My Demon

My Demon (마이데몬)

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Maklumat siaran

My Demon EP7 HDTV Sunflowemag
Ulasan oleh sunflowermag

Tag

HDTV
hdtv
HD
Diterbitkan pada: 2023-12-16
Muat Turun: 33
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

یه لاکر؟

بیا بریم

...این چیه

...خب

فقط داشتم صورت هامونو میپوشوندم تا مارو نشناسه

تصمیم خوبی بود

چرا یهویی قدرت هات کار نکردن؟

آره؟چرا یهویی کار نکردن؟

نو دو گیونگ

رفته

کجا رفت؟

رفت بیرون؟

نمیتونیم بذاریم نو دو گیونگ اینو ببینه

اینجا داشت دنبال چی میگشت؟

برش داشته؟

دنبال چی میگردین؟

تو اون خانم عربیکایی

عربیکا؟

همون قهوه؟

دنبال چی میگردی؟

اینجا رو مثل کف دستم میشناسم، پس بهم بگو

تو کی هستی؟

من شبیه کی به نظر میرسم؟

شبیه یه گدا- آفرین-

واریز پول هم قبول میکنم

"کمپانی مسیح" "بانک دِگوک"

"کمپانی مسیح؟"

خیلی مورداعتماد به نظر میرسه، نه؟

تو از کجا یهویی بی سروصدا بهمون نزدیک شدی؟

من اصلا هم بی سروصدا نزدیک نشدم شما متوجهم نشدین

و من اینجا مزاحم نیستم

شماهایین که وارد منطقه من شدین

منطقه ات؟

بهترین نقطه این اطراف مال منه

گرمه و نور خورشید بهش میتابه

وقت اینو نداریم

سو سو میزنه

چیزی که سو سو میزنه

دیر یا زود از بین میره

اونو میشناسی؟

اون فقط یه انسان آشفته ست که روح بهم ریخته ای داره

توجهی بهش نکن

* قسمت هفتم * * روابط لکه دار شده *

کجا رفت؟

بریم دنبالش

این باید کار کنه

چی کار میکنی؟

میخوام یه چیزی رو تست کنم

قدرت هام که کار میکنن

پس اون موقع چه مشکلی پیش اومد؟

اول بریم نو دو گیونگ رو پیدا کنیم

بریم دنبالش؟

...نه، این کار زیادی

زیادی خطرناکه

برای امروز کافیه

دو گیونگ

بله؟- میتونیم یه لحظه صحبت کنیم؟-

این اواخر به دیدن روانپزشکت رفتی؟

میخوام یه مدتی جلسه های روان درمانیم رو نرم جدیدا سرم شلوغ شده

حرفش شد

پدرت براش سوال شده بود که این روزها مشغول چه کاری هستی

و؟

بهش گفتم نمیدونم

همونطور که انتظار میرفت

فقط همینجور توی تاریکی و بی خبری بمون

دو گیونگ

میتونم مراقب خودم باشم

پس انقدر جلسه مشاوره نذار

به روان پزشک ها اعتماد ندارم

خانم

جلسه مدیتیشن امروزمون رو خیلی دوست داشتم

فردا باید به یه مراسم خیریه برم

پس میتونیم تاریخ جلسه مون رو تغییر بدیم؟

البته

ممنون

مشکل اتصال بود؟

مشکلش چی بود؟

سرم گیج میره

درسته

همین اتفاق اون روز هم افتاد

روزی که قدرت هامو از دست دادم

چیزی نمونده بود ماشین بهم بزنه چون قدرت هام بازی درآوردن

و اینطوری شد که تتوم به دست تو منتقل شد

واضحه که مشکل اینجا تویی

اگه کسی مشکلی داشته باشه، اون تویی منو مقصر ندون

تو رو مقصر نمیدونم

آخه تا قبل از اینکه تو رو ببینم تاحالا نه قدرت هام ضعیف شده بودن

و نه تتوم به کسی منتقل شده بود

خودت نمیشنوی چی میگی؟

...داری منو بخاطر اینکه نزدیک بود ماشین بهت بزنه و

منتقل شدن تتوت به دست من، مقصر میدونی

همینطور داری منو به خاطر امروز که قدرت های

خارق العاده ات ضعیف شدن، سرزنش میکنی

منظورم اینه که اگه دوباره توی یه لحظه حیاتی، بازی دربیارن دردسر میشه

مثل اون موقع- "دردسر؟"-

اگه انقدر دردسر بوده، چرا انجامش دادی؟

فکر میکنی ازش لذت بردم؟

پس ازش لذت نبردی؟- تو لذت بردی؟-

چرا آقای پارک هنوز نیومده اینجا؟

محض رضای خدا، حتی نمیتونم با آرامش قهوه ام رو بخورم

قهوه کجاست؟

"مراسم جشن اتمام ساخت وساز تئاتر سون وول"

...تئاتر سون وول

داری به مهمونی خونه نویی تازه عروس و داماد میری؟

نه اونا واقعا ازدواج کردن، نه یه مهمونی خونه نویی ئه

فقط داشتم شوخی میکردم، انقدر خشک و عبوس نباش

من خشک نیستم، این تویی که زیادی آرومی

این کلی وسایله، به نظر یکمی غیرضروری میان

تاحالا این جمله رو شنیدی؟

"اومدن یه شخص به جایی یعنی تمام زندگیش باهاش میاد"

!بیا زندگی

!بیا اینجا

این همه چیز چی ان؟

لباس هام، وسایل ضروریم

و کالکشن کوچیک ولی با ارزشم که سلیقه ام رو بازتاب میکنه

به این میگی کالکشن کوچیک؟- آره-

انگار کل بنیاد سون وول داره به اینجا اسباب کشی میکنه

به خاطر اینه که من و بنیاد سون وول در واقع یکی هستیم

اینارو کجا بذارم؟

اونا گنجینه منن، بذارشون اینجا

نه، اینجا جا نیست

بذارشون توی اتاق دو دوهی که اونوره- باشه-

!نه

میتونیم یه لحظه صحبت کنیم؟

راجع به چی؟میشه بذاریم برای بعد؟

فقط تو نیستی که اینجا زندگی میکنی

قراره این آپارتمان رو با من شریک بشی

خب؟

از شر تمام چیزهایی که واجب نیستن خلاص شو

پس همه چیز باید بمونه، به همه شون نیاز دارم

همین الان از شرشون خلاص شو- نه-

میخوای توی همچین فضای تنگی زندگی کنی؟

تقصیر خودته همچین جای کوچولویی زندگی میکنی

اینجا کوچیک نیست

این تویی که زیادی خرت و پرت داری، آشغال جمع کن

فقط یه سری خرت و پرت نیست که

هر وسیله منعکس کننده سلیقه من و تاریخچه ایه و مظهر هویتمه

هر وسیله انگار خودِ جونگ گو وونه

برام چاره ای نذاشتی

از زندگی با بی شمار جونگ گو وونت لذت ببر

حداقل قهوه ام رو بده بهم

ممنون

بالاخره داره باورم میشه که ازدواج کردی

ازدواج اینطوریه؟

حتی نمیتونم آزادانه وسایلمو بیارم تو خونه؟

من از کجا بدونم؟من یه مجرد خوشبختم

نه اینکه اصلا بتونی ها

ولی هیچوقت نباید ازدواج کنی

!حینکسش نکن- !قهوه ام-

مراقب حرفی که میزنی باش

وسایلت رو با خودم میبرم

برگرد داخل

نه

من غرور دارم

نمیتونم اینجوری برگردم داخل

میدونی گرفتن این چقدر سخت بود؟

میدونی؟

انقدر بده؟

نمیخورمش

شاید بخاطر اون همه سیره که خوردم

ازدواج همینطوریه

یه جوری حرف میزنی انگار قبلا ازدواج کردی

ازدواج کرده بودم

چی؟- دقیق بگم، یه زمانی متاهل بودم-

کِی این اتفاق افتاد؟

پنج سال قبل توی مرخصیم

محض احتیاط، نذاشتم کسی بفهمه

یه ازدواج بی سروصدا بود

این تنها اتفاق اون ازدواجه که بابتش

از خودم ممنونم

ازدواج از خیلی جهات دیوونه کننده ست

اینم؟

خوش بحال من

دیدی؟همه چیز جا میشه

چطور میتونه جایی زندگی کنه که از ماشینم کوچیک تره؟

اینطور نیست که خونه کوچیک باشه، طمع توئه که زیادیه

ببین چقدر وسایل داری

"دوهی روانی"

شما؟

"شما؟"

آقای شما، نمیخوای برگردی داخل؟

بهم گفتی برم با بی شمار جونگ گو وونم زندگی کنم

الان از خونه فرار کرد؟

بعد فقط یه روز فرار کرد؟

باید یه درسی بهش بدم

دیگه هرگز بهش زنگ نمیزنم

...نباید ثبتش میکردم

کِی اونو اونجا قایم کرد؟

باورم نمیشه، تو بودی منو انداختی بیرون

باید بری

برو روی اجرا کار کن

مسئله اینه که، جینِ ستاره بعد از اینکه راجع به ازدواجت فهمید، غیب شد

فردا کنفرانس مطبوعاتیه، ولی نمیتونم باهاش تماس بگیرم

تمرین هارو هم نمیاد

میشه بری باهاش حرف بزنی؟

چرا برم؟

حتما حس میکنه محافظش داره بهش خیانت میکنه

بیخیالش، اگه برنمیگرده نمایش رو لغو کن

...نمیتونم همینجوری لغو- برو-

...بازم- !فقط برو-

More Farsi Persian subtitles for My Demon

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left