200 baris pertama.
چرا بهمون نگفتی اندرو قاتله؟
فکر میکردم فقط باجگیری بلده
گفته بودی فقط وسایل رو میخوای
و هیچی دیگه واست مهم نیست
فقط چون خانم اوه ازم خواسته بود، در رو باز کردم
و اصلا نمیدونستم یه همچین اتفاقی قراره بیافته
منم همینطور
برای اینکه این نقشه خانم اوه بود
تو کی هستی؟
...اندرو
همیشه میخواستم یه قدرت ویژه داشته باشم
سه بوم
هیونگ، بیدار شو
برو بهش برس
من مراقب سویون هستم
من میام دنبالت
همونجا بمون
رو صورتت که هیچ زخمی نداری
برین تو باشگاه
وقتی آماده بودن، اون دو تا رو میارم
الان نمیتونیم هیچی غذا برداریم؟
اونا هنوز اون تو هستن
بریم پایین منتظر بمونیم
اینجا چیزی که دیدنی باشه، نیستش
...اوضاع و شرایط اینجا واسه یه بچه مناسب نیست
جناب وکیل
تو یکمی اینجا بمون
یه صدای خیلی بلند اومد، مگه نه؟
حال برادرت خوبه؟
خیلی میری دیدنش
تو که باهاش نرفتی، ها؟
برادرم کاملا طبیعیه رفتارش
خیلی محتاطه
و زخمش هیچ تغییری نکرده
بریم پایین، باید درباره مشکل واحد501 حرف بزنیم
بقیه ام وقتی آماده بشن، میان پیشمون
بریم
چه افتضاحی
یی هیون، جعبه کمکهای اولیه و یکمی آب
بزار یه نگاهی بهش بندازم
یکمی طاقت بیار
وقتی رفتی بیرون، میتونی بری بیمارستان دکتر اینو ببینه
...اگه من مردم
... به خانمم بگین
متاسفم
و عاشقشم
خودت بهش بگو
میتونی بری بیرون و درمان بشی
واقعا فکر میکنی، من نمی میرم؟
نمی میری
فقط یه بریدگی کوچیک تو پهلوته
واقعا کوچیکه؟
مطمئنی؟
یکمی طاقت بیار
...سه بوم، جونگ کوگ هیونگ
یی هیون
یی هیون
منو ببین
...ما هر جور شده زنده میریم بیرون
...و این آدما
همشونو میگیریم
قوی بمون
(شادی (خوشبـخـتی -❤ ترجمه و زیر نویس از مون ریور ❤- @moonriverteam _sns
❤@moonriverteam _sns ❤-
جونگ کوگ چاقو خورده
و سویون تو نفس کشیدنش مشکل داره پس تیم پزشکی رو آماده باش نگه دار
ما میتونیم بیایم داخل
این کار رو نکن، سویون رو گرفته
اگه بیای تو، دردسر میشه
آقای جونگ یی هیون
به این فکر کردم چرا داری این کار رو میکنی
...سه بوم
آنتی بادی داره، مگه نه؟
اگه داشته باشه، چی میشه؟
باید چیزی که میخوایم رو بهمون بدی
تا سه بوم رو راضی کنی بیاد بیرون
جناب وکیل
یکم مراقب این بچه باش
من مرد بدی نیستم
اسمت چیه؟
میدونم تو کی هستی
کجا داری میری؟ باید تست بدیم
دارم میرم بیمارستان
...آن گوک جین واقعی
تو کشتیش، مگه نه؟
...چند نفر رو
با اون ماسک کشتی؟
این همون کاریه که آدمای مبتلا هم انجام میدن
...بیماریشون رو مخفی می کنن
و بین آدمای معمولی میگردن تا طعمه شونو پیدا کنن
اون آدما بیمارن
ولی تو ذاتا روانی هستی
...آقا
چند وقته اینو میدونی؟
شنیدم تو همه چی رو برنامه ریزی کردی
چند روز پیش
اندرو رو دیدم که خانم نظافتچی رو کشت
!صبر کن
صبر کن
اندرو
واحد طبقه یازدهم خالیه
بهتر نیست جسدش رو اونجا مخفی کنیم؟
...گلوشو زخمی کن
اینطوری فکر میکنن کار یه آدم آلوده بوده
...خب
فورا رفتم به خانم نماینده ساختمون گفتم
اومدم بهتون پیشنهاد یه معامله بدم
یه راهی هست تا از شر کسایی که دوسشون نداری، خلاص بشی
و خانم اوه هم موافق بود
...برای همین به اندرو گفتم
میتونه هر چی میخواد رو به دست بیاره
عوضش اونم باید کمکمون کنه
همتون باید ازم تشکر کنین
نمیخواستم این موضوع رو پیش بکشم
من تو جامعه، از اون آدمای نخبه و تک هستم
حتی مجبور شدم واسه اون زوج طبقه 5، نقش بازی کنم
به خاطر تو بود
...چطوری وارد خونه
کیم سه هون شدی؟
وقتی اسم تو رو آوردم، در رو باز کرد
خانم یون سه بوم صدمه دیده
جعبه کمک های اولیه داری، درسته؟
اگه کاری که ازت خواسته بودم رو ! انجام داده بودی، کمتر میزدمت
اندرو
این پودر آهکه
با این می تونیم از شر بو، خلاص بشیم
از همونجا میتونی حرف بزنی
هر وقت تکون میخوری، میری رو اعصابم
جونگ گوک صدمه دیده
باید بره بیمارستان
...بعد اینکه کاری که ازتون خواستم رو انجام دادین
میتونین از اینجا برین، باشه؟
... و
با کسی از اون بیرون، در تماس هستین؟
در مورد چی حرف میزنی؟
یه جوری بگو که ما هم بفهمیم
قبلا به اون زن و شوهر تمیزکار و آقای وکیل گفته بودیم
اما فرصت نشد به شما هم بگیم
حتی با شوهر منم حرف زده بودین؟
آره
یه بار رفتیم دیدنش
...اون خوشحال بود که توی طبقه پنجم
و طبقه پونزدهم، کلی خوراکی هست
چه خبره؟
جون یی هیون اینو داشت
... توی تمام مدت
داشتی بهشون گزارش می دادی اینجا چه اتفاقاتی میافته ؟
حتما در ازای اینکه ما رو تحت نظر داشته باشین
براتون پارتی بازی کردن
سلام؟
کسی اونجاست؟
من نماینده ساکنین آپارتمان 101 هستم
مسئول آپارتمان هستم
میتونی همه چیز رو بهم بگی
سلام؟
کسی گوش میده؟
قبلا همه چیو براشون گفتم
بهشون چی گفتی؟
نکنه اون مزخرفاتی که تو ذهنته رو همه جا پخش کردی؟
آره، همه چیو گفتم
اونا درباره کارایی که کردین، تصمیم گیری میکنن
... شما دو نفر
به اتهام اقدام به قتل میرید زندان
تو خجالت نمیکشی با پسرت چشم تو چشم بشی؟
من فقط قبول کردم چون گفتن بهمون غذا میدن
واقعا نمیدونستم این اتفاق میافته، جدی میگم
باید یه جوری غذا گیر می آوردیم
... حتما میدونستی
یکی صدمه میبینه
... تو فقط موافقت کردی چون اگه
وانمود می کردی چیزی ندیدی غذا گیرت می اومد
نه
الان نباید نگران بعد باشیم
الان، مهم ترین چیز گذشتن از این دوره قرنطینه ست
...در ضمن
...زن و شوهر طبقه پنجم
میرن سوئیچ برق اضطراری که تو زیرزمین هستش رو روشن می کنن
درسته
آره، زودتر برین و برق اضطراری رو روشن کنین
اینطوری میتونی اون دختره رو با خودت ببری
اگه بعدا کسی ازت پرسید که چرا این اتفاق افتاد
فقط بگین همش تقصیر یه روانی بود که تفنگ دستش افتاده بود
... پس
داری میگی این جرم رو نادیده بگیریم؟
چیه؟
اشتباه میکنم؟
!به بقیه کاری نداشته باش
اگه جفتمون بخوایم دنبالت بیافتیم
ممکنه خودت بمیری ها
آره، شما دو نفر باید کلی کار انجام بدین الان نمیتونم باهاتون درگیر بشم
خانم نا
نباید اینجا بمونی، برو خونه
توام همین طور، خانم شین
...احتمالا شوهرتون
با سویون تو خونه مائه
اون بچه باید شوکه شده باشه
میشه تو خونه خودتون، مراقبش باشین؟
حتما
وقتی ژنراتور رو روشن کردین، برگردین
بعدش میزارم سویون و کارآگاه، برن بیرون
No comments yet. Be the first to leave one.