200 baris pertama.
دخترا بخوابونينش اينجا؛ مراقب باشين
چي شد؟ - اگه ميخواي کمک کني حوله هاي بيشتري بيار -
ميگوئل خواهش ميکنم!! بازم حوله بيار
مردم فکر ميکنن به دست آوردن يه فرصت؛ مثل جا نموندن از قطار ميمونه
...و اين قطار فقط يه بار پيداش ميشه
و اينکه بهش برسي يا نه؛ به شانست بستگي داره
متاسفم
.....متاسفم بهتون نگفتم؛ آخه
خيلي ترسيده بودم؛ جراتش رو نداشتم
مجبور نيستي توضيح بدي
ما دوستان تو هستيم؛ به چيز ديگه اي نياز نداريم
ممنونم
واقعا ممنونم
....ما همه با هم تو اين جريان هستيم
هر اتفاقي که بيفته
با اينحال؛ من باور دارم که موقعيت ها و فرصت ها هميشه تمام اطراف ما هستن
و در حقيقت اون شانس واقعي؛ همون دونستن اينه که چطوري اونها رو تشخيص بدي و نزاري از دست برن
الان ديگه تو خونه اي
پاشين بريم
فقط استراحت کن
صبح بخير کواس - صبح بخير -
جريان چيه؟
بهت زنگ زدم چون ميخواستم يه چيز مهمي رو ببيني؛ دنبالم بيا
شبيه ماريو پِرِزه
کِي پيدا شده؟ - چند ساعت قبل -
من که ميگم اون هفته ها اونجا بوده
....تو اول بايد به همــ - به همسرش اطلاع بدم؛ آره ميدونم -
يه سر ميرم محل کارش
فـصـل دوم قسمت هفتم " فرصـت ها "
صبح بخير
صبح بخير
خيلي از دخترها خودشونو براي همچين موقعيتي ميکُشن
کي فکرش رو ميکرد ما بالاخره حرف همديگه رو بفهميم
اين تو بودي که عليه من اعلام جنگ کردي
بيا خاطرات بد رو پشت سر بزاريم
قبل از اينکه من سهم خودم از معامله رو انجام بدم
ازت ميخوام که اينو امضاء کني
اين فُرمِ رضايت نامه پزشکيه
مشخصاً من ميخوام مطمئن بشم که اگر قراره اين مقدار پول رو به تو بدم؛
تو هم حتما کار خلاص شدن از دست اون بچه رو انجام ميدي
ولي ما همچين صحبتي نکرديم
اون دکترِ خيلي وارد و خوبيه؛ نگران نباش
اين به صلاح خودته
نميخوام بيفتي زير دستِ يه قصاب مزخرف
نصفش رو الان بهت ميدم
و نصف ديگه رو وقتي که مشکل حل شد
اگه اينجوريه پس منم دو برابر پول ميخوام
پول هيچوقت جزو مشکلات نبوده
امضاء کن
وقتي تمام اين جريانات تموم شد؛ به سلامتي خودمون مينوشيم
کي ميدونه؟ شايد يه روزي ما کارهاي بزرگي با هم انجام داديم
کي ميدونه؟
روز خوبي داشته باشي
ليديا! چطور پيش رفت؟
امروز بعد از ظهر ما اون مشکل رو حل ميکنيم
....به مارگا و کارلوتا ميگم جامون رو پُر کنن
نه؛ اونا نبايد بدونن
من با کلاهبرداري از خانم کارمن دارم خطر بزرگي رو به جون ميخرم
أره ميدونم ليديا؛ درسته - به اين علت -
هر چي افراد دخيل کمتر؛ بهتر
درسته
يه چيز ديگه
وقتي يواش يواش مردم متوجه بشن که تو بارداري چيکار ميخواي بکني؟
نميدونم - نميدوني؟ -
ما پول تو دستمونه و ميدونيم اون شاهد کجا زندگي ميکنه
اين چيزيه که الان اهميت داره - درسته -
قدم به قدم و دونه به دونه
قدم به قدم
حالم از اون ساحره بهم ميخوره
اون اينو گذاشته تو کمدم؛ ليديا؛ اين مال ماريو بود
مطمئنم کار اونه
همونطور که فندک يا پيغام روي آينه کار اون بود
اون ميخواد منو ديوونه کنه - فعلا نميخواد نگران اون باشي -
کارهاي مهمتري براي انجام دادن داريم
بيا
خانمها
عذر ميخوام؛ بازرس کواس خبر مهمي دارن
بايد در مورد يه مسئله اضطراري باهاتون تنها حرف بزنم
جلوي ليديا ميتونيم حرف بزنيم؟
اون دوست منه؛ قابل اعتماده
باشه - جريان چيه؟ -
خانم ويدال ما جسدي پيدا کرديم که با مشخصات شوهر شما مطابقت داره
چي؟
....ميدونم موضوع ناراحت کننده ایه ولي
لازمه شما براي شناسائي جسد به سردخونه بيايين
کجا پيدا شد؟ - تو رودخونه -
جريان آب اونو بعد از طوفان به کناره آب آورده
همه چيز درست ميشه
منم ميتونم باهاش بيام؟
البته - ممنونم -
خودم با ماشين ميبرم ميرسونمتون
بابت همه چيز ممنون
همه چيز روبراه خواهد بود
ليديا
هر چيزي که لازم داشتي؛ من همينجام
هر چقدر زمان نياز داشته باشين؛ مشکلي نداره
من خوبم؛ هر چي زودتر تمومش کنيم بهتره
باشه
آقايون؛ ادامه بديد
آنجل
تو حالت خوبه؟
ميخوام اون حرومزاده اي که اين بلا رو سر شوهرم آورده پيدا کني
اينکارو ميکنم
مظنوني هم وجود داره؟ - در حال حاضر نه؛ به صورت رسمي هيچي -
ببخشيد
چهره تون ناگهان چنان به نظرم آشنا اومد که انگار قبلا همديگه رو ديديم
....آره؛ تو خونه آنجل؛ وقتي شما اومده بودين
بله بايد همين باشه
آنجل ميشه تو دفتر من يه صحبتي بکنيم؟
هيچي نگو
خونسرديت رو حفظ کن
از اينطرف
لطفا بشينين
...حالت چطوره؟ اگر کاري از دست من برمياد
نميدونم اين جريان چطوري ميتونه اتفاق افتاده باشه
حتي امروز؛ من نشونه هايي دريافت کردم که نشون ميداد اون هنوز زنده ـس
انگار که .... اون برگشته بود
چند لحظه منو ببخشيد
گزارشِ پرونده
پنج شنبه يازدهم؛ بازدید از خونه مظنون
فندک رو روي ميز جا گذاشتم
جمعه دوازدهم؛ تماس از بيلبائو
سه شنبه شانزدهم؛ يه پيغام کوچيک روي آينه دستي نوشتم
گذاشتمش تو کمدش
کار تو بوده
نبايد اون پرونده رو باز ميکردي
کار تو بوده
بعضي وقتها در طول تحقيقات مجبوريم کارهايي بکنيم که بهشون نميباليم
...آنجل
تو سعي کردي من باور کنم ...که ماريو زنده س تا ببيني
تا ببيني آيا من پشت تمام اين !ماجراها هستم يا نه؛ واي خداي من
بزار توضيح بدم؛ بزار توضيح بدم کل ماجرا چطوري اتفاق افتاد
دليل با من خوابيدنت هم همين بوده؟
نه - تا اطلاعات جمع کني؟ -
!خداي من
...آنجل خواهش ميکنم
فکر ميکردم تو متفاوت هستي
به چي دارين نگاه ميکنين؟ کاري ندارين انجام بدين؟
چي شد؟
به نظر ميرسه من تنها آدمي نيستم که داشته يکي رو براي به دست آوردن اطلاعات فريب ميداده
نميتونيم بيشتر از اين وقت تلف کنيم؛ بايد بريم شاهد رو ببينيم
بله لطفا
ممنون
پرستار سلام، من آدليدا کاراسکوسا هستم
من از بيمارهاي قديم دکتر لونگوريا هستم
ميخواستم يه هديه براي تشکر جهت درمانم براشون بفرستم
ولي آدرسشون رو ندارم؛ شما ميتونين به من بدين؟
ممنون
بله؛ بگيد
شماره شانزده خيابان پونته باخو؛ آپارتمان سه آ
خيلي ممنونم؛ خداحافظ
پابلو چطور پيش رفت؟
حالت چطوره؟ - اون کاملا حالش خوبه -
چه سعادتي که جراحيت به خوبي پيش رفته
فاصله رو حفظ کن - باشه -
هم اون و هم من بايد چند روزي استراحت کنيم؛ پس فاصله رو حفظ کن
و بعدش من کاملا آماده خواهم بود تا در شب ازدواجمون سهم خودم رو انجام بدم
خوبه؛ حالا گوش کن
چون مراسم کنار درياچه بغل کليسا خواهد بود
گفتم شايد بتونيم يه هتل کوچولو پيدا کنيم؛ واسه....خودت ميدوني ديگه
مارگا؛ فاصله؛ فاصله
به نظر خوب مياد ولي الان ما بايد روي کشيش فِرمين تمرکز کنيم
آره - خانم لولا خيلي کارها براي کمک به ما انجام داده -
ما بايد حسابي کشيش رو تحت تاثير قرار بديم
آره حق با توئه
اگه براي بعد از مراسم معرفي باجه هاي تلفن به شام دعوتش کنيم چي؟
خانم لولا ميتونه يه سوپ عالي درست کنه
به نظرم فکر شام فکر خوبيه ولي فکر سوپ نه؛ اينطور نيست؟
ميخواي کارهاي آشپزخونه خانم لولا رو به عهده بگيري؟
من نميخوام هيچ چيزِ خانم لولا رو به عهده بگيرم
اما در مورد کشيش؛ يا بايد اونو با غذا و شراب پُر کنيم
يا اينکه هيچي گيرمون نمياد - درسته -
تو ميتوني ترتيب شراب و تماس با آقاي فِرمن رو بدي
فاصله لطفا
فردا ساعت ده - باشه -
چي ميخواي؟ - ...منو ببخشيد -
آخه به پسرم قول دادم اگه نمره هاش خوب بشه ميارمش اينجا
و تو درس ديني نمره عالي گرفته
مگه اينطور نيست عزيزم؟ - بله -
...ميتونم چيزي براتون سفارش بدم؟ چاي يا
يه برندي گياهي لطفا
پدر من ازتون خواستم بيايين چون در شرايط بسيار حساسي قرار دارم
اونو ببينين - يه حمام حسابي درستش ميکنه -
نه؛ منظورم اون نبود؛ منظورم پدر بچه بود
کدوم پدر؟
بهتره که اون خودش براتون توضيح بده
گوش کن آلواريتو؛ پسرم؛
ميتوني به پدر فِرمين بگي که پدرت چه کسيه؟
پابلو سانتوس ويلانواوا؛ بيست و شش ساله؛ محل تولد والادوليد
درسته؛ کافيه عزيزم
پابلو سانتوس؟ اما اون مرد جوون.....بطري رو بزار باشه
بله؛ همون مرد
اون ميخواد تو کليساي شما با يه زن ديگه ازدواج کنه
بله؛ کاملا همينطوره
شش سال پيش ما تو يه شهر کوچيک تو ويلادوليد ازدواج کرديم
...همين که اون به دنيا اومد؛ اون
فرشته کوچولوي بيچاره من
!اون رذلِ پست فطرت با اون قيافه منگل ـش
شگردش همينه پدر؛ من رو هم همينجوري فريب داد
اون قصد داره شما و هر کس ديگه اي که تو مراسم شرکت بکنه رو هم فريب بده
No comments yet. Be the first to leave one.