The Adjuster

The Adjuster

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Maklumat siaran

The Adjuster 1991 1080p BluRay H264 AAC-RARBG
The Adjuster 1991 720p BluRay H264 AAC-RARBG
The Adjuster 1991 1080p BluRay x264 AAC-[YTS MX]
The Adjuster 1991 720p BluRay x264 AAC-[YTS MX]
Ulasan oleh CinemaDreamingChannel
🟦 Cinema Dreaming • PishgumTeam • شیوا.ر 🟦

Tag

BluRay
1080
720p
720
x264
TS
YTS
Diterbitkan pada: 2023-04-13
Muat Turun: 36
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

قوی‌تر از همیشه باشید به امید ایرانی آزاد

ارائه شده توسط سینما‌ دریمینگ و پیشگام

ترجمه شده توسط شیوا.ر

‫بله؟

‫چی؟

‫الان راه میوفتم.

‫الو؟

‫الو؟

‫منم.

‫چی شده؟

‫هیچی.

‫دارم میرم پیش یه مشتری‌ و...

‫داشتم به خونه‌مون فکر می‌کردم...

‫انگار توهم زده بودم و ‫یه چیزهایی می‌دیدم.

‫کابوس دیده بودی؟

‫کِی؟

‫موقعی‌که داشتم از خونه میومدم بیرون. ‫هی تو خواب غلت می‌زدی.

‫مطمئن نیستم... نمی‌دونم...

‫هیـچ‌وقت نفهمیدم موقعی که داری ‫کابوس می‌بینی باید بیدارت کنم یا نه.

‫هرا؟

‫من از شرکت بیمه اومدم.

‫من «تعدیل‌کننده» هستم. ‫(کسی که میزان خسارت رو تخمین میزنه)

‫مرسی...

‫مرسی...

‫آره، چیکیتو، لالالا...

‫لالالا...

‫پسرک رویِ پایِ مادرش نشست،

‫آن‌هایی که با او عشق‌بازی می‌کردن را ‫از دست داده بود.

‫پسرک خیال‌پردازی می‌کرد...

‫در پناه خدا باشی، شادی من.

‫پسرک نزدیک به قلبم خوابیده...

‫من دارم میرم.

‫هه! هه! هه!

‫خدافظ...

‫خدافظ... مراقب خودتون باشید.

‫آه...

‫گفتم: لیسش بزن!

‫همه‌جاش رو لیس بزن!

‫خوبه...

‫ببین چی برات آوردم!

‫اسباب‌بازی مورد‌علاقته...

‫اوه! اوه...

‫خوشِت میاد، بابا؟

‫خوبه، بابا؟ خوشِت میاد؟

‫بهم بگو که خوشِت میاد، بابا!

‫اوه... اوه...

‫برو که بریم!

‫بخش مورد علاقه‌ی توئه!

‫ظاهراً مشکل از برق‌ـه.

‫خوب خوابیدی؟

‫سروصدا زیاد نبود؟

‫اتاق خوب بود؟

‫معمولاً همین رو توصیه می‌کنم...

‫خیلی مهمه که همون‌جایی ‫بمونی که...

‫احساس راحتی می‌کنی.

‫شاید حسش نکنی... ‫چون الان شوکه‌ شدی.

‫آه!

‫آه... آه... آه...

‫نه...

‫نکن!

‫نکن! خواهش می‌کنم، نکن! نکن!

‫آه... آه... آه...

‫خواهش می‌کنم! نکن!

‫آه... آه!

‫مراقب پله‌ها باش.

‫باید همه‌چیز رو ذکر کنی.

‫تمام وسایلی که موقع آتیش‌سوزی،

‫توی این خونه داشتی.

‫کنار هر وسیله،

‫مَبلغِ تقریبی‌ش رو می‌نویسی.

‫اینطوری خیلی بهتره.

‫کمک‌مون میکنه طرح درستی ترسیم کنیم.

‫مگر اینکه عکس‌شون رو داشته باشی...

‫تا متل می‌رسونمت.

‫نه! نه! خواهش می‌کنم!

‫خب، ظاهراً همه‌مون موافقیم.

‫25 ای، 13 بی، 21 سی، ‫43 ای، 39 اف...

‫نه... این خیلی خوبه.

‫و 3 اچ.

‫نظری ندارید؟

‫سؤالی ندارید؟

‫خوبه.

‫جری، فیلم بعدی چیه؟

‫خوب شدی.

‫شماره‌ام رو بهت دادم، ‫اگه چیز دیگه‌ای لازم داشتی...

‫باشه.

‫غذای بیرونی زیاد می‌خوری؟

‫چرا؟

‫یه هزینه‌ی اضافیه که

‫شرکت ما پولش رو میده.

‫قبل از اینکه اظهاراتت رو ارسال کنم، ‫باید خیلی چیزها بدونم.

‫اینکه...

‫استانداردهای زندگیت...

‫چی بودن...

‫ولی الان خسته‌ای.

‫فردا درباره‌اش صحبت می‌کنیم. ‫باشه؟

‫سلام نوح!

‫سلام نوح!

‫نوح!

‫چطوری؟

‫سلام آقای رندر.

‫سلام لوئیس، چطوری؟

‫خوبم... شما؟

‫خوبم، خوب.

‫یکی اخیراً اتاق 92 رو اجاره کرده.

‫اسمش آریان‌ـه.

‫خیلی بی‌حوصله‌ست.

‫بخاطر آتیش‌سوزی؟

‫آره، آتیش‌سوزی ناجوری هم بود.

‫مدت زیادی اینجا می‌مونه؟

‫فکر کنم.

‫می‌ذارم بخوابه.

‫اینا جدیدن؟

‫کارت‌های دعا؟

‫نه، همیشه اینا رو داشتیم.

‫خیلی خوبن، نه؟

‫سلام آقای رندر.

‫- سلام! ‫- سلام نوح.

‫چطوری، خوبی؟

‫نوح!

‫سلام، تیم.

‫به‌به! عجب سورپرایزی!

‫داشتم از این‌جا رد می‌شدم.

‫بیا تو.

‫جدّی؟

‫آره!

‫لورین کجاست؟

‫رفته بیرون.

‫همه‌شون رفتن سر کار؟

‫قسمت‌هایی از سقف بخاطر رطوبت ‫آسیب دیده...

‫ولی...

‫چی شده، تیم؟

‫بنظرم... نمی‌تونم ببینم...

‫آخر این ماجرا چی میشه.

‫متوجهم.

‫خبری از شرکت بیمه نشد؟

‫چرا اینقدر طول میکشه؟

‫وقتی مجبور باشی تو محل کارِت،

‫زندگی کنی، همه‌چی پیچیده میشه.

‫فهرست‌برداری اَموال و

‫وسایل شخصی...

‫هفته‌ها پیش این‌کار رو کردیم!

‫من که فهرست همه‌چی رو بهت دادم!

‫منم مثل تو منتظرم.

‫هر چقدر زودتر تکلیفش مشخص بشه،

‫برای ما هم بهتره.

‫همین روزها جوابش میاد.

‫ما خیلی بهت مدیونیم.

‫خیلی خوب به همه‌چی ‫رسیدگی کردی.

‫ببین...

‫من با مردم سروکار دارم، خب؟

‫می‌دونم که شوکه شدی. ‫طبیعی هم هست.

‫دیگه بهتره برم.

‫از طرف من...

‫به لورین سلام برسون.

‫می‌خواد بدونه تو سرخپوستی یا نه؟

‫اگه بگم آره، چی؟

‫حرفت رو باور میکنه.

‫آره!

‫اوه...

‫تو خیلی با من خوب رفتار می‌کنی.

‫پسرک نزدیک به قلبم دراز کشیده...

‫عشق یک روز طولانی...

‫هی!

‫نه... نه...

‫داشتی کابوس می‌دیدی.

‫تو از کجا می‌دونی؟

‫داشتی غَلت می‌زدی.

‫وقتی تو غلت می‌زنی، من نمی‌ترسونمت.

‫من غلت می‌زنم؟

‫آره.

‫کی؟

‫همیشه.

‫وقتی خوابم؟

‫آره.

‫چی شده؟

‫نمی‌دونم.

‫کار؟

‫فکر کنم.

‫خیلی چیز شده...

‫چطور شده؟

‫عجیب.

‫از چه نظر؟

‫فهرست‌بندی وسایل...

‫تصمیم‌گیری درباره‌ی این‌که ‫چی ارزش مالی داره و...

‫چی نداره.

‫درکت می‌کنم.

‫منم همین‌کار رو می‌کنم.

‫تو که عضو هیئت سانسوری.

‫خب که چی؟

‫کار تو هیچ ربطی به

‫کار من نداره.

‫من کاری می‌کنم تو احساس حماقت کنی؟

‫منظورت چیه؟

‫وقتی حرفی می‌زنم که باید ‫بهش توجه کنی،

‫و تو بدون فکر، جواب میدی،

‫چه احساسی بهت دست میده؟

‫احساس خوبی بهم دست میده.

‫فکر کردم شاید احساس حماقت کنی.

‫آره... همینه.

The Adjuster subtitles in other languages

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left