128 baris pertama.
! جوراس
هی ، حالت خوبه ؟
دیگه وقتی برام نمونده ، فکر کنم دارم می میرم
... اما
... بالاخره پیدات کردم
خون آشام حقیقی
مهدکودک دلیکو
قسمت 12 : خوابهای خوب ببینی
بالاخره همدیگه رو دیدیم ، کلاووس
! یا ... خون آشام حقیقی
خون آشام اصلی
اوه ، چی شده ؟
... هی
حالت خوبه ؟
! به من دست نزن
! جوراس ، نکن ! اینجا نه
! تو ... شیطان
هی ، اون یارو بهش چاقو زد
چی گفتی ؟
! یه نفر ! نگهبان رو خبر کنید
! هی ، ازش دور شو
همگی ، چیزی برای نگرانی وجود نداره
لطفاً فراموشش کنید
ها ؟ ما چیکار داشتیم می کردیم ؟
... آره
باید بریم ، نمایش اسب سواری بزودی شروع میشه
درست میگی ، بیا زودتر بریم
اون ... ؟
اون قدرت کنترل ذهنی تو بود
! صبر کن
! جوراس
! میریم دنبالش
! اورو
! اورو ، تا جایی که می تونی الان بلند گریه کن
! الان میام پیشت
! صبر کن
طبق افسانه ها ، خدای تمام خون آشامها ، ترامپ
بالاترین قدرت کنترل ذهنی رو داره
چرا حافظه ی اونها رو پاک کردی ؟
واقعاً از استفاده از کنترل ذهنی خوشم نمیاد
شماها که برده ی من نیستید
اما ترجیح میدم از هیاهو دوری کنم
به همین سادگی
پس یه سوال دیگه ، چرا همه رو توی دهکده ی نبولا کشتی ؟
چی داری میگی ؟
! دارم در مورد شهری که قتل عامشون کردی حرف میزنم
! من یه نجات یافته ی دهکده ی نبولا هستم
دهکده ی نبولا ؟
! نگو که فراموش کردی
موضوع این نیست که فراموش کردم ، فقط یادم نمیاد
نمیشه ازم انتظار داشته باشی هر چیزی رو بخاطر بیارم
جوراس ؟
اون واقعاً ... یه خون آشام فناناپذیر حقیقیه
نمی تونم جسمت رو نابود کنم ، اما می تونم ذهنت رو نابود کنم
اون دلیل برگشتم به دوران پیلگیمه
ها ، این ... ؟
!اون کجاست ؟
ذهنش کجاست ؟
... هیچی
هیچی
! هیچی
! توی هیچکدوم از اینها چیزی نیست
!اینجا چه خبره ؟! اون ذهن نداره ؟
امکان نداره
! همه ی موجودات زنده باید یکی داشته باشند
اون چیه ؟
چه اتفاقی ... داره میوفته ؟
... چی
نمی تونم جلوی گریه کردنم رو بگیرم
این خیلی بده
لرد یوهانس ، چرا دارید گریه می کنید ؟
واقعاً ، چرا ؟
فکر میکنم چیزی که ازش می ترسیدیم داره اتفاق میوفته
... پدیده ی خودکشی
!این نشانه ی فروپاشیه ؟
! دالی دلیکو
شنیدی که میگن بذار خدایی که خوابیده بخوابه
و در مورد خدای خون آشاممون ، می تونم بگم که بیشتر صدق میکنه
آژانس ولاد برای مراقبت از ترامپ وجود داره
و اگه یه نفر اونقدر احمق باشه که ... سعی بکنه باهاش تماس بگیره
ما می کشیمش
! حرکت نکن
... اگه حرکت بکنی
! معلوم نیست چه بلایی سر اورو-چان میاد
!تو اون بچه رو بجای نجات همنوعان خودت انتخاب میکنی ؟
! مسخره بازی رو تموم کن
تو در مقابل رئیس خاندان معتبر ! دلیکو ایستادی ، دالی دلیکو
و من گرهارد فرا ، رئیس خاندان فرا هستم که به همون اندازه معتبره
پس ، شما نخبه های مغرور حاضرید بذارید اون بچه بخاطر ماموریتتون بمیره ؟
چه سوال مضحکی ، ما وظیفه داشتیم بین ماموریت و بچه بزرگ کردن تعادل ایجاد کنیم
و اون بدون یکی از بچه ها غیرممکن میشه
ما نه از بزرگ کردن بچه هامون دست کشیدیم و نه از محافظت کردن از هم نژادانمون
این هم بخشی از تعهد نجباست
دیگه نمی تونی فرار بکنی ، تسلیم شو
هنوز نه
! هنوز تموم نشده
مهدکودک دلیکو
دست از این مقاومت بی فایده بردار
قدرت کافی برای مبارزه برات نمونده
... تنها چیزی که می خواستم انتقام بود
تا ترامپ رو برای کاری که کرده مجازات کنم
من از قبل مجازات شدم
الان هزاران ساله که دارم مجازات میشم
داری میگی ... اون زندگی ابدی مجازات توست ؟
وقتی دوستان دمپیر من اونقدر دلشون می خواست زنده بمونند و نتونستند ؟
داری میگی فناناپذیری که روزا اونقدر آرزوش رو داشت یه مجازاته ؟
... مزخرف نگو
! مزخرف نگو
... چیکار داری میکنی
! تکون نخورید
مدت زیادی از عمرم باقی نمونده
دالی دلیکو ، اما هر کاری هم که نکنم ! حداقل تو رو مجازات میکنم
! دالی
به موقع نمی رسی
! حالا ... دیگه تمومه
... کاترینا
ممنون ، دالی دلیکو
که متوجه شدی چیکار می خوام بکنم و حواس جوراس رو پرت کردی
کاری نکردم ، من باید ازت تشکر کنم
چیکار ... داری میکنی ؟
... با قدرت کنترل ذهنیم ، بهت دستور میدم
اورو-چان رو بهم پس بده
پسر خیلی خوبیه
هرچند ، هیچ شباهتی به تو نداره
حتماً به مادرش رفته
سلام ، از آخرین دفعه ای که دیدمت یه کمی بزرگتر شدی
! لعنتی
... بین این همه حقه ی خفت آور ، دود استتار
No comments yet. Be the first to leave one.