Ek Vivaah Aisa Bhi

Ek Vivaah Aisa Bhi

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Maklumat siaran

A marriage so unique (Ek Vivaah Aisa Bhi) (2008) dvdrIP
Ulasan oleh haseena4
آثار گروه هسینافور

Tag

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Diterbitkan pada: 2017-07-06
Muat Turun: 42
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

ازدواجي...منحصر به فرد

کافيه، کافيه، کافيه

کافيه، کافيه، اينو بگير

چاندني حالا نوبت توئه

آره چاندني. برو بشين

برو برو بشين-

کافيه ناتاشا

سانديا ،ناتاشا رو ببر به اتاقش حتماً خيلي خسته شده

اما خواهر هنوز که انجام رسوم تموم نشده درسته خواهر-

چاندني دخترم صبر کن تا پريم بياد

عمو پرابات، پرم مهمانها رو برده به ايستگاه قطار

دير برميگرده

بايد منتظر پرم باشيم تا برگرده چاندني

اون با اين خانواده رابطه ي خاصي داره

باشه ، زنگ مي زنم مي پرسم کِي برمي گرده

الو؟

کِي برمي گردي؟ زود برگرد، همه منتظرند

باشه. خداحافظ

الان پرم مياد و مي گه، منتظر من بوديد؟

متشکرم

بچه هاي داريد چه کار مي کنيد؟

اي بابا داريد چه کار مي کنيد، ميفتيدها؟ بياييد، بياييد پيش من

بياييد! ستاره اومد

شماها منتظر من بوديد؟

زودباش بيا برو بشين عروس مي خواهد سنت رو به جا بياره

خب پس چرا داريد دست دست مي کنيد؟ زودباشيد ديگه

زودباش، زودباش بشين

اينجا؟

چون رسمه اجازه مي دم اينکار رو کنيد

اما از اين به بعد نبايد به پاي من دست بزنيد

فکر مي کنم، پير شدم

اوه

خب حالا که من پير شدم

اين هديه و دعاي خير منه

زندگيه خوبي داشته باشيد و صدتا پسر به دنيا بياريد

هر چيز خوبي تو دنيا هست رو به دست بياريد! همين ديگه

راستش من نمي دونستم

که بايد بعد از اجراي اين رسم به عروس هديه داد

مي دونستم. براي همين آورده بودم

اتاق خواب انوج رو خيلي زيبا تزئين کردي

خوشت اومد؟

اميدوارم که...ناتاشا هم خوشش بياد

اين چه فکريه مي کني؟ خوبه ، پس خوشش مياد

من اونجا رو طبق سليقه ي تو درست کردم

اما الان زمانه خيلي عوض شده

تو هم بازمانه تغيير کردي

اما من هموني هستم که بودم

تو به جايي رسيدي که هيچ کدوم از ماها نمي تونيم بهش برسيم

تو رؤياي پدر رو به حقي

مي بيني

نگاه کن به هر گوشه ي اين خونه نگاه کن

اين آويز، اين پيشخوان اين گياه ريحان، سواستيکا

مي بيني چقدر خوشحالند

تمام اينها ماجراي سفر تو رو تعريف مي کنند، چاندني

سفر من و تو، پرم

مگه نه؟

همچون معبدي است، همچون معبدي است» «همچون معبدي است

«خانه ي ما»

«همچون معبدي است خانه ي ما»

«درست همون روحانيتِ زيبا رو دربردارد»

«درست همون روحانيتِ زيبا رو دربردارد»

و مثل معبد دوست داشتني» «است، دوست داشتني

«همچون معبدي است خانه ي ما»

«همچون معبدي است خانه ي ما»

«نماد سواستيکيه مقدس»

«بر سر درِ خانه ي ماست»

«حياط ما به وجود گياه ريحان مزين شده»

مکاني که در دعاهايمان آن » «را روشن مي کنيم

«در اين معبد لاکشمي و نارايانه مقدس»

«در اين معبد لاکشمي و نارايانه مقدس»

«زندگيه ما را روشن کرده اند»

همچون معبدي است، همچون معبدي است

همچون معبدي است، خانه ي ما

پدر، خواهر يادش رفته تو شير، شکر بريزه

خب؟ خب حالا مگه چي شده؟ خودت نمي توني بريزي؟

تمام روز رو کريکيت بازي مي کني ديروز هم شيشه ي يه نفر ديگه رو شکستي

مگه من چغليت رو کردم؟

از کي مي خواهي شکايت مي کني؟

چيزي نيست عمو

سلام عمو سلام، عزيزم-

من جواب آزمايش سانديا رو ديدم

بيماريه آسمش کنترل شده درسته-

بيا، اين هم داروش

متشکرم عمو

اين همه مزدت

مجبورم به خاطر تو هر روز 4 تا

پَراتِه بيشتر درست کنم

چرا حسوديت ميشه با خوردن 4 تا از اينها مثل تو صحيح و سالم نميشم

ساکت باش دکتر طماع

کافيه دخترم کافيه

پس خودت چي؟ نه عمو امروز تست خوانندگي دارم

پرابات، از زمان مدرسه تا دانشگاه

در زمينه ي موسيقي کي بيشترين مدالها و جوايز رو برده؟

خب چاندنيه ما ديگه؟

اينبار کي برنده ميشه؟ خب باز هم چاندنيه ما ديگه، پس کي؟

اين تصميم رو داورها مي گيرند

نه شماهايي که هيچ يک از ايرادهاي منو نمي بينيد

اين که رقابت مدرسه و دانشگاه نيست

اين انتخاب استعداد در سطح استاني است

که فقط يه دختر و يه پسر انتخاب مي شن. امتحان سختيه

«اصلاً نگرانِ»

«امتحان امروز نيستم »

«چون مي دونم که موفق ميشم»

«امتحان واقعي زماني است»

«که در آزمون عشق پيروز شوم»

بازم ديرم شد

مادر اومدم

صبح به خير مادر

صبحانه ات خيلي وقته سرد شده

شما که دستتون رو بهش بزنيد گرم ميشه

باز هم گيتارت تو ماشينته؟

آره، راستش آزمون انتخاب خواننده است

مي خواستم يه خورده تمرين کنم

اينکارها تا کِي ادامه دارم پرم؟

صبح تا شب خوندن و آهنگ اين چه زندگيه بلاتگليفيه که داري؟

معلوم نيست کِي مي خوابي و کِي بيدار ميشي

پدرت هم به خاطر اينکه به موسيقي ادامه داد، به کار رو کاسبي نرسيد

عموت لطف کرده و داره از باغستانمون مراقبت مي کنه

پسرم دست کم بيا تو دفتري که اينجا داريم کار کن

اما من که هميشه ميرم دفتر مادر

بدون اينکه بپرسي مي دونم امسال سيب و موز و پاپايا و انبه داريم

پرم

ما تا حالا پاپايا تو باعمون نکاشتيم

يعني ديگه نميکاريم؟

رفيق شما برو من با اتوبوس ميرم

بله؟

بليط، بليط، بليط بله؟- بليط-

کجا مي خواهي بري؟ موسسه ي موسيقي-

مؤسسه ي موسيقي همينجاست

پرم ، دوست من ،خيلي ممنون

حالا پدرت خوشحال هست؟ خيلي رفيق-

گفت، خوبه ديگه جعبه ابزارت کامل شد حالا مي توني بري و ماشينها رو تعمير کني

اما از کجا مي دونست که رفيقم تو جعبه ابزارم فلوت قايم کرده و نبوغ موسيقيش رو نشون داده

بيا آخرين عضو گروهمون هم اومد

جنيد، رفيق

اگر تو بخواهي از ترس پدرت

اين تمپو رو بذاري تو اين گوني

بالاخره يه روزي شونه هات به زانوهات ميرسه

پرم، رفيق ، الان شش ماهه که اين نخنديده لطفاً يه چيز بامزه براش تعريف کن

چيز بامزه رو خانواده هامون مي دونند

مي خوان ماها رو که مايه ي ننگ خانواده ايم برگردونند آغل

تنها اميده ما الهه ي موسيقي است

اونجا رو ببين

به هرحال، اينو بگير

منو نه، اينو. داري چيکار مي کني؟

«خودم به تنهايي»

«گذر زمان رو مشاهده کردم»

خودم به تنهايي گذر زمان» «رو مشاهده کردم

«باران پاييزي رو تحمل کردم»

« در غياب او»

«و گريستم»

اون ظالم من رو با غصه» «باغصه زجر ميده

اون ظالم من رو با غصه » «باغصه زجر مي ده

خودم به تنهايي گذر زمان» «رو مشاهده کردم

او قول داده بود که » «هنگام بارش باران مي آيد

قول فرداهاي شيرين رو » «به من داده بود

شمردم و شمردم و بيهوده » «روزها رو شمردم

«خطوط انگشتانم در درد محوشدند»

«النگوهام مرا مي فريبند»

«خلخالهام مرا شاد مي کنند»

«زيباييم مرا استهزاء مي کند»

«همشون مي پرستند»

«که تو کِي برمي گردي؟»

«اما اون نيومد و»

«من هم گريستم»

مرا با ديدون رؤياها، رؤياها » «رنج مي ده

اون ظالم من رو با غصه » «باغصه زجر مي ده

«خودم به تنهايي»

«گذر زمان رو مشاهده کردم»

اين کدوم آهنگه؟ باهاش کناربيا، کنار بيار

اخه با کي ، با بابام ،با اين با اين تمپوها ؟

با تمپوها

«به چه فکري آمده بودم اينجا؟»

«هيچي يادم نمياد، يادم نمياد»

«چي ميخواستم بخونم؟»

«هيچي يادم نمياد، يادم نمياد»

«عقل و هوشم رو از کف دادم »

«در يارم گم شدم»

«عقل و هوشم رو از کف دادم »

«در يارم گم شدم»

«همين حالا، يه جايي همينجا»

«به چه فکر اومده بودم اينجا؟»

«يادم نمياد»

«چي مي خواستم بخونم؟»

«هيچي يادم نمياد»

چي شده؟ کيفم، شايد اونجا جا مونده-

اون با ظرافت قدم به» « سرزمين قلبم نهاد

با ديدن او آنچه مي خواستم» « بخونم عوض شد

و موسيقيه من هم براي » «هميشه تغيير کرد

«با اين عجله کجا؟»

«همه چي رو ميشه همينجا پيدا کرد»

«با اين عجله کجا؟» «همه چي رو ميشه همينجا پيدا کرد»

نهم هم نوا و هم همنشين»

«به چه فکر اومده بودم اينجا؟»

«هيچي يادم نمياد»

«هيچي يادم نمياد»

بسته بنديه ترشيها تموم شده؟ بله.- چندتا بسته شد؟-

پرم! بالاخره حقه ي جعبه ابزار جواب داد

ما هم از فردا مي تونيم وارد مؤسسه ي موسيقي بشيم

فردا ساعت 9 تمرين داريم

Ek Vivaah Aisa Bhi subtitles in other languages

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left