Maklumat siaran

Heart Surgeons E25-E26 (persiandreamteam)
Ulasan oleh Persian Dream Team
Rasselas @PersianDreamTeam

Tag

other
Diterbitkan pada: 2018-11-13
Muat Turun: 28
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

قسمت 25

کي خواست نجاتش بدي؟

يادت نره

اگه هان مين شيک نياد از مرکز قلب کودکانم خبري نيست

عمل سختيه

مي دونم

عملو

شروع مي کنيم

دکتر يه رين

مي دونستي قلب خودش يه رگ خونيه؟

قلب رگ خونيه؟

پس نمي دونستي

دوتا از درازترين رگاي بدن

اين جوري به هم متصل مي شن و قلبو به وجود مي آرن

نفستو نگه دار

چي؟- نفستو نگه دار-

نفسمو؟

خوبه. حالا نفس بکش

نفس بکش چرا گوش نمي دي؟

ديدي؟ نگه داشتنِ نفس دست خودمونه

ولي آيا مي تونيم قلبو هم به اختيار خودمون متوقف کنيم؟

نه، معلومه که نمي تونيم

معلومه که نمي تونيم

پس به اين ترتيب

قلب بدون دخالت ما و به طور مستقل

پالس هاي الکتريکيو داد و ستد مي کنه و اين جوري مي تپه

اينو مي دونم

حالا اگه وايسه چي مي شه؟

چي کار مي کنيم؟- مي کنيم CPR-

ديگه؟ .CPR. خب

اگه مشکل بزرگ تر از اين حرفا باشه دست بايد قلبو نجات بده

دست کي؟ دست ما

بله

بيا، اينو بگير

مي دونستي بادوم زميني واسه قلب خوبه؟

حالا که اينو گرفتي واسه رزيدنتي بيا بخش جراحي قلب

خودم پوستاشو جدا کردم

چي؟

ديدي عمل سارکوم چه جوري انجام شد؟

نه- عمل امروز-

مثل جدا کردنِ قسمتاي پوسيده يه سيبه

نکته مهم اينه که چه قدر از سلولاي سرطانيو مي شه جدا کرد

جراحا هميشه بايد عملاي مختلفو ببينن

که پيشرفت کنن

استاد چوييو ديدي؟

هنوزم که هنوزه، تو وقتاي استراحتش مي شينه فيلم جراحي تماشا مي کنه

بله- تماشا کن-

سلام، بابا

پدرسوخته- راحت باش. بشين-

کارِتو ادامه بده

چيه؟- سارکوم-

فيلم اتوپلاستي

چرا نمي ري مستقيم ببيني؟

آلزايمر گرفتي؟ خودت گفتي نرم

آلزايمر؟

دکتر اين جايي

زود باش بيا

بريم

گفتي آلزايمر؟- بريم، بريم-

!آلزا... بي تربيت

فهميدم رئيس و چويي سوک هان

چرا رفته بودن

ديدنِ هان مين شيک- چرا؟-

آقاي هان از دکتر چويي خواسته

يکيو که 30 ساله دستيارشه عمل کنه

کي؟- همون مريض سارکومي-

سارکوم؟

هموني که چويي سوک هان الان داره عملش مي کنه؟

من چرا اومدم اين جا؟

بشين

بشين

گفتم من عملش کنما دکتر چويي اصرار کرد خودش دست به کار شه

اگه اتفاق بدي بيفته چي؟

من برم؟

اعتماد به نفسشو داري؟

چي؟- اگه داري، برو-

... فقط اعتماد به نفس

سارکوم خودش همين جوري خطرناکه

چه برسه به اين که محل تومور جاي به اين حساسي باشه

وجود سارکوم تو بطن چپ خيلي نادره

پس چي کار کنيم؟ بگين

... خب... چيزه

اگه مريض آخرين اميدش به جراحي باشه

بايد عملش کنيم

درسته وظيفه مون همينه

بازم شما ما رو روشن کردين

چه قدر شما عاقل و فرزانه اين

!پاچه خار

مي دونم که تو با اين عمل مخالف بودي

ولي من استاد چوييو درک مي کنم

طبيعيه که يه جراح بخواد شانسشو امتحان کنه

مورد سارکوم خيلي نادره

تو هم مريضو يه موردِ آموزشي مي بيني؟

ها؟

خب... بد که نيست

مگه يه جراح واسه پيشرفت تو کارش نبايد مورداي مختلفو بررسي کنه؟

بايد تا مي تونيم عمل کنيم که تجربه مون بره بالا

مسئله اينه که کِيس آموزشي ما مردم ان

درسته

به نظر من واسه عمل هيچ انگيزه ديگه اي نبايد داشته باشيم

انگيزه ديگه؟

داره قلبو جدا مي کنه

سيني

قلبو

برمي دارم

اسکالپل

شروع مي کنيم

بله

چند روز پيش

استاد چويي با حالت مستي اومد تو بخش

تو اتاق استراحت

تا حالا اون شکلي نديده بودمش

فکر کنم همون جا بود که از ته سو خواست

دستيار اولش بشه

بايد جلوشو مي گرفتي

... واضحه که اين عمل- مي خوام خودم ببينم-

چرا استاد چويي خواسته اين عملو انجام بده

قيچي بخيه

ببُر

دريچه رو بده

قلبو

مي ذارم سرِ جاش

زنده مي مونه؟

تا حالا سه تا مريضِ سارکومي تو ته سان داشتيم. نه؟

آره من دوتاشو ديدم

گمونم موردِ امروز از همه شون سخت تر باشه

من مطمئنم دکتر چويي اعتماد به نفسشو داشته که حاضر شده عملش کنه

واسه عمل، اعتماد به نفس کافي نيست

پس چي لازمه؟

اعتماد به نفسِ پذيرشِ مسئوليت بعداز عمل

ببُر

کلمپ رو برمي دارم

flow down- انجام شد-

v-fib- دستگاه شوک-

ده ژول شارژ کن- ده ژول -

شارژ شد

Clear- Clear-

بيست ژول شارژ کن- بيست ژول-

شارژ شد

Clear- Clear-

پنجاه ژول

دکتر چويي قلبو نابود مي کني

نکنين، استاد- زود باشين-

چهل ژول شارژ کنين

خودم مي کنم

اپي نفرين- بازم دارو مي خوايم-

اپي نفرين، نيترو- نوراپي نفرين دوپامين، دوبوتامين

هرچي دارين بيارين همه رو مي خوام

انگار قلبش برنگشت

کاش اصرار نمي کرد مريضو عمل کنه

دکتر چويي

دکتر پارک

استاد

بدين به من

پمپ روشنه ماساژ قلبي کمکي نمي کنه

همراهش بيرونه؟- بله-

خودم مي رم بهش توضيح مي دم- استاد، واسه تسليم شدن زوده-

مي تونيم پِيس مِيکر بذاريم- ديگه دير شده-

استاد- بطن چپ نمي زنه-

کاري نمي شه کرد

دکتر پارک بسه

پيس ميکرو آماده کنين- دکتر پارک-

سريع- دکتر-

جـراحـان قـلـب

مريض وسط عمل مُرد

بايد خودم مي رفتم کمک

حواستون باشه پشت سرمون حرف درنيارن

بله- چشم-

ديگه چويي سوک هان

کارش تمومه- خلاص-

ببين چه بلايي سرِ مريضِ رئيس آورد

تازه شم، طرف دستيار آقاي هان بود

بيچاره دکتر چويي که فکر مي کرد شانس بهش رو کرده

نه؟

همون وقت که ديدم اصرار مي کنه

عملش کنه مي دونستم اين جوري مي شه

... حالا، گزينه بعدي واسه مديريت بيمارستان

ما دوتاييم؟

تو چي فکر مي کني، دکتر يون؟

مريض استاد چويي وسط عمل فوت کرد

عمل سختي بود ولي چي شد که يهو مريض تموم کرد؟

چه فايده اي داره

مريضو بياريم تو آي سي يو که جلوِ مرگشو وسط عمل بگيريم؟

به نظر من، استاد چويي کار درستي کرد

... فقط

فقط چي؟

هيچي

خسته نباشي، ته سو

شما مي دونستين که مريض مي ميره

چي؟- مطمئنم که شما-

خبر داشتين اين عمل بي نتيجه ست

من خبر داشتم؟

بله- نمي فهمم چي مي گي-

هيچ دکتري به اميدِ مرگِ مريض اونو عمل نمي کنه

من فکر مي کنم بايد يکيو عمل کنم

اگه تو بگي نه، نمي کنم

شوخي مي کنين ديگه؟

جدي مي گم

خودتونم دلتون نمي خواست عملش کنين

دليلي داشت که مجبور شدين عمل کنين؟

More Farsi Persian subtitles for Heart Surgeons

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left