The Blacklist

The Blacklist

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 5

Maklumat siaran

The Blacklist S05E14 HDTV The Mr Raleigh Sinclair III (No 51)
The Blacklist S05E14 HDTV x264-KILLERS
The Blacklist S05E14 720p HDTV x264-KILLERS
The Blacklist S05E14 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
The Blacklist S05E14 HDTV XviD-AFG
The Blacklist S05E14 HDTV XviD-RMX
The Blacklist S05E14 720p HEVC x265-MeGusta
The Blacklist S05E14 480p x264-mSD
The Blacklist S05E14 XviD-AFG
Ulasan oleh Toxicity
░▒╠▷ Dark Assassin

Tag

720p
720
x265
HEVC
x264
480p
480
XviD
Diterbitkan pada: 2018-03-03
Muat Turun: 45
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

‫دیر کردی

‫تا جایی که تونستم زود اومدم، ‫قطار تاخیر داشت

‫در مورد وقت‌شناس بودن خیلی واضح حرف زدم

‫چی؟

‫شوخیت گرفته دیگه؟ ‫من 5 دقیقه دیر کردم

‫جناب برت، اگه قرار باشه کارمون جواب بده،

‫به طور کامل به روال‌ها...

‫و الگوهایی که تعیین می‌کنم بستگی داره

‫چون از همین الان رد شدی،

‫شک دارم بعد از مدتی بتونی ‫مسیر رو ادامه بدی

‫دیگه تکرار نمیشه

‫یه بار دیگه درباره‌ی اون روز بهم بگو،

‫چطور اونو پیداش کردی، چه حسی داشت

‫چی؟

‫بهم بگو نیکی چی شد

‫زود اومدی خونه چون که...؟

‫یه مدت مشکل داشتیم، ‫می‌خواستم غافلگیرش کنم

‫کفش‌هاش رو یادم میاد

‫یه دسته کلید روی میز بود

‫بهم نگو چی دیدی

‫بگو چه حسی داشتی، چه حسی داری

‫حسِ...

‫خشم داشتم

‫هیچ حس دیگه‌ای نداشتم

‫حس آزردگی یا ناراحتی یا خیانت نداشتم

‫تنها حسی که داشتم خشم بود

‫انگار تنها چیزی که اهمیت داشت ‫این بود که...

‫می‌خواستم...

‫می‌خواستم بهش آسیب برسونم

‫مرده نه، خودش

‫اون حسی که الان داری...

‫اون خشم...

‫می‌خوام حفظش کنی،

‫چون اون نفرتی که توی قلبت داری،

‫از هر قاتل قراردادی یا هر آدمکشی...

‫یا هر شخص دیگه‌ای، قابل اعتمادتره

‫می‌تونی انجامش بدی برایان؟

‫کینه‌ت انقدر بزرگ هست که ‫برای ادامه‌ی راه حفظت کنه؟

‫آره

‫اینو یادت باشه

‫وقتی اقلام توی این لیست رو جمع کردی،

‫دوباره می‌بینمت

‫سه جفت کفش ورزشی زرد، ‫یه آیفون...

‫یه آپارتمان توی "واشنگتن پلیس"؟

‫یه واحد نُقلی و دوست‌داشتنی‌ــه، ‫درست سر نبش

‫می‌خوای یه آپارتمان توی منهتن اجاره کنم؟

‫برای قتل همسرت یه عذر بی‌نقص می‌خوای؟

‫امروز انجامش میدم

‫وقتی مُردن همسرت رو ببینی،

‫ارزش این صبر کردن رو داره

‫مترجمین : نیـــما و پویـــا Dark Assassin & ToxiCity

‫اون کارآگاه، سینگلتون،

‫وقتی بیرون بودم، تو آپارتمان من بوده

‫- چی؟ ‫- حُکمی نداشته، همین جور اومده تو

‫اینا رو از کجا آوردی؟

‫توی خونه‌م دوربین نصب کردم

‫شک کرده بودم و حالا مدرک دارم

‫کارآگاه ارشدی که روی قتل تام تحقیق می‌کنه، ‫یه پلیس فاسده

‫برگشتن به مقام قبلیت چی شد؟

‫فردا ارزیابی حسمی و روانی دارم

‫50 دقیقه تفکر خالص و خود ارزیابی

‫- معالجه رو انجام دادی؟ ‫- آره بابا

‫معالجه بهم کمک کرد که...

‫کلاً یه آدم متفاوت بشم

‫مامور نوابی آماده‌ی دیداره

‫چند سال پیش، ‫یکی از بانکدارهام توی لیختن‌اشتاین،

‫تعدادی از کارهای منتشر نشده‌ی ‫کارل یونگ رو بهم داد،

‫دست‌نوشته‌هایی روی دستمال، ‫دفترهای روزانه و این چیزا

‫بدون شک آموزنده‌ترین،

‫و پُراهمیت‌ترین پنج روزی بود ‫که توی یه کلبه گذروندم

‫اون یه هفته توی داووس چی؟

‫آره خب

‫یه خونه‌ی ییلاقی بود

‫مامور نوابی، ‫با سازمان نجات بی‌گناهان آشنایی دارید؟

‫التبه

‫از مدرک دی‌ان‌ای استفاده می‌کنن،

‫تا مجرمین اشتباهی رو تبرئه کنن

‫اکثریت محکومیت‌هایی رو که منحل می‌کنن،

‫برمبنای شهادتِ شاهد عینی‌ــه

‫آدمایی که قسم می‌خورن ‫چیزی رو دیدن که ندیدن

‫این چه ربطی به سم دی‌مارکو داره؟

‫آقای دی‌مارکو در رابطه با...

‫مرگ غیرمنتظره‌ی شریک کاری‌شون،

‫برای بازجویی احضار شدن

‫انگار در پی یک اختلاف نظر تلخ بین طرفین،

‫پلیس...

‫آقای دی‌مارکو رو ‫به عنوان مظنون درجه‌یک تشخیص داد

‫تا اینکه چهار شاهد عینی گفتن...

‫کیلومترها از صحنه‌ی جرم دور بوده

‫آدما فکر می‌کنن حافظه ‫مثل یه دوربین فیلمبرداری کار می‌کنه

‫ذهن رویدادها رو ضبط می‌کنه،

‫و بعد، درست به موقعش، ‫دقیقاً عینش رو پخش می‌کنه

‫در حقیقت، حافظه‌ها نوسازی میشن...

‫بیشتر شبیه ‫درست کردن یک پازل همیشه در حال تغییرــه،

‫تا دوباره پخش کردن یک ویدیو

‫پس شاهدین اشتباه می‌کنن؟

‫دغل کاری کردن، ‫فراهم کردن یه عذر قطعی برای یه قاتل

‫توسط یک استاد در هنر گمراه کردن

‫اسم بعدی در لیست سیاه

‫مردی که جایزاً به عنوان جناب عُذر معروفه

‫البرت گلفلد

‫مظنون درجه‌یک در مرگ پدرش ‫که با هم رابطه‌ی خوبی نداشتن

‫کرولاین مک‌کلین

‫فرد تحت نظر در ناپدید شدنِ...

‫وارث یک امپراطوری معاملات ملکی

‫بیرون اریکسون

‫آخرین کسی که با سیاستمدار لبنانی دیده شد،

‫قبل از اینکه جسدش ‫در رودخانه‌ی شرقی پیدا بشه

‫سه مظنون در سه جنایت حل‌نشده

‫مثل سم دی‌مارکو، ‫هر کدوم انگیزه و فرصت داشتن،

‫و طبق حرف ردینگتون، همه‌شون گناهکارن

‫نگفت چطور این آقای عُذر کارشو انجام میده؟

‫اغفال کردن شاهد؟ رشوه دادن؟

‫ممکنه راحت یکی دیگه رو اجیر می‌کنه،

‫تا برای مشتری‌هاش جنایت رو انجام بدن

‫زمان‌بندیش می‌کنه تا وقتی جرم رخ میده، ‫یه جای دیگه باشن،

‫مثلاً توی عموم باشن که ‫بقیه‌ی مردم اونا رو ببینن

‫جزئیات تحقیقت... خیلی مبهم‌ــه

‫این یه جور درخواست عجیب‌غریبه،

‫ولی اینطور که میگن ‫راحت میشه ازش پول درآورد

‫کارت چیه؟ هنرمندی؟

‫در طریقه‌ی صحبت کردن، آره

‫ظاهراً، آقای عُذر تنها با آدمایی کار می‌کنه،

‫که خودشون می‌خوان جنایت رو انجام بدن

‫آدمکش پیشنهاد نمیده، ‫فقط عذر و بهونه جور می‌کنه

‫این به آدما اجازه میده ‫در آن واحد دو جا باشن

‫آقای عذر می‌تونه هر کسی رو ‫از هر جُرمی تبرئه کنه

‫با اجیر کردن آدمایی که هیچوقت ندیده

‫تا به چیزایی که هرگز ندیدن قسم بخورن

‫رسلر، نوابی، شاهدی رو پیدا کنید،

‫که میگه دی‌مارکو رو زمان قتل دیده

‫برای جزئیات تحت فشار بذاریدش، ‫عیب و نقص‌های داستانش رو دربیارید

‫می‌خوام بدونم ناخواسته اشتباه کرده،

‫یا شریک جُرم بوده

‫همون طور که گفتم، ‫قبلاً چیزی که می‌دونستم رو به پلیسا گفتم

‫در روز حادثه دی‌مارکو رو دیدین

‫- باهاش حرف زدین؟ ‫- نه، پای تلفن بودم

‫از کجا می‌دونستین اونه؟

‫- چون دیدمش ‫- واقعاً؟

‫یا بهتون پول دادن که بگین چی دیدین؟

‫بنظرتون اگه کسی بهم پول داده بود، ‫اینجا کار می‌کردم؟

‫ببینید، من می‌دونم چی دیدم

‫طرف هر روز صبح...

‫دقیق و سرساعت برای روزنامه و قهوه میاد

‫می‌تونی باهاش ساعتت رو تنظیم کنی

‫- هر روز صبح؟ ‫- آره

‫برای قهوه، روزنامه و بلیط بخت‌آزمایی

‫همون روز صبح هم بلیط بخت‌آزمایی خرید؟

‫20 دلاریش رو خرید، ‫درست بعد از اینکه از عابر بانک پول گرفت

‫باید فیلم دوربینش رو ببینیم

‫یقیناً شبیه‌ش هست

‫کلاه و عینک آفتابی یکم مشکوکه

‫منم همین فکرو کردم تا اینکه...

‫بفرما، ایناهاش

‫- خودشه ‫- آره، ولی نیست

‫نرم‌افزار شناسایی چهره میگه ‫فقط 81% تطابق داره

‫با مغایرت‌هایی در الگوی وریدی،

‫فاصله‌ی چشم‌ها و زاویه‌ی لب پایین

‫- شاید سیستم اشتباه می‌کنه ‫- سیستم ممکنه اشتباه کنه،

‫ولی اگه درست باشه، ‫و گمون کنم که اینطور باشه...

‫پس دارید به بدلی نگاه می‌کنید ‫که به طور استثنایی متقاعدکننده‌ست،

‫که به سم دی‌مارکو کمک کرد ‫از اتهام قتل فرار کنه

‫عکس رو برای اداره‌ی کل ‫و اداره‌ی پلیس محلی بفرس،

‫ببین می‌تونیم تطابقی پیدا کنیم یا نه

‫آیا دستگیر و متهم شده

‫این بدل هر کی که باشه، اسم داره،

‫و می‌خوام بدونم چیه

‫خوب تحمل کردی

‫در مورد این روال...

‫سعی دارین منو شبیه کی بکنین؟

‫جناب تامپسون، ما توافق کردیم

‫ببخشید، سوالی نباید بپرسم

‫فقط...

‫دارین کلی پول بهم میدین...

‫تا برم بدوئم و یه فنجون قهوه بخورم؟

‫این کسیه که قراره بشم؟

‫برت؟ برایان برت؟

‫کاش اینکارو نکرده بودی

‫مثلاً قراره بدل این یارو بشم؟

‫ملت قراره فکر کنن من اونم؟

‫- ببینید، اگه این غیرقانونی‌ــه... ‫- متاسفم

‫متاسفانه، شما برای این کار مناسب نیستین

‫خیلی‌خب، مقاومت نکن

‫مقاومت نکن

‫هی، بهرحال...

‫اینطوری تموم میشد

‫سخت نگیر

‫فقط سخت نگیر

‫ممنون که اومدی

‫گمونم موضوع مهمی‌ــه

‫در مورد مامور کین‌ــه

‫می‌دونم داری کمکش می‌کنی...

‫دنبال قاتل شوهرش بگرده

‫- آره ‫- تصور می‌کنم شیوه‌هایی که...

‫تو و اون استفاده کردین،

‫باید بگیم عجله‌ای و بی‌قاعده بوده

‫خواستم بیای اینجا که بهت بگم ‫باید تمومش کنید

‫نیروها یک ساعت پیش رفتن بیرون. ‫هنوز خبری از شولا نیست

‫این مردیه که ‫به عنوان سم دی‌مارکو مشاهده شده

‫و این دی‌مارکوــه

More Farsi Persian subtitles for The Blacklist

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left