Grey's Anatomy

Grey's Anatomy

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 13

Maklumat siaran

Greys Anatomy S13E09 1080p WEBDL x264
Ulasan oleh bandsx

Tag

webdl
web
x264
1080
WEBDL
Diterbitkan pada: 2019-07-23
Muat Turun: 69
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

‫" جراح‌ها می‌جنگن"

‫- من این بحث رو پیش نکشیدم. اون پیش کشید ‫- خب، که چی؟ حقیقته

‫من گفتم که راجع بهش حرف نزنیم

‫" ما بر علیه مرگ بحث میکنیم. این شغلمونه"

‫خب، اگه خوشبین باشیم، امروز روز آخر ‫تو توی کلینیک هست

‫کلینیک خیلی بد نبود

‫چی بهت گفتم؟

‫ما امشب مشروب میخوریم، درسته؟

‫در این مورد

‫مردیت، دادگاه فرداست

‫این میتونه آخرین شانس ما باشه تا ‫هشت یا ده سال دیگه

‫" اما به شرطی که هیچ سابقه ای وجود نداشته باشه

‫مرگ برنده میشه"

‫یا شایدم دادگاه رو ببری، و ما بتونیم ‫فردا شب مشروب بخوریم

‫آره، درسته

‫- یه شانس هست ‫- آره. انقدر ضعیف که با هیچی برابره

‫"ما ممکنه مبارزه رو ببریم، اما هیچ ‫وقت تو جنگ برنده نمیشیم"

‫دادخواست چی؟

‫اونها یه دادخواست برای مثلا ‫دوسال بهت ندادن؟

‫من قبول نکردم. ممکنه نباید هم قبول میکردم

‫دو سال بازم زمان زیادی هست. ‫هدف ما اینه که اصلا هیچی نباشه

‫"پس حقش اینه که بحث رو خاتمه بدیم

‫جنگ برای علت درست، برای آدم درست"

‫ما امشب مشروب میخوریم. ‫این آخرین روز من روی زمین هست

‫بسه! انقدر راجع به مشروب خوردن حرف نزن

‫انقدر راجع به آخرین روزهای روی ‫زمین حرف نزن دنیا که تموم نشده

‫" و اگه قرار هست کوتاه بیایید، همه باید کوتاه بیان"

‫ .. ارائه ای دیگر از مرجان و بابک .. ‫ .. MarjanZdh & bandsx ..

‫ما امشب مشروب میخوریم

‫:. آناتومی گری .: ‫:. فصل سیزدهم - قسمت نهم .:

Instagram: MarjanZdhSUB Telegram: @bandsx

‫ما الان در محلی هستیم که چشم طوفان هست

‫همه چی و همه کس میان تو این قسمت

‫کدهای زرد اعلام میشن

‫مقدمات حادثه تا زمانی که برخلافش ‫شنیده بشه اینجا هست

‫من با تمام پرسنل جراحی تماس میگیرم

‫من به پرستارهام زنگ بزنم. ‫پشتیبانی اورژانس رو دارم

‫آدمهای کلین تو طبقه جراحی هستن

‫کی اون بالا هست ..

‫دکترها گری، شپرد، بیکر و لوز

‫بدون وقفه بین اتاقهای یک و چهار ‫می برند و جایگذاری میکنن

‫اوکی. من یکی از اتاق تدارکات آوردم

‫به هرحال، ما چرا اینها رو نگه میداریم؟

‫یعنی، کی دیگه نیاز به عکس فوری داره؟

‫برای اینکه یه ساختمون

‫وسط سیاتل متلاشی شده

‫ببین، همین الان قربانی ها و بازمانده ها رو ‫میرسونن اینجا

‫حدود بیست دقیقه بعد کسایی که عاشق اون ‫قربانی ها هستند سر و کله شون پیدا میشه ..

‫مامان ها و شوهرها و دوست دخترها

‫و مامان بزرگ ها و دوستان و بچه ها

‫و زنها با بچه های تو بغلشون

‫این اتاق انتظار با آدمهای امیدوار پر میشه

‫که منتظرن بدونن کسایی که عاشقشونن کجان

‫حالا، چند تا از اون معشوقه ها اینجان

‫اما بیشتر اون معشوقه ها زیر

‫آوار قلوه سنگهای یه ساختمون خراب شده دفن شدن

‫و تنها راهی که ما مطمئن میدونیم

‫تنها راهی که میتونیم

‫شناسایی بکنیم که چه کسی تو این بیمارستان ‫هست و چه کسی نیست ...

‫این عکس یه بلیط طلایی هست

‫من می خوام که یک عکس از هر بیمار

‫تا یک ساعت دیگه روی این تابلو باشه

‫- فهمیدی؟ ‫- فهمیدم

‫دکتر مینیک. من امتیاز جراحی دارم

‫دکتر مینیک! خب، من تا دوشنبه انتظار ‫اومدنتون رو نداشتم

‫داشتم وسایلم رو باز میکردم که اخبار رو دیدم

‫اونها گفتن دارن آسیب دیده ها رو به اینجا میارن

‫و من فکر کردم "خب، من اینجا کار میکنم. باید کمک کنم"

‫آره. قابل ستایش هست. ‫بهتره برم اونیفرم جراحی بپوشم

‫برو تو و وقتی که اوضاع آروم شد

‫- ممکنه بتونیم یه فنجون قهوه بخوریم ‫- منم دوست دارم

‫یه شانسه که قبل از اینکه به کارم سرعت بدم ‫شما رو دارم

‫من پیدات میکنم

‫به کارم سرعت بدم؟

‫ما دو نفر رو داریم. دکتر وبر، نوبت شماست

‫مسیر ماشین رو خالی کن

‫بچه ام آسیب دیده! بچه ام آسیب دیده

‫یکی کمک کنه، کمک ‫یکی کمک کنه، کمک

‫آقا. آقا. شما باید ماشینتون رو حرکت بدید، الان

‫بچه ام آسیب شدیدی دیده! خواهش میکنم

‫- خواهش میکنم به بچه ام کمک کنید، خواهش میکنم ‫- اوکی. اون رو تکون نده. تکونش نده

‫یه برانکارد برام بیارید، الان

‫این بیمار مال کیه؟

‫من خون او منفی آوردم

‫یه اپی دیگه بزن

‫خانم، انگشتهام رو فشار بده. ‫میخوام انگشتهام رو فشار بدی

‫خون او منفی

‫آره؟

‫- من باید برم خونه. من .. باید برم خونه ‫- نه، نباید بری خونه ...

‫- همسرم، همسرم ... ‫- شما باید دراز بکشید، آقا

‫دراز بکشید، آقا

‫من به یه کشیش نیاز دارم. دارم میمیرم

‫قربان، نه، ما ...

‫یه کشیش، یه راهبه، هرکی

‫من باید با خدا حرف بزنم

‫اندرو

‫عالیه. می تونم یه کمک داشته باشم

‫میشه این عکسها رو مثل بقیه روی تخته بزنی؟

‫تو اینها رو میدونستی؟

‫چی رو می دونستم؟ عکسها رو؟

‫نه. بیلی این درس بزرگ رو بهم داد

‫نه، نه، دادگاه. از من میخوان شهادت بدم

‫بهم زنگ زدن که فردا به جایگاه شهود برم

‫چی؟ اما گفته بودن مجبور نیستی این کار رو بکنی

‫گفتن تو مشروب خورده بودی. ‫تو .. تو شهادت موثقی نداری

‫خب، یکی بهم زنگ زد که برم دادگاه

‫تو ... تو به اونها گفتی؟ ‫تو در اون مورد بهشون چیزی گفتی ...

‫جو، من این کار رو نکردم، باشه؟

‫- بیا ‫خب، اونها باید بدونن

‫یکی .. اونها تحقیق کردن

‫و فهمیدن که من اسمم رو تغییر دادم

‫و مشکل اینجاست که جو ویلسون وجود نداره

‫اونها ممکنه چیزی ندونن

‫اگه بپرسن چی؟

‫اگه اونها بپرسن، من باید جواب بدم

‫خب، مجبور نیستی

‫این دادگاهه

‫ببخشید

‫اگه تحت قسم دروغ بگم و بعدا بفهمن، این یه جرمه

‫من مدرک پزشکیم رو از دست میدم

‫من باید اگه پرسیدن راستش رو بگم

‫اگه بهشون بگم، به اطلاع عموم میرسه ‫و همسرم من رو پیدا میکنه

‫و هر چی که ساختم .. همه ‫از بین میره .. تموم میشه

‫متاسفم جو

‫یک دقیقه، تو خوبی و دقیقه بعد

‫همه چی سرت خراب میشه

‫جو

‫آره، من یه شکستگی جمجمه داشتم

‫- شپرد هنوز نیومده؟ ‫- نمیدونم

‫شما با هم نیومدید؟

‫کپنر، همونقدر که تو میدونی اون کجاست ‫منم میدونم

‫ما ... همه چی خوبه؟

‫من .. من باید برم خونه

‫- آقا، شما باید دراز بکشید ‫- همسرم ..

‫من می فهمم، قربان. اسم شما چیه؟

‫- چارلی ‫- باشه، چارلی. من ازت می خوام که ...

‫- خیلی خب ‫- ممنونم، چارلی

‫گرفتمت، گرفتمت

‫اوکی، من یه سینی لوله گذاری و ‫یه بسته خط مرکزی نیاز دارم

‫ازش سی بی سی و کراس مچ بگیر

‫شما بچه ها، یه اتاق آسیب رو باز کنید

‫ریگز، ما به کمک نیاز داریم

‫نه. من تماس گرفتم. کشیش کلیسای مرکزی

‫ممکنه یه خاخام یهودی تو پیرپزشکی باشه

‫- می تونی این کار رو انجام بدی؟ ‫- چی؟ نه

‫تو فقط به حرفاش گوش بدی

‫- ممکنه چند بار هم سرت رو تکون بدی ‫- ننننه

‫این کار غیرقانونی یا غیراخلاقیه

‫- تو که نمیری زندان ‫- میرم به جهنم

‫خواهش میکنم. نگو که اعتقاد داری

‫نه، اما اون اعتقاد داره و این ‫به اندازه کافی دلیل خوبی هست

‫- آقا ‫- تو کشیش هستی؟

‫من .. من باید ...

‫- نه، قربان ‫- من باید درستش میکردم

‫درستش میکردی؟

‫اونها گفته بودن که سال پیش زلزله اومده

‫فونداسیون خرد شده بود

‫اون داره راجع به خراب شدن ساختمون میگه؟

‫من پول گرفته بودم

‫و حالا ..

‫همه این آدمها

‫خواهش میکنم، خواهش میکنم من رو ببخش

‫- اوکی، اوکی، اوکی، آقا، آقا ... ‫- خواهش میکنم من رو ببخش

‫من همه این آدمها رو کشتم

‫آقا؟ آقا؟ آقا

‫- من وسایل رو میارم ‫- اوکی. سی تی رو خبرکن

‫پنج واحد لورازپام و یه واحد بنزو بزنید

‫و یکی یه کشیش لعنتی رو خبر کنه

‫من اینجام

‫هموتوراکس سمت راست

‫لوله سینه بذار. سیصد سی سی خون ازش رفته

‫وینی، عزیزم، ما اینجاییم

‫ما .. ما اینجاییم

‫- اون چند سالشه؟ ‫- اون دوازده سالشه

‫ما فقط رفتیم قهوه بگیریم. ‫ما یه ساختمون اونورتر بودیم

‫این خون تازه اس. اون داره خونریزی میکنه

‫اوکی، آقای آدکینز، ممکنه شما و همسرتون بیرون ‫منتظر بمونید

‫نه، نه، من دخترم رو اینجا تنها نمیذارم. خواهش میکنم، نه

‫براش یه هشت بذارید و یه القاکننده سریع

‫من یه کیت خط مرکزی نیاز دارم

‫خانواده رو از اینجا الان ببرید بیرون

‫این ممکنه ... نه

‫عزیزم، ما همین بیرون منتظر میشیم، باشه؟

‫خواهش میکنم. من درک میکنم

‫ما اینجا هستیم، باشه؟

‫ما باید کارمون رو انجام بدیم

‫خب، صاحبخونه الان کجاست؟

‫سی تی اسکن بعد هم با گری هست

‫اون امروز پشت سر هم جراحی داره

‫چه خوب، پدر وارن

‫شما ازدواج کردید؟

‫اوکی، بس کن .. این اصلا بامزه نبود

‫اون گفت "خواهش میکنم من رو ببخش"

‫من چی کار باید میکردم؟

‫ممکنه که تظاهر کنی که مسیح هستی

‫من فکر می کنم که از همه بیمارهای تو سالن ‫عکس گرفتیم

‫اون برای من اعتراف کرد. چی .. چی کار کنم؟ ‫باید برم پیش پلیس؟

‫فکر می کنم که کشیشها اینجور مواقع ‫گیج میشن، درسته؟

‫اون گقت که تو به عنوان مرد خدا، گیج شدی

‫- من کشیش نیستم ‫- آمین

More Farsi Persian subtitles for Grey's Anatomy

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left