Marvel's Agents of S.H.I.E.L.D.

Marvel's Agents of S.H.I.E.L.D.

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 5

Maklumat siaran

Marvels Agents of S H I E L D S05E16 Inside Voices HDTV-SVA
Marvels Agents of S H I E L D S05E16 HDTV x264-SVA
Marvels Agents of S H I E L D S05E16 720p HDTV x264-AVS
Marvels Agents of S H I E L D S05E16 XviD-AFG
Marvels Agents of S H I E L D S05E16 480p x264-mSD
Marvels Agents of S H I E L D S05E16 720p HEVC x265-MeGusta
Marvels Agents of S H I E L D S05E16 720p HDTV x265-HETeam
Marvels Agents of S H I E L D S05E16 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
Marvels Agents of S H I E L D S05E16 HDTV XviD-RMX
Marvels Agents of S H I E L D S05E16 720p HDTV x264-MkvCage
Ulasan oleh _SinCities_
►► sin«سـينـا»cities l LiLMedia.TV ◄◄

Tag

720p
720
x265
HEVC
TS
x264
480p
480
XviD
Diterbitkan pada: 2018-04-07
Muat Turun: 20
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

...آنچه گذشت

ما باید با تصمیماتی که می‌گیریم زندگی کنیم

و حالا من باید تصمیم خودم رو بگیرم

یویو خودش رو تو فانوس دیده

برای همین فکر می‌کنه نمی‌تونه کشته شه

تو نوه‌ی ما هستی

وجودِ اون به تنهایی ثابت می‌کنه که تو و من

به فانوس می‌رسیم

می‌فهمی که این یعنی چی؟

این یعنی من و تو شکست ناپذیریم

تو منو جراحی کردی

تو این اتاق رو ترک نمی‌کنی

من باهات میام و افرادم بدونِ هیچ آسیبی از اینجا میرن

می‌تونم اینو قبول کنم

می‌خوای رابین رو از مخفیگاه بیرون بیاری

و ریسکِ آسیب دیدنش رو بکنی؟

رهبر ما گم شده باید برش گردونیم

خب، ما می‌دونیم که هیل رفت دنبال گرویتونیوم

پس فکر کنم سعی داره یه سلاح بسازه

اون یه اتاقک القای ذراته

اگه نقشه‌ات اینه که دخترِ نینجات رو وارد اون اتاقک کنی

این مکالمه قراره طولانی باشه

اون آماده نیست

کنجکاوم بدونم دیزی‌ جانسون‌ـه شما گزینه‌ی بهتریه یا نه؟

اون لایق اسم رمزه وایت‌هال

...برای پروژه میشه نابودگرِ دنیاها

نه. نه وایسا

!تو داری اشتباه بزرگی مرتکب میشی

!نه

کانال آخرین زیرنویس‌های تیم ترجمه رسانه کوچک @LiLMediaSub

ژنرال هیل

می‌دونم ناراحتی که

جریانِ متحد شدن قرار نیست اتفاق بیوفته

ولی هنوز یه جورایی بیهوده به نظر می‌رسه

...گرفتنِ تختم

...صندلیم

!و کاپیتان کرانچم

این آخری واقعاً اذیتم کرد

...و تو قراره زمین رو نابود کنی، پس

بهت که گفتم کولسن رو می‌گیریم

و اون تاوان کاری که با ژنرال تالبوت کرد رو

بعد از تحویل دادن غیر انسان‌هاش، پس میده

...ولی فعلاً

می‌دونم ازش لذت می‌بری

احساسِ یه ماده‌ی جدید

من خیلی منتظر این‌یکی بودم

سوال اینه که ازم می‌خوای باهاش چیکار کنم؟

...وایت‌هال، استراکر، حتی تالبوت

اونا همه‌شون اطاعتِ تو رو می‌خواستن

من بهت تبدیل شدن رو پیشنهاد می‌کنم

به چی؟

یه قهرمان

بهمون نشون بده چیکار می‌تونی بکنی

چرا اینو دو دستی به اون تقدیم می‌کنی؟

تالبوت قبلاً محل اتاقک رو بهمون داده

آره، و ما منتظریم تا استراکر

بهمون نشون بده چطور سرهم‌ـش کنیم

پدرش هرگز اجازه نداد کسی

به آسونی کارش رو بدزده

...ولی کریل - کریل جواب‌هایی بهمون میده -

هیچکس به جز ایان کوئین از گرویتونیوم سر در نیاورده

و اون سال‌هاست که مخفی شده

...ولی اگه کریل بهش دست بزنه

آره، به ما کمک می‌کنه بفهمیم با چی طرفیم

قبل از اینکه بدیش به من

من نمی‌خوام سلول‌هات رو با چیزی

القا کنم که هیچی در موردش نمی‌دونیم

پس چرا در موردش با کولسن حرف حرف نزنیم؟

اون تجربه‌اش رو داره

و فکر کنم بعد از دو روز انزوا

...شاید یه پیشنهاد دوستی

ما قبلاً بهش پیشنهاد دوستی دادیم

حالا بهش فشار میاریم

یه هفته بدون خواب و غذا

خواهیم دید چی برای گفتن داره

بیاین شروع کنیم

هی! منو بیارین بیرون

!آخ

!آخ! هی

!منو از اینجا بیارین بیرون

!تمومش کنین

!آخ

!آخ

چه اتفاقی افتاد؟

چی احساس کردی؟

!اون زنده‌ـست

:ترجمه و تنظيم زيرنويس sin«سـينـا»cities

وای، حق با سیمونز بود

اون گفت ممکنه قویتر از قبل بشی

ولی داری اون کیسه بُکس رو متلاشی می‌کنی

آره

حس خوبیه واسه یه بارم که شده رو تخت دراز نکشیدم

...آره، خب شاید

شاید بهتر باشه زیاد به خودت فشار نیاری

تازه اونا رو بهت وصل کردیم

من خوبم

فقط دارم بهشون عادت می‌کنم

اوهوم

ببین، می‌دونم که دوست داری کارا رو سریع انجام بدی

ولی هنوز نمی‌دونی چقدر توان داری

پس شاید یکم احتیاط بد نباشه

این حرف‌ها رو قبلاً هم شنیدم

خب، تو کسی هستی که داری از شکست ناپذیر بودنت حرف می‌زنی

و میگی نمی‌تونی بمیری

چه واکنشی باید بهش نشون می‌دادم؟

...گمونم اون حرفا فقط به خاطر

داروهای مسکنی بود که مصرف می‌کردم

آره

خب، حداقل می‌تونی آب بخوری

باشه، پَکیو؟

و بعدش می‌تونم اون دستات رو چک کنم

چیه؟ اونجوری نگاهم نکن

خب، من ازت پرستاری نمی‌کنم من مکانیکم

یه ماشین خوب به روغن کاری نیاز داره

باشه، آره

نمی‌بینمش

هیچی‌ـه تو شبیه من نیست

خب، نمی‌دونم چی بهت بگم پدربزرگ

گمونم دخترت یه مرد واقعی پیدا کرده

بین همه‌ی آدما

چرا نمی‌تونست فلینت باشه؟

از فلینت خوشم میومد

خب، این یه احساسِ دوست داشتنی‌ـه

تقریباً به همون اندازه دوست داشتنی‌ـه ...که یه ربات رو مجبور کردی

یه اسلحه بذاره رو سرم

من نمی‌خواستم به کسی صدمه بزنم

اشکالی نداره

این اولین حرکتت بود

که واقعاً باعث شد یکم بهت احترام بذارم

مثل حرکتای خودمه

و اینجا 80سال بعد

من با همچین حرکت هایی دوام آوردم

چون یا باید بکشی یا کشته شی

می‌دونم جانسون هنوز از دستم عصبانی‌ـه

"به خاطر داستانِ "به بردگی فروختنش

ولی باید دور اندیش باشی

وگرنه تمام دنیا تبدیل به یه جای خالی میشه، درسته؟

شاید

و بازم میگی شباهتی نمی‌بینی؟

باشه

خب، از حرف زدن باهات لذت بردم ولی دیرم شده

...نمی‌دونم متوجه شدی یا نه، ولی

دیزی از وقتی که مسئول شده

یه جورایی خشک و سخت‌گیر شده

متوجه شدم

می‌تونم یه دقیقه مغزت رو قرض بگیرم؟

این طرز بیانِ عجیبیه

امیدوار بودم بتونی چیزای بیشتری در مورد آینده بهم بگی

خب تو که دیدیش... خیلی بد بود

نه، منظورم در مورد فیتز و خودمه

نشونه‌ای از آسیب‌دیدگی شدید یادت میاد

یا هر جور جای زخم محسوس؟

من اصلاً شما رو یادم نمیاد حتی اسم واقعی‌ـتون رو هم نمی‌دونم

تمام افراد شیلد وقتی تحت تعقیب بودن

اسم‌ـشون رو عوض کردن

فقط می‌دونستم شما ننه‌جون و باباجون بودین

ولی شماها به فانوس رسیدین

از شنیدنش خوشحالم

مامان زیاد در مورد تو حرف میزد

ولی هیچوقت به وضعیتِ سلامتی‌ـت اشاره نکرد

تقریباً مطمئنم که وضعیتت عالی بود

تو منو یاد اون می‌ندازی

اگه بخوای

...می‌تونم داستان‌هایی در موردت تعریف کنم

فکر کنم بهتر باشه چیز زیادی ندونم

دونستنِ همین کافیه که

فیتز و من اونقدری زنده می‌مونیم که اونو به دنیا بیاریم

آره، خب قطعاً به دنیا میارینش

...تا وقتی که شماها

...می‌دونی

ولی به هر حال

نمی‌دونم چقدر دیگه زنده می‌مونم

...اگه یکم عجله نکنم، چون

نمی‌دونم متوجه شدی یا نه

ولی دیزی از وقتی که رئیس شده

خیلی خشک و سخت‌گیر شده

متوجه شدم

در مورد اینکار مطمئنی؟

متوجه خطر خارج کردن اون از مخفیگاه هستم

ولی رابین بهترین شانس ما برای پیدا کردنِ کولسن‌ـه

باید باهاش حرف بزنم

و ببین، می‌فهمم که از دیدنش می‌ترسی

ولی اون قوی‌ترین ابزاری‌ـه که داریم

اون فقط یه بچه‌ست - ببخشید، من یکم دیر کردم -

فقط داشتم وسایلم رو جمع می‌کردم

ولی آماده‌ی رفتنم حاضرم

آماده‌ی ماموریتم

خب من جلو میوفتم و میرم تو مرکز فرماندهی

اون دیر کرده بود؟ - نمی‌دونم -

چه خبر؟

امیدوار بودم بتونم باهات در مورد فیتز حرف بزنم

نمی‌تونیم دوباره این گفتگو رو داشته باشیم سیمونز

آره، خب، رابین شاید جواب‌هایی داشته باشه

ولی شایدم نداشته باشه

درحالیکه فیتز سرنخ محکمی از یه سلاح هایدرا داره

اگه اول به اون سلاح برسیم به هیل می‌رسیم

...این می‌تونه مارو به کولسن برسونه و

فیتز مریض‌ـه

تو باید نگرانِ این باشی

ببین، می‌تونی اطلاعاتش رو جمع‌آوری کنی

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left