200 baris pertama.
->آنچه در این سریال گذشت .. برآمدگی حاملگی !
من هیچی نشانه ای از بارداری نداشتم
اگه اشتباه کرده باشیم چی ؟
می تونی اسمت رو بهمون بگی ؟
من دارم نگران میشم که این بچه دیگه هیچ وفت نتونه حرف بزنه ؟
اون یه جورایی تو مرحله ی تیره و تاره
من خودم دوز داروهاشو حدس میزنم
روز بزرگ رسید !
روز بزرگ رسید !
هیجان زده ای ؟
من خیلی خوشحالم
آره منم همینطور
به چی فکر می کنی ؟
یه نفر که خیلی خاص باشه برای من
مشتاقم که چه کسی میتونه باشه
اوه گیل
خیلی دوست دارم
و منم دوســــت دارم ..
جاسپر؟
جاسپر؟
من اینجام
الان داری با من شوخی میکنی تو ؟
امکان نداره
چی ؟
من همیشه منتظر این لحظه بودم
خیلی طول کشید ، اما بلاخره اتفاق افتاد
چی مخرف داری میگی ؟ اتفاق خاصی نیوفتاده که
نه پسر ، این خیلی اتفاق بزرگیه
میدونی چند وقته بهم قول داده بودی ؟
که این کار رو بکنی
تا بقیه بفهمن ؟
ممنونم ازت
جاسپر . . .
در جواب کسی که گفت ممنون چی میگیم ؟
- قابلی نداشت ! -بریکالله پسر
بهش میگیم قابلی نداشت
جاسپر ممنونم ازت که گفتی قابلی نداشت!
قابلی نداشت!
برای این یکی هم ممنونم
جاسپر
قابــــلی نـــداشت !
هـــی
بیا بریم برای روز بزرگ آماده بشیم ؟ هان ؟
باشه
خیلی خوب بزار ببینم اینجا چی داریم
اوه ، ابروهات هنوز رشد نکردن
نکــــردن ؟؟
اوه ، نــه ، اوه ، خیلی بده که..
شایده احتیاج دارن که بهشون
اجازه بدیم یه هوایی بخورن ؟
خیلی خوب ، باشه
باشه
خب ، باید بریم دیگه ؟
آره ، نباید برای روز بزرگ دیر کنم ، هوم ؟
کمک می کنی پاشم ؟
آره
Translated By MohammadAliRooy
مکان بسیار زشت برای مراسم عروسی ، هــوم ؟
اول از همه ، من میخوام تشکر کنم
برای تمام لباس عروسی های که انتخاب کردید
واقعاً قشنگ هستن
و انیکه ، همه ی ما میدونم چه کسانی میخوان امروز ازدواج کنند
پس زیاد سخت نیست فهمیدنش بــله
مـــلــیــسـا و تـــاد
ما یک تفسیر بسیار زیبا از آمیزش شما رو شنیدم
"اون داره منو دیوانه میکنه"
و حالا ، شما دارین روح خودتان رو یک واحد میکنید
مثل همون مسیر همیشگی که شما آلت و وژانتون رو متحده کرده بودید
و هم چنین چندین بار در شعر زیباتون
و حالا ، اون شعر یک معانی کاملاً جدید گرفته
یک عروسی که دیوانه شده بود
بعد از کشتن مردی که نمی شناختش
اما اون برای گذشته بود و تمام شد .
و الان آیندس
نگاه کنید چقد گذشتیم از اون موقع ؟ هوم ؟
شش ماه گذشته
خیلی گذشت
اون چیزایی که باهم تجربه کردیم
یک تران هوایی واقعایی بود
لحظات بسیار حساس و قوی
خیلی جزیات هست برای وارد شدن همه ی شما میدونید
و همه ی ما به نوعی اون جا بودیم پس ، میدونید
این معنیش چی میتونه باشه ؟ هان ؟
و اما در انتهای این سخنرانی
ما از هر موقعی قوی تر هستیم . هان ؟
Let's get to the vows. بیاد سوگند خوردن رو شروع کنیم
مـلـیسا .
میخوای تو اول شروع کنی ؟
تــاد,
تو زندگی منو نجات دادی
و برای شروع
زندگی مشترکون دارم لحظه شماری میکنم
ممنونم ازت
- تموم شد ؟ - بله .
عالی بود
اوه تاد آرزو میکردی که برای وقت دوم نباشی هان ؟
دمت گرم.
ملیـسا
تو تمام زندگی من هستی
همون طوری که همه ی شما میدونید
من با رعایت اصول و سنت
برای اثبات دوباره نیتم و باکرگیم اومدم
امروز من سفید پوشیدم
به عنوان یک سمبل
از سه ماه از سختی هایی که کشیدم
مثل یک زوج
و دو ماهی که به صورت تکی بودم
من همیشه در کنارتم خالص مثل برف دست نخورده
در کنار تو خوش حالم
با تو زندگی میکنم
جاسپـر ؟
حقله ها رو شما داری ؟
اوه ، او ، جاسپر شما هیچی نداری
که بخوای بگی ؟
ایجاست دو حلقه در اطراف رزها
اوه ،او ، جاســپر .
بــــــــــــوم
من فک می کردم که .. ممنونم جاسـپر .
جاسپر ، چی میگم به کسی که ....
ممنونم از شما
حلـقه
اون اطرافه مثله خورشید
ماه و
و البته گردنه رحم خانوم ها
گردنه رحم تفسیرش سخته این روزا تو مغزم
و همین طور در مورد به دنیا اومدن بچمون
از رحم خوشگل کارول
من و کارول خیلی در این مورد خوشحال هستیم
ما خیلی هیجان زده هستیم
من کلمات رو دوباره یاد آوری میکنم
- آاا -خیلی خوب تا همین جاشم برای ما کافیه - می خوام ببوستم ، تـاد
منم همین طور . باشه
و حالا خیلی خوب همدیگر رو ببوسید
اوم ، اوه ، من یه چیزی برای .....
اوه ، خانوما و آقایون..
اوه و حالا
ما کبوتر ها رو آزاد میکنم و منظورم از کبوتر ها همون جیرجیرکاست
since all doves are dead. از موقعی که تمام کبوترها مردن
آزاد شید جیرجیرکا
هوووووووووووووووو
اوه ، آهای بچه ها
این یه نمادی از صلحه
کارول
پس تو هنوز بهش نگفتی ؟
خب ، ما یه گفت گوی در موردش داشتیم
ععه ؟ واقعاَ ؟ هوم-هومم؟
و چی گفتی اون وقت ؟
هومم ، من خب
آهان گفتم تندی
و اون گفت بله
و از اونجایی که ما خیلی دور از موضوع بحث بودیم..
تو باید بهش بگی که من میخوام بچه رو به دنیا بیارم
تنها چیزی که اون مرد شایسته دریافته
بوی های گندیدست
اما اون به سختی در حال مطالعه ست
اون یه لیست از مرحله مختلف زایمان نوشته
این خیلی خوبه
- میخای بشنوی ؟ - نه
اون نقشش اینکه که کفش بپوشه ؟
ولی نقشه من اینه که زبان قلب جنین رو نشون بدم
زمان زایمان رو اندازگیری کنم
و اندازه گیری کنم گشوده شدن رحم رو
پس تو نمیخای کفشه رو بپوشی ؟
من اون کفش لعنتی رو میپوشم
کارول ، واقعاً دلت میخواد که من بچه رو به دنیا بیارم
البته ، اما چه طور می تونم بهش بگم این موضوعو ؟
تو فقط بهش بگو
آره ، باشه
آره ، بهش میگم
- آره - باشه
- باشه - باشه
نیویورک منحصر به فرد
چرم قرمز ، چرم زرد چرم قرمز ، چرم زرد
- تندی ؟ - نیویورک منحصر به فرد ، بله ؟
یادت میاد ماه گذشته بهت گفتم تندی
و تو گفتی بله
- البته. - خب ، چیزای بیشتر واسه گفتن مونده.
خب اوه ، میتونی یه لحظه صبر کنی
داشتم رو چندتا کلمه تمرین میکردم
آره
ممنونم ، باشه
لطفاً بیاین جمع شین دور هم
لیوان های خودتون رو با هم بیارین
میخواستم یه چند کلمه ای براتون حرف بزنم
تــاد و ملــیسا من فقط میخوام بگم که
من من واقعاً خیلی برای شما خوشحال هستم می دونید
شما روزای خیلی سختی رو پشت سر گذاشتید
همه ما پشت سر گذاشتیم
پدر مادرم هیچ وقت بهم خیلی احترام نذاشتن
راستشو بخوام بگم . اونا هیچ وقت بهم احترام نمیذاشتن میدونید
اما ، اوه
خــدا ، اگه اونا میتونستند الان منو ببین چی میگفتن ؟ هوم ؟
میدونید بدنیا آوردن بچه خودم
اونم زنان و زایمان
من الان دکتری هستم برای خودم
تو خانواده
مادر و پدر من تونستم که انجامش بدم
من تونستم که انجامش بدم
به سلامتی تندی
-به سلامتی تندی -به سلامتی تندی
No comments yet. Be the first to leave one.