200 baris pertama.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
دب يا دبورا، نه دبي
روابط چشمي رو بذار براي تو خونه، باشه؟
دارم اين گربه رو مي کنم تو فقط پاهاش رو بگير
گرفتي؟
هرگز نمي بينمت، سس آتشي
اون دخترش را در دبيرستان ميلفورد گذاشته بود
حالا، اون پشت بارها است
دبي وارد معلم برگزيده سال قبل تگزاس
سعي کرد توي مسابقه پارسال تقلب کنه
تا دخترش برنده بشه
اوه، اه
آره، اون رقيب اصلي دخترش رو دزديد
خانم بيانکا دل ريو
که وقتي فهميدم يک دوست بوده شوکه شدم
اون اساساً باعث اخراج معلممون شد
فقط چون همجنس گرا بود
وقتي که دوجنسه بدنام نيويورکي
به عنوان بيانکا دل راي جذاب به ميلف هاي برگشت
حالا حتي شبيه يک زن هم نيست
چه زن غيرطبيعي اي؟
اون داره مي کشتم
حمله مار توي دبيرستان محلي
ايمپلنت سينه هاش زندگيش رو نجات ميده؟
بعد خانم دل ريو انتقامش رو گرفت
و خيلي هم خوب بود
اين حقيقت نداره
اين يک توطئه است!
... گناه مديره دبورا وارد اين رو افشا ميکنه که
خانم نامعروف اول
از بين برنده بکارت مردهاي نابالغ
باشه، نبايد هلم بدي
رشوه دهنده به مردان تگزاس دبي وارد
معصوميت خودش رو حفظ مي کنه
براي اون روز اصرار داره که بيانکا دل ريو، نه اون
تنها کسيه که بايد توي زندان ايالتي زنداني بشه
زندانيش کنيد
زندانيش کنيد
برخيز و بدرخش، فاحشه
تو اينجا چيکار مي کني؟
مي خواي من مجازات بشم؟
خوب، من اينجام
کي فکر کرده قراره هم سلولي باشيم؟
زندگي تقريباً به هم ريخته، درسته؟
اين نمي تونه اتفاق بيفته
ما رفيق هاي زنداني ميشيم
همديگه رو قراره بخوريم
مي خوايم توي يک سلول بخوابيم
همديگه رو توي توالت تماشا کنيم
کمک، يکي من رو از اينجا بيرون بياره
ما قراره مدت زيادي با هم باشيم من و تو
بدون هيچ احساس بدي، دبي
ممکنه حتي بهت يک آرايش هم بدم . يک انتقال
اگر کچل باشي، خوب به نظر مياي
حالا مطمئن شو کسي نمياد
چون مي خوام يک آشغال بزرگ بندازم,
و پسر اينجا بوي تعفن ميگيره
بيانکا
فکر کنم، يک ترور شبانه ديگه توي جاده
خوش بحالت
حالا پاشو
وقت آزاد کردنته
بشين
چندتا فرم داريم که بايد پر کني و اوه
يک چيز کوچک خاص قبل از اين که بري
فقط مي خوام ازت تشکر کنم
تمام اين تجربه يک حقيقت جويي براي من بود
من يک زن جديدم
مطمئناً هستي
من نگران تنها بودن توي انفرادي براي يک مدت طولاني بودم
ممکنه يرخي از لذت ها رو از دست داده باشي
که زندگي توي زندان داره
اوه، اما من نکردم
اولين شب توي انفرادي
با سوسک هاي حمام که توي گوشم مي خزيدند
فکر نمي کردم از پسش بربيام
اما بعد اون رو ديدم
کي رو ديدي؟
حاکم و ناجي ام رو عيسي مسيح
من يک سوسک حمام رو با دست خالي سمت ديوار پرت کردم
و وقتي جيغ مي زدم تصوير عيسي مسيح رو ديدم
و دقيقاً بعدش فهميدم که دوباره متولد شدم
دوباره
ياشه، فکر نمي کنم اين درست باشه
اوه، هست
خودم رو توي توالت غسل تعميد دادم تا مطمئن بشم
و حالا که دارم بيرون ميام
مي خوام کاري رو بکنم که خداوند ازم خواسته
کارهاي خيريه و اين جور چيزها؟
مي خوام بيانکا دل ريو رو بکشم
ببخشيد؟
با مهرباني
مي خوام اون رو با مهربوني مسيح بکشم
اين يکي فاحشه ديوانه است
اون حتي حرف زدن هم بلد نيست اين لعنتي رو ببين
مواظب باش، بيانکا دل ريو
دارم ميام برات
کسي نيست بخواد من رو ببره؟
اوه، نه
....::::ترجمه : هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... telegram : @subforu
طوفان بيانکا از روسيه با نفرت
پريسا يحيي ، مرتز
قرعه اين ترجمه به ما افتاد مترجمين اعلام مي کنند که عقايد اين فيلم را تاييد نمي کنند و تنها به دليل امانت داري ترجمه دقيق انجام شده است
نه،نه، ملاني
من واقعاً مطمئنم که زمين گرده
هي، آقاي مارتينز؟- اوه، آره-
ميشه دوباره از اسپونتينگ برام بگي؟
اوه، نگاهش کن داره به کلاس علاقه مند ميشه
اسپونتيک معادل روسي سيب زميني نيست؟
خوب، در واقع اسپوتنيک در 1957 شروع به کار کرد
اون سال رو يادته
همون سالي که مادربزرگت با عموش خوابيد
و پسرعموي پدرت رو به دنيا آورد
خداحافظ آقاي مارتينز- خداحافظ بچه ها-
گوش کن، مطمئن شو که اون کاغذ اصطلاحات رو خوندي
اون ها مال يک هفته اند
و مي دونم تو مغز نخودي نمي خواي
تعطيلات تابستونتونو با انجام دادن تکاليف بگذرونيد
سورپرايز، فاحشه
اوه، اوه، هو، هو
تو اينجا چي کار مي کني؟
و رکس اوه... اوه
بايلي کجاست؟
اوه عزيزم، بايلي توي نيويورکه
اون حالش خوبه
اما رکس اينجا يک بچه بيچاره است
و نمي تونه تنها بمونه چه سورپرايزي
سلام، رکس مرکز بازتواني چطور بود؟
انگار اين بار بسته است
چون اينجا يک دبيرستانه، عزيزم
انتظار داري رکس بدونه دبيرستان چيه؟
اون توي يک خانه رويايي باربي درس خونده
وقتي نخ رو بکشي آسانسور بالا ميره
اوه، از 101
اوه، مامان داره بدتر ميشه
اوه ازش راه اينجا رو پرسيدم
اون به شيشه جلوي ماشين اشاره کرد و گفت
ما داريم از اون طرف ميريم
اوه، خوشحالم که ميبينم چيزهاي زيادي تغيير نکرده
مخصوصاً توي اين شهر تگزاس کوچيک
فاحشه، هنوز هم مثل سال 1865 است
چرا ما هنوز اينجاييم؟
.. خب , يکي بايد به اون جنده ذاتي ياد ميداد
که جهان قديمي تر از اون شلواره
واقعاً دختر؟
افسر نيروي دريائي آبي دراز همسن تو؟
همسن من؟
تو از نيويورک براي مدتي رفته بودي
اين برگشت
اين بار، مرده به نظر مياد و من نوشيدني ام رو تمام کردم
يک لحظه صبر کن تا حالا نوشيدني سبک تري خوردي؟
اميدوارم فقط الکل توي فلاسک باشه
چون اون آخرين دانه زاينکس من رو با اون لعنتي انداخت
فکر کرد اون ها منتوس اند
. سازنده بانشاط
اون بايد مرده باشه، درسته؟
سال ها پيش
بي خيال بيا تا خونه ات برسونمت
بيا دختر، من ماشينم رو پس گرفتم
گواهينامه ات رو هم پس گرفتي؟- خوب، اصولاً نه-
اوه، بيا رکس کوچولو- اون رو بذار عقب، روي صندلي بچه
فکر کنم درس اينه
مطمئن شو که الت شوهرت توي ابکش ظرفشويي نيست
قبل از اين که آشغال ها رو برگردوني
براي اين نکته ممنونم
و بعد توي شو ما مارشال رو داريم
که قراره به ما ده راه مختلف
براي تزئئين گربه ات براي عيد ايستر رو ياد بده
ميو
اما اول، به تيتر خبرهاي روسيه برگرديم
ولادمير پوتين
، رئيس جمهور تازه مُبَلِغ همجنسگرايان
اسوتسلاپ زلوپا
.اسوتلانا زلوپاسنوست
اوه، خوب، بزن بريم اين، دهن پرکن است
!آره مثل مسخره بازي توي مهموني به نظر مياد
مگر اين که مهموني همجنس گرايان باشه
چون اون ها غيرقانوني اند
درسته روس عجيب و غريب
حتي به تزئين گربه ات براي ايستر، فکر هم نکن
ممکنه به زندان بيفتي
تا به حال روسيه ايستر رو جشن گرفته؟
بقيه کشورها خيلي عجيب و غريبند
اوه، چيزهاي بد راجع به روسيه نگو
ممکنه ايميل هات رو هک کنند
مامان، برگشتي چي شد؟
آزادم کردند
کسي اونجا نبود که من رو ببره خب، من هم اومدم خونه
متأسفم نمي دونستم
چيزي نيست قدم زدم برام خوبه
بهم زمان داد تا فکر و روحم رو آزاد کنم
من با شش راه جديد روبرو شدم
تا بيانکا دل ريو رو اخراج کنم و از زندگيمون پرت کنم بيرون
، همه چيزي که لازم دارم يک تيشرت استوانه اي . و چهار تا راکون زنده است
مامان، بايد اون رو فراموش کني
بعد از محاکمه و همه اون تبليغات
هيچ کاري براي خلاص شدن از اون وجود نداره
تموم شد ديگه
نه،نه،نه،نه
نمي گذارم بيانکا دل ريو برنده بشه
No comments yet. Be the first to leave one.