200 baris pertama.
قویتر از همیشه باشید به امید ایرانی آزاد
ارائه شده توسط سینما دریمینگ و پیشگام
ترجمه شده توسط شیوا.ر
بله؟
چی؟
الان راه میوفتم.
الو؟
الو؟
منم.
چی شده؟
هیچی.
دارم میرم پیش یه مشتری و...
داشتم به خونهمون فکر میکردم...
انگار توهم زده بودم و یه چیزهایی میدیدم.
کابوس دیده بودی؟
کِی؟
موقعیکه داشتم از خونه میومدم بیرون. هی تو خواب غلت میزدی.
مطمئن نیستم... نمیدونم...
هیـچوقت نفهمیدم موقعی که داری کابوس میبینی باید بیدارت کنم یا نه.
هرا؟
من از شرکت بیمه اومدم.
من «تعدیلکننده» هستم. (کسی که میزان خسارت رو تخمین میزنه)
مرسی...
مرسی...
آره، چیکیتو، لالالا...
لالالا...
پسرک رویِ پایِ مادرش نشست،
آنهایی که با او عشقبازی میکردن را از دست داده بود.
پسرک خیالپردازی میکرد...
در پناه خدا باشی، شادی من.
پسرک نزدیک به قلبم خوابیده...
من دارم میرم.
هه! هه! هه!
خدافظ...
خدافظ... مراقب خودتون باشید.
آه...
گفتم: لیسش بزن!
همهجاش رو لیس بزن!
خوبه...
ببین چی برات آوردم!
اسباببازی موردعلاقته...
اوه! اوه...
خوشِت میاد، بابا؟
خوبه، بابا؟ خوشِت میاد؟
بهم بگو که خوشِت میاد، بابا!
اوه... اوه...
برو که بریم!
بخش مورد علاقهی توئه!
ظاهراً مشکل از برقـه.
خوب خوابیدی؟
سروصدا زیاد نبود؟
اتاق خوب بود؟
معمولاً همین رو توصیه میکنم...
خیلی مهمه که همونجایی بمونی که...
احساس راحتی میکنی.
شاید حسش نکنی... چون الان شوکه شدی.
آه!
آه... آه... آه...
نه...
نکن!
نکن! خواهش میکنم، نکن! نکن!
آه... آه... آه...
خواهش میکنم! نکن!
آه... آه!
مراقب پلهها باش.
باید همهچیز رو ذکر کنی.
تمام وسایلی که موقع آتیشسوزی،
توی این خونه داشتی.
کنار هر وسیله،
مَبلغِ تقریبیش رو مینویسی.
اینطوری خیلی بهتره.
کمکمون میکنه طرح درستی ترسیم کنیم.
مگر اینکه عکسشون رو داشته باشی...
تا متل میرسونمت.
نه! نه! خواهش میکنم!
خب، ظاهراً همهمون موافقیم.
25 ای، 13 بی، 21 سی، 43 ای، 39 اف...
نه... این خیلی خوبه.
و 3 اچ.
نظری ندارید؟
سؤالی ندارید؟
خوبه.
جری، فیلم بعدی چیه؟
خوب شدی.
شمارهام رو بهت دادم، اگه چیز دیگهای لازم داشتی...
باشه.
غذای بیرونی زیاد میخوری؟
چرا؟
یه هزینهی اضافیه که
شرکت ما پولش رو میده.
قبل از اینکه اظهاراتت رو ارسال کنم، باید خیلی چیزها بدونم.
اینکه...
استانداردهای زندگیت...
چی بودن...
ولی الان خستهای.
فردا دربارهاش صحبت میکنیم. باشه؟
سلام نوح!
سلام نوح!
نوح!
چطوری؟
سلام آقای رندر.
سلام لوئیس، چطوری؟
خوبم... شما؟
خوبم، خوب.
یکی اخیراً اتاق 92 رو اجاره کرده.
اسمش آریانـه.
خیلی بیحوصلهست.
بخاطر آتیشسوزی؟
آره، آتیشسوزی ناجوری هم بود.
مدت زیادی اینجا میمونه؟
فکر کنم.
میذارم بخوابه.
اینا جدیدن؟
کارتهای دعا؟
نه، همیشه اینا رو داشتیم.
خیلی خوبن، نه؟
سلام آقای رندر.
- سلام! - سلام نوح.
چطوری، خوبی؟
نوح!
سلام، تیم.
بهبه! عجب سورپرایزی!
داشتم از اینجا رد میشدم.
بیا تو.
جدّی؟
آره!
لورین کجاست؟
رفته بیرون.
همهشون رفتن سر کار؟
قسمتهایی از سقف بخاطر رطوبت آسیب دیده...
ولی...
چی شده، تیم؟
بنظرم... نمیتونم ببینم...
آخر این ماجرا چی میشه.
متوجهم.
خبری از شرکت بیمه نشد؟
چرا اینقدر طول میکشه؟
وقتی مجبور باشی تو محل کارِت،
زندگی کنی، همهچی پیچیده میشه.
فهرستبرداری اَموال و
وسایل شخصی...
هفتهها پیش اینکار رو کردیم!
من که فهرست همهچی رو بهت دادم!
منم مثل تو منتظرم.
هر چقدر زودتر تکلیفش مشخص بشه،
برای ما هم بهتره.
همین روزها جوابش میاد.
ما خیلی بهت مدیونیم.
خیلی خوب به همهچی رسیدگی کردی.
ببین...
من با مردم سروکار دارم، خب؟
میدونم که شوکه شدی. طبیعی هم هست.
دیگه بهتره برم.
از طرف من...
به لورین سلام برسون.
میخواد بدونه تو سرخپوستی یا نه؟
اگه بگم آره، چی؟
حرفت رو باور میکنه.
آره!
اوه...
تو خیلی با من خوب رفتار میکنی.
پسرک نزدیک به قلبم دراز کشیده...
عشق یک روز طولانی...
هی!
نه... نه...
داشتی کابوس میدیدی.
تو از کجا میدونی؟
داشتی غَلت میزدی.
وقتی تو غلت میزنی، من نمیترسونمت.
من غلت میزنم؟
آره.
کی؟
همیشه.
وقتی خوابم؟
آره.
چی شده؟
نمیدونم.
کار؟
فکر کنم.
خیلی چیز شده...
چطور شده؟
عجیب.
از چه نظر؟
فهرستبندی وسایل...
تصمیمگیری دربارهی اینکه چی ارزش مالی داره و...
چی نداره.
درکت میکنم.
منم همینکار رو میکنم.
تو که عضو هیئت سانسوری.
خب که چی؟
کار تو هیچ ربطی به
کار من نداره.
من کاری میکنم تو احساس حماقت کنی؟
منظورت چیه؟
وقتی حرفی میزنم که باید بهش توجه کنی،
و تو بدون فکر، جواب میدی،
چه احساسی بهت دست میده؟
احساس خوبی بهم دست میده.
فکر کردم شاید احساس حماقت کنی.
آره... همینه.
No comments yet. Be the first to leave one.