194 baris pertama.
!بپر
!روز تولدم رو یادم نمیاد
والدینم رو یادم نمیاد
یادم نمیاد که چطوری آخر و عاقبتم ...به اینجا ختم شد
جایی که پُر واضحه به گروه خونی من نمیخوره
اولین چیزی که یادم میاد، ترسه
!یالا !بزن بریم
اونجا بودم تا شجاع باشم
آموزش می دیدم تا محافظت کنم
باید دست به عمل میزدم ولی به جاش فلج شده بودم
یالا بزن بریم
یه بزدل بودم و بابتش از خودم متنفر بودم
...و بعدش - گرسنهای، کوچولو؟ -
اون زن رو دیدم
همینجا منتظر بمون الان برمیگردم
...واسه اولینبار تو زندگیم
چیزی به غیر از ترس رو حس کردم
امنیت رو حس کردم
عشق رو حس کردم
و عشق، میتونه اوضاع رو تغییر بده
من میتونستم از اون زن محافظت کنم من میتونستم از اون مرد محافظت کنم
هدفم همین بود
ولی اشتباه میکردم
نتونستم از اون مرد محافظت کنم
...و تو اون لحظه
تک تک چیزهایی که در مورد خودم فکر میکردم تک تک ترسهایی که داشتم
همهشون به حقیقت مبدل شدن
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
«مترجم: «فهیمه داوری، زهرا حاجیپور @Studio_C : کانال تلگرام
...دفتر پرسنل، من
بله، درسته
چی؟
!وای خدای من کِی؟
فقط به خاطر اینکه اتفاقات ...در زمان مقرر شما اتفاق نمیفته
به این معنی نیست که خدا برنامهای واسهتون نداره
...برادرهای یوسف بهش خیانت کردند
به عنوان برده فروخته شد ولی خدا برنامههای خاص خودش رو داشت
آره، همینطوره
...داوود فقط یه پسر چوپان بود
مامان؟ - ولی خدا برنامههای خاص خودش رو داشت -
الان دکتر ایوانز کجاس؟
تو غسالخونهس
فکر میکردم زیر خاکه
تو غسالخونهس و سهشنبه خاکش میکنن
روحش کجاس؟
روحش رفته به بهشت تا پیش خدا باشه
پس چرا بدنش نرفته؟
بدنش زیر خاکه
بیاید به حرفای جناب کشیش گوش بدیم، باشه؟
مطمئن باشید که اون یه برنامه داره... - آره -
چون وی ما رو به سمت عدالت راهنمایی خواهد کرد
بله، همینطوره
آمین - آمین -
باید برای دکتر ایوانز هم تو دعاهای قبل خوابم دعا کنم؟
خیلی کار قشنگیه، عزیزدلم
الان برمیگردم
خانم؟
رالف بیلی هستم، دارم یه داستان در مورد کالوین ایوانز برای مجلهی تایمز مینویسم
میخواستم ببینم امکانش هست ازتون یه چندتا سوال بپرسم؟
به گمونم از اعضای خانوادهش هستید؟
نه
دو ردیف اول معمولاً برای اعضای خانواده ...در نظر گرفته میشه، پس فکر کردم که
خب، پس میتونید بهم بگید از کجا ایشون رو میشناختید؟
شاید بتونید یه خاطره ازش تعریف کنید؟ مدت زمان زیادی روی ایشون شناخت داشتید؟
نه
...نه، شما
نه، مدت زمان زیادی نمیشناختمش دورهی آشناییمون به قدر کافی طولانی نبود
خب، خوشحال میشم یه پیشزمینه بهم بدید
یه چیزهایی در مورد ایشون شنیدم
با یکی که صحبت کردم میگفت ...ایشون آدم موفقی بوده
...و یکی دیگه تا اینجا در موردش گفته که
من فقط نقل قول میکنم گفته که اون واقعاً یه عوضی تمامعیار بوده...
هر کسی که اون رو بشناسه میدونه که همچین حرفی کاملاً غلطه
فکر میکردم گفتید خیلی خوب روی ایشون شناخت نداشتید
گفتم دورهی آشناییمون به قدر کافی طولانی نبوده
درسته، من هم همین رو گفتم که به قدر کافی روی ایشون شناخت نداشتید
خب، فکر کنم نباید سگتون رو با خودتون به اینجا میاوردید
تو ورودی یه تابلو دیدم
بهتون تسلیت میگم
برای هر چیزی یه فصلی وجود داره یه زمانی برای به دنیا اومدن و یه زمانی برای مُردن
کالوین ایوانز مرد بااستعدادی بود یه شیمیدان متعهد بود
و در مناسبتهای اجتماعی بسیار سرزنده و سرگرمکننده بود
هیچکدوم از اعضای خانوادهی کالوین ایوانز در قید حیات نیستن
و اگرچه ما از برنامههایی که خداوند ...برامون چیده نمیتونیم خبردار بشیم
ولی باید به ایشان اعتماد کنیم و همیشه یکی از بندگان وی باقی بمونیم
همانگونه که شما، عزیزان ایشون و ...همکاران ایشون، سوگوار این ضایعه هستید
آرامش را در یکدیگر و در خصوصیات خوب کالوین پیدا کنید
چند روز باهام حرف نزده
بهم دست نزده به زور بهم نگاه میکنه
امیدوار بودم زمان باعث بشه ...فراموش کنه که
تقصیر من بوده ولی مگه میتونه؟
چون ناکامیها همیشه از یه مسیری تو یاد و خاطرات باقی میمونن
ازش درخواست قرار کردی؟ - نه، نمی خوام در موردش حرف بزنم -
ببین کی اومده بهش زل نزن، برثا
باورم نمیشه اومده اینجا هنوز کفن طرف خشک نشده
تک تک بوهای اون رو یادمه
بویی که بعد از حموم کردن میداد بویی که وقتی از بیرون میومد میداد
بویی که بعد از دویدن میداد
ولی تو اینجا، هیچ بویی حس نمیکنم
خوبه
!الیزابت، اینجایی
وسایل من کجاست؟ وسایل کالوین کجاست؟
خانم زات، واسه برگشتنت خیلی زوده باید استراحت کنی
باید کار کنم دفترچهیادداشتهام و تحقیقاتم رو می خوام
...من و کالوین چیزی نمونده که به
چیزی نمونده بود که برای کمک هزینهی رمسن اقدام کنیم. یه روز رو هم نمیتونم از دست بدم
همه چی رفته تو انباری
باشه باید فرمی چیزی پُر کنم؟
تحقیق دکتر ایوانز الان دیگه متعلق به هیستینگزه
ولی تحقیق جفتمون بود ما خیلی بهش نزدیک بودیم
شاید یه آزمایشگاه خالی باشه که خارج ساعت کاری بتونم ازش استفاده کنم؟
خیلی شرمندهم خط مشی اداره اینه
وسایل شخصیش چطور؟ آهنگاش، لباساش، روپوش آزمایشگاهش؟
میدونم یه رابطهی غیرمعمولی بین تو و دکتر ایوانز در جریان بوده
ولی باید صبر کنیم
باید ببینیم که شاید برادری ...یا بستگان همخونی پیدا نمیشه
که پا پیش بذاره و ادعای وسایلش رو بکنه
شرمنده ...اگه می خوای گریه کنی
نمی خوام
می خوام کار کنم نیاز دارم کار کنم، فران. خواهش میکنم
...عزیزم، متاسفانه بدون حمایت یه شیمیدان
مطمئنم مشکل مالی داریم بذار ببینم چه کاری از دستم برمیاد
شاید تو ساختمون مدیریت یه جا باشه ...ولی سگ دکتر ایوانز
اگه بتونی بدون سگه برگردی میتونم یه جا رو واست جفت و جور کنم
ممنون
وقتی هر روز صبح می رفت من زهرهترک میشدم
چون اگه برنمیگشت چی؟
واست غذا می ذارم دقیقاً سر ساعت 3:30 حاضر میشه
تلویزیون رو روشن می ذارم
کارتون، که معمولاً ازشون دوری میکنم ...ولی با توجه به شرایطی که داریم
به اخبار ترجیحشون میدم
...در پشتی رو باز گذاشتم
دست خودم نبود ولی خیالم راحت میشد
چون مجبور نبودم با عواقب کاری که کردم روبرو بشم
...با توجه به اینکه کلمهی "گری" با اِی «gray»
...املای آمریکایی قابلقبولتریه
راهنماییِ 14 عمودی "ارل__ تی" غلطه
باید با ای نوشته بشه چون اسم چارلز گری رو روش گذاشتن «Charles Grey»
همش رو نوشتی؟
آره و خیره کنندهس
خانم جوان، داری واسه من باهوشبازی درمیاری؟
مطمئناً نه
میدونم زمانبندی مرگ دکتر ایوانز افتضاح بوده ...با توجه به اینکه چیزی نمونده بود
برای یکی از کمکهزینههای ما ارائهش رو تحویل بده
...ولی امیدوارم متوجه باشی
که بنیاد رمسن نیاز داره پولش رو جای دیگهای سرمایهگذاری کنه
منم بهش فکر کردم
ولی در مورد همین میخواستم باهاتون حرف بزنم
هضم کردن اتفاق این چند روز گذشته ...واقعاً کار آسونی نبوده،چون که
کالوین دوست عزیز من و همچنین همکار آزمایشگاهیم بود
نمیدونستم
...به خاطرهمین میخواستم بپرسم اگه
و میدونم این "اگه" شوخیبردار نیست
مایلم تحقیقات دکتر ایوانز رو ادامه بدم
و فقط به خاطر ایشون نیست
بلکه به خاطراینکه به سوالات بزرگی که این همه سال باهاش درگیر بودیم جواب بدیم
بذار با هیئت مدیره در میونش بذارم
یه هدیه واست دارم
ببخشید، قربان؟
بازش کن
خیلیخب
...من...این
عجب! این تحقیقات زات و ایوانز روی نوکلئوتیدهاس
نه، دکتر بوریویتز
...این تحقیقات هیستینگز روی نوکلئوتیدهاس
و من می خوام نتایج رو دوباره تکرار کنی
دلم می خواد بهتون کمک کنم، قربان ...جدی میگم، فقط
نمیتونم اعتبار کاری که خودم انجامش ندادم رو مال خودم کنم
پس انجامش بده همراه من
ببین، اگه این تحقیقات به همون اندازه که ...ایوانز ازش حرف میزد مبتکرانه باشه
پس بیا من و تو نتایج رو قدم به قدم دوباره تکرار کنیم و بزنیم به اسم خودمون
خانم زات چی؟
ببین، اگه واسه این کار آمادگی نداری یکی دیگه رو به جات پیدا میکنم
به گمونم اگه بذاریم تحقیقات کالوین هدر بره خیلی حیف میشه
مشخص کردن وضعیت بارداری» «با استفاده از تخمکگذاری دو زیست
ببخشید
فکر میکردم منتظر من بودید
دکتر دوناتی برای آزمایشگاه فارماکولوژی درخواست چندتا نمونه داده بودن
البته هیچوقت هیچکس با من هماهنگ نمیکنه
هر چی نیاز داری بردار
حتی قبل از اینکه اون بفهمه میدونستم حاملهس
جوری که خیلی قبل از باریدن بارون میتونم بفهمم که قراره هوا بارونی بشه
و پیش خودم فکر کردم شاید این بتونه یه شروع تازه واسهمون باشه
یه شروع دوباره
سلام، میتونم کمکتون کنم؟
همه چی مرتبه؟ داشتم در می زدم
دارم یه آزمایشگاه شیمی با درجهی صنعتی می سازم
بیموقع مزاحم شدم؟
بیموقع برای چی؟
این مقالهی لسآنجلس تایمز از کالوین یه هیولا ساخته
حتی فردی که در قسمت اعضای خانواده ...نشسته بود گفت
من به خوبی روی اون شناخت نداشتم
وحشتناکه من اصلاً همچین حرفی نزده بودم
No comments yet. Be the first to leave one.