Maklumat siaran

Goddess of Marriage E13 2013
Ulasan oleh niloo1991
ترجمه و زیرنویس: نیلوفر

Tag

other
Diterbitkan pada: 2013-08-13
Muat Turun: 18
Masalah Pendengaran: Yes

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

قسمت 13

.متاسفم

خوابم برده بود

.چون دیشب تا دیر وقت داشتم کار می کردم

.واقعا متاسفم

.خانم. لطفا این رو 10 دقیقه بزار توی فر

.بله خانم

لطفا بعد هم گوشت رو آماده کن

.بله خانم

.جی هی

نه. من خواهر صدات می کنم

،از الان بهتره همدیگه رو درست صدا کنیم تو اینطور فکر نمی کنی؟

.بله

.دوباره دیر کردی

.متاسفم

ناراحت نشو و فقط گوش کن

.در واقع چیزیم نیست که به خاطرش برنجی

.این یه حرف واجبه که یه ارشد باید به کوچیکترش بگه

،بعد از ازدواجم، توی چهار سال گذشته .بیشتر از 4 ساعت در روز نتونستم بخوابم

،می فهمی چی میکشم

وقتی می گم بعد از ازدواجم نتونستم بیشتر از 4 ساعت در روز بخوابم؟

.دارم در مورد طرز برخوردت صحبت می کنم

...البته که می تونی بخوابی، یا دیر کنی، اما

،اگه تو بیشتر از اینو بخوای

.به نظرم اصلا مهم نیست

.اوایل ازدواجم من 5 تا ساعت اطرافم می ذاشتم

،فقط برای اینکه نکنه بیدار نشم با فاصله ی 1دقیقه ای تنظیمشون می کردم

البته که همیشه هم قبل از اینکه .هیچ کدومشون زنگ بخوره بیدار می شدم

،روزایی که فکر می کردم ممکنه بیدار نشم .حتی نمی رفتم بخوابم

،وقتی مجرد بودم خیلی خوابم سنگین بود

.اما، درستش کردم

.اگه واقعا بخوای، می تونی درستش کنی

،بله

.متاسفم

،خانواده ی ما با بقیه ی خانواده ها فرق می کنه تو از قبل هم اینو می دونستی، مگه نه؟

،بعضی خانواده ها صبحونه نمی خورن

.یا با یه نون سر و تهش رو هم می یارن

.اما خانواده ی ما هیچ وقت همچین کاری نمی کنه

.برای ما صبحونه مهمترینه

می پرسی چرا؟

،چون همه نهار رو بیرون می خورن

.و معمولا وقت شام به قرارهای تجاری می گذره

تنها وقتی که کل خانواده می تونن .دور هم جمع بشن، وقت صبحونه است

به علاوه، پدر معمولا کارمنداشو .دعوت می کنه که باهاش صبحونه بخورن

واسه همینه که توی خانواده ی ما صبحونه .به مهمیِ شام توی خانواده های دیگه است

این به این معنیه که آماده کردن .صبحونه مهم تر از هرچیز دیگه است

می فهمی چی می گم؟

.بله

.می فهمم

.خواهر

.این طور به نظر میاد که باید دیگه به خودت بیای

.اینجا خونه مامانت نیست

.قانون ها عوض شدن

متوجه منظورم میشی؟

.بله

.سخت تلاش میکنم

.اگه فهمیدی پس یکم آب میوه درست کن

برادرت کجا رفته؟ .از صبح زود ندیدمش

.اون تو راه بازار روزِ نون گو برای تبلیغاته

می خواد بخورتشون؟

هان؟؟

رفته در حالی که داره خیار قاچ میکنه یا میخوره عکس بگیره؟

بعد از این که رفت دنبال حشره کش .من دیگه واقعا نمی فهمم چه چرندیاتی داره می گه

!همه کارای اون منو ناراحت می کنه

،اگر اون توی انتخابات نبره .خودشو با چیزای دیگه سرگرم میکنه

اگه اونو 3 سال نبینم .فکر کنم 30سال به عمرم اضافه میشه

.اون توی نظرسنجی ها جلوتره

.تا وقتی که نتیجه اصلی معلوم نشده مهم نیست

.بشین

...امم... من

.با ماشین خودم میام

.باید یه چیزی بهت بگم، بشین

.به رانندت بگو تا دنبالمون بیاد

.بله، فهمیدم

.بر میگردم

معلم نام چی؟

چرا به معلم نام گفتید بیاد خونه؟

گفتم بیاد اینجا؟

ببین این دختره داره چی میگه؟

یعنی تو واقعا نمیدونی؟

...بچه ها

معلم های هنر زیادی هستن .که برای بچه ها مناسبن

،الان یوری و یوجین نیازی به معلم هنر ندارن

اما معلمی میخوان که بتونه توی .درسای عمومیشون کمکشون کنه

.نگران نباش

معلم نام گفته که توی درسای عمومیه .بچه ها هم کمکشون میکنه

.مادر

.تو کارتو شروع کردی

پس می خوای توی هر کارِ مادر شوهرت دخالت کنی؟

....منظورم این بود که

پس سرِ کار نرو و .تو خونه بمون

یوری و یوجین الان بیشتر از .همیشه به مادرشون نیاز دارن

اما گفتی که می خوای .بری سرِ کار

پس من باید چیکار کنم؟

حداقل من باید به تحصیلات .نوه هام توجه کنم

برای زن ها، همونطور که درس مهمه .هنرمند بودنم مهمه

اگه اونا از الان هنر بخونن، توی ذهنشون میمونه و .میتونن توی دانشگاه هم این درس رو ادامه بدن

.و من میتونم گالری رو برای اونا بذارم

.پس از نظر بقیه هم خوب به چشم میان

ازدواج خوبی هم خواهند داشت،این خوب نیست؟

من دلیلهای خوبی برای اینکه .اونا هنر بخونن دارم

معلم نام گفته به خوبی بهشون .درس میده منم قبول کردم

البته ما باید معلم های دیگه ای رو برای .درسایی مثله انگلیسی استخدام کنیم

اما، معلم نام میتونه ،به بچه ها هنر یاد بده

،و توی درساشون کمکشون کنه

و میتونه براشون هم مادر .باشه هم یه پرستار

چرا اینقدر راجع بهش حساسی؟

معلم نام رو خوب میشناسید؟

چی میگی واسه خودت؟

اگه من اونو خوب نشناسم پس کی بشناسه؟

.اون 5 سال به من نقاشی یاد داد

مثله اینکه تو منو یه .آدم بی دقت میبینی

.اینطور نیست

.فقط سرت به کار خودت باشه

،کارت رو خوب انجام بده

.و پدر شوهرت رو خوشحال کن

،اگه تو حتی به من توی انتخاب معلمم اعتماد نداری

.پس خونه رو ترک نکن

درست نمی گم؟

.موقع خوبی اومدی

.بیا بشین

.بله

چیکار می کنی؟ نمی خوای بری؟

.بله

.بر می گردم

.هر کاری می خوای بکن

!اه

این لباسا چیه که پوشیدی؟

بله؟

.صبح می خواستم باهات حرف بزنم

چون تویی من نباید .بهت چیزی بگم

می فهمی؟

این چه لباساییه؟

تازه بیدار شدی؟

داری میای بیرون با فامیل .شوهرت غذا بخوری

.ببخشید

.من با لباسایی که سرِ کار می پوشم راحتم

خانواده ما از صبح تا شب که می خوان بخوابن

.لباسای راحت نمی پوشن

.ما همیشه لباسای رسمی می پوشیم

شوهرت حتی وقتی که بچه بود هم .منو با لباس راحتی ندیده

.اون تا 3 سالگی پوشک می شد

اما از بعدش من بهش اجازه ندادم .که حتی وسط تابستون شلوارک بپوشه

اما تو با وجود اینکه ،یه نویسنده ماهری

چطور می تونی اینجور لباسا رو بپوشی؟

.متاسفم

.نمی دونستم

.درسته

.نمی دونستی

.درسته. بایدم ندونی

ببخشید؟

به هرحال از فردا .صبح شروع کن

.دیگه هیچ وقت نباید همچین لباسایی رو بپوشی

فهمیدی؟

.مثل جاریت لباس بپوش

.باشه

با جاریت خریدم میری؟

.بله

.خوبه

،چه تو خونه باشی چه بیرون

.لباسای مناسب بپوش

شاید قبل از ازدواجت به این چیزا ،توجه نمی کردی، اما حالا که ازدواج کردی

مردم تورو به عنوان عروس سومین پسر .گروه بزرگ شین یونگ می بینن

.تو دیگه خودت تنها نیستی

همیشه مواظب باش حتی اگه .بنظر بیاد مردم بهت توجه نمی کنن

.اما در حقیقت اونا هر حرکتت رو می بینن

منظورم رو فهمیدی؟

.بله، فهمیدم

خوبه، پس اگه فهمیدی می تونی بری؟

من از وقتی که با 2 تا عروس زندگی .می کنم، خیلی سرِ بقیه نق می زنم

.اوقات سختی دارم

.بله

...پس

!هی

.بله، مادر

جدا از اینا، گلف هم

بازی می کنی؟

ببخشید؟

چیه؟

فرار نکردی؟

داری راجع به چی حرف می زنی؟

،توی خونه راحت نیستی

:چند روز که بگذره فکر کردم بگی !ای خدااا، دیگه نمی تونم تحمل کنم

.فقط خواستم ببینم فرار کردی یا نه

قبل از اینکه بری سره کار نفهمیدی که من فرار نکردم؟

.بازم

راستش فکر می کردم که فرار می کنی،واسه همین داشتم .فکر می کردم که بهت دستبند بزنم و با خودم ببرمت سر کار

.بخاطر پدر متاسفم

دادستان دستبندم داره؟

.نه

.نداریم

،به هر حال برای فرار نکردنت

.ممنون

.اینقدر حرفای خسته کننده نزن

.بهت که گفتم همه ی تلاشم رو برای انتخابی که کردم می کنم

،اگه داری همه تلاشتو می کنی پس چرا صدات اینجوریه؟

.این طور بنظر میاد که داره بهت سخت می گذره

.راستش چند دقیقه پیش جاریم سرزنشم کرد

چرا؟

.برای آماده کردن صبحونه دیر رسیدم

Goddess of Marriage (Gyeolhonui Yeosin / 결혼의 여신) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Goddess of Marriage (Gyeolhonui Yeosin / 결혼의 여신)

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left