200 baris pertama.
❤ بگو که دوستم داری ❤
"شخصیت ها، مکان ها و سازمان ها در این سریال ساختگی میباشند"
فکر میکنم با تمام قلبم حسش میکنم
...حس این رو میده که ما
...توی دنیای آروم خودمون
یه مکالمهی مسکوت داریم، که هرگز تموم نمیشه
مو اون
مو اون
مامان
اینجا چیکار میکنین؟ بهم نگفتین که دارین میاین
...خب، ما رفتیم عروسی پسر دوستم
فکر کردیم یه سری هم به اینجا بزنیم- آه... آها-
حتما به خاطر اینکه دفعهی قبل اونطوری رفتی، اذیت شده
مو دام همهاش بهمون میگفت وقتی اومدیم سئول، بیایم دیدنت
کار خوبی کردین
...امم
اون ها والدین منن
سلام
اوم...این کیه؟
...خب... راستش
"سلام، اسم من چا جین وو ئه"
اوه، که اینطور، از دیدنت خوشبختم
سلام
من باهاش قرار میذارم
باهاش قرار میذاری؟
آره
آها
عزیزم، دوست پسر مو اونه
آها
...راستی
...به خاطر این تعجب کردم که
دخترم هیچوقت تا حالا کسی رو بهمون معرفی نکرده بود
فهمیدی؟
فهمید، لبخونی میکنه
واقعا؟- آره-
از ملاقاتت خوشوقتم
خب، حتما برای ایشون هم غیر منتظره بوده
حالا که باهم سلام علیک کردیم بهش بگو یه وقت دیگه میبینیمش
باشه
راستی، جی یو خونهست شما اول برید داخل
آها- باشه-
خب، باز میبینمت- میبینمت-
...بابام گفت
دفعهی بعد میبینتت
دیدن
حالت خوبه؟
حتما خیلی تعجب کردی
"قسمت نهم: دلیل ها"
❤ بگو که دوستم داری ❤
اومدی- آره-
نوشیدنی نداریم
من میرم میخرم
!فکر کنین خونهی خودتونه- باشه-
شاید باید دعوتش میکردیم بیاد داخل
ممکنه نا امید شده باشه
بهش توضیح دادم
بهش توضیح دادی؟
چطوری؟
مشکل شنوایی داره، مگه نه؟
آره
ناشنواست
...نمیتونه هیچی
بشنوه؟
...نمیدونم متوجه شدین یا نه
ولی این روزا دارم به خاطرش زبان اشاره یاد میگیرم
...برای کلمات سخت، با نوشته صحبت میکنیم
از موبایل هم استفاده میکنیم
یه برنامه برای تبدیل صدا به نوشته هست
خیلی هم سخت نیست
آها
...چطوری
شنواییش رو از دست داده؟
مادرزادی بوده؟
نه
فکر کنم 7 سالش بوده
بعد از اینکه برای چند روز مریض میشه این اتفاق میفته
وای، بنده خدا
!والدینش چقدر غصه خوردن
احیانا، پدر و مادرش که مشکل شنوایی ندارن؟
شنیدم که میتونه ارثی باشه
نمیدونم
...خب
اینطوری هم نیست که سریع ازدواج کنین
پرسیدن همچین سوال های شخصیای درست نیست
هیچوقت والدینش رو ندیده
...اون
توی یتیم خونه بزرگ شده
...تو
...عجب
حتما به خاطر کارت، سختی میکشی
...حالا هم، رابطهات
چرا همش راه های سخت رو انتخاب میکنی؟
نگرانیتون رو درک میکنم
...ولی
واقعا حالم خوبه
بعضی وقت ها چند جا اودیشن دادن ...اونم کنار کار های پاره وقتم
...سخت میشه
ولی پشیمون نیستم
...و اون
واقعا آدم خوبیه
...یه جورایی
براتون دختر بدی بودم
...ولی دارم
...حسابی تلاش میکنم تا بدون هیچ پشیمونی ای
زندگی کنم
...ما
هیچوقت ازت نخواستیم برای ما زندگی کنیم
یا دختر خوبی باشی
و میدونم به حرفمون گوش نمیدی
بله، این راهیه که خودت انتخاب کردی
نمیخوام سد راهت بشم
...پس
میشه یکم بیشتر منتظر بمونی؟
شاید سخت باشه
ولی چیزیه که انتخابش کردم
پس با عواقبش هم روبرو میشم
...گیس بریده
نمیخوایم ناراحتت کنیم
پس حتی نمیتونیم نگرانیمون رو بروز بدیم ...اصلا میدونی
معذرت میخوام
درسته
حق با اونه
فقط یه بار همدیگه رو دیدیم
مو اون
قد بلند و خوش قیافهست و انگار آدم خوبیه
"عمیق"
هی
اینجا چیکار میکنی؟
تنهایی مینوشی؟
آره
یکم میخوای؟
بفرما
چرا برگشتی؟
همبن الان پدر مادرش رو دیدم
مامان بابای مو اون؟
رفتی دیدنشون؟ چطور بودن؟
مهربون بودن
پس چرا انقدر گرفته ای؟
میدونی چرا
...خب
مطمئنم میتونی درکشون کنی
چون خودت یه پدری
البته
اگه هالویی مثل تو با دخترم قرار میذاشت
...تا میخورد میزدمش
شوخی میکنم بابا
...منظورم اینه که
همین که فکر کنم ...سول بعدا یه هالو رو بیاره و بهمون معرفی کنه
تنم رو میلرزونه
مو اون چی گفت؟
نگرانم بود و ازم پرسید تعجب کردم یا نه
چیزیه که بالاخره باید باهاش رو به رو شی
اینجوری رابطهات با مو اون قویتر میشه
مشکلی پیش نمیاد
اینجا
تاکسیتون اومد
ممنون
دفعه بعدی که اومدین، باید سه روز بمونین
از چشمه آب گرم گرفته تا مرغ و آبجو
یه وعده کامل مهمونتون میکنم
باشه حتما- باشه-
به سلامت- نگران نباش و برو داخل-
در رو براتون میبندم به سلامت
شرمنده که مجبور شدی وقتکشی کنی
خوب به نظر میرسیدن
وانمود کردن مشکلی ندارن تا من ناراحت نشم
ناراحت نباش
...آخه کی توی اولین دیدار میگه
"گوش کن! چطوره با دخترم ازدواج کنی؟"
ازدواج"؟ بیخیال بابا"
جدی میگم
حالشون خوب بود پس مشکلی نیست
شاید حق با تو باشه
الکی سر هیچی ترسیدم
بیا بریم داخل- باشه-
همونطور که گفتی
فقط یه بار دیدیمش
انقدر گریه نکن
به خاطر اینه که پیرم
همونطور که خیلی وقت پیش گفتم، بدنم از کار افتاده
حالا که بهش فکر میکنم
...سن مو اون الان
...از زمانی که من پدرش شدم و به دنیا اومد
بیشتر شده
میگن وقتی آدم پیر بشه دوباره مثل یه بچه میشه
و تو هم که مدام اشکت دم مشکته
مو اون
از ما بالغ تره
پس تمومش کن
دقیقا
چیزی بوده که خودم میخواستم
به خاطر بچهام"؟ دروغ محضه"
همون موقع که استعفا داد
و امروز هم همینطوره
مهم نیست نتونه بشنوه یا یتیم باشه
به خاطر اینکه دوستش داره، باهاش قرار میذاره
ولی حتی نمیتونم حمایتش کنم و بگم
"باشه! اگه خوشحالی، منم خوشحالم"
...دیگه روم نمیشه که بگم
"من مامانتم و همیشه کنارت میمونم"
No comments yet. Be the first to leave one.