200 baris pertama.
- ایا اثرات به جا مونده ای حس میکنی از بعد تیراندازی؟
- وقتی که میخوام لباس به تن کنم اول بازوی چپم رو وارد لباس میکنم
به غیر اون همه چی خوبه
- تحرک چطور؟ سفتی یا مشکلی هست؟
- نه چیزی که مانع از انجام کارم بشه
- ایا اثرات روانی به جا مونده ای رو حس میکنی؟
نه
- اضطراب زود رنجی؟نوسانات خلقی؟
همگی میتونه کاملا نرمال باشه
که خودشو شش هفته بعد نشون بده
-واقعیت دکتر این ویریزت ها باعث میشه که من
یکم کج خلق(عصبی) بشم
- این فقط پروتکل, کاراگاه
باید بهش عادت کرده باشی.
من سابقه جراحاتت حین انجام وظیفه رو خوندم
عجیب سابقه ای داری
شش انگشت شکسته یک مچ شکسته,
پنج دنده ی شکسته
جمجمه شکسته بیش از صدها بخیه
و این اولین باری نیست که تیر خوردی
بیمارستان شیکاگو باید بهت مدال رفت و امد مکرر بده
- هوم دکتر ببین من نمیدونم میخوای که چی بهت بگم
گفتم قبلا که من احساس میکنم قوی ام و حالم خوبه
فقط امیدوارم که اون چیزی که باید رو امضا کنی
تا من بتونم برگردم سر کارم
- دکتر چی گفت؟ همه چی اوکیه؟
همه چی اوکیه.
گفت که از گلوله ها دوری کن برا سلامتی زیاد خوب نیستن
با ویت حرف زدم
میخواد که دوباره باهم همکار باشیم
اوه که تو کاملا منو بتونی زیرنظر بگیری؟
- چون ما باهم خوبیم(خوب کار میکنیم) و من ازش درخواست کردم
تو مشکلی باهاش نداری؟
نه
- همه واحد ها در سرتاسر شهر 2533 جنوب ویپل.
سرقت مسلحانه در جریانه. پی-دی ادونج
- اونجا درست بالای کرماک بیا از پله ها بریم
- 5021 جورج, ما بررسی میکنیم
یه هشدار سکوت(خاموش)وجود داره
- 5021هنری ،ما در صحنه ایم. پشتیبانی بفرستید.
- دریافت شد, 5021 هنری. پشتیبانی اعزام شد.
دارمش.
برو - اوکی.
- هی, خفه شو! زودباش.
- پلیس! تکون نخور!
فقط خفه شو!
10-1, 10-1.
تیراندازی. تیراندازی به سمت پلیس.
چند تا ماشین بفرستید. همه جا مردم هستن.
بمون پایین! بخواب پایین!
دو مهاجم نقاب زده رو دیدم
در حال فرار به سمت شمال با یک ون خاکستری.
دریافت شد
اوه خدای من.
- 5021 جورج ، یه امبولانس بفرستید. یه شهروند زخمی شده.
تو خوبی؟ - اره من خوبم
- رفیق اسمت چیه؟ اسمت چیه؟
اسمت چیه؟ - کارل
کارل ، با من بمون.
با من بمون.
ممنون.
- وایسا. میخوام باهات صحبت کنم.
اوه
نمیتونم اینو باور کنم. وحشتناکه
اره میدونم
ما فقط تلاش میکنیم همه چیزایی که اتفاق افتاد رو
کنار هم بزاریم
میتونی اسمت رو بهم بگی؟
میشل
تیلور. میشل تیلور
اوکی.
وقتی که دزدی اتفاق افتاد کجا بودی؟
- داخل مغازه پایین خیابون در حال خرید بودم.
- میشل یادت میاد کسی یا چیزی دیده باشی؟
که به نظرت مشکوک باشه قبل از دزدی؟
نه
من داخل مغازه بودم
و وقتی اومدم بیرون صدای تیراندازی شنیدم.
و خیلی ترسیده بودم, و پشت یه ماشین قایم شدم.
بعد دیدم که اون مرد تیر خورد.
پس رفتم تا بهش کمک کنم
یه نیکوکار خوب
- خب ، اگه چیز دیگه ای نیاز ندارید
من باید برم تا دخترم رو از مدرسه بردارم
- فقط باید اطلاعاتت رو یادداشت کنم
محض اینکه سوال های دیگه ای داشته باشیم.
باشه.
- خیلی خب, چیزی که ما فهمیدیم اینه که سه نفر بودن
دو نفر رفتن داخل تا دزدی کنن
اون یکی تو ون منظر بوده
پایین خیابون راننده ی فرار بوده
- باتجربه بودند و انگیزه داشتند
- اره مطمئنا هیچ مشکلی با کشتن و شکلیک کردن نداشتند
- اوکی، هیچ تصویری از این سه نفر داریم؟
- نه همشون نقاب زده بودند, و وقتی تیراندازی شروع شده
یه نفر تیر خورده,
و فقط یکی بوده که داشته از سرکار به خونه میرفته.
- کلرک گفت که مهاجم ها هر دومرد و سفید پوست بودند
اون تونسته گردنشون که از زیر نقاب بیرون بوده ببینه
اونا رو موقع عبور از نوار قد پیش در دیده
گفت یکیشون 1.8 متر , و اون یکی 1.9 متر بوده
- و تنها شواهد فیزیکی داخل مغازه
این دستبند ها هستن که برای بستن دست قربانیا استفاده شده
- مامورای گشت ون رو پارک شده نزدیک تقریبا یه مایل
پایین جاده داخل یه پارکینگ رها شده پیدا کردن
ماشین سوخته در واقع هنوز درحال سوختن
تقریبا یه هفته پیش گزارش سرقتش رو دادن
- خب اونجا جایی که ماشین رو تعویض کردن
اثرانگشت یا DNA پیدا نکردن؟
نه هیچ تصویری هم موجود نیس.
همه دوربین های نظارتی رو با اسپری رنگ کردن
به محض اینکه وارد مغازه شدن.
- خب اینکه میدونستن دوربین ها کجا قرار داره
نشون میده که اونا این مکان رو زیرنظر داشتن
پس بیاید با شاهد ها صحبت کنیم
اما همه دوربین ها رو تا چند ماه قبل بررسی کنید
این افراد تکالیف خودشونو انجام دادن. شاید موقع تمرین کردن بگیریمشون
دریافت شد.
- هی. - هی
- این چیه؟? - ام..
برات بلیط هاکی گرفتم.
چی؟
...این
من....
از زمانی که من حامله بودم تا زمانی که دیگه حامله نبودم,
تو همیشه پیشم بودی, و من ممنونم.
من حس میکنم که تو تمام مدت با من بودی
این عجیبه من برای تو بلیط گرفتم.
ممنونم.
اوهوم.
من هنوزم باهاتم.
- خیلی خب, اطلاعات رو به منم بگید.
- همین گروه به دو محل تبادل ارز دیگه هم حمله کردند
طی چند هفته گذشته, که با این سری میشه سومی.
این کاملا یه الگوعه.
- اون ها از دستکش و نقاب استفاده میکنند.
روش یکسان و اون ها ماشین میدزدند
هر سری تا ردشون رو بپوشونند.
- گروهبان من همونطور که خواسته بودید بقیه دوربین هارو در محل
بررسی کردم.
و؟
- تا اونجایی که میتونیم بگیم, اون ها یه بپا داشتند
میتونه یه سرنخ باشه
- فک میکردم که این یه کار سه نفره باشه
- ما هم همینطور فکر میکردیم اما چهار نفر هستن.
این مغازه مواد فروشی انتهای شمالی اون گوشه قرار گرفته
پنج دقیقه قبل از دزدی.
اون بچه سوار دوچرخه, همون بپا ماست.
- ببین، داره ماشین انتهای خیابون رو نگاه میکنه
همین که اون ماشین میره
تماس میگیره
و ادم بد های ما میان.
و این هم همون مینی ون که تیرانداز ها باهاش فرار کردند
- خیلی خب, حالا چجوری ما این بچه رو بگیریم؟
خب ، ما تشخیص چهره انجام دادیم و
جمال میکی 20.
یه سوءپیشینه داره برای ورود غیرقانونی
یه سال تو زندان بوده
خوبه
بیاید بیاریمش
زودباش رفیق
یکی داره نگاه میکنه
هی هی!
از پشت فرار کرد!
دریافت شد.
من کوچه بعدی رو پوشش میدم.
پلیس شیکاگو!
دستا بالا
ماشین رو خاموش کن.
مهاجم دستگیر شد. - دریافت شد.
- جمال میکی, تو بازداشتی.
- من اصلا نمیدونم که دارید درباره چی صحبت میکنید.
این بازی من نیست.
- جمال ما تصویرتو داریم, و میدونیم که تو اونجا بودی.
تو محله ام؟
وسط یک جرم در حال انجام بودن
خیلی غیرمعمولی نیست.
- زمانی که پلیس ها اونجا بودن تو قایم شده بودی
همین که پلیس ها رفتن, تو با یک نفر تماس گرفتی.
اوکی, این یه مقدارش بود.
با کی تماس گرفتی؟
یادم نمیاد.
با کی تماس گرفتی؟
داشتم به گروهم زنگ میزدم
بهشون بگم که داخل بمونن, و بیرون نیان
چون که پلیس .داخل خیابون بود
- چون زمان بدی برای فروختن مواده
حرفای توعه نه من
من هیچ ربطی با اون اتفاقی که افتاده ندارم.
به جون مامانم قسم
- اوکی اگه این جوری میخوای پیش ببری قضیه رو چی بهش بدیم؟
46 ساعت تا حافظشو بازبینی کنه؟
- 46 ساعت... زمان خیلی زیادیه برای من
تا اون پوزخند مسخره رو از روی صورتت پاک کنم
یه چیزی رو این وسط تو نمیفهمی
این ادم ها به پلیس تیراندازی کردند.
اون ها به دوستای ما شلیک کردند, پس همین حالا و همین جا
این ساده ترین چیزیه که گیرت میاد.
هرچی که زمان بگذره ما مهربون تر نمیشیم
میفهمی که من چی دارم میگم؟
No comments yet. Be the first to leave one.