولش کنین

تو کی هستی؟

باباشم

... من

باباشم

با مامانم یه دانشگاه رفتین؟

آجوشی

خوبی؟

ببخشید

ببخشید

چرا عذر خواهی می کنی؟

نه بابا

! پس لطفا دستتو رو دخترم بلند نکن

واقعا این آجوشی بابامه؟

، این دفعه رو بیخیال می‌شم چون مقصر دوتاشونن

اما دفعه ی دیگه اینجوری نمی شه

شما خیلی عجیب غریبین، نه؟

فقط داشت از حریم شخصیش که بهش تجاوز شده بود محافظت می کرد

هانی خیلی مهربون تر از اینه که موضوع رو گنده ترش نکنه

پس ازش ممنون باشین

فهمیدی، بچه؟

پس فردا توی رویداد ورزشی حضور دارین

رویداد ورزشی؟

گفتین که باباشین

فکر کنم راجع به رویداد ورزشی دخترتون اطلاعی نداشته باشین

-- خب، اون - اوه، فردا بود؟ -

البته که میام، باباشم

ایش، باور نکردنیه

پس، فردا می بینمتون - بله، حتما -

باور نکردنیه

شما باید بازیگر بشین، آجوشی

حتی منم یه لحظه گول خوردم

بهم نگو که فردا واقعا می خوای بیای؟

... خب

هانی

هانی؟

... هانی

هانی، لطفا

هانی به یه توضیح صادقانه نیاز داره

هانی، لطفا صبر کن

! هانی

بهم گوش کن، باشه؟ همه چیو بهت توضیح می دم

واقعیه؟

... اون آجوشی واقعا

، نمی دونم از کجا شروع کنم

! پس درسته

، یسری شک داشتم

! اما بهم می گی که اون آجوشی بابامه

ببخشید که زودتر بهت نگفتم

دقیقا

، دیروز، روز قبلش، و خیلی قبل ترش

شلنس های زیادی داشتی که بهم بگی پس چرا نگفتی؟

... من هزار بار دیدمش

اما با نگفتنت منو یه احمق بی فکر جلوه دادی

... اون

تقصیر منه

چرا تو چیزی بهم نگفتی؟

، اگه می خواستی خودتو بندازی وسط چرا اینکارو زودتر نکردی؟

چرا تا الان موندی که نقش سرپرستمو بازی کنی؟

... خب

هانی، بیا حرف بزنیم

همه چیو بهت توضیح می دم

فراموش کن

چجوری می خوای این وضعیت رو توضیح بدی؟

تمام زندگیم من یه بچه ی بی پدر بودم

دیروز بچه ی یه بازیگر شدم

و امروز بچه ی یه کارگردان

چجوری می تونی همشو توضیح بدی؟

چرا باید اینجوری عذاب بکشم؟

اصلا می دونین دوتاتون باهام چیکارکردین؟

هیچ راهی نداره که همشو بتونی توضیح بدی

-- هانی - من می رم -

تنها می رم، پس دنبالم نیا

... هانی

آیگو

اینجا چیکار می کنین؟

خب، یه چیزی هست که باید بهت بگم

اون چیه ؟

که بابام نیستین؟

که بابای واقعی من همون کارگردانه؟

... چجوری اینو فهمیدی

این چیزی رو عوض نمی کنه

تنها فرقش این که شما نبودی

هنوزم بابام کسیه که منو ول کرده

پس لطفا برین

توی مودی نیستم که با کسی صحبت کنم

هانی

به من کاری نداشته باشین

شما برای من کسی نیستین

... هانی

می تونی حداقل بهم چند دقیقه وقت بدی؟

ببخشید

... من

ببخشید، اینقدر ناراحت نباش

چجوری می تونی اینقدر بی‌خیال باشی؟

قبل از حرف زدن فکر می کنی؟

... چجوری می تونی جلوی اون همه آدم

به بچه ای که آماده نیست بگی باباشی؟

می دونم

می دونم که اشتباه بود

... اما چجوری می تونستم بمونم و کاری نکنم

وقتی با تو و هانی اونجوری رفتار می کنن؟

، اگه یه باری

، یکی دیگه سر تو یا هانی داد بزنه و شما رو مقصر بدونه

همینجوری نمی مونم

... مجبورشون می کنم تقاص پس بدن

، اوه داوه

، این مشکل منه

نه تو

چی؟

... قبول می کنم که یه وقتای سختی توی زندگی بود

که آرزو می کردم یهو سر و کله ات پیدا شه

، وقتی که هانی رو به دنیا آوردم

، موقعی که آپاندیس هانی رو برداشتن واقعا ترسیده بودم

، وقتی شغل‌های مامانم هی شکست می خورد

فکر می کردم زنگ زدن بهت همه چیو بهتر می کنه

... شاید

می تونست باعث شه هانی زندگی بهتری داشته باشه

آره، به ذهنم رسید

- می دونم به خاطر من خیلی اذیت شدی، پس بذار

اما بهت زنگ نزدم

، توی 14 سال گذشته ... اسمتو از حافظه ام پاک کردم

و تمام سختی هارو تحمل کردم که بتونم برای دخترم زندگی خوبی درست کنم

، از همون لحظه ای که تصمیم گرفتم خودم داشته باشمش

این تبدیل به مشکل من شد

این تقصیر منه که درست به هانی واقعیت رو نگفتم

پس اینم مشکل خودمه که باید درستش کنم

نمی خوام به تو برای چیزی تکیه کنم

آرزوم اینه که زن شگفت‌انگیز باشم نه سیندرالا

باباشم

... من

باباشم

این واسه من و هانی یعنی چی؟

مرسی برای امروز

ببخشید که زودتر ازت تشکر نکردم

! دونگ چان

راجع به دعوا شنیدم

، معلمت زنگ زد اما یکم طول کشید تا بیام

زخمی شدی؟ خوبی؟

چرا دعوا شد؟

کسی بهت گیر داد؟

کی بود؟ بهم بگو

من نبودم، هانی بود

هان چان یونگ هی ازش می پرسید باباش کیه و اذیتش می کرد

چی؟

بعد یکی اومد و برگشت گفت که باباشه

... این چیه

اما عجیبه

، اگه اون بابای هانی باشه

چرا باید عکس مامان هانی توی اتاق تو باشه؟

، مامان هانی مامان من نیست

پس چرا باید منو بغل کنه؟

... اون

! رئیس

قربان بهتون نیاز داریم

دونگ چان، متاسفم ولی باید برم

اصلا دلت می خواد حقیقت رو بهم بگی؟

احتمالا مثل همیشه بهم دروغ می گی

کجاییم؟

دانشگاه هانکوک

یه چیزی هست که می خوام بهت نشون بدم

بیا

اولین بارمه که دانشگاه میام

خیلی بزرگه

... اینجا جاییه که

... با مامانت

و بابات درس خوندم

اون ساختمون آجری رو می بینی؟

اونجا ساختمون دانشکده هنره

مامانت، بابات و من هر روز اونجا می رفتیم کلاس

More Farsi Persian subtitles for Was It Love?

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left