200 baris pertama.
هر گونه استفاده مادي از زيرنويس و کپي برداري بدون ذکر منبع ممنوع است
بفرما بخور
مطمئنی که اینا قابل خوردنن؟
سرآشپز
آدم باید همیشه شکر گذار باشه
...ازونجایی که من خیلی مهربونم
...چون دیدم دستت شکسته و شام نداری
اینارو برات درست کردم
اونوقت برمیگردی میگی اینا قابل خوردنن یا نه؟
همنشینی با یه زیبای جذابی مثل من
همه چیزو خوشمزه تر میکنه
خانم ما لطفا بیا قضیه رو روشن کنیم
چرا من آسیب دیدم و نمیتونم برای خودم شام درست کنم؟
کمبود کلسیوم داری
جوونم که نیستی
باید کلسیوم بدنتو ببری بالا
کمبود کلسیوم؟
به کی داری میگی پیر؟ من تازه اولای جوونیمه
یه نگاه به خودت بنداز
...تاحالا از کسی که جوونه شنیدی که
بگه من تازه اولای جوونیمه؟
داره دیر میشه. نمیری خونه؟
من که دارم میرم
...من فقط با اونایی که
خوش قیافن و باکلاسن غذا میخورم
اصلا به اینا میشه گفت غذا؟
چرا اینو امتحان نمیکنی؟
ممنون خاله
بالاخره تیپت داره کم کم عین آدمیزاد میشه
این لباسا خیلی بهت میان
سر قرار آشنایی بعدیت اینو بپوش
مطمئنم اینطوری خوب پیش میره
قرار آشنایی؟
آره . برادرزاده ی خاله وانگ پس فردا وقتش خالیه
باهاش درموردش حرف زدم
...شما دوتا میتونین
با هم ناهار بخورین
اگه برین با هم فیلمم ببینین که عالی میشه
تا هروقتی که میخوای بیرون بمون
مامان نمیخوام برم
فردا چی؟
برای تو، یه روز دیگه زنده موندن یعنی یه روز پیرتر شدن
میرم به خاله وانگ زنگ بزنم
دوباره میری قرار آشنایی؟
یادت نره. فرداشبه
یه بنده خدایی دوباره قراره دلش بشکنه
چرا در مورد رابطت بهش نگفتی؟
...من
نمیدونم چطوری سر بحث رو باز کنم
کجاش سخته اخه؟
فقط واقعیت رو بهش بگو
!هاو چیان از اون کثیفای شپشو نیست که
مامانم ممکنه که مهربون و خوب به نظر بیاد
ولی در واقع خیلی سختگیره
حالا که حرفش شد
کی میخوای یی مینگ جون رو به همه نشون بدی؟
شوخیت گرفته؟
اگه ببرمش خونه
...مادرم عینهو پشه ی گشنه رفتار میکنه
و مثل کنه میچسبه بهش
لختش میکنه بیچاره رو
خیلیم بهش اهمیت میدیا
نه
انجل؟
...ولی
برنامم اینه که تا وقتی که تو چینم اینجا زندگی کنم
چیه؟ بهم خوشامد نمیگین؟
فکر کردم درمان شدی
عمو چی، یه اتاق براش آماده کن
چشم آقای لونگ - خوب استراحت کن -
انجل خوب استراحت کن
انجل
...این دفعه
ازت میخوام که تو خونه ی هاو چیان زندگی کنی
...این دفعه ازت میخوام
که قلبشو به دست بیاری
واضحه؟
چی شده؟ چرا اون اینجاست؟
خدایی؟
کل خانوادش سال هاست که تو آمریکا زندگی میکنن
حتی یه بارم برنگشتن
خونه قدیمیشون خیلی وقت پیش فروخته شده
تازه، اون بخاطر تو اینجاست
دیگه خونه کی میتونه بره؟
دهنم سرویس میشه
واسم مهم نیست، فردا برمیگردم خونم
تو که عین مفت خورا کنگر خوردی لنگر انداختی
هرکاری ام کردم نمیتونستم کلکتو بکنم بری
و حالا از شانس ما داری تشریف میبری خونه؟ وجدانت کجا رفته؟
بیخیال داداش ...اگه وجدان نداشتم
همین امشب میرفتم خونه
تو الان نباید یه همچین چیزی به من بگی
کی برمیگرده؟
من از کجا بدونم؟
با توجه به حرکاتش
به این زودیا نمیره
نه نه نه
نمیتونم قبولش کنم
اگه آن نینگ خبردار بشه دهنم سرویس میشه
خدایا
لونگ هاو چیان بزرگ از آن نینگ میترسه؟
من که خودم خیلی ام خوب نیستم
من برمیگردم به گروه یی
برام پیش نیومده بود که ازت بپرسم
داری با پدرت توی آمریکا ملاقات میکنی
فهمید که تو هیچوقت نرفتی کانادا که درس بخونی؟
بهم دوتا انتخاب داد
یک، به درس خوندنم تو کانادا ادامه بدم
دو، کار توی شرکت رو شروع کنم
هیچ انتخابی ندارم. به این رابطه های از راه دور هم علاقه ای ندارم
باید برگردم
پدرت به هر دری زد
همه هدفایی که داشت رو به دست اورد
ولی هیچوقت نتونست آدمت کنه که به حرفش گوش بدی
ولی حالا بخاطر شیا تیان به حرفای بابات گوش میدی؟
به این میگن عشق اصیل
بد نیست
منم سورپرایز شدم
چطوری میتونم این احساس رو توصیف کنم؟
راستش
من رو بقیه دخترا هم کراش داشتم
ولی حسش اصلا مثل الان که عاشق شیا تیانم نیست
...فکر میکردم
برای دوست دختر داشتن فقط و فقط به پول نیاز دارم
ولی وقتی که با شیا تیانم
احساس میکنم که اگه پول تنها چیزیه که میتونم بهش بدم
پس یعنی من به درد نخورم
وقتی میبینم ناراحته
مضطرب میشم
هرکاری از دستم بر بیاد میکنم که لبخندو به لباش بیارم
میخوام مرد با مسئولیتی باشم که اون بتونه بهم تکیه کنه
...حتی تصور کردم
که بعد اینکه بچه دار شدیم
میتونیم مثل یه خانواده بریم مسافرت
...میتونیم نگران مشق،شغل و خانواده همسرای آینده
بچه هامون باشیم
احتمالا این تفاوت بین عشق و کراشه
تو هم همین حسو برای آن نینگ داری؟
هیچوقت انقدر بهش فکر نکردم
...به هرحال
به هرحال چی؟
اگه آن نینگ تو زندگیم نباشه
...حس میکنم که
همه دنیا منو ول کردن و تنهام گذاشتن
این حرفای احساسی رو به مام یاد بده
تو خودت اول بحثشو پیش کشیدی
راستی، در مورد انجل
چیکار میخوای بکنی؟
اون که مال توئه
مال توئه - اون تورو دوست داره -
مال توئه
مال توئه
همش مال توئه
میتونیم با هم بریم منم میرم هتل لونگ تنگ
هتل لونگ تنگ؟
درموردش چیزی نگفته بودی
...فکر کنم یه مشکلاتی
برای رزروی که توی هتل دیگه داشتیم به وجود اومده
برای همین برای فیلمبرداری میایم هتل لونگ تنگ
حتما، میتونی بیای
مهم ترین قرارتو فراموش نکن
فهمیدم
شنیدم پسری که میبینیش ازون کله گنده هاست
البته که هست
توی موسسه بین المللی کار میکنه
خارجم درس خونده
...شغلش خوبه و
اخلاقشم به دل میشینه
پس، چرا تاحالا دوست دختر نگرفته؟
چرا باید بره به یه قرار از پیش تعیین شده؟
،هرچی که هست
،اگه قرار امروزت بد پیش بره
دیگه اصلا نیا خونه
مامان
خودت خیلی سختی کشتی
چرا بیخیالش نمیشی؟
ازدواج من کار سرنوشت بود
خیلی نگرانش نباش
امیدوارم سرنوشت خیلی منتظرم نذاره
پدربزرگ
عزیزم
نمیفهمم
،من سرد و گرم روزگارو چشیدم
چرا نمیتونم برات شوهر پیدا کنم؟
هیچوقت توی قرارای از پیش تعیین شدت موفق نبودی
نگران نباش
،شاید در آینده یه مرد خوشتیپ
...از بهشت بیاد و
به آن نینگ التماس کنه زنش بشه
انقدر درباره اون حرف نزن
...عروسیت
!شیا تیان! دیرمون شد
!ـ باید الان بریم !ـ حرفمو تموم نکردم ذلیل مرده
روز به روز داره چش سفیدتر میشه
!خداخافظ
متنات یادت مونده؟
آره، همه چی ردیفه
انقدر سرم غر نزن
...اگه قبول نمیکردی محل فیلمبرداری شیاتیان به لونگ تنگ تغییر پیدا کنه
هیچوقت کمکت نمیکردم
No comments yet. Be the first to leave one.