126 baris pertama.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید DigiMoviez@
« مایکل »
مایکل، مایکل، مایکل!
ترجمه از «امیرعلی» ::. illusion .::
« سال ۱۹۶۶ - گری، ایندیانا »
مایک
برگرد توی صف
خیلیخب. شروع کنید دیگه
از اول تکرار میکنیم
این دفعه هم درست اجرا کنید
یک، دو، سه، چهار
بسه!
باهم نفس بکشید!
باید حسش کنید. میشنوید؟
از اول
یک، دو، سه، چهار
مایکل، میخوام به من نگاه کنی
مایکل، چشمـات. بالا رو ببین
مایکل، میخوام نگاهت به سمت من باشه
خیلیخب، به نظرم خوبه
خیلیخب دیگه
کارتون خوب بود
وقتی درست اجرا کنید حسش بهتر میشه
غذات رو بخور، لطفاً
بس کن!
مایکی، چرا با غذات بازی میکنی؟
اینقدر باهاش بازی نکن
بیخیال. میدونی که هیچوقت غذا نمیخوره
- خفه شو لاتویا - خودت خفه شو
لاتویا، با تو نبودم
ببینید، یه صورت درست کردم
میبینم عزیزم، ولی باید غذا بخوری
واقعاً یه اثر هنریـه
خیلیخب دیگه، گوش کنید پسرها
میدونم هیچوقت ناامیدم نمیکنید
و من...
فکر میکنم آمادهاید
پس چندتا اجرا برامون جور کردم
فردا در ایلینوی شروع میکنیم. شبی دوتا اجرا
صبرکن. جوزف، نیاز نیست اینقدر ازشون کار بکشیم
کار؟ اونـا هیچ درکی از کار ندارن
درک میکنم، ولی مدرسه دارن
بذارید یه چیزی رو بهتون بگم
تو این زندگی،
یا برندهای یا بازنده
شنیدین؟
شما چندتا بچه سیاهپوست فقیر اهل گریِ ایندیانا هستید
قرار نیست چیزی رو روی سینی بهتون تحویل بدن
ولی باید براش بجنگید
میخواید تا آخر عمرتون مثل من
- توی معدن آهن کار کنید؟ - نه، آقا
درسته، چون من که اصلاً دلم نمیخواد
اگه سختتر کار نکنید...
سختتر از بقیه،
این میشه زندگیتون
حاضرید براش بجنگید؟
بله آقا
باید صداتون رو بلندتر بشنوم
حاضرید براش بجنگید؟
بله آقا
حالا، میخوام دستهاتون رو دراز کنید،
انگار میخواید به اون دیوار برسید، ولی نه کامل
اینجوری، خیلیخب. دستها رو دراز کنید. یالا
ولی بهش نرسید
خیلیخب. خوبه. خودشه
دستهاتون رو بالا نگه دارید. دستها بالا
حالا، میخوام اون دیوار رو نگاه کنید
خیلیخب
چشمهاتون رو ببندید
دستمون رو به صورت واحد...
دراز میکنیم
به عنوان یک خانواده
دیگه جکی...
تیتو...
جرمین...
مارلون...
و مایکل نیستید
از حالا...
شما جکسون فایو هستید
تیتو، تو فوقالعاده بودی
- سلام پسرها - خفن بود
- سلام مادر - سلام مادر
برید دست و صورتتون رو بشورید و لباس خواب بپوشید
- داره دیروقت میشه - صبرکنید. نه نه نه
نه نه نه
سازهاتون رو بیارید. یالا
صبح مدرسه دارن. منظورت چیه؟
الان وقت خوابیدن و خواب خوش دیدن نیست
باید تمرین کنیم که اجرا درست باشه
زودباشید. بیاریدشون
- یالا - چرا؟ ما خستهایم
- و... کارمون هم خوب بود - مایکی، عیب نداره
خستهای؟
و فکر میکنی خوب عمل کردی؟
درسته، مایکل؟
بله جوزف
کارمون خوب بود
مایکل، بیا اینجا. بیا
جوری نگام میکنی انگار با تو نیستم؟
پسر، وقتی صدات میزنم بیا اینجا!
چیه؟
نظر من اینجا مهم نیست...
پسر؟
- جوزف، بس کن - باید حرفم رو گوش کنی، پسر!
تمرین میکنیم تا اجرا درست باشه
تو این زندگی، یا برندهای...
- یا بازنده - درسته
میخوای گریه کنی؟ برو گریه کن
برو، دماغ گنده
آمادهشون کنید
مایکل، منم مادرت
دشمنان قدیمی برای مدتی طولانی
آهسته دور یکدیگر چرخیدند
هیچکدام حرفی نزد
کاپیتان هوک سرانجام در آروارههای دشمن قدیمیاش،
تمساح، به سرنوشت خود دچار شد
ناکجاآباد بالاخره آزاد شد
پنج، شش...
پنج، شش، هفت، هشت
مایکل، چشمهات اینجا باشه. مایکل، اینجا
امتحانش کن، مارلون
سرحال. درسته. دستها بالا
تماشاگر اینجاست. اینجا، اینجا
خودشه
هورا!
« سال ۱۹۶۸ » « تئاتر رگال - شیکاگو، ایلینوی »
No comments yet. Be the first to leave one.