S.W.A.T.

S.W.A.T.

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 6

Maklumat siaran

S W A T S06E17 WEBRip x264-ION10
Ulasan oleh Ariyaw
🔸 ترجمه اختصاصی فیلامینگو | 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼 | https://b2n.ir/filamingo 🔸

Tag

webrip
web
x264
BRip
Diterbitkan pada: 2023-05-15
Muat Turun: 44
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

چند وقته داری انجامش میدی؟ - شیش ماه -

معلومه چرا ولت کرده

به سلامتی اینکه یه نفر بهتر رو پیدا کرده باشه

یه دعوا تو بار؟ - رفتم بیرون، زیادی خوردم -

انتخاب احمقانه‌ای کردم - تعلیق شدی -

برای دو هفته

فقط دارم میگم اینجا شهر بزرگیه

با کلی محله مختلف

...اگه چیز بهتری اون بیرون باشه - ببخشید -

این واقعا در مورد محله هست؟

یا بیشتر در مورد اینه که با کی هست، همراهی که با خودش داره؟

به نظر میرسه خیلی برای راضی کردن من تلاش نمیکنی

با تمام احترام، چرا باید همچین کاری کنیم؟

حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم می‌کند

هی عزیزم، اوضاع چطور داره پیش میره؟

دارم حسابی عجله میکنم، سریع کار میکنم باور کن

مخصوصا وقتی بچه‌مون هنوز داخل رحمه

و قرار نیست تا شیش ماه چهار دست و پا راه بره

توصیه میشه ایمن کردن خونه برای نوزاد قبل از زایمان انجام بشه

وقتی دخترمون بیاد اینجا

برای مسواک زدن دندون‌هاشم وقت نداریم

ایمن کردن خونه برای بچه که هیچی - خب، پس -

پیشنهاد میکنم ازین سه هفته حسابی استفاده کنیم

حالا که حرفش پیش اومد

اسم انتخاب کردی؟

یه ماه پیش به چهار تا اسم خلاصه‌ش کردم

توپ تو زمین توعه - خیلی خب، اعتراف میکنم -

«از عمد کوتاهی کردم، ولی «نیشل

نمیتونم دخترمون رو

با هرکدوم ازین اسما تصور کنم بدون هیچ توهینی

ولی وقتی مردم اسم دختر کوچولومون رو میشنون

دوست دارم علاقه‌مند بشن و شایدم یکم بترسن

میدونی منظورم چیه؟

سه هفته

اوه لعنتی، کاملا یادم رفت

قرار بود برم پیش مامانم تا یه صندلی گهواره‌ای انتخاب کنم

این بارداری واقعا به مغز فشار میاره

باید عجله کنم - خیلی خب -

یکی رو یادت رفت

میدونم زن، درستش میکنم

کیسه آبم پاره شد

سه هفته زودتر، خیلی زوده

واو، واو، واو

خیلی خب، نه، نه، مشکلی نداریم

فقط یعنی الان طبق زمان دختر کوچولومون هستیم

کیف‌هایی که از قبل آماده کرده بودیم رو میارم

...داخل - اتاق بچه، قفسه بالا چپ، یادمه -

من-من میرم... میرم عوض کنم

آره، برو، برو، عجله کن باید بریم بیمارستان

قراره بچه‌دار شیم

امروز روزشه

این بوریتو صبحونه شبیه بهشت کربوهیدراته

بیا انجامش بدیم

تاپات‌او دارین؟

اوه، میدونی که داریم

ممنون

خب، اولین روزی که از تعلیق برگشتی

آره - کارت خوب پیش میره؟ -

آره، البته، چرا پیش نره؟

بیخیال

«کل این قضیه «بانی

و بعدش اداره اومد سراغت

خیلی زیاد بود - آره، بخاطر همین دعوتم کردی برای صبحونه؟ -

به نظرت امروز

کمک لازم دارم؟

فقط دارم میگم، هیچکس سرزنشت نمیکنه اگه

یکم طول بکشه دوباره بیفتی روی روال قبل

ببین، قبول دارم که خیلی بد بود

ولی با «هاندو» و «لوکا» صحبت کردم

طی این چند هفته اخیر

تصمیم گرفتم بیخیالش بشم بذارم تو گذشته باقی بمونه

الان فقط به آینده نگاه میکنم

چند هفته دیگه تی‌ال‌آی دارم

پس این میشه چهار روز داخل سن‌دیگو

مهارت‌های رهبریم رو تقویت کنم، و اگه همه چیز خوب پیش بره

شاید بعدش به امتحان گروهبانی فکر کنم

پس یه شروع تازه و جدید

خیلی خوبه، شرایط با «بانی» چطور؟

اون روز اومد آخرین وسیله‌هاشو ببره

زیاد چیزی نگفت، منم چیزی نگفتم

داری پلیس بازی درمیاری؟

نه، و ببین، نمیخوام خوشبینی‌ت رو از بین ببرم

ولی حس میکنم یکم شبیه انکار هست شاید؟

حالت خوبه؟ - زنگ بزن اورژانس -

اسلحه، پلیس لس‌آنجلس

«ناتالی» - اسمت «ناتالی» هست؟ خیلی خب -

«گوش کن «ناتالی ازت میخوام که دستت رو

از روی اون اسلحه برداری، شنیدی؟

...باید کمک کنی

داریم تلاش میکنیم بهت کمک کنیم، ولی اول

باید اون اسلحه رو بذاری روی زمین

«به من نگاه کن «ناتالی

ناتالی»؟»

باید بهش کمک کنی

صبر کن، اسمت چیه؟ - «جین» -

اسم خواهرم «ناتالی»ـه

یه مرد مارو دزدید و زندانی‌مون کرد

من فرار کردم، ولی خواهرم

باید بهش کمک کنین

به مامان بابات زنگ زدی؟

الان داخل لاگاردیا هستن

امشب پرواز دارن، مستقیم میان اینجا

مامان بابات تو راه هستن زود میرسن اینجا

هاندو»، واقعا داره اتفاق میفته»

آره، همینطوره

بهیارا رانندمون «جین کروز» رو چک کردن

خوشبختانه صدمه جدی یا ضربه مغزی نداشته

مواد زده بوده؟ - آزمایش بی‌ای‌سی منفی بوده -

و تونستم یه گزارش مفقودی پیدا کنم

اون و خواهرش شیش ماه از خونه‌شون

داخل ویتیر غیبشون زد، پس با واقعیت جور در میاد

جین» 17 سالشه، «ناتالی» 15 سالشه»

«جین» فقط تونست اسم کوچیک آدم ربا رو بهمون بگه...«جکس»

باید به والدین‌شون خبر بدیم - مادرشون این اطرف نیست -

با باباشون زندگی میکنن براش پیام گذاشتم

خیلی خب پس، بیا با «جین» صحبت کنیم

ببینیم در مورد این «جکس» چیز بیشتری میفهمیم یا نه

چون الان اون کلید پیدا کردن «ناتالی»ـه

تو همون پلیس داخل تصادف هستی

گفتن کسی آسیب ندیده؟ - درسته -

جین»، ازت میخوایم چند تا سوال رو برای ما جواب بدی»

و من ازتون میخوام که خواهرم رو پیدا کنین

و دقیقا هدف‌مون همین کاره

ولی الان، تو تنها کسی هستی که میتونی به ما کمک کنی

باید بفهمیم چه اتفاقی برای تو

و «ناتالی» 6 ماه پیش افتاده

گفتی اسم کسی که تورو دزدیده «جکس» هست

چطوری باهاش آشنا شدی؟ - «من و «ناتالی -

داخل یه مغازه مشروب‌فروشی داخل بلوار ویتیر بودیم

میخواستم برای یه پارتی یکم مشروب جور کنم، خیلی احمقانه بود

جکس» اونجا بود، پیشنهاد داد برامون بخره»

و «چکس» گفت که کیفش رو داخل ماشین جا گذاشته

باهاش رفتیم بیرون

تنها چیزی که بعدش میدونستم، داخل خونه‌ش

با کلی دختر دیگه به هوش اومدیم

صبر کن، دخترای دیگه؟ چند تا؟ - هفت تا -

خیلی خب، چطوری اینا باعث اتفاقای امروز بیفته

اون اسلحه و تصادف؟

یکی از آدمای «جکس»، یه یارو عجیب با مو دم اسبی

امروز صبح من رو برد داخل یه متل

خب، میدونین

به هر حال، میدونستم داخل داشبورد یه اسلحه داره

وقتی که نگاه نمیکرد، برش داشتم

و بهش شلیک کردم

بعدش ماشینش رو دزدیدم

نزدیک بود انجامش ندم، چون «ناتالی» باهام نبود

ولی میدونستم تنها شانسی بود که برای نجاتش داشتم

پس، خواهش میکنم

باید بهش کمک کنین

این همون مردی هست که «جکس» صداش میکنی؟

الان سنش بیشتره، ولی آره

فرمانده، چه خبره؟

گلوله‌شناسی از اسلحه اثرانگشت پیدا کرده

همونی که خانم «کروز» داخل ماشین داشته، سه جفت

مال خودش، یارویی که بهش شلیک کرده

و این یارو

اسم واقعیتش «الای وایت» هست، طی ده سال گذشته

یه فراری تحت تعقیب بوده

ده سال پیش، اف‌بی‌ای در حال ساخت یه پرونده بوده

علیه «وایت» بخاطر قاچاق انسان

یه شب پلیسا میرن دم خونه‌ش

داخل اوهایو تا یه حکم رو اجرا کنن

وایت» از در جلویی بهشون شلیک میکنه»

بلافاصله یه مامور رو میکشه و یکی دیگه رو زخمی میکنه

حرومزاده ازون زمان غیبش زده

نه ردی، نه نشونه‌ای، هیچی

وایت» تونست ده سال مخفی بمونه»

بلده چطوری همچین کاری کنه

«جین» گفت که هر وقت که میرفتن پیش «جان»

کمتر از 40 دقیقه طول نمیکشیده

پس خونه‌ای که داخلش هستن باید نزدیک به لس‌آنجلس باشه

تونست به اندازه کافی در مورد نشونه‌های محلی بهمون بگه

که فکر میکنیم داخل «تاهانگا» هست

چند تا نتیجه داشت

یه ملک داخل «تاهانگا» پیدا کردم

کنار جاده «پاندورسا کنیون» هست

مالکش یه نفر به اسم «جکس ایوانز» هست

این شانس‌مون برای گیر انداختن «وایت» و نجات دادن اون دخترا هست

با توجه به اندازه و زمین و امنیت

«اون، و آدم‌های «وایت

باید روی اون مکان دید داشته باشیم

مخفی کاری بهترین روشه

خب، همه‌مون میدونیم «هاندو» داخل بیمارستانه دیکان»، تو رهبری کن»

بریم سراغ اون خونه

دید روی یه مظنون، مرد، مسلح

در حال رفتن به خونه اصلی

نشونه‌ای از دخترا یا «وایت» نیست

خودشه، روی «وایت» دید دارم

اینو میبینی؟

دیک»، مهمون داریم»

آره، به نظر میرسه پلیسا هستن

«مامور ویژه «الان ریتر

این عملیات الان تحت صلاحیت قضایی فدرال هست

پس همینجوری میای اینجا

کاملا عنصر سوپرایز رو از بین میبری

و کل ماموریت مارو خراب میکنی

این دیگه عملیات سوات نیست، گروهبان

تو دیگه تصمیم‌گیرنده نیستی اینجا

اگه میخوای بمونی، از اف‌بی‌آی دستور میگیری

حالا چیکار کنیم؟

More Farsi Persian subtitles for S.W.A.T.

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left