30-sai made Doutei da to Mahou Tsukai ni Nareru Rashii

30-sai made Doutei da to Mahou Tsukai ni Nareru Rashii

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Maklumat siaran

30-saimadeDouteidatoMahoutsukainiNareruRashii-04
Ulasan oleh Laleh_espi

Tag

TS
Diterbitkan pada: 2024-02-01
Muat Turun: 22
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

166 baris pertama.

زود بیدار شدی ، اودون

به این زودی گشنت شده ؟

بخاطر تو سحر خیز شدم

امروز ، دلم می خواد به آخر فصل هفت برسم

کسی خونه نیست ؟ دوباره بسته شما رو آوردم

دوباره این یارو ؟

این مرد اخیراً مامور تحویل بسته های این منطقه شده

دارم میام

راستش ، خیلی ازش خوشم نمیاد

واضحه که اهل مهمونیه ، با یه نگاه ناخوش آیند توی چشمهاش

ممنون

اینجا رو مهر بزنید ، لطفاً

از طرف والدینم و انتشاراتیم ؟

یعنی چی می تونه باشه ؟

اوه ، درسته ، تولدم دیروز بود

یادم رفته بود

این پیرمرده چند دفعه می خواد منو مجبور بکنه بیام اینجا ؟

ممنون

چی ؟

می دونم خونه ای ، خونه نشین

این دیگه چیه ؟

می تونم صداش رو توی سرم بشنوم

چه خبره ؟

چون تا 30 سالگی هنوز باکره بودم یه قدرت جادویی بدست آوردم

... وقتی مردم رو لمس میکنم

دیروز تولد 30 سالگیم بود

یعنی ممکنه ؟

دارم افکارش رو می شنوم ؟

... ائـ

ائـ ، اشکالی نداره گربتون رو ناز کنم ؟

آره ، حتماً

یکی تو رو قبول کرده ، ها ؟

اودون

وقتی یهویی ناپدید شدی نگران شدم

موهات خیلی نرمه

حتماً خیلی خوب ازت مراقبت میکنه

فکر می کردم فقط یه خونه نشینه اما به هر حال آدم خوبیه

خوشحالم که خیلی مهربون بنظر میرسه

خیلی نازه

چی شده ؟

چیزی نیست

سوگه ماساتو ، 30 ساله

دچار نفرین یه قدرت جادویی وحشتناک شده

Cherry Magic!

Cherry Magic! Thirty Years of Virginity Can Make You a Wizard?!

قسمت 4

چرا ؟

همش به صورت اون مامور تحویل بسته فکر میکنم

نه ، تمرکز کن

باید امروز نوشتن اینو تموم کنم

اینجا رو مهر بزنید ، لطفاً

ممنون

اوه ، درسته

امروز گربه نیست ؟

دلت می خواد اودون رو ببینی ؟

چی ؟

می تونم ؟

سر کارم ، پس فقط یه کمی

باز هم بزرگتر شدی

اسمش اودونه ، ها ؟

آره ، وقتی پیداش کردم

اودون

توی یه جعبه ی اودون بود

بس خیلی بهش فکر نکردی ؟

اوه ، می بخشید

اشکالی نداره

اولش فقط بخاطر اینکه نمی تونستم اونجا ولش کنم آوردمش خونه

اما الان فکر میکنم نازه

اولش ، فکر می کردم یه مرد مشکوکه که ... خدا می دونه چیکار میکنه ، اما الان

دلت می خواد بهش غذا بدی ؟

بله

بنظر میاد صاحب خوبی باشه

به هر حال ، از من بهتره ، تنها کاری که من کردم نگاه کردن بود

صبر کن

اما دیگه چیزی برای نگرانی نیست

میگم ، دلت می خواد باز هم بعضی وقتها بیای ؟

چی ؟

بنظر میاد اودون دلش برات تنگ میشه

اگه برای تحویل چیزی اومدم اینجا ، حتماً میام

حالت خوبه ؟

این قدرت ترسناکه

می دونم ناگهانیه ، اما میشه امشب بریم با هم نوشیدنی بخوریم ؟

یه چیزی هست که می خوام ازت بپرسم

سوگه

می خواد یه چیزی از من بپرسه ؟

یعنی چیه ؟

از یه همکار خانم در مقابل چند تا مرد توی کارائوکه دفاع کردی ؟

آره ، سعی کردم کمکش بکنم ، اما واقعاً آدمهای وحشتناکی بودند

که اینطور

همون موقعی که قبول کرده بودم گند زدم کوروساوا اومد تا نجاتم بده

در حقیقت ، کاملاً منو تحت الشعاع قرار داد

اما با اینحال بنظر میاد ازش لذت بردی

ها ؟

تا حالا هیچوقت از این جور داستانها در مورد کارت بهم نگفته بودی

جدی ؟

این بخاطر این یارو کوروساوا نیست ؟

چی ؟

درست میگه

تا وقتی که 30 سالم بشه ، بین خونه و دفتر در رفت و آمد بودم

و هر روز کار یکسانی رو انجام می دادم

فکر می کردم بقیه زندگیم رو بدون اینکه اتفاق مهمی توش بیوفته می گذرونم

انگار که بخشی از پس زمینه ام

اما از وقتی که این قدرت رو بدست آوردم

روزهام پر از غافلگیری و هیجان بوده

آداچی

لعنتی ، همیشه آخرش به صورت کوروساوا فکر میکنم

بنظر نمیاد بتونم آروم بگیرم

حالا که فکرش رو میکنم ، مگه نمی خواستی یه چیزی از من بپرسی ؟

... اوه ، درسته ، ائـ

... قدرت جادویی ای که اون روز بهش اشاره کردی

بفرمایید توفو چمپولوی شما

... اوه ، آه ، پس ، ائـ

حالا که داره اتفاق میوفته ، مطرح کردن اون موضوع سخته

خیلی ممنون

دیگه اومدیم بیرون ، چرا نریم یه جای دیگه ؟

گوش کن ، قدرت جادویی ای که ... اون روز بهش اشاره کردی

... خوب ، من به تازگی 30 سالم شده

! صبر کن

! صبر کن

! گفتم صبر کن ، یوایچی

اوه ، خیلی خوشگله

بیا دیگه ، فقط بذار یک شب بمونم

نمی تونی همینجوری بدون اطلاع قبلی بیای

درضمن ، دوست پسر الانت چی شده ؟

چی ؟

نمی دونم

نمی دونی ؟

! هی ، فقط یه شب ، لطفاً

هی ، چی شده ؟ گوش میکنی ؟

ببخشید ، من میرم خونه

هی ، یهویی چت شد ؟

اون باید کوروساوا و دوست دختر سابقش بوده باشند

معلومه که دوست دختر سابق داره

این دیگه چیه ؟

خسته نباشی ، کوروساوا

اوه ، خسته نباشی

خسته بنظر میای

آره ، دیشب شب شلوغی داشتم

شلوغ ؟

راستی ، آداچی کجاست ؟

امروز مرخصیه

چی ؟

یه سوال در مورد شرکت آلبریو داشتم اما نتونستم باهاش تماس بگیرم

من یه احمقم

وقتی هنوز از بارون خیس بودم گرفتم خوابیدم

گشنمه

مربای توت فرنگی

هیچی اینجا نیست

اونها زوج عالی ای میشند

یعنی بعدش شب رو مونده ؟

معلومه که یکی دو تایی دوست دختر سابق داره

باید می دونستم

چرا اونقدر از اون موضوع شوک زده شدم ؟ درک نمیکنم

درک نمیکنم ، اما سرم گیج میره

همش بخاطر تبه

باید همین باشه

چی ؟

یکی که تابحال دوست دختر نداشته ؟

آره ، نظرت چیه ؟

اگه یه دانش آموز بود شاید ، اما اگه یه بزرگسال شاغل بود نه

چی ؟

چه اشکالی داره ؟ باعث میشه جدی بنظر برسند

جدی ؟

اوه

دارم خواب می بینم

ببخشید ، باید یه تماس بگیرم

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left