Faust

Faust (Lekce Faust)

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Maklumat siaran

Lesson Faust 1994 DVDRip-[MediaSity]
Ulasan oleh RAMINO
مترجم : حجت ده بزرگي،تنظیم با نسخه ی مدیا از رامینو

Tag

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Diterbitkan pada: 2016-11-22
Muat Turun: 37
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

196 baris pertama.

من با مشقت و سختي فلسفه رو مثل حقوق و طبابت ياد گرفتم

با کمال شرمندگي الاهيات رو هم پشت سر گذاشتم

و حالا بعد از پشت سر گذاشتن همه ي اين علوم هنوزم يه پير خرفت و احمقم

.به همون خرفتي هستم که از اول زندگيم بودم

حتي سگم حاضر نيست مثل من زندگي بکنه

دانش هايي که به هيچ دردي نمي خورند

...به همين خاطر تصميم گرفتم که روحم رو

از بين اين همه علوم بي ارزش و احمقانه نجات بدم...

فاوست، فاوست

...ذهن کنجکاو و نگاه تيزبينانه ات رو از اين افکار واهي و سياه

رها کن و به الاهيات برگرد...

....شادي و سرمستي حقيقي

فقط در پناه عدالت ميسر هست...

اگه از دستورات خداوند سرپيچي نکني ...اونوقت از عذاب به دور هستي

و رحمت او نيز شامل حالت ميشه....

فاوست، فاوست

...خوندن الاهيات رو کنار بذار

...هرچه سريع تر، خودت رو وقفِ

دانش هاي سياه و تاريک کن...

اين کار رو بکن و پاداشت رو همين جا روي همين زمين دريافت کن

...قدرتي که من به تو ميدم

صدها برابر از قدرت پادشاهان و فرمانروايان بيش تر هست...

قربان، ببخشيد که سر زده اومدم

... اومدم تا به شما بگم

...که دو نفر از دوستاتون توي خيابون

.منتظرتون هستن .با اجازه شما سرورم

کورنلو و والدز

...ميگن که خبرهاي مهمي دارند که

حتما بايد به خود شما بگن...

بايد برم

اون بين کتاب هاش خودش رو گم کرده و عليرغم اينکه خيلي ها راجع به اون اشتباه مي کنن

!آه بر اين زندگيِ بي ارزش و پر از رنج

فقط حقيقت رو ميگم چونکه دروغي وجود نداره

...ما اينجا دانشمندي رو داريم که خودش رو

وقف هنرهاي سياه کرده...

اسم اون آدم دکتر فاوست هست

...اين جوري نيست که اون کله ي پوکش ضرري داشته باشه

...داشتن يه خورده علم و يا کمي بيشتر مهم نيست، خواهيم ديد ...

!که چه جوري علم در برابر من زانو ميزنه

اين چيه؟

کتاب خيلي خوبي هست يه خورده ش رو خوندم

يعني چي!؟ چرا نمي فهمم چي نوشته!؟

!بايد ورق بزنم و يه صفحه ساده تر پيدا کنم

آه، اين خوبه !اين يکي رو مي فهمم

....چگونه يک پيرزن شيطان بدبويِ پير

را به دختري زيبا و باکره تبديل کنيم..

...ديگي با سايز مناسب پيدا کنيد و کارهاي زير را دنبال کنيد تا

تا به آنچه که مي خواهيد برسيد...

...برگهاي توسکا، پيازهاي فاسد

...(پينه هاي آن بايد جدا شود)

...به اندازه سر سوزن گزنه و زيره اضافه کرده

...(پوست هاي چين دار آن را جدا کرده)

!و در آخر مقداري ريش بُز اضاف کنيد

اين جا براي نشستن جا زياد هست من فقط بايد بشينم و منتظر باشم

...و اون چيزي رو که مغز بيچاره ام نميکشه رو

به عهده طرف ديگه خودم بذارم...

کرم بدبخت، چطور جرات کردي که به اين کتاب بي حرمتي بکني ....کتابي که

.کله ي گُنده تو اجازه وارد شدن رو به اون نداره

...خودت رو تکون بده تا بيرون ننداختمت

اون چي گفت؟

از کجا بدونم؟ لاتين ميگه

.بهت اخطار مي کنم. از اين جا برو بيرون

!نامرد! زدي توي گوشم

تو ديوونه شدي داري چرت و پرت ميگي

استعداد اين رو داري که به سرور من خدمت بکني؟

چرا که نه؟

...اگه که لباس هاي خوب بپوشم

...انعام خوب بگيرم و غذاي خوبي بخورم...

!و ازم نخوان که برگردم، حتما قبول مي کنم

...اگه که موافقي

دنبالم بيا

...من، يوهان فاوست

تو، مفيستوفلس را احضار مي کنم...

!ميفيستوفلس

!مفيستوفلس

!مفيستوفلس! مفيستوفلس

...حالا، فاوست

از مفيستوفلس چي مي خواي؟...

...به تو مفيستوفلس دستور ميدم

...که تا زماني که زنده ام...

...در اختيارم باشي و من....

.فاوست، به تو نيازمند باشم...

...حتي اگه

ماه به جابجا بشه....

و از مدارش خارج بشه...

و يا اقيانوس....

.زمين را در خودش فرو ببره

...من، تنها، خدمتکارِ متواضعِ شيطان بزرگ هستم

و تنها با اجازه او ميتونم در خدمت تو باشم ....

ما فقط ميتونيم دستورات اونو اجرا کنيم

...پس اون اجازه بهت نداد که

که پيش من حاضر بشي؟

نه، من با مسئوليت خودم اينجا اومدم

منظورت اينه که طلسم هاي من، جادوهاي تو رو باطل نکرد؟

.حرف بزن

اونها هم تاثير داشتند اما دليل اصليش اين نيست

چراکه، وقتي ما سرکشي يه مرتد رو مي شنويم

و از مرتد شدن و نفي کردن عيسي مسيح توسط وي مطلع مي شويم

.بلافاصله پرواز مي کنيم تا روح اونو به تسخير درآوريم

...اجازه بده اين بحث مسخره و بي مزه راجع به

روح" رو عوض کنيم..."

....بگو ببينم

اين شيطان که ميگي، خداي توئه؟

اون فرمانروا و رئيس همه روح ها هست

درسته که ميگن اون يه زماني فرشته بوده؟

آره، اون نزديک ترين فرشته به خداوند بوده

پس چطوري الان تبديل شده به

پادشاه تمام شياطين؟

چون اون خيلي خودخواه و گستاخ هست

.و به همين خاطر خداوند اون رو از درگاهش بيرون کرد

تو چي؟

با اون زندگي ميکني؟

....ما روح هاي سرگردوني هستيم که در دامان شيطان گير افتاديم

...و براي ضديت با خداوند هم پيمان شديم...

و محکوم شديم که تا ابد مثل شيطان رنج ببريم....

به چي محکوم شديد؟

آتش جهنم

...چطور ممکنه

يعني تو از آتش جهنم فرار کردي و الان کنار من هستي؟...

چرا؟ براي اينکه اين جهنم است نه اين که من اون رو ترک کردم

...فکر مي کني من، کسي که رودروي خدا وايسادم

و در عين حال تجربه لذت هاي بهشتي هم داشتم... ميتونم از عذاب هاي جهنم فرار کنم؟

و وارد يه کالبد جديد و بي گناه بشم!؟...

:اين رو به گوش شيطان بزرگ برسان

...بگو که فاوست روحش را

...در پايان 24 سالگيش ....

....تقديم کرد...

...و بعد از اون، زندگي اي شهوت گونه و لذت بخش شروع ميکنه...

... و اين به اين معني هست که تو همواره با من هستي...

و هر چي رو که من اراده کنم بايد برام جور بکني...

باشه

...درضمن، جواب اين سوال مبتديانه رو

که توي کتابخونه دکتر باهاش مواجه شدم رو هم ميخوام....

...چگونه پرنده اي رو بدون نمک و يا هر نوع تله گذاشتن"

...و تنها با استفاده از فرمولي جادويي

داخل يه پنج ضلعي بگيريم؟...

پس قولمون سرجاشه ديگه؟

به همين سادگي ديگه؟

يا نيست؟ آره هست

حالا فقط کلمه اي جادويي ميمونه که پرنده رو گير بندازي

روح ها جمع شدن...بشنو

!فيليکي

...افسوس، چرا از کلمه جادويي براي

جمع شدن شياطين از آتش جهنم استفاده ميکني؟

...داري اونا رو اذيت ميکني

خيال ندارم که شيطان رو راحت بذارم

من فقط دارم پرنده ها رو مي گيرم

از حلقه ي امنيت خارج شو

زودباش، تو رو به مبارزه مي طلبم

نميتونم

فکر کنم همين داخل بمونم

جرات داري يه دقيقه بيا بيرون...دودت ميکنم !بري توي هوا

!از جام يه وجب هم تکون نميخورم

بذار اين طور فکر کنيم

اين کار داره منو يه خورده مضطرب ميکنه

!پاليوکي

!پيليوکي

!پيليوکي

!آه، من گيج شدم

بايد رمز خلاص شدن از دست اون ها رو فراموش کرده باشم

!آه، الان يادم اومد !پاليوکي

!خودشه، اينجوري درسته

!براي برگردوندنشون به لونه شون بايد "پاليوکي" بگم

!و براي صدا زدنشون بايد"پيليوکي" بگم

آه، برگشتي

تو رو با اين حقه اي که ياد گرفتم شکنجه ميدم

!پاليوکي

!پاليوکي

!پيليوکي

!پاليوکي

!پيليوکي

!ديگه نمي تونم، بسه ديگه

.تو بردي

!رحم کن جان تو، التماست مي کنم

!پاليوکي

!وقتي که اونا ديگه رفتن منم فرار ميکنم !!!صبر کردن جايز نيست *!!!مترجم: شيطان اگه ميفهميد گير همچين ديوثي ميفته همونجا تعظيم ميکرد*

❂[فروش و تبادل فیلم و سریال بر روی هارد جهت سفارش به آدرس زیر ایمیل بزنید raminkalhori2000@gmail

بگو ببينم، شيطان بزرگ چي گفت؟

...گفت که که من خدمتگزار فاوست باشم

و روح اونو تسخير دستورات خودم بکنم...

اما فاوست، تو بايد خودت رو تسليم اون بکني

با امضايي که با خون خودت توي قرارداد نقش بسته

اين قرارداد به وسيله شيطان بزرگ تاييد شده

اگه زيرش بزني من مجبورم که به جهنم برگردم

همونجا بمون مفيستوفلس

باشه، مفيستوفلس، امضا ميکنم

يه حکمتي هست ...ميبيني که چي شد

قلم من افتاد و دو تکه شد.....

ديگه بهونه نيار

الان تو بايد هر چيزي که قبول کردي رو امضا کني

با خون خودت قرارداد رو قبول و امضا بکني

ببين مفيستو ...به نظر عجيب نيست که

خودکار اون جوري روي زمين بشکنه...

!فاوست! تو داري طاقت من رو تاخت ميکني !يه قلم ديگه بردار و امضا کن

.وقت کمه، اينبار خودم کمکت ميکنم

...نشونم بده

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left