The Blacklist

The Blacklist

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 5

Maklumat siaran

The Blacklist S05E15 HDTV Pattie Sue Edwards (No 68)
The Blacklist S05E15 XviD-AFG
The Blacklist S05E15 HDTV XviD-RMX
The Blacklist S05E15 HDTV x264-SVA
The Blacklist S05E15 480p x264-mSD
The Blacklist S05E15 720p HDTV x264-AVS
The Blacklist S05E15 480p HDTV x264-RMTeam
The Blacklist S05E15 720p HDTV x265-HETeam
Ulasan oleh Toxicity
░▒╠▷ Dark Assassin

Tag

x264
480p
480
XviD
Diterbitkan pada: 2018-03-09
Muat Turun: 41
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

‫می‌خوای دوباره گرمش کنم عزیزم؟

‫نه مرسی، صورت‌حساب فقط

‫الان...

‫الان برمی‌گردم

‫هی، حالت خوبه؟

‫هی فیبی، چی شده؟

‫نمی‌دونم چی شده

‫من...

‫سرگیجه دارم، نمی‌تونم...

‫عزیزم، خیلی بدنت داغه

‫- فیبی! ‫- کسی اینجا دکتره؟!

‫- یکی به آمبولانس زنگ بزنه! ‫- فیبی؟

‫سرم، اون صدای زنگ...

‫لطفاً، نمی‌تونم حـ... یه چیزی شده

‫انگار دچار یه جور واکنش ویروسی شده

‫آمبولانس توی راهه

‫باید همین الان با مرکز کنترل ‫و پیشگیری بیماری تماس بگیریم

‫نمی‌تونین منو اینجا نگه دارین

‫آره، هردومون حالمون خوبه

‫یکی دیگه

‫میشه یکی بگه چه خبره؟

‫خانم‌ها و آقایون، ‫من دکتر مارکوس جافری هستم

‫بازجوی مرکز کنترل و پیشگیری بیماری

‫این مکان داره قرنطینه میشه

‫باید کسانی که به مراقبت نیاز دارن ‫رو شناسایی کنیم

مـتـرجـمـیـن: نـیــمـا و پـویـــا Dark Assassin & Toxicity

‫با اجازه برداشتمش

‫این تشک پلاستیکی‌ــه یا ابری‌ــه؟

‫اون بدون اجازه وارد خونه‌م شد

‫نصفه شب بیدار میشم،

‫طرف لبه‌ی تخت من نشسته

‫ردینگتون ذوقِ کارای هیجانی داره

‫اون تهدید کرد که منو می‌کشه

‫اگه ارتباطش رو با اف‌بی‌آی فاش کنی

‫پس اینکارو نکن

‫ما در این مورد بهت گفتیم ‫تا اعتمادت رو جلب کنیم

‫ردینگتون فقط می‌خواد کمکم کنه ‫تا قاتل شوهرمو پیدا کنم

‫همین حرفو زد

‫البته انگار بیشتر دنبال این بود که...

‫از کجا تشک‌ــم رو خریدم

‫گفتی یه راه برای بیرون کشیدن قاتل داری،

‫چی بهش می‌گین... داماسکوس

‫اسم واقعیش رو نمی‌دونیم،

‫فقط اینکه یه پلیسه که ‫از دلال‌های موادِ اتحادیه‌ی نش،

‫محافظت می‌کنه

‫من جز نیروهای میان سازمانی هستم،

‫که سعی می‌کنیم ترتیب دلال‌ها رو بدیم

‫هر دفعه که سرنخی گیر میاریم،

‫داماسکوس بهشون اخطار میده، ‫و هیچی دستگیرمون نمیشه

‫که یعنی هر کسی تام رو کشته،

‫داخل نیروهاشون کار می‌کنه

‫پس در جلسه‌ی بعدیم،

‫به همه اعلام می‌کنم...

‫که خودمون یه جاسوس داریم

‫یکی از اعضای اتحادیه که ‫می‌تونه داماسکوس رو شناسایی کنه

‫بابی ناوارو،

‫دلال سابق اتحادیه که گُم شده

‫بهشون میگیم کِی و کجا ‫ناوارو رو می‌بینم

‫و اینکه قراره داماسکوس رو شناسایی کنه

‫و هر کسی که برای جلوگیری ‫از این مسئله، پیداش شد...

‫یا داماسکوس‌ــه

‫یا یکی که ما رو بهش می‌رسونه

‫کارآگاه سینگلتون، ‫همون طور که مطمئنم موافقید،

‫پلیس فاسد بدترین دشمن پلیس خوبه

‫بازم سخته که دنبال ‫یکی از افراد خودمون باشیم

‫و خطرناکه

‫عزم و اراده‌ی شما قابل تقدیره

‫مامور کین، با ردینگتون تماس بگیرید

‫لطفاً ازش بخواید در آینده،

‫به تشک کارآگاه نزدیک نشه

‫شرمنده، من نیستم

‫آره تو زندان نیستی، بخاطر من

‫و در ازای اون آزادی،

‫ارل فیگن، بهم یک جهنم خالص و واقعی،

‫که به‌طریقی اتصالی سیم‌های برق ‫باعث شده، بدهکاری

‫بعدش دیگه نیستی

‫نه، بعدش هستم

‫یعنی، بعدش برمی‌گردم توی کار

‫داری جلوی یه معتاد، مواد تکون میدی

‫پس یکم ازش بزن

‫این یه مذاکره نیست

‫ماموریت‌ــه

‫یه کسب‌وکاری دارم که مشکل‌ساز شده

‫می‌خوام بسوزونیش

‫کریتر کابین، توافق کردیما

‫از راه رسیدی. من یه پرونده دارم

‫منم یه خواهش دارم، ‫به سینگلتون سخت نگیر

‫- اون طرف ماست ‫- فعلاً

‫چون می‌ترسه که نباشه

‫بنظر من یه گفتگوی خوبِ کنار تخت،

‫خوشایند و دلشاد کننده‌ست

‫من و اون یه نقشه داریم

‫اگه جواب بده، قاتل تام شناسایی میشه

‫و بعدش چی؟

‫اگه معلوم بشه پلیسه،

‫بعد می‌خوای چیکار کنی؟

‫بذاری نظام برای دفاع از ‫یکی از افرادش متحد بشه؟

‫بذاری وکیل بگیره؟ محاکمه بشه؟

‫هیئت منصفه پلیس‌ها رو تبرئه می‌کنه ‫حتی وقتی ویدیویی دارن که...

‫نشون میده اون پلیسا ‫به قربانی‌های بی‌گناه شلیک می‌کنن

‫بنظرت یه هیئت منصفه ‫حرف تو رو به حرف خودش ترجیح میده،

‫حافظه‌ت رو؟

‫حافظه‌ی کسی که...

‫همچین آسیب مغزی شدیدی داشته،

‫و 10 ماه توی کُما بوده

‫چرا داری اینا رو بهم میگی؟

‫چون من و تو هردومون می‌دونیم،

‫این جریان توی دادگاه تموم نمیشه

‫توی خیابون تموم میشه

‫می‌خوام برای این آماده باشی

‫در مورد این پرونده...

‫تنها پرونده‌ای که علاقه دارم روش کار کنم،

‫پرونده‌ی قتل تام‌ــه

‫خب، متاسفانه این اضطراری‌ــه

‫در شهر نیویورک، ‫یه شیوع ویروسی نسبتاً شدید،

‫بوجود اومده

‫و متاسفانه یه اتفاق طبیعی نبوده

‫نُه ماه پیش، یه درخواست از ردینگتون شد

‫توسط جیمبال مازی اُکورو،

‫یه تاجر بازار سیاه، اهل آفریقای جنوبی

‫دنبال محافظت از ‫یه سلاح ویروسی کمیاب بوده،

‫برای مشتریش

‫اُکورو دنبال یه عامل بیماری‌زا بوده

‫با بیشترین قابلیت واگیری

‫ردینگتون هرگز معامله رو انجام نداد

‫بخاطر مسائل اخلاقی

‫صحیح!

‫ولی طبق اتفاق امروز صبح،

‫ردینگتون معتقده که این مشتری ممکنه...

‫مسئول این حمله‌ها در نیویورک باشه

‫مامور مجتبایی

‫چیز خنده‌داری هست؟

‫چی؟

‫نه

‫ببخشید، ‫فقط داشتم مامور کین رو نگاه می‌کردم

‫خوبه که برگشتی

‫- حتی اگه برای کار محدود باشه ‫- مرسی آرام

‫چی باعث میشه ردینگتون فکر کنه ‫که با هم مرتبط هستن؟

‫اُکورو دنبال بدست آوردن ‫همون عامل بیماری‌زا بوده...

‫یک ترکیب شدیداً غلیظ،

‫و پالایش شده از مواد شیمیایی آلی

‫- حالا ردینگتون می‌تونه مشتری رو شناسایی کنه؟ ‫- نه

‫اُکورو هم نمی‌تونه، ‫چون توی نوامبر کشته شد

‫ولی طبق اتفاق امروز صبح،

‫ردینگتون معتقده که این به‌اصطلاح مشتری،

‫ممکنه توی خاک آمریکا فعال باشه

‫من به وزارت بهداشت و وزارت امنیت خبر میدم

‫رسلر، نوابی، با نیروهایی که ‫دارن کار می‌کنن، هماهنگ بشین

‫و ببینید مرکز کنترل و پیشگیری بیماری،

‫چیز بدردبخوری کشف کرده یا نه

‫آزمایشگاه تایید کرد ‫یه عامل بیماری‌زا ویروسی‌ــه

‫احتمالاً از طریق هوا منتقل میشه ‫و سریع تکثیر میشه

‫وقتی رسیدیم 26 پرونده‌ی تاییدشده داشتیم

‫مشتری‌ها، اولین واکنش‌گرها بودن

‫در شش ساعت گذشته، ‫این عدد سه برابر شده

‫- قرنطینه چی؟ ‫- سه تا خیابون رو بستیم

‫پلیس نیویورک داره 12تای دیگه رو هم می‌بنده

‫از کجا می‌دونین حمله‌ی عمدی بوده؟

‫اطلاعات از منبع محرمانه رسیده

‫بنظرتون می‌تونه کار یه طراح ویروس باشه؟

‫هر چی می‌دونم رو ‫افرادم پای تلفن بهتون گفتن

‫در مورد اون زن

‫ایناهاش، با دفتر یادداشتش

‫یه جوری تونست در بره،

‫قبل از اینکه بتونیم افراد مبتلا ‫رو شناسایی کنیم

‫ممکنه اشتباه کرده باشیم،

‫ولی هر جایی که هست، ‫الان دیگه اونجا نیست

‫میشه برگردونیش عقب؟

‫یه اسپری دارویی‌ــه

‫شک داریم که شاید...

‫متحوی یه جور ضد ویروس باشه

‫بنظر میاد که یه مظنون داریم

‫آرام، یه سری تصویر ‫از دوربین مدار بسته برات می‌فرستم

‫باید سریعاً طرف شناسایی بشه

‫به منبع محرمانه‌تون بگین،

‫اگه چیز دیگه‌ای می‌دونه،

‫باید به ما بگه،

‫چون کمتر از یک ساعت دیگه، ‫مرگ و میرهایی...

‫خواهیم داشت

‫الان متوجه شدیم که،

‫از بیمارستان نیویورک ژنرال ‫به پلیس نیویورک زنگ زدن

‫همون جاییه که افراد مبتلا رو درمان می‌کنن؟

‫آره، ولی ممکنه بیشترم بشن

‫یه شیوع دیگه رخ داده

‫یه جور سلاح بیولوژیکی پیدا کردن ‫که ویروس رو پخش می‌کنه

‫با عقل جور در نمیاد

‫چرا برای بار دوم بخواد مبتلاشون کنه؟

‫همین الانش مریضن

‫باورتون نمیشه،

‫ولی فکر نکنم با یه ویروس دیگه طرف باشیم

‫چرا، چیه پس؟

‫پادزهره

‫16 نفر وضعیت‌شون خطرناکه

‫- 7 نفر بحرانی‌ــه ‫- دوباره بگو...

‫چرا بهشون پادزهر رو نمیدن؟

‫مرکز کنترل و پیشگیری بیماری، ‫اول می‌خواد آزمایشش کنه

‫چطوره روی قربانی‌ها آزمایش کنه؟

‫بدترین اتفاقی که می‌تونه بیافته چیه؟

‫- بهرحال که دارن می‌میرن ‫- تایید شد که همون زنه‌ست

‫همون زنی که باعث سرایت شد

More Farsi Persian subtitles for The Blacklist

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left