200 baris pertama.
اینجا، اونجا
همه مون روز به روز زندگی میکنیم
از دیدن آدمای خوب خوشحال میشیم
و اگه یه روزی بدون حادثه سپری بشه
خدا رو شکر میکنیم
اوه، یه فرقی وجود داره
این نگاه پرحسرت چی میگه؟
رفتش
اون هیِ ما رفت
اگه یکی بدون خداحافظی بره
چه خوب
شماها میگین چقدر بی ادب یا براش مهم نبوده خداحافظی کنه
...اینجا
ما میگیم خدا رو شکر این جوری بهتره
چه حس سبک و خوبی
نمیتونستم از این خوشحالتر باشم
پس چرا شبیه بچه ها دارم گریه میکنم؟
فکرنمیکردم بدون خداحافظی بره
نمیشد قبلش یه خبری بده؟
...ها یون صبح بیدار بشه
بچه خیلی شوکه میشه
بذار ببینم
ها یون خورشت ترب با گوشت گاو دوست داره
و یونگ ریم سالاد کدو دوست داره
صبح اول باید برم اینا رو بپزم بعد بچه هارو بیدار کنم
"سوپرمارکت"
امروز تو میری
فردا هم یکی دیگه میره
همگی، به زودی برین
"گمشده: سوی دیگر 2"
"قسمت 3" "خداحافظی یهویی"
پس بذار درست بفهمم
آقای جانگ درباره یانگ اون هی پرسید
و چند روز بعد قاتلش رفت قبر اون هی رو حفر کرد؟
یجورایی آره
اون سرنخ گمنام هم از یه گوشی یه بار مصرف بود
عجب
یکم مشکوکه
یه همچین اتفاقی قبلاً یه دفعه اتفاق افتاده بود
چی بهش میگفتن؟
دژا وو
آره، دژا وو
هی- ها؟-
شنیدم چند روز پیش تو یه پرونده موادمخدر سرک کشیدی
چوی جونگ آه کیه؟
شما از کجا میدونی؟
آهای مان سو اومد و حسابی شر به پا کرد
گفتش نباید پرونده اش رو خراب کنیم
چرا داشتی سرک میکشیدی؟
باید یه چیزی رو چک میکردم
آها همونطور که گفتم دژا وو
ولی دفترمون بو میده ها
پاسپورت ها رو چک میکنیم پس لطفاً آماده دستتون باشه
خیلی خب
بعدی
پس این عوضی هنوز زنده اس؟
میبینم هنوزم مشغول این کاره
بریم، مانگ چی
حتما
قبلا همو دیدیم؟
نه، ولی درباره تون خیلی چیزها شنیدم
این دفعه آقای نوه منو فرستاده
حالش خوبه؟- بله-
نگران شماست، جناب مدیر
من که خیلی سال پیش از شرکت رفتم و دیگه هم مدیر نیستم
وقتی همه چیز درست شد، میتونین برگردین
انگار که همچین چیزی ممکنه
...درضمن
کار نیمه تمومم، چیزیه که بیشتر بهش علاقه دارم
لی دونگ مین دیگه امروز ملاقاتی قبول نمیکنه
چی؟
هفته پیش هم درخواستم رو رد کردین
آخه کی هِی پشت سرهم برای ملاقاتش میاد؟
معذرت میخوام، ولی نمیتونم بهتون بگم
ببخشید
نمیتونم از قبل نوبت رزرو کنم
و بهم نمیگین چه کسی میاد ملاقاتش
"درخواست ملاقات"
کی میدونست ملاقات با یه مجرم اینقدر سخته؟
...میتونین به جاش نامه بنویسین یا یه چیزی بفرستین
نمیخواد
حیف کاغذی که سر اون آدم استفاده بشه
برای دیدن زندانی لی دونگ مین اومدین، نه؟
آره
"درخواست خدمات عمومی"
"ایستگاه پلیس جانگ اون"
فقط کار همیشگیم رو کردم
ممنونم این جایزه رو بهم دادین
ممنون
بو را
کارآگاه شینم
گوشیت خاموش بود
امیدوارم همه چیز رو به راه باشه
داشتم از مدرسه برمیگشتم خونه حس کردم دارم تعقیب میشم
چه شکلی بود؟ صورتش رو دیدی؟
نه، فکر کنم اشتباه کردم
چرا اونو محکم گرفتی؟
تا پرت کنی سمت من؟
اگه لازم شد آره
ولی راستی اینجا چیکار میکنین؟
آها میدونم رژیم گرفتی
ولی باید حواست به غذات باشه
تو سن رشد باید خوب غذا بخوری
بشین، بیا غذا بخور
ممنون- حتما بگیر-
همینطور دسر هم آوردم
بخور
مامانم رو پیدا کردین؟
...خب
داریم دنبالش میگردیم
بو را، جای دیگه ای هست که تا مادرت برگرده
بتونی اونجا بمونی؟
اگه بود، که همین حالا رفته بودم
درسته
...بو را، احیانا
بله؟
هیچی راحت باش بخور
یکم آب هم بخور. بگیر
هیونگ اینجا چیکار میکنی؟
هی، تو واسه چی اومدی اینجا؟
تو محله اصلا پیدات نیست
دیوونه شده؟- حتما اینجا پاتوقته-
نمیشه خوش بگذرونم؟
اون قدیما خیلی میرفتم کلاب
...تو هم- آره، منم خیلی خوشم میاد-
به هر حال خوش بگذره
چی بخوریم؟
من آبجو- آبجو؟-
!اینجا
باید مشتری ثابت باشی
نمیشه یه نفرشون رو بپیچونی و به جاش با ما بگردی؟
نه بابا امکان نداره
اینجا حسابی شلوغ نیست؟
کجا داری میری؟
یکم بیشتر باهم عشق و حال کنیم
با کی؟ تو؟
بقیه فکر میکنن دیوونه ام
تنهایی بهت خوش بگذره من کار دارم
بیخیال
اون عوضی فسقلی
که قبلا زیاد میومدی اینجا؟
لعنتی. مطمئنم خود آشغالش بود
هی
بیا بنوشیم یه لیوان برام بریز
هی میخواین یه چیز باحال امتحان کنین؟
میخواین نعشه بشین؟- آره-
میخواین نعشه بشین؟- آره-
میخواین نعشه بشین؟- آره-
بیاین نعشه شیم- بریم-
کیم پیل جونگ
من تنها نمیمیرم
لطفا به برادرم کمک کنین
داره کتک میخوره
لطفا عجله کنین
آروم باش
اسمت چیه؟
اسم خودت و برادرت رو لازم داریم
مین یه وون
اسم برادرمم مین سونگ جه اس
یه وون، برادرت الان کجاس؟
صبرکن
آیگو
چه پسر مودبی
"مین سونگ جه"
اسمت سونگ جه اس؟
بله
اینجا کجاست؟
"لی ته هیون"
یه گزارش دریافت کردیم که مین سونگ جه رو کتک میزنن
تو خونه من؟- بله-
کی گزارش کرده؟
اونو نمیتونیم بهتون بگیم
احیانا یه وون بود؟
میشناسینش؟- بله-
اغلب برای کمک به بچه های فراری داوطلب میشیم
یه وون گفت جایی برای رفتن نداره
بخاطر همین گذاشتیم یه چند روز پیشمون بمونه و یکم پول بهش دادیم
تو هم دیدیش همون دختر با موهای بلند و چشمهای درشت
اوه، آره یادمه
ولی چرا باید همچین کاری کنه؟
نمیدونم. یهویی بدون اینکه چیزی بگه گذاشت رفت
تقریبا یه ماهه ندیدیمش
اوه، واقعا؟
در هر صورت، ممنون برای همکاری
خواهش میکنم. داره دیر میشه پس امیدوارم به خودتون آسون بگیرین
ممنون
بریم
هی سول گی. منم
چیزی از جونگ آه نشنیدی؟
رئیس پست چی گفت؟
گفتش چیزی نمیدونه
هنوز مظنون هم ندارن
اینجوری نمیشه
هی امروز کارت چه ساعتی تموم میشه؟
به گون هیونگ هم زنگ بزنیم
چرا؟ چیکار میکنیم؟
...اگه ماشین هایی که روز مرگ جونگ آه نزدیک مغازه وسایل عروسی بودن
... رو ردیابی کنیم و تصاویر جعبه سیاه همشون رو مرور کنیم
ممکنه یه چیزی پیدا کنیم
درسته
No comments yet. Be the first to leave one.