The Walking Dead

The Walking Dead

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 7

Maklumat siaran

The Walking Dead Season7 1080p BluRay 30nama
The Walking Dead Season7 720p BluRay 30nama
The Walking Dead Season7 x265 1080p BluRay 30nama
The Walking Dead Season7 x265 720p BluRay 30nama
Ulasan oleh SKYPERSIA
هماهنگ با ریلیزهای وبسایتِ ۳۰نما

Tag

BluRay
1080
x265
720p
720
Diterbitkan pada: 2018-12-31
Muat Turun: 99
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

‫چیه؟

‫اینقدر جُک بدی بود؟

‫می‌کشمت

‫چی؟

‫نفهمیدم دقیقاً چی گفتی. ‫باید بلندتر حرف بزنی

‫امروز نباشه

‫...فردا نباشه...

‫ولی یه روزی می‌کشمت

‫خدایا

‫سایمون...

‫اون چی داشت، یه چاقو؟

‫یه تبرچه داشت

یه تبرچه؟

یه تبر داشت

‫سایمون فرد مورد اعتماد و دست راستِ منه

‫داشتن یکی مثل اون، خیلی مهمه

‫بدون دست راست دیگه چی ‫واسه آدم می‌مونه؟

‫کُلی کار

‫تو هم یه دست راست داری؟

یکی از این افراد خوب که هنوز زنده باشه؟

‫یا شاید من...

باشه

‫آره

‫تبرش رو بده بهم

زودی برمی‌گردم

‫شاید «ریک» هم باهام برگرده

‫و گرنه، خب...

بقیه‌شون رو هم نفله می‌کنیم

‫منظورم اوناییه که هنوز زنده‌ان

‫بریم یه دوری بزنیم

چه ماشین لگنیه!

‫"می‌کُشمت"

اسکلم کردی؟

‫الان دیدی چی شد، ندیدی چیکار کردم؟

...تو

‫بهترین فرصتت...

‫اینه که پاشی، اون تبر رو برداری

‫و بکوبیش پشت کله‌ی من

‫ببین چطوری انجامش میدی

‫ادای آدمای سر سخت رو در بیار

یالا

‫اون تبر لعنتی رو بردار

‫بندازش

‫کاری نکن دوباره پاشم

‫خب،نگاه کن

هوا روشن شده

‫یه روز جدید شروع شده، ریک

‫ازت می‌خوام به این فکر کنی که ‫چه اتفاقی می‌تونست بیفته...

‫به اتفاقی که افتاد فکر کن

‫و به این فکر کن که چه اتفاقی ‫هنوز ممکنه بیفته

‫این تو رو یاد یه آشنا نمی‌اندازه؟

‫اوه، آره

‫تو مال منی

‫اون افراد هم... اونا هم مال منن

‫این...

‫این مال منه

‫هی، ریک...

‫برو تبر من رو بیار

‫بیا باهمدیگه دوست باشیم

برو تبرم رو بیار

‫شرط می‌بندم فکر کردین که ‫همگی باهمدیگه پیر میشین

‫دور میز شام یکشنبه شب می‌شینین

‫و با خوشبختی پیش هم زندگی کنین

نه

‫از این خبرا نیست، ریک

‫دیگه نه

‫راجع به اتفاقی که افتاد، فکر کن

‫من راستش نمی‌تونم تصمیم بگیرم

‫یه فکری دارم

‫ده...

‫بیست...

‫سه...

‫پونزده...

‫هزار...

‫شصت و شونزده...

‫هر...

‫کی...

‫میگه...

‫شونزده...

‫نیست

‫هیفده...

‫هیجده...

‫نوزده...

‫بیست...

‫خانم زری...

‫حاضر باش...

‫دستمال آبی بردار...

‫پر از گلابی...

‫و تو در اومدی

‫اگه کسی تکون بخوره، ‫کسی نفس بکشه

‫اون یکی چشم پسره رو هم ‫دربیارین و بدین باباش بخوره

‫و بعدش شروع می‌کنیم

‫می‌تونین فقط نفس بکشین و پلک بزنین

‫می‌تونین گریه کنین

‫به جهنم، همه‌تون به گریه میفتین

‫نگاش کنین!

‫مثل یه قهرمان داره مقاومت می‌کنه!

‫بیا...

‫تخمام رو...

‫بخور

‫شنیدین؟

‫گفت، "تخمام رو بخور"

!اوه، خدای من

!نگاش کن

‫شماها، به این عزیز شیطون‌بلام نگاه کنین!

‫عزیزم...

‫اینو ببینش

‫اوه، الهی

...شماها

‫باهم بودین؟

چقدر بد شد

‫ولی اگه باهمدیگه بودین، باید بدونی که

‫یه دلیلی برای همه‌ی اینا وجود داشت

‫قرمزه... قرمز بوده

‫و قرمز هم می‌مونه

‫اون به خاطر تیم یک، شش یا هفت تا ضربه خورد

‫پس...پس نگاش کن

‫یه نگاه بنداز!

‫دریل!

!نه

اوه، نه

اون؟

‫خدای من!

‫این کار...

‫اصلاً امکان نداره

‫اینجا...

‫از این کارا خبری نیست

‫می‌خواین خلاصش کنم؟

درست همین‌جا

نه

‫نه، تو اونا نمی‌کُشی...

‫نه تا موقعی که یه کم باهاشون ور نری

‫بگذریم...

‫اینطوری کارمون نمی‌شه

‫خب، من قبلاً بهتون گفته بودم...

‫امتحان اولی مجانیه. بعدش چی گفتم؟

‫گفتم که پدر همه‌تونو در میارم!

‫بدون استثنا

‫حالا، نمی‌دونم با کدوم عوضی‌ای دروغگویی

سروکار داشتین

‫ولی من کسی هستم که سرم بره قولم نمی‌ره

اثرگذاری اولیه خیلی مهمه

‫می‌خوام که من رو بشناسین

...پس

‫برگردیم سر ادامه کارمون

‫!نه

‫رفیق، هنوز زنده‌ای؟

‫نمی‌دونم

‫مثل اینکه می‌خوای حرف بزنی ولی

‫همین الان بود که یه ضربه خوردی

‫من چنان محکم زدم تو جمجمه‌ت که

‫کاسه‌ی چشمات درست پرید بیرون

‫و بدجورم حال‌بهم‌زنه!

‫مگی، پیدات می‌کنم

‫اوه، لعنتی

‫می‌تونم درک کنم که این براتون خیلی سخته

‫متأسفم

‫جدی می‌گم

‫ولی من این رو گفتم که

!بدون استثنا

‫ترسوها

‫تازه شروع کردم

‫لوسیل تشنه‌اس

‫اون یه خفاش خون‌آشامه

‫چیه؟

‫این جک اینقدر بد بود؟

‫یه عده مُردند، ریک

‫این اتفاقیه که افتاده

‫این به این معنی نیست که ‫بقیه‌شون هم باید بمیرن

‫تبرم رو بیا

‫تبرم رو... بیار!

‫فکر می‌کردم تو مَردش هستی، ریک

‫ولی شاید نیستی

‫یه شانس دیگه بهش می‌دم

‫حالا، واقعاً ازت می‌خوام که ‫این دفعه شانست رو امتحان کنی

‫فرصت آخر

‫تبرم رو بیار!

!زمان داره می‌گذره، ریک

‫به این فکر کن چه ‫اتفاقاتی می‌تونه هنوز رخ بده!

‫آ ماشالا!

‫رسیدیم، عوضی

‫این باید برات سخت باشه، مگه نه؟

‫آخه تو برای مدت زیادی ‫رئیس بودی

‫از دست دادن دو نفر از افرادت...

‫کله‌ی یکی بعد دیگری متلاشی شد

‫و درست جلو چشم پسرت؟

خیلی ناجور بود!

‫خیلی خب

‫تو رئیس بودی

‫خب...

‫احتمالاً...

‫به رئیس بودن معتاد بودی

‫و حالا، خب، تو یه چشم بهم زدن تموم شد

...ولی

‫تو هنوزم می‌تونی رئیس باشی و...

‫برام مایحتاج فراهم کنین

‫فکر کنم بهش بهش نیاز پیدا می‌کنی

‫یه احساسی بهم می‌گه

‫پس بگیرش

اومدیم

More Farsi Persian subtitles for The Walking Dead

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left