Musim 2

Maklumat siaran

 마음의 소리 리부트: 얼간이들-The Sound of Your Heart RebootS2 E02
Ulasan oleh moonriverteam1
@moonriverteam_sns دانلود زیر نویس ها و آهنگها و فیلمهای درخواستی شما در تلگرام و وبلاگ ما moonriverteam.mihanblog.com

Tag

TS
Diterbitkan pada: 2019-10-25
Muat Turun: 29
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

...شما در حال تماشای

جنگ فامیلی هستید

جشن ۱۰۰ روزه شدن یول

لطفا اینجا رو نگاه کنین، یک، دو، سه

معذرت میخوام- اشکالی نداره-

الو- یول-

یول، بیا بغل بابابزرگ

یول، بیا بغل بابا بزرگ

شما پدر بزرگ مادری یول هستین

بیا بغل بابابزرگ- یول-

بیا بغل بابابزرگت- بیا بغل بابابزرگ-

یالا یول- یالا-

فکر کنم وقتشه پوشک یول رو عوض کنم

معذرت میخوام

یالا، یول

...علاقه بیش از حد پدر بزرگ های یول بهش

تنها مقدمه ی جنگ فامیلی بود

اولین کار، مقدمه جنگ

شش ماه بعد

بیا بغل بابا بزرگ

ای خدا، باید یکم مینشستی

احساس راحتی نمیکردم

اگه خصوصیات یول به مامانش بره

آدم بد غذایی نمیشه

سوک بد غذاست

اگه خصوصیات یول به باباش بره

تو هنر با استعداد میشه

،اه بونگ از وقتی که بچه بود

تمرکز بالایی داشت

ای خدا

خسته نشدی مامان؟

نه بابا! با تشکر از اون ماشین ظرفشویی که برام خریدی

از کار کردن تو آشپزخونه لذت میبرم

ممنونم

میدونم، پسرم

آفرین بهت

آفرین- مرسی مامان-

خدای من، باید بیشتر مراقب باشی

نزدیک بود بمیرم- خدای من-

بدش بغل من، اینطوری نمیتونی غذا بخوری

نه، خیلی هم راحتم

تا حالا به این راحتی غذا نخورده بودم

آقای چوی، معلومه نوه تونو خیلی دوست دارین

بیخیال، اون حتی نام خانوادگیشو رو یول نذاشت

خیلی خوب غذا میخوری

بابا، یول رو بدش به من

یول، بیا غذای کودکتو بدم

بدش به من- برگرد پیشم، باشه؟

خیلی خب- چه بانمک-

بدش بغل من، غذام تموم شد، غذاشو من بهش میدم

چی، نه اشکالی نداره

بابا، تو بزور یکم به غذات ناخونک زدی

سیر شدم، میتونم بهش غذاشو بدم

من متخصص غذا دادن به بچه هام، فقط ببینین و یاد بگیرین

هواپیما داره میاد

یول، بفرما

خیلی خوب غذاشو میخوره- یول-

اینجاست، ناپدید شد

اینجاست، ناپدید شد

اجی مجی

بفرما

!خیلی عجیبه امکان نداشت اونو بخوره

دومین کار، شروع جنگ

سگ

خروس

فکر نکنم امروز تموم بشه

من میرم- مامان-

نظرت راجب رفتن به بار چیه؟

فکر خوبیه- مامان-

مامان

مامان

کجا داری میری؟

نرو

باید مسئولیتشونو گردن بگیری

صدای گوزیدن

یول بونگ، نشونت میدم گوز واقعی چه صدایی داره

گوش کن

صدارو با دهنم در نمیارما

یول بونگ، گوز واقعی رو نشونت میدم، حتی بوش هم میاد

آررره

من چهار تا توپ دارم نه دوتا

فکر کنم این کاراشون تمام شب طول بکشه

اینو نگاه کن

چیکار باید بکنیم؟

اون گل ارکیده مامانه که پنج سال رو رشدش وقت گذاشته

خدای من

خدایا- مامان-

مامان آروم باش- خونسردیتو حفظ کن-

چرا اینکارو کردی؟

خیلی خب، یول بونگ

منم الان میخوام بغلش بگیرم

وقتی بغل توئه گریه میکنه

خیلی خب

یول بونگ

دیگه رفع زحمت میکنم

اوه، داری میری؟

نمیتونم تا دم در بدرقه ت کنم

چون یول بونگ بغلمه، تو راه خونه مواظب خودت باش

داره بهت خوش میگذره یول بونگ؟

ای خدا

بابا، حالت خوبه؟

نگران من نباش، برو به کارت برس

میخوام تنها باشم

باید یه چیزی بخوری

تو این سن و سال حتی نباید از یه وعده غذایی هم بگذری

اینطوری مریض میشی

فایده غذا خوردن چیه؟

تنها نوه ام منو پس زد

...ناراحت نباش

داری گریه میکنی؟

چیکار باید بکنم که

بابا بزرگ درجه یک یول بشم؟

خدای من

راستشو بگم که ناراحت بشی، یا دلداریت بدم؟

راستشو بگو- تو نمیتونی بابا بزرگ درجه ی یک یول بشی-

وقتی نوبت به یول میرسه

!بابای اه بونگ فراتر از انتظارات میشه

صبحای زود جلوی یه فروشگاه صف وایمسته تا

برای یول اسباب بازی بخره

منم میتونم تو صف حراجی منتظر بمونم

هر کاری که اون میکنه رو میتونم بکنم

...میدونم میتونی، اما

...موضوع اینه که، بابای اه بونگ اون روز صبح وقتی داشت فوتبال بازی میکرد

پاش صدمه دید

با وجود اینکه با عصا راه میرفت

رفت که برا یول اسباب بازی بخره

!بزور تونستم جلوی اشکامو بگیرم- خیلی خب-

بزن بریم

عزیزم ، چو چول وانگ

خدای من

راه میوفتم

اسباب بازی فروشی

ببخشید، این خط چیه؟

علامت سیصدمین نفره- چی؟-

...سی

یعنی کسایی که پشت خطن نمیتونن اسباب بازی بخرن؟

بله

...من به نوه م قول داده بودم که براش این اسباب بازی رو بخرم، اما

میخوام منتظر بمونم ببینم بعدش چی پیش میاد

باشه، ۳۰۱، ۳۰۲، ۳۰۳، ۳۰۴، ۳۰۵، ۳۰۶

هنوز شیش صبح هم نشده

این یه اسباب بازی سازگار با محیط زیسته که پنج نوع از حس بچه ها رو تحریک میکنه

...کمپانی اسباب بازی برای جشن سی امین سالگرد تاسیسش

تعداد محدودی ازش رو به فروش گذاشته

یعنی دیگه نمیتونی بخریش

اون خانم مسن رو میبینی؟

!سه روزه اینجا چادر زده و بجای دستشویی از لگن استفاده میکرده

فقط بخاطر نوه ش

خدای من، چرا انقدر صف طولانیه؟

چی تورو کشونده اینجا؟

منم به اندازه تو حق دارم اینجا باشم

تلاشت بی فایده بود

تو صف

سیصد و هفتمین نفری

چی؟

به هر حال برا هردومون سخت شده که بعد از سیصد نفریم

موافقم، بیا هدفمون رو فراموش نکنیم

اگه از شر اون شیش نفر جلوییمون خلاص بشیم

میتونیم برای

یول بونگ عزیزمون یه هدیه بخریم

قبول

چهارمین کار،هم پیمان شدن با دشمن

شش رقیب برای نسخه محدود اسباب بازی بونگ بونگ

شماره ۳۰۰، شماره ۳۰۱، شماره ۳۰۲، شماره ۳۰۴، شماره ۳۰۵

چطوری میتونیم از شر اون شیش نفر خلاص شیم؟

وایستا و ببین

مسئله رو با یه راه مردونه حل میکنم

ببخشید

میخوای باهام یه بازی بکنی که اگه باختی جامونو عوض کنیم؟

چرا باید همچین کاری بکنم؟ من که از تو جلو ترم

اگه من بردم ، جاتو باهام عوض کن

اگه تو بردی، من پول اسباب بازیت رو حساب میکنم

در هر حال فکر نکنم بتونم بخرمش

خوبه که یکم پول دربیارم

باشه، صبر کن

من داور میشم

آماده، شروع کنین

سنگ، کاغذ، قیچی

آقای چو

بهت افتخار میکنم

شماره ۳۰۵

آقای چو

تو راه حلشو بهم نشون دادی

اینبار من امتحان میکنم

چیه؟

حتما باید از انتظار خسته شده باشی

معلومه که شدم چرا داری به روم میاریش؟

معذرت میخوام

من قبلا عضو نیروی دریایی با مجوز ماساژ بودم

دوست داری ماساژت بدم؟

چرا؟- فقط بخاطر اینکه خسته به نظر می رسی-

عضله هام یکم درد میکنن

لازم نیست پولی بهم بدی، لطفا بشین

خب ، ماساژ مجانی که ضرری نداره، در هر صورت از انتظار خسته شده بودم

اینجا

ماساژ رو شروع میکنم

حس خوبی داره

ای خدا، خوبه

خستگیم در رفت

چیکارش کردی؟

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left