200 baris pertama.
:راوی ،یک شهر ثروتمند آمریکایی در شرق اوهایو وجود دارد
شهری با سرمایه فولاد
که یکی از مهمترین مکانها برای شاهد تولد ملت آمریکا بوده است
...اینجا قبل از استقلال
.فقط یک پایگاه نگهبانی وجود داشت
.که قلعه پیت نامیده میشد
،و این مکان به عنوان پایگاه مهاجرت، مهاجران جدید .به غرب مورد استفاده قرار میگرفت
یکی از خطوط قلعه
،که ویرجینیا را به رودخانه های بزرگ متصل می کرد
علامته پایان شناخته شدهها
.و آغازی برای ناشناختهها بود
.تمدن و شهر نشینی در شرق کوههای آلگنی قرار داشت
در غرب، فتوحات، فرصتها، جنگها
.و مرگ حکمرانی میکرد
،محیط اطراف قلعه پیت زیبا بود ، اما
.احاطه شده توسط جنگل هایی پر از خطرات بود
.مردم برای اهداف مختلف به اینجا میآمدند
برخی برای ثروت، برخی برای پناه گرفتن
.برخی برای آزادی
.اما از نظر بومیان، هر انسانی به معنایه یک مهاجم است
...جنگ های مرگ و زندگی بین سرخپوستان و سفیدپوستان
.تهدیدی برای زندگی در این قلعه کوچک بود
.با این حال، مهاجرت به غرب ادامه داشت
،برخی با فروش سلاح به دنبال ثروت بودن
.حتی اگه به قیمت جنگ با سرخپوستها تمام میشد
،بقیه، با گذاشتن جونشون در کف دستانشان
.در تلاش بودن تا ملتی بسازن
،اینها مبارزانی برای آزادی بشر هستند
که همیشه مرزهای آزادی انسان رو .به جلو حرکت میدهند
اما تاریخ گاهی، قهرمانان خود را از .مکان های غیر منتظره انتخاب می کند
یکی از قهرمانان ما در سال 1763، در اولد بیلی و در شهر لندن
.متولد شد
.متهم
.در این پرونده قتل، شما مجرم شناخته شدهاید
این وظیفه من است که توسط اختیاراتی که قانون به من واگذار کرده
.حکم شما را تحویل دهم
،ابیگل مارتا هیل
... حکم این دادگاه برای - .سرور من -
.ساکت شو زن - .سرورم، گوش کنید -
وقتی سربازها اومدن برادرم رو ببرن .بیمار بود و روی تخت دراز کشیده بود
.من بهش کمک کردم تا آزاد بشه
.در اون نزاع، یکی از افسران نیروی دریایی سلطنتی کشته شد
،ولی برادرمم کشته شد .سرورم
.تصمیم ما دربارهی شما قطعی هستش
طبق حکمی که دادگاه ما تعیین کرده است
شما برای یک روز، زندانی خواهید بود و روز دیگر
.به مکانی برای اعدام منتقل خواهید شد
.و تا آخرین نفسهای خود، به دار آویزان خواهید شد
.باشد که خداوند متعال گناهان شما را ببخشد
.بیا
.حرف دیگهای هم دارم
،طبق قوانین عادلانه پادشاه ما جورج سوم
.من حق دارم به شما پیشنهادی بدهم
، به جای اعدام شدن
می توانید انتخاب کنید که به مستعمره ایشان در آمریکای شمالی اعزام شوید
یعنی نمیمیرم سرورم؟
و حداقل 14 سال به عنوان یک برده خدمت خواهید کرد
و در حراجی .با بالاترین قیمت ممکن فروخته خواهید شد
،یا بردگی داوطلبانه .یا مرگ با چوبه دار
حرف بزن دختر انتخابت کدومه؟
.بردگی، سرورم
.باید روی گونههاتون خون باشه
اینجوری فردا با قیمت بیشتری .میشه فروختتون
شما که نمیخواید من و شوهرم رو جدا از هم بفروشید آقای لیچ؟
.شما با توجه به مدت زمان بیگاریتون، فروخته میشید
وقتی بعد از هفت سال آزاد شدم .یه زمین میخرم
.و شاید یه همسری هم اختیار کنم
.برو بزار باد بیاد
من با یه بیوه پولدار ازدواج میکنم و .آزادیمو بدست میارم
من یه بیوه پولدار نیستم .ولی میتونم باهات ازدواج کنم
تو مگه همین الانشم یه همسر نداری، تام؟
.نگران نباش، برای هر چهارتاشون وقت میزارم
خیله خب بچهها، برای فردا دماغتون چاقه؟
.سرزمینی برای فرصت مجدد ما
،جرمی
تا 14 سال دیگه، چند ساله به نظر میام؟
.معلومه دیگه، 14 سال میاد رو سنت
.آروم، آروم، تابش ندید
.خوبه، نگهش دار
.همونجا خوبه، تکون نخورید
.رو عرشه رهاش کنید
.همگی راحت باشید
.عجب چیز خوبی برای تیکه تیکه کردنه
.خودتون رو سفت بچسبید
.آخریش رو رها کنید
جرمی، تا صاحبش تو رو ندیده .بزارش سر جاش
.صاحبش شما رو دیده
.اون تبر رو بده من - تبر؟ -
... فقط داشتم به این خانم جوان نشونش
.میدونی که مجازات دزدی چیه
.کاپیتان - .ولی اون ندزدیدش -
...نه، خب شاید
تو کی هستی؟ - .دخترمه قربان -
.تنها دختر جرمی جان لاو
.جرمی، من که دخترت نیستم
.آره، از لحاظ خونی نیستی، ولی عرفانی چرا
.شما به نظر آقای نجیب زادهای به نظر میاید، قربان
خداییش این دختر شبیه ملکه نیست؟
.اینطور فکر میکنم - ... عالیه، عجب جملهی -
.نه، نه، فرار نکن عزیزم - .جرمی، جون هر کی دوست داری -
به نظر از اون آدمایی هستید که سرگرمی دوست دارید قربان
.میخوایم یه بازی کوچیک باهاتون انجام بدیم - خب؟ -
.خب قربان، ملکهی ما بین دو مرد ایستاده
.آره
ولی میتونید بهم بگید، ملکه الان کجا قایم شده؟
و اگه بگم چی؟ - .شرایط شرط بندی رو شما تعیین میکنید قربان -
.سر یه پوند - .پس شد یه پوند -
.یه پوندتو رو کن
...والا من چنین پول هنگفتی رو تو جیبم نمیزارم
.مال و اموال دیگهای هم داری
.شاید یه بوسه از دختر عرفانیت
...جرمی، عمرا من
.جوش نزن عزیزم، برنده نمیشه
.بادبانها را بالا ببرید
.میتونید یک گنج برنده بشید قربان
.خب قربان
الان میتونید بهم بگید، ملکه کجا مخفی شده؟
آره. رو آستین یه متقلب گر .که قراره سی تا ضربه شلاق نصیبش بشه
سی تا؟
.نمیتونی به مردی تو سن و سال لون، شلاق بزنی
.این سن و سالش باعث نشده اون یا تو آدم صادقی باشید
.فروشنده برده - .وایسا -
.اون بوس رو بهت میدم
.باید بدی، چون من بردم
.مثل آب خوردن اسیرش کرد
.بازم تقلب کردید
.من بدهیم رو پرداخت کردم
.بهتر از اینا میتونی پرداخت کنی
.فروشنده برده - .بله -
.بله آقای گارت
این زن فروشیه؟ - .بله آقای گارت، همهشون فروشین -
خدمتکاره؟
.نه آقا، زندانیم
زندانی؟ - .خوب بهش نگاه کنید آقای گارت -
.جوان، زیبا و شیرینه
.تو کارهای خونه هم خیلی ماهره
.میخرمش
.من نمیخوام به این مرد فروخته بشم - قیمتش چنده؟ -
.آقای لیچ، قاضی گفت من تو حراجی فروخته میشم - .زبونتو ببر -
.راست میگه
.حراجی رو همینجا برگزار میکنیم
آقایون، کسی از شما حاضره بر سر خرید این دختر با من رقابت کنه؟
.من که نه - .من زیاد موافق برده داری نیستم -
ولی اون مو قرمزه .میتونه نظر یه مرد رو عوض کنه
.من با بیست پوند شروع میکنم
.بیست پوند برای ابیگل مارتا هیل
.چهارده سال کنیزی شما رو میکنه
.بزار صورتت رو ببینن، دختر
.بیست پوند یک، بیست پوند دو
...برای سومین و آخرین باز - .و شش پنس -
ببخشید؟
.پسر، چشمات مثل عقاب میمونه
چطوری اینجوری پرتاب میکنی؟
چیزی گفتید قربان؟ - .آره، گفتم، و شش پنس -
.اون چاقوت رو بده من فرگوس
.بیا چند تا چاقو پرت کنیم
.کاپیتان هولدن، به شوخیهاش معروفه
.حراج رو ادامه بده
.بله قربان .بله آقای گارت
...این دحتر فروخته میشه به آقای گارت - مگه پیشنهاد من رو نشنیدی؟ -
.بله قربان .گفتید بیست پوند و شش پنس
از اونجا که شما خیلی جدی هستید کاپیتان هولدن .من 50 پوند پیشنهاد میدم
پنجاه پوند، تو هم شنیدی؟ - خوابم یا بیدار؟ -
.پنجاه پوند برای این ندیمه
.قوی و با اراده
یه پیشنهاد دیگه شنیدم؟ - .پنجاه پوند و شش پنس -
.پنجاه پوند و شش پنس
پنجاه و پنج تا نبود؟ - پولت نقده؟ -
.پولم نقده
.یکی دیگه بزن
.پس شد، 50 پوند و شش پنس
.شصت پوند - .و شش پنس -
...شصت پوند و شش پنس - .این شد یه چیزی -
یا خیلی پولداره .یا خیلی علاقه مند
.حتی بهم نگاهم نکرده
.شصت پوند و شش پنس برای این یاقوت کمیاب
.لبخند بزن ای چشم درشت
پیشنهاد دیگهای به گوشم خورد؟ - .آره -
.شصت و پنج پوند
.و شش پنس
.پس شد 65 پوند و شش پنس - ، هی کریس -
بازی داره یکم به جاهای باریک کشیده میشه .کتت رو بگیر
هفتاد پوند داریم؟ .نمونهی این ندیمه رو تو دربار شاهنشاهی پیدا نمیکنید
.انگار خیلی خواهانه این دختری
وقتی این اسباب بازیها رو به سرخپوستها میفروشی
باعث میشه که اوهایو کانتری .جای امنی برای یه زن سفید پوست نباشه
.یه مشت کالاهای عادین - عادین؟ -
حتی ارتش هم اینقدر تجهیزات نظامی با خودش حمل نمیکنه، مگه نه؟
.بهتره سرتون تو کار خودتون باشه
.سلاحای شما رو تو دستای سرخپوستها زیاد دیدم
.منو با یکی دیگه اشتباه گرفتی
.هفتاد پوند - .هفتاد پوند -
.اینقدر به خودت مطمئن نباش
.و شش پنس
.هفتاد پوند و شش پنس شنیدم
.بیاید از نزدیک نگاهش کنید آقایون
...چقدر جوون
.زیبا و سالم هستش
.اسلحه موسکات - .یا خدا، اینا اسلحههای جدیدی هستن -
.حتی تو این کشتی هم پر از خرت و پرتای عادی شماست
No comments yet. Be the first to leave one.