The Patient

The Patient

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 1

Maklumat siaran

The Patient S01E04 WEB x264-TGX
The Patient S01E04 WEBRip x264-ION10
The Patient S01E04 XviD-AFG
The Patient S01E04 WEB x264-TORRENTGALAXY
The Patient S01E04 720p WEB x265-MiNX
The Patient S01E04 Company 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Patient S01E04 Company 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
The Patient S01E04 Company 720p HULU WEBRip DDP5 1 x264-NTb
The Patient S01E04 720p WEB H264-CAKES
The Patient S01E04 2160p WEB H265-GGEZ
Ulasan oleh Prolator
█⫸ پرولیــــــــــتور | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tag

other
Diterbitkan pada: 2022-09-13
Muat Turun: 45
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

175 baris pertama.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @‫DigiMoviez

‫اوه، خدای من

‫روانکاوی این جوریه؟

‫نمی‌دونم، سم

‫از متاهل بودن راضی بودی؟

‫آره، راضی بودم

‫کدوم قسمت‌هاش واست خوب بود؟

‫وقتی دوبار باهام به کنسرت...

‫«کنی چزنی» اومد

‫چطور بود؟

‫هیچ وقت لازم نیست همچین سوالی بپرسی

‫چون کنسرتاش همیشه فوق العاده‌ن

‫همسرت هم خوشش اومد؟

‫نمی‌تونم بگم عضو تمام کمال ‫«ملت پابرهنه‌گان» بود

‫خب من بهت گفتم توی یه انبار ‫ناظر حمل و نقل...

‫بودم

‫اما در اصل زیر نظر اداره سلامت عمومی

‫بازرس رستوران بودم

‫فکر می‌کردم اگه حقیقت رو بهت بگم

‫توی یادداشت‌هات ثبتش می‌کنی

‫و پلیس پیداش می‌کنه

‫ملت پابرهنه‌گان چیه؟

‫اسم انجمن طرفداران کنی چزنی‌ـه

‫من توی 27 تا از کنسرتاش بودم

‫و تازه این اصلا تعداد زیادی نیست

‫دوستم شین 78 تا کنسرتشون رو رفته

‫تو گفتی یه انجمن هستن

‫آره، و یه جور سبک زندگی

‫صلح آمیزه

‫همه خوشحالن

‫ایدۀ اصلیه ملت پابرهنه‌گان...

‫عشقه

‫بهم گفتی قبل از اینکه دوباره ‫کاری کنم، بهت بگم

‫دیشب اونجا رفتم

‫می‌خواستم...

‫تا حالا وقتی شروع به انجام اینکار کردم ‫دیگه حینش...

‫دست از کار نکشیدم

‫من کسی رو اینجا نمیارم

‫اما تو گفتی اولش باهات صحبت کنم ‫منم...

‫منم جلوی خودمو گرفتم و آوردمش اینجا ‫و الانم دارم باهات صحبت می‌کنم

‫اما این حس... ‫خیلی قویه

‫بیا صحبت کنیم

‫فقط یه ثانیه مونده که برم...

‫و این کثافت رو

‫از چهرۀ روزگار پاک کنم

‫من و تو در مورد محافظت از مادرت ‫در لحظاتی مثل این...

‫صحبت کردیم ‫فکر می‌کنی...؟

‫جواب نداد. بهت گفتم پدرم ‫گند زده به روح و روان من

‫- باشه، باشه ‫- تو باید منو خوب کنی. وگرنه...

‫باشه، پس یه کار دیگه انجام میدیم.

‫بذار حواست رو از احساساتی که...

‫الان داری پرت کنیم

‫- نمی‌تونم ‫- فکر می‌کنم شاید بتونی

‫باید تو رو از اینجا دور کنیم

‫ازت می‌خوام بری سر کار

‫برو و مثل روزهای عادی کارت رو انجام بده ‫بهش فکر کن...

‫تو که نمی‌خوای تماس بگیری و بگی مریض هستی

‫اونم توی روزی که یه نفر مفقود شده

‫ممکنه مشکوک به نظر برسه

‫برو سرکار ‫و همه چیز رو عادی انجام بده

‫تا ببینیم آخر شب ‫چه حسی داری

‫اونجا منو دوست دارن

‫نمی‌خوام منو اینجوری ببینن

‫متوجه‌م. اما الان مشکل بزرگتری داری

‫فقط سعی کن بری سر کار

‫زمان و حتی تجربه‌های کوچیک روزانه...

‫می‌تونه وضعیت آدم‌ها رو عوض کنه

‫نمی‌تونم برم سر کار

‫می‌تونی. تو می‌تونی

‫اگه خیلی مضطرب شدی زنگ بزن خونه

‫و به مادرت بگو گوشی رو بده به من

‫تا تلفنی با هم صحبت کنیم

‫لعنتی

‫خواهش می‌کنم

‫خواهش می‌کنم بذار برم

‫خواهش می‌کنم

‫من کاری نکردم ‫من کجام؟

‫اینجا چه خبره؟

‫من تقریبا چیزی نمی‌دونم

‫- منم زنجیر کردن به... ‫- میشه بلندتر حرف بزنی؟

‫نمی‌تونم. کسی طبقه بالاست

‫- خدای من ‫- من چند روزه اینجام

‫- این روانیِ عوضی...

‫یه لحظه ساکت باش

‫فکر می‌کنم حالش خیلی بد باشه، دکتر

‫واقعا می‌خواست کاری که بهش ‫گفتی انجام بده

‫فکر می‌کنم بهتره در مورد اتفاقی که واسش افتاد...

‫و در مورد پدرش... ‫بیشتر بهم بگید

‫می‌تونم کل ماجرا رو بهتون بگم

‫اما فکر نمی‌کنم جواب اینکه...

‫که چرا دست به اینکارها میزنه رو بگیرید

‫اون همیشه...

‫فقط سم بود

‫- هی ‫- هی، سم

‫- هی ‫- دونات نخریدی؟

‫اوه، لعنتی. این هفته نوبت منه؟

‫آقای سخت‌کوش، یه چیزی رو فراموش کرده؟

‫ما به کسی چیزی نمی‌گیم

‫تو هنوز اونجایی؟

‫- من اینجام ‫- کی بود؟

‫مادرش بود؟

‫تو...

‫تو این آدم‌ها رو می‌شناسی؟

‫من روانکاوشم

‫همونی که ما رو اینجا زندانی کرده...

‫این مادرش بود. آره.

‫این پسره کیه؟

‫فکر می‌کنم بتونم جلوش رو بگیرم ‫که ما رو به قتل نرسونه

‫دارم روش کار می‌کنم

‫آسون نیست

‫متوجه نمیشم

‫قرار نیست تو رو بکشه. درسته؟

‫اگه تو روانکاوش هستی

‫خب، به نظر نمیاد کاملا احترامی برای...

‫برای رابطه دکتر و بیمار قائل باشه

‫خب، ریچی و الن، ازتون می‌خوام ‫ساعت 7 اونجا باشید

‫سال گذشته خیلی شلوغش کردن

‫و برای اینکه سروقت شروع کنن ‫به مشکل خوردن

‫اگه امسال گرت‌رود برگشته باشه...

‫بهتون پیشنهاد می‌کنم ‫بوریتوِ صبحانه‌شون رو امتحان کنید

‫کاشکی یه نفر همچین نامه‌ای ‫در مورد من نوشته بود

‫چی؟

‫نامه‌ای که گرت‌رود در مورد تو نوشته بود

‫تو چطور در این مورد می‌دونی؟

‫هر دفعه که ما گند می‌زنیم ‫کایل واسمون نامه رو می‌خونه

‫درسته؟ ‫بخون دوباره

‫- زود باش ‫- زود باش. بخون بشنویم

‫باشه

‫«آقای داناهیو عزیز»

‫«این نامه رو در جهت تمجید از کارمند» ‫«شما، سم فورتنر...»

‫«برای کار برجستۀ ایشان، می‌نویسم»

‫«که یاری ایشان منجر به تسریع گرفتن جوازهای » ‫«بوریتو سرای گرت‌رود»

‫«برای شرکت در فستیوال امسال» ‫«غذا و نوشیدنی شد»

‫سلام، اونجایی؟

‫اینجام

‫من می‌ترسم

‫می‌دونم. منم همینطور

‫پدر مادرم...

‫اگه من برنگردم...

‫اگه همینجوری ناپدید بشم...

‫پدر مادر بدبختم

‫چیزی نمی‌بینم

‫صورتم پوشیده شده ‫نمی‌تونم یه ذره هم...

‫تکون بخورم

‫خدای من

‫- خیلی وحشتناکه ‫- چشم‌های تو هم بسته‌س؟

‫نه

‫تو می‌تونی راه بری؟

‫منو به کف اتاق زنجیر کرده

‫اما می‌تونم کمی راه برم

‫- چه شکلیه؟

‫یه درب ریلی شیشه‌ای بزرگ ‫اینجا هست

‫و یه حیاط

‫خونۀ دیگه‌ای این اطراف نیست

‫به دستات دستبند هست؟

‫نه

‫خدای من. پس واقعا بهت اعتماد داره

‫نمی‌تونی با چیزی بزنی توی سرش ‫و بی‌هوشش کنی؟

‫من جوان نیستم. و این آدم هم...

‫نمی‌تونم بزنم بی‌هوشش کنم ‫نه

‫مطمئنم پلیس اون بیرون داره ‫دنبال من می‌گرده

‫و حالا با گم شدن تو...

‫پدر و مادر من... ‫اونا هم با پلیس تماس می‌گیرن

‫حتما این کارو می‌کنن

‫بچه‌های من... ‫لااقل دخترم...

‫ظرف یکی دو روز اول...

‫متوجه گم شدنم شده

‫تو چند تا بچه داری؟

‫یه دختر، یه پسر

‫شوشونا و ازرا

‫- چه اسم‌های جالبی ‫- یهودی‌ان

‫همسرم آوازخوان مذهبیه ‫...بود البته

‫ما پنج تا نوه داریم

‫آوازخوان مذهبی چیه دیگه؟

More Farsi Persian subtitles for The Patient

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left