10th & Wolf (For Life)

10th & Wolf (For Life) (10th & Wolf)

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Maklumat siaran

2006-10th & Wolf
Ulasan oleh mehrdadarg
ترجمه کامل و دقیق از مهرداد ارغوانی

Tag

other
Diterbitkan pada: 2025-10-13
Muat Turun: 19
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

برگرداننده: مهرداد ارغوانی

همگی ما طوری بزرگ میشیم که به کسی اعتقاد داشته باشیم

همچین کسی برای من، پدرم بود

اون قهرمان من بود

روز بعد از جشن تولد ۱۲سالگیم فهمیدم که پدرم برای امرار معاش آدم می کشت

اون یکی از اعضای تربیت شده مافیا بود

وقتی دیدم که پدرم بیرون از خونه مون تیربارون شد

به نظرم اومد که شاید حقش بوده

سالها بعد فرصت پیدا کردم تا به نیروی تفنگداران دریایی ملحق بشم

دنبال آدم جدیدی بگردم تا باورش کنم

تا فوریه ۱۹۹۱ طول کشید حوالی یکی از شهرهای کویت

در مرز عراق

لعنتی

اردوگاه آتربوری جسپر تیپ کارولینای جنوبی

بذار حدس بزنم، تو از طرف دولت اومدی تا به من کمک کنی

پاشو راه بیفت، آدم کله شق

دارم میگم، تو سرباز خوبی هستی

نشان تقدیرهات، مدال هات

بیست و شش ماه پیش سر گروهبان شدی

خیلی خوبه

بعد یهویی به مافوقت حمله می کنی و جیپ جناب سرهنگ رو می دزدی

چرا؟

سرهنگ خیلی آدم عوضیه، مثل تو

آدم کله شقیه، باهوش هم هست درست مثل دوستاش

دوستام؟ کدوم دوستام؟

خوب بذار یه نگاهی بندازیم بیینیم جریان از چه قراره

خلافکاری

بخاطر رفتار بد

دو تا ۳ سال حبس با اعمال شاقه

واقعا خودت رو تو بد مخمصه ای انداختی، پسر

ولی شاید بشه برات کاری کرد میخوای جزئیات بیشتری بشنوی؟

نمی خوام

تو این یارو رو می شناسی؟ مانی ماتلو؟

هی روکو، یه نوشیدنی برام بیار

مانی ماتلو رییس مافیا بود، پدرم و عمو جویی هم براش کار کرده بودن

قسم می خورم، باز هم می گم

اگه این دفعه آب کرنبری زیاد بریزی توش

کل خونواده لعنتیت رو میکشم

میشنوی چی می گم؟ - آره شنیدم -

هی راکو، بگو ببینم، امشب شانس با منه؟

خیلی خوبه

تیراندازها یه جفت سیسیلی بودن

برای کسی به اسم لوچیانو رجیو کار میکنن

حالا رجیو یکی از تاجرهای بزرگ مواد مخدره

با خونواده گامبینوها هم تو نیویورک رابطه داره

و با دار و دسته مافیای سیسیلی

در حقیقت نیویورکی ها رجیو رو فرستادنش تا نسخه مانی ماتلو رو بپیچه

و کنترل خونواده رو بگیره دستش

میتونی تصورش کنی، هان؟

یه مهاجر لعنتی که یهو میشه همه کاره

تو آدمی به اسم ویلی دولان یادت میاد؟

اون حسابدار مانی ماتلو بود

البته که ویلی رو می شناختم

ما با همدیگه بزرگ شده بودیم آدم خوبی بود

دنبال خونه میگشت تا برای همسر و بچه هاش بخره

هشتاد و هفت هزار دلار - بازار تغییرکرده -

الان قیمت ۱۰۰ هزار دلاره

شش ماهه با بدبختی ۸۷ هزار تا رو جمع کردم حالا میگی ۱۰۰ هزار دلار میخوای؟

تو با من حرف زدی، گفتی میخوای خونه رو به قیمت ۸۷ هزار دلار به من بفروشی

حالا از من ۱۰۰ هزار دلار طلب میکنی؟ داری شوخی میکنی، ولی که چه بشه؟

قیمت مقطوعه، شوخی هم نمی کنم

می دونی چیه؟

تو آشغال عوضی چلاق رو چه به معامله کردن آخه!؟

چلاق؟

من پولم رو بر می دارم و میرم خونه

حالا هم با پای چلاقم مشکل داری، هان!؟

بدبخت تو اصلا حالیت نیست چقدر زیاد دارم بهت حال میدم

این نشون می ده چقدر تو احمقی

گفتی چلاقم، هان؟

حالا نظرت در مورد پام چیه؟

میخوای کفر منو در بیاری، هان؟

داری دو دوزه بازی در میاری، هان!؟

حقشه یه تف روت بندازم

این چیه ویلی؟ این چیه؟

ای مادر جنده

ویلی داشت واسه ما کار میکرد

ما ویلی رو از دست دادیم

بخاطر اینکه داریم رو یه سری چیزا کار میکنیم، مجبوریم کار رو ادامه بدیم

به خاطر اینه که الان داریم با تو آدم کله شق صحبت می کنیم

تو قراره شهروند خوبی باشی و به ما تو اين قضیه کمک کنی

هی، میشه بذارین من برم منو برگردونین سلولم لطفا

باشه باشه، انگار حقیقت و عدالت مدل آمریکایی ها برات مهم نیست

خوب این جویی مارکوچی کیه؟

یادت میادش؟ از خونواده تونه؟ درسته؟

اون پسر عمومه

یه احمق عوضی دیگه

اما ما که نمیتونیم خونواده مون رو خودمون انتخاب کنیم... میتونیم؟

دقیقا از من میخوای چی کار کنم؟

نمیخوام واسه من کاری بکنی

اما بهت فرصت میدم یه کاری واسه پسر عموی عوضیت جویی بکنی

بخاطر اینکه جویی زیاد با این قضیه که

رجیو می خواد کنترل خونواده رو دستش بگیره موافق نیست

دیر یا زود اینا همدیگه رو میکشن

ولی فعلا اینا میخوان یه معامله ای با هم بکنن و یه سری توافقاتی انجام بدن

خوب من ازت می خوام که اونجا باشی

چون من رجیو رو میخوام

متوجه شدی پسره کله شق من رجیو رو میخوامش

تو رجیو رو به من میدی من بهت پسر عموت جوی رو میدم

شیر فهم شدی؟

سالها پیش با خودم عهد کرده بودم که مثل پدرم نشم

حالا داشتم میرفتم خونه که یه چیزی مثله اون بشم

هفت سال پیش فیلادلفیا، سال ۱۹۸۶

مادرم موقع به دنیا آوردن برادرم وینسنت از دنیا رفت

بعد از اینکه پدرم کشته شد من و وینسنت رفتیم با عمومون جو زندگی کنیم

به همراه زن عموم تینا و پسر عموم جویی

من و وینسنت و جوی یه چیزی نزدیکتر از پسر عمو به هم بودیم

ما با هم برادر بودیم

پدرش رو کشتن؟ - کاری به این چیزا نداشته باش -

وینسنت آرومتر بخور! این کارا قدت رو بلند نمیکنه بلکه چاقت می کنه

کس شعر نگو بابا

جویی رو بیین

کار سرویس لوله بخاری ها چطوره؟

عالیه پسر پشتم که هميشه درد میکنه

پاهام هم یجوراییه انگار یکی مدام داره با چکش میزنه بهش

یادم انداختی کلی ازت بابتش تشکر کنم

تو بچه این محل نیستی، بچه کجایی؟

من دوست ریکی هستم ریکی رو میشناسی؟

ریکی جقی رو میگی!؟

ما بهش اینورا میگیم ریکی جقی میدونی چرا؟

چرا؟ - چون که جقیه -

هی پاشو برو یه بسته سیگار بگیر

چرا من برم عوضی؟

چون من پولش رو میدم حواست به غذای من باشه

بذار یه چیزی در مورد ریکی جقیه بگم

هی مارکوچی داری با دوست دختر من حرف میزنی

من دوست دخترت نیستم فقط باهات آشنا شدم، همین

نیشت روببند - ریکی جقی چی شده؟ -

تامی این یه مساله ای بین من و پسر عموته

مجمع جقیاست؟

لعنت به تو مارکوچی

تامی، دارم میام

ولم کنید , ولم کن , مامیریم

بیا اینور

ریدیم بهشون

با کون خورد زمین

چی کار کردی با خودت

مجبوریم پول هر چیزی رو که شکستیم بدیم

فک میکنی سه تا میز و یه غرفه چقدر می ارزن؟

لعنتی، زنجیرم پاره شد نشان سنت کریستوفر رو گم کردم

پس گفتی برم سیگار بگیرم منو فرستادی دنبال نخودسیاه

خفه شو بابا - فک میکنی اینکاره نیستم؟ -

الان فقط منم و خودت راستش رو بگو - خفه کار کن وینسنت -

یالا جوی، بهش بگو که میتونم جرش بدم

ول کن بابا، بی خیال شو

بذار بیینم

بیین لعنتی ها چی کار کردن

دیگه کارت تمومه

مانیه - جویی بیا اینجا -

مانی

فک میکنی اون چی میخواد؟ - خفه شو -

گوش کن پسر - پدرت جو کشته شده -

عمو جو رو همونطوری که پدرم کشته شده بود، کشتن

مثل یه حیوون ولش کردن کف خیابون بمیره

تامی، برو خونه، خودت رو تر و تمیزکن برادرت رو هم ببر

زن عموتون تو این شرایط بهتون احتیاج داره

خوب دیگه راه بیفتید، پسرای خوب

نبودش رو همه احساس میکنیم

یه شوهر خوب بود یه دوست خوب

بابت همه چیز ازت ممنونم مانی، ممنونم

زن عمو تینا، جوی خونه است؟

چه گهیه سرت رو انداختی پایین اومدی تو

توالت گرفته - برو بینیم بابا دستشویی دارم -

برو پی کارت تا اون روی سگم رو بالا نیاوردی

خیلی زورت زیاده هان؟ - تا دندونات رو نریختم تو حلقت برو دنبال کارت -

شل مغز

خیلی خوب ... میخوای بدونی یا اینکه نمیخوای بدونی؟

به اندازه کافی بزرگ شدی که تصمیم بگیری

با همچین چیزایی میتونی سر کنی یا نمیتونی

میخوام بدونم

واقعا که پسر پدرت هستی

هم خونش

جایگاه من نیست

مگر اینکه تو نخوایش

خب، به من بگو چی کار کنیم

چرا اون روزنامه رو دادن دستش؟

آهان میخوان جوی آگهی فوت رو ببینه؟ - میخوای یکم دندون رو چیگر بذاری؟ -

اوکی، باشه

جویی بیچاره

شماها باید برید خونه - ما تنهات نمیذاریم جوی -

برید خونه - میخوام در موردش باهات حرف بزنم -

ميشه لطفا در موردش حرف بزنیم؟

تامی اون پدرم رو کشت

میخوای چی کار کنم؟ پلیس خبر کنم؟

ازش بخوام معذرت خواهی کنه

هر چی می دونیم چیزاییه که مانی گفته شاید اشتباه کرده باشه

ببین نمیگم اون چرت میگه اما اگه اینکار رو بکنی

اگه آدم بکشی، تا آخر عمرت مجبوری باهاش زندگی کنی - فکر می کنی مانی اشتباه کرده؟ -

فک می کنی خودم حالیم نیست؟

برو خونه

بنه دتو؟

جویی

تامی

تامی!؟

خدای من تامی

وای خدایا

بد جوری داره خونریزی می کنه جوی

باید چی کار کنیم؟ من نمیخوام که بمیره

قرار نیست که بمیره وینسنت

وای خدا، تامی - ببین وینسنت، میخوام یه کاری برام میکنی -

من می برمش بیمارستان ولی تو باید یه کاری برام بکنی

More Farsi Persian subtitles for 10th & Wolf (For Life)

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left