200 baris pertama.
«تیم ترجمه ی کُریا تایمز با افتخار تقدیم میکند»
درمورد اون ماشینی که بیرون پارک شده چیزی میدونی؟
ماشین همون عوضی سوهونه؟
..نمیتونم صورتشونو ببینم
ولی انگار دو نفر تو ماشینن
دو نفر؟ - آره -
آه، لعنت بهش، وایسا
یه زنو مردن
واو، لعنت بهش، انگار میخوان تو ماشین رابطه جنسی برقرار کنن
پس تعقیبشون کن
اینجوری جی سوهون میتونه بدون شک کردن نزدیک شه
گرفتم، فعلا گوشیو قطع میکنم
!لعنت بهش
چرا باید یه همچین غلطی جلو !خونه ی یکی دیگه بکنن؟ لعنتی
آه، چرا باید با اینکار گند بزنن به این دور و بر؟
! هی
برید
!عوضیای روانی، لعنتی
لعنت بهش
جی سوهون، عوضی
امروز مچتو گرفتم
”انتقام دیگران“ :::: @KoreaTimes ::::
*روز بعد*
*پست پیلسونگ*
سلام
منو یادتون میاد؟
اوه، البته، البته
اوه، ولی، چی کشوندتت اینجا؟
باید یه چیزی بهتون بگم
انجامش میدیم
*بیمارستان نونگهوا*
*اتاق انتظار ملاقات آی سیو*
مرسی
صبح این زودی چی کشوندتت اینجا؟
مامانت چطوره؟
همونجوریه
..سوهون
الان رفتم بابای مین سون هارو تو مرکز حملو نقل ببینم
همونجا که به عنوان پیک کار میکنه
میدونم خیلی فوری پول نیاز داری
بابای مین سون ها ..یه درخواست دیگه کرده
فکر کنم اون سا جونگ گیونگ آشغال دوباره داره مین سون ها رو اذیت میکنه
اصلا آدم نیست
!انجامش میدم
..خطرناکه
پس خودتو قاطیش نکن، آجونگ
من خوبم
ولی درموردش به ته سویون نگفتم
فکر کنم بهتره برم مدرسه
اونجا میبینمت، سوهون
*بیمارستان نونگهوا*
... آجونگ، هونگ آجونگ
*سیدر سفید*
داشتم هلاک میشدم
واسه همین دوتا خوردم
آه
کل شبو تو بیمارستان موندی؟- آره -
اون کیف من نیست؟
آره
یونیفورمت توشه
..میدونم چه احساسی داری
ولی باید حواست به خودت باشه ...اینجوری میتونی مراقب مامانت
بیخیال
بیا اول بخوریم
بریم یه چیزی بخوریم
*بیمارستان نونگهوا*
بیا بخوریم
لازم نبود اینهمه راه بیای اینجا
اینجا کاری از دستت بر نمیاد
به خودت نگاه کن
از اونجایی که هیچی نمیخوری من اینجام که حواسم بهت باشه
مدرسه چی؟
!باید مدرسه رو بری دیگه
..میدونم باید سرم تو کار خودم باشه
ولی نگرانت شدم
سوهون
تو باید سلامت باشی و عادی زندگی کنی
تا بتونی مراقب مامانت باشی، نه؟
من سالمم و زندگی عادی ایم دارم
تو داهات شما به این میگن عادی؟
اگه همه چی عادی بود، چرا من صبح به این زودی باید اینجا میومدم؟
... و همینطور
چرا اومدن آجونگ به اینجا رو قایم کردی؟
چرا باید همچین چیزیو قایم کنم؟
باید هر آدمی که اینجا میادو بهت گزارش بدم؟
...اه
ببخشید گفتم قایمش کردی
ولی اشتباهه که ازت بپرسم؟
تو خودت به اندازه کافی سرت شلوغ هست
کلی کار رو سرت نریخته؟
پس داری میگی که نباید مراقبت باشم؟
اینا تو کشوی میز گی اوسونگ بود
کشو قفل بود
..اگه عادت داشتن اینجوری باهم بگردن
یعنی خیلی بهم نزدیک بودن
..اگه تا الان به همه چی نگاه کنیم
قشنگ معلومه کار گی او سونگه
ولی برای اینکه بفهمیم
..واقعا چه اتفاقی بین این چهار نفر افتاده
!باید عمیقتر دنبالش بگردیم
جه بوم قطعا برادرمو میشناخت
فقط نمیتونه یادش بیاره
!کوان سه جینم باهاشون رفت و آمد داشت
بهرحال، با دقت میبینمشون
رو مراقبت از مامانت تمرکز کن
تو اتاقم چیکار میکردی عوضی؟ - من با اتاق تو چیکار دارم؟ -
جوابمو بده! چیکار کردی؟
جی سوهون
پس کشومو زیر و رو کردی و عکسامو برداشتی؟
... جی سوهون، تو واقعا
فکر کنم نمیتونم زنده بذارمت
یه نفر قبل از اینکه بری مدرسه میخواست یه چیزی بهت بگه
کی؟
تو این خونه دیگه کی میخواد باهات حرف بزنه؟
اوه، بیا تو
چرا صبحونه نمیخوری؟
میل ندارم
درمورد دستگیریت و تحقیقات پلیس خیلی نگران نباش
تا وقتی کار اشتباهی انجام ندادی همه چی درست میشه
من کاری نکردم
تو کسی هستی که !با قایم کردنش بدترش میکنی
درسته
..فکرم قطع نداد
اگه درمورد قاتله
!من کاری انجام ندادم، پس نگران نباش
دیگه میرم مدرسه
اوسونگ
یه دقیقه بشین
... من
وسط صبحونه از جی هیون شنیدم
که دیروز وقتی کارآگاه جین اومد خونه
داشتی با یه پسر از کلاس جی هیون دعوا میکردی؟
چیزی نبود
فقط باهاش رابطه ی خوبی ندارم
پس همیشه وقتی با یکی میونه خوبی نداری
باهاش دعوای فیزیکی میکنی؟ اونم تو خونه؟
..آخه اومد اتاقمو یسری از وسایلمو برداشت
نباید عصبانی میشدم؟
بی اجازه رفته تو اتاقت؟
اسمش چیه؟
گفتم اسمش چیه
جی سوهون
..جی سوهون
چرا جی سوهون رفته تو اتاقت؟
کلا همچین آدمیه
نمیفهمم چرا کوک جیهیون ..انقدر دوستش داره
که به خونمون دعوتش میکنه
نمیفهمم
..احیانا، تو و جی سوهون
نقشی تو این پرونده قتل داشتید؟
چی؟
چرا باید نقشی توش داشته باشیم؟
!همچین چیزی نیست
منظورم اینه که چرا رسید کافه مطالعت، توی صحنه جرم جا مونده؟
..از اونجایی که توی صحنه جرم نبودی
واسه این میپرسم که جی سوهون با اون رسید ارتباطی داشته یا نه؟
من... چیزی در موردش نمیدونم
بهرحال، قاتل از عمد
رسید کافه مطالعتو تو صحنه ی جرم گذاشته
!این حقیقته
میخوان تو رو به عنوان قاتل جا بزنن
... پس
باید چیکار کنم؟
باید قاتلو بگیریم
باید اونی که سعی میکنه ..بهت تهمت بزنه رو پیدا کنیم
پس دیگه نمیتونه بهت صدمه بزنه !باید سریع پیداش کنیم
... درمورد تو، اوسونگ
درمورد این تحقیقات نگران نباشو فقط رو درسات تمرکز کن
میفهمی چی میگم؟
بله، بابا
باشه، میتونی بری
حالتون چطوره، آقای چوی؟
اوه، سلام رو به راهم، چان می
امروز زود اومدید سرکار
با یه مشتری ملاقات داشتم
سوهون کو؟
نمیدونم
حتما بخاطر مامانش تو بیمارستانه
واقعا براش خیلیه که باهاش کنار بیاد
... آقای چوی - هوم؟-
میشه یه خواهشی ازتون بکنم؟
البته، چیشده؟
میشه لطفا این اسکوترو برام بفروشی
فکر نکنم بخوای جایگزینش کنی
دیگه نمیخوای سوارش شی؟ - بله، دیگه نمیخوام برونمش -
میدونی چطوری مدارکو تهیه کنی؟ - بله همشونو گذاشتم زیر صندلی -
واقعا؟ پس انگار درموردش جدی ای
آقای چوی، لطفا مطمئن بشید که به قیمت بالا میفروشیدش
خیلی پول نیاز داری؟
خسته نباشید
..درمورد جی سوهون
برای خلاص شدن از شرش، یه نقشه ریختم
نقشه؟ نقشه چیه دیگه؟
میتونیم فقط یقشو بگیریم و عین سگ بزنیمش
پسر عموم و دوستاشو میخوان تا حد مرگ بزننش
کافی نیست؟
ما نمیتونیم کسایی باشیم که اول دست بهش میزنیم
برای همین میخواستم همو ببینیم
چرا نمیتونیم دست بهش بزنیم؟
بذار شیرفهمت کنم! من اون یارویی که این بلا رو سر پام آوردو میکشم
No comments yet. Be the first to leave one.