106 baris pertama.
«پروندهی قتلی که خیلی غیرمحتملـه»
،شاید گاردش پایین بوده
،ولی حتی با این حال انسانهای زیادی نیستن
.رو بکشن S که بتونن یه قهرمان سطح
...درسته. قاتل احتمالا
!یه نفر از ماست
ولی کدوم یکی؟
«پرونده قتل زامبیمن»
«روز قبل»
از ما به خاطر خدمات ارزندهمون برای نجات زمین از
حملههای فضاییها و جلوگیری از بزرگترین فاجعه تاریخ
.تقدیر به عمل اومده و از ما قدردانی میشه
.برای قدردانی، انجمن قهرمانان ما رو به یه سفر شبانه میبره
...خیلی حال میده
دست انجمن درد نکنه که ما رو آوردن به
.چشمههای آبگرم که پیروزیمون رو جشن بگیریم
اگرچه بعضیا بدون اینکه مبارزه کنن ...میدان رو ترک کردن
.حق با توـه
چرا باید این چشمه رو با یه مشت عوضی سهیم بشیم
که حتی یه آجر هم بلند نکردن!؟
.ما وظایف دیگهای به عهدهمون بود
چی مهمتر از جنگیدن با فضاییها
.به تو مربوط نیست
اونا داشتن توی شهرهای دیگه با جنایتکارها
.و هیولاهای خطرناک میجنگیدن
.همهاش تایید شده
اونا رفتن چون فهمیدن
.بقیهمون بدون اونا هم میتونیم از پس مسائل بر بیایم
.آره، خب، همهاش جواب داد
!من رفتم چون گرسنهام بود
.من فقط میخوام از شهر خودم محافظت کنم
.و من هم داشتم توی شهر خودم هیولاها رو از پا در میآوردم
.نمیتونم مثل شما کل روز ول بچرخم
چی گفتی!؟
!من مجبور شدم به مراسم تکخوانی پیانوی خواهرم نرم
.بیخیال رفقا. بیاید امروز رو باهم کنار بیایم
.من میتونستم به تنهایی کل ماجرا رو حل کنم
!هوی! نباید توی چشمه آب گرم لباس شنا بپوشی
آخه کی براش مهمه بپوشم یا نپوشم!؟؟
...یا خدا
«من شک دارم خطری که «مادام شیبابا پیشگویی کرده بود، از سرمون گذشته باشه
همهتون رو به این بهانه اینجا دعوت کردم
.که در این مورد بحث کنیم
،و به همین دلیل
من عمیقاً از اقدامات قهرمانانه همهتون .در روز حمله سپاسگزارم
.میخوام که همگی امشب راحت باشید و حسابی حال کنید
!خیلی خب
!به سلامتی
!به سلامتی
!گمون کنم این «قاتل اژدها»ـه
!یه نوشیدنی واقعا فوقالعاده
.آره، خوردنش راحته، ولی قویـه
کیه؟ شمارهی یک کیه؟؟
!عضله... ژست بگیرید
یعنی اونا تابحال ژست عضله نگرفتن!؟
داری خوش میگذرونی، بچه امپراتور؟
.آره، یه جورایی
.که اینطور. خوبه
...شاید تو اون لحظه کسی باورش نمیشد
ولی مهمونی آروم و بی سر و صدای ما داشت تبدیل میشد
...به یه صحنه جرم وحشتناک
.بیاید با اسلحهای که برای قتل استفاده شده شروع کنیم
.آره، اون مال منه
.ولی من شمشیرم رو توی سالن مهمونی جا گذاشتم
.حتما یکی برش داشته
حرفم رو باور نمیکنید؟
،برای شروع
ما تا چند لحظه پیش همونجا مشغول عیش و نوش بودیم، درسته؟
.درسته
چیه؟ نکنه فکر کردی همهمون باهم داشتیم توطئه میکردیم؟
.سامورایی اتمی بیگناهـه
چی؟
.چون منم اونجا همراه مدیر بودم
.میتونی ازش بپرسی
،گمونم اون نمیتونه یه مظنون باشه .پس شهادتش معتبر میشه
.به علاوه، ما هیچ انگیزهای برای این قتل نداریم
...انگیزه
،حرف از انگیزه شد ...«من الان یادم افتاد که «پریزونر
.تو به صورت کاملا مشکوکی به «زامبیمن» زل زده بودی
...آره... داشتم فکر میکردم... خیلی عالی میشد اگه
چی میشد!؟
!اگه زامبی کوچولو مال من میشد
.اگرچه، من علایقم رو فقط به مجرمان محدود کردم
!حتی اون موقع هم، هیچ وقت نمیکشمشون !اینکار بیهوده است
.ولی بین ما تنها کسی که محکومیت داشته تو هستی
.اگرچه مثل آب خوردن از زندان فرار کردی
...خب، شخصی که کمترین اعتبار رو داشته باشه میشه
!این کار تبعیضـه
.من فقط دارم با استدلال حذفی نتیجه میگیرم
.در این صورت، من هم شخصی رو سراغ دارم
.این یارو داشت با زامبی عجیب غریب حرف میزد
اون ازش پرسید: زامبی جان
این درسته که حتی اگه چاقو هم بخوری نمیمیری؟
آره، جنوس بهم گفت که
.یه شایعهای نقل میشه که اون نامیراست
بهم نگو که
استاد سایتاما یه مظنونـه؟
من فقط سعی دارم با روش منطقی و .احتمالات مختلف به جواب برسم
.ما چیز زیادی راجع به سایتاما نمیدونیم
...که ممکنه یه جاسوس از یه سازمان دیگه باشه
!خب، با اون صورتی که داره نه
ببین، حتی اگه استار سایتاما میخواست زامبیمن رو بکشه
.نیازی به هیچ سلاحی نداشت
...یه مشت ساده
...نه صبر کن
اگه اون فقط داشته نامیرا بودن زامبیمن رو امتحان میکرده
No comments yet. Be the first to leave one.