The Rookie

The Rookie

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 1

Maklumat siaran

The Rookie S01E20 WEB h264-TBS
The Rookie S01E20 720p WEB h264-TBS
The Rookie S01E20 1080p WEB h264-TBS
The Rookie S01E20 720p WEB x265-MiNX
Ulasan oleh Anakin_Skywalker
█► Skywalker | Film2Movie ارائه‌ای از وبسایتِ ◄█

Tag

web
720p
720
x265
1080
Diterbitkan pada: 2019-05-05
Muat Turun: 80
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

‫شما برادر پرورشگاهی تون رو

‫که یه مجرم شناخته شده است، ‫از سوابق شخصیتون حذف کردین.

‫من چیز های زیادی دارم که ‫بابتشون متاسف باشم، و هستم.

‫به یکی احتیاج دارم که ‫اینجا چشم و گوشم باشه.

‫می خواین خبر چینتون تو ‫جرائم داخلی باشم؟

‫- فکر کردی چه خری هستی؟ ‫- پدرتم.

‫نه اونی که فکر می کردم ‫باشی.

‫- می تونیم تو مرکز خرید جلوش در بیایم. ‫- صبر کن!

‫ترمز کن!

‫وقتی زور زدم کسی باشم که ‫نیستم،

‫چیزی نمونده بود یه نفر ‫رو به کشتن بدم.

‫چیزی که در موردت از همه کمتر ‫تحسین بر انگیزه

‫اینه که با یه تازه کار ‫45ساله رابطه داری.

‫اشکالش چیه؟

‫تا زمانی که امتحان شفاهی ‫رو بگیرم،

‫از دفترم گمشو بیرون.

‫314چیه؟

‫آه، افشای نامناسب.

‫خوبه، ای 273 جی؟

‫مسمومیت در حضور ‫کودک.

‫آفرین، ‫منو یاد یه داستان خنده دار می اندازه.

‫- اوهوم، آه هاه. ‫- که برای بعده.

‫- ای 237 چی؟ ‫- به زندان انداختن کاذب.

‫آفرین، و مورد ‫مورد علاقه خودم... ای 597 اچ؟

‫اتصال غیر قانونی یه پروانه ‫به یه حیوان

‫که سگ ها بیفتن دنبالش.

‫آ باریکلا، 500 تا کد قانونی رو رفتیم ‫1000تا مونده.

‫- سیب زمینی فرفری؟ ‫- آره. - حتماً.

‫پول؛ الآن.

‫211سرقت مسلحانه.

‫488سرقت جزئی.

‫- پلیسی؟ ‫- بله، هستم، اونا هم همینطور.

‫دستا بالا. ‫اسلحه هاتون رو بندازین.

‫- برگردین. ‫- برگرد.

‫شماها، به نظرم این یه ‫توطئه ی جناییه.

‫منظورت یه 182 ئه.

‫همینطور یه 12-0-20.

‫اوه، حمل غیر قانونی ‫سلاح گرم.

‫در واقع این یه 417 ئه. ‫تفنگ ها قلابین.

‫ها! ‫راست میگه!

‫آره، اما این چاقو واقعیه، ‫و نقض قانون...

‫- 21510بی ‫- 21510بی.

‫تو مایه دردسری.

‫چرا؟

‫چون من باید روی این ‫آزمون تمرکز کنم.

‫و تنها چیزی که می تونم... بهش فکر کنم... ‫خدایا... تویی.

‫و حالا هم می خوای کلاً جمع کنی ‫بیای اینجا.

‫آره، خب، اون کار ‫تو "امنیت ملی"

‫برای رد کردن زیادی خوب بود.

‫در ضمن، مزایای مناسبی هم داره.

‫اوه.

‫این آخر هفته باهام بیا ‫دنبال خونه بگردیم.

‫آره، باحال میشه. ‫از خدامه.

‫اوه، آه، "هنری" داره میاد. ‫بالآخره می تونین همدیگه رو ببینین.

‫زیادی زوده؟

‫متاسفم، هیچ کدوم از ‫قوانین بابا بودن رو بلد نیستم

‫نه، نه. ‫مش... مشکلی نیست.

‫اوم...

‫من... من... ‫دوست دارم ببینمش.

‫- عالی شد. ‫- آره، خوبه.

‫خیلی خب، من باید برم.

‫امتحانت رو می ترکونی.

‫- مرسی. ‫- باشه؟

‫افسر "بیشاپ".

‫خوشحالم که تماس گرفتی.

‫نگران بودم ‫بهم محل نذاری.

‫نه، خانم. ‫فقط داشتم گزینه هام رو سبک سنگین می کردم.

‫و؟

‫گفتین که اگه جاسوسی ‫هم کارام رو بکنم

‫خطاهام توسط فرمانده بخشیده میشه؟

‫بهش به چشم ‫جاسوسی نگاه نکن.

‫تو کمکم می کنی پلیس هایی ‫که قوانین رو زیر پا می ذارن رو زیر نظر بگیرم.

‫مثل قانونی که دارین در مورد ‫من زیر پا می ذارین.

‫نقض منشور حقوق ‫مامورین برقراری نظم.

‫داری چی کار می کنی؟

‫من خیلی در مورد ‫پیشنهادتون فکر کردم،

‫اما تصمیم گرفتم یه راه ‫دیگه ای رو برم.

‫با تماس با رییستون.

‫قربان، می تونم توضیح بدم.

‫می تونی سعی کنی.

‫اما توصیه می کنم

‫بعد از مشورت با ‫وکیل اتحادیه ات این کار رو بکنی.

‫من با فرمانده صحبت کردم.

‫پرونده تون بسته شده ‫افسر "بیشاپ".

‫یه نامه توبیخ رسمی توی ‫پرونده تون قرار می گیره.

‫عذر خواهیم رو به خاطر ‫اقدام گستاخانه افسر "رویز" بپذیرین.

‫بیا بریم.

‫نامه ی توبیخ... ‫راه حل مناسبی بود.

‫باید سپاسگزار باشی.

‫هستم.

‫خوبه.

‫ممکنه 80 نمره ی ‫قبولی باشه، سرباز.

‫اما اگه کمِ کم 90 ‫نگیری،

‫طبق قانون کلی باید ‫نشانت رو تحویل بدی.

‫افسر "چن"، از این به عنوان یه ‫توهین شخصی برداشت میکنم.

‫- اگه نمره ای کمتر از 93 بیاری. ‫- بله، قربان.

‫فکر کردی با این همه

‫وقت آزادت قراره چی کار کنی؟

‫میشه یه کلوپ کتابخوانی ‫پیشنهاد کنم؟

‫از چی حرف می زنی؟

‫می دونی، بعد از آزمون،

‫دیگه ارزیابی روزانه ‫ای نیست که بنویسی.

‫روزانه ارزیابی ات کنم یا ‫هفتگی،

‫به هر دقیقه قضاوت کردنت ‫ادامه خواهم داد.

‫- مفهوم بود؟ ‫- بله، قربان.

‫خب، خیلی خب، ‫روز بزرگی در پیشه.

‫تازه کار ها 6 ‫ساعت اول رو گشت می زنن،

‫بعدش برمی گردن که ‫آزمون کتبی رو بدن.

‫هی، سعی کنید امروز صبح ‫خسته شون نکنید.

‫فقط تماس های راحت، باشه؟

‫راحت تو کار من نیست.

‫اما از دستورات مستقیم ‫تبعیت می کنید،

‫درست می گم، ‫افسر "بردفورد"؟

‫بله، قربان.

‫خوبه.

‫راحت، پس.

‫بعد از آزمون کتبی،

‫شما سه تا به ‫دفتر فرمانده گزارش می دین.

‫جایی که ایشون ‫شخصاً آزمون شفاهی رو می گیرن.

‫یادتون باشه، ایشون می تونن ‫به یه دوجین دلیل مختلف ردتون کنن، پس...

‫یادم بندازین، افسر "نولان"، ‫فرمانده چه حسی نسبت بهتون دارن.

‫اوه، طرفدار پروپاقرصمن، قربان.

‫اوهوم، آره.

‫خیلی خب، شما سه تا ‫رو 6 ساعت دیگه اینجا می بینم.

‫خیلی خب، تمومه.

‫امروز تو رانندگی می کنی، افسر "وست".

‫من؟ چرا؟

‫چون جفتمون می دونیم ‫قراره آزمون رو قبول بشی.

‫یعنی، ‫احساس خوبی دارم، اما...

‫قوانین و مقررات پلیس لس آنجلس ‫یه تیکه از دی ان ای توئه.

‫راست میگی. ‫آزمون که رواله.

‫که یعنی امروز باید تصمیم ‫بگیرم

‫درخواست بدم به یه افسر ‫معلم دیگه واگذارت کنن یا نه.

‫چی؟ چرا؟

‫چون احساس می کنم ‫سرافکنده ات کردم.

‫تو اون اوایل افتضاح بودی.

‫و فکر کردم که ‫از سر گذروندیش.

‫و هفته ی پیش دو مرتبه ‫رد دادی.

‫پس یا تو مشکل داری یا من.

‫اتفاقی که هفته ی پیش افتاد ‫تقصیر من بود.

‫اجازه دادم مسائل خانوادگی ام ‫سر راه قرار بگیرن، و...

‫- دیگه تکرار نمیشه. ‫- به اندازه کافی خوب نیست.

‫تو نباید همچنان در ‫حال سر و کله زدن با

‫پایه ای ترین سوال... ‫" من چرا اینجام؟" باشی.

‫چرا می خوای پلیس باشی، ‫افسر "وست"؟

‫چون همیشه می خواستم ‫باشم.

‫آماده بودن برای این کار ‫مثل انتخاب کردنش نیست.

‫باید به دلیل درستی ‫این شغل رو بخوای.

‫برای تو، ‫نه پدرت.

‫پس، تو چرا انتخابش کردی؟

‫من 4 تا برادر بزرگتر دارم.

‫احساس می کنم این بهم ‫یه نیاز بیمار گونه

‫برای دفاع کردن از ‫کوچیک تره داد.

‫که همون دلیلیه که ‫خواستم با تو باشم.

‫اما شاید زیادی بهت ‫بهت آزادی عمل دادم.

‫شاید تو به معلم دیگه ای ‫احتیاج داری

‫که عقلت رو بیاره ‫سر جاش.

‫من معلم دیگه ای نمی خوام.

‫ببین، فقط بهم بگو ‫چی کار باید بکنم.

‫ تو هیچوقت یه روز ‫ لباس شخصی نداشتی.

‫پس امروز صبح، ‫تو اوضاع رو می گردونی.

‫بعد می بینیم چی ‫پیش میاد.

‫ 7آدام19 ‫آژیر خاموش

‫ تو مغازه معنویات ‫"مادام مگان" به صدا در اومده.

‫ 2417واین. ‫کد 3.

‫بهم بگو! ‫همین حالابهم بگو!

‫از کجا می دونستی؟

‫جوابمو بده!

‫پلیس. ‫گوی برفی رو بنداز.

‫اون یه توپ کریستالی ‫900دلاریه.

‫می شه بجاش بذارتش ‫زمین؟

‫شنیدی چی گفت، ‫آروم.

‫بیخ دیوار. ‫بچرخ.

‫خانم، حالتون خوبه؟

‫آره.

‫فقط داشتم فال این ‫دیوانه رو می گرفتم.

‫و یهو زد به سرش.

‫یه کلمه دیگه حرف نزن.

‫ما بین طالع-بین و مشتری ‫راز داری داریم.

‫مسئله اون نیست ‫الاغ.

‫پس، وقتی بهتون ‫حمله کرد

‫دقیقاً چی داشتین بهش می گفتین؟

‫در مورد زندگی عشقیش ‫حرف می زدیم.

‫من گفتم تصویر اون رو ‫با یه زن زیبا

‫می بینم که بین درختا محصور شدن ‫و بعدش قاطی کرد.

‫چرا اینطوری شد، آقا؟ ‫واقعیت داره؟

‫اخیراً با یه خانم ‫تو جنگل بودین؟

‫نه، این فقط یه ‫سوتفاهمه.

‫مرکز، یه اسم ‫رو برام استعلام کن.

‫نام فامیل "فیشر"، ‫نام "رندی ال".

‫مظنون به جرائم ‫شهری.

‫ 7آدام19 ‫مطلع باشید که همسر مظنون

‫ 6هفته پیش ‫مفقود گزارش شدن.

More Farsi Persian subtitles for The Rookie

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left