Miracle (Milakeul / 미라클)

Miracle (Milakeul / 미라클)

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Maklumat siaran

Miracle S01E14 VIU Sunflowermag
Ulasan oleh sunflowermag
🌻 مجله آفتابگردان @sunflowermag 🌻

Tag

other
Diterbitkan pada: 2023-01-09
Muat Turun: 10
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

یه فن استاکر بهش حمله کرده؟

"مرکز فوریت های پزشکی"

سو رین کجاست؟ الان کوشش؟

خدای من

سو رین کجاست؟- ...خب اون-

در ارتباط میمونیم- باشه، ممنون-

خوبی؟ صدمه ندیدی؟

آره، خوبم

!هی! خیلی ترسیده بودم

دقیقا چه اتفاقی افتاد؟

این شدش

تمومه

"معجزه"

"قسمت 14"

"مرکز ارتوپدی نائول"

"دو اون"

به چی فکر میکردی؟ چطور تونستی بذاری که همچین اتفاقی بیفته؟

الان میخوای چیکار کنی؟

واقعاکه، باید چیکار کنم؟

چرا از من میپرسی؟

...اون فن های استاکر

خونه ام رو مثل کف دستشون میشناسن نمیدونستی؟

نمیدونستم

واقعا نمیدونستم که همه چیز اینجوری از کنترل خارج میشه

"ایستگاه پلیس جونگنام سئول"

چه سوءسابقه ای هم داری

این دفعه، نمیتونی با جریمه قسر رد بری

ولی اون دختره ی روباه مکار سالمه و چیزیش نشده

!خیلی رو مخمه

...ببین منو

نمیفهمی اینجا چخبره؟

جرمت، ضرب و جرح شدید و اقدام به قتل حساب میشه

...بعد از اون همه کاری که براش کردم، باور دارم که

حقمه که بدونم کجاست و با کی در ارتباطه

همه چیزم رو براش دادم

چطور میتونه با یه دختر دیگه قرار بذاره؟

عادلانه نیست

!خیلی نامردیه

ولی برای دیدنم نمیاد اینجا؟

باید چیکار کنیم؟

اول، اول یه اطلاعیه مطبوعاتی منتشر کن که ما ...هیچگونه تحملی در برابر

!هرنوع تعدی به حریم شخصی هنرمند هامون نداریم

باشه

هی، منم اطلاعیه مطبوعاتی که تازه باهم راجع بهش حرف زدیم رو منتشر کن

باشه

....خب، مدتی طول میکشه تا بشه رد کسی که

!پست اصلی رو گذاشته، پیدا کرد

...باعث ایجاد اتهام جنایی نمیشه

...ولی اگه بخواین میتونیم تحقیقات انجام بدیم

!آدرس آی پی به مرکز ارتوپدی نائول برمیگرده

دکتر گفت سوختگی احتمالا جاش بمونه

معذرت میخوام

تو چرا معذرت میخوای؟ تقصیر تو نیست

چیه؟ چی شده؟

خدایا، من الان میخوام چیکار کنم؟

چرا؟ خیلی درد میکنه؟

برم کسی رو خبر کنم؟ مثلا پرستار؟

دیگه نمیتونم جلوی طرفدارهام پیرهنم رو دربیارم

دیگه نمیتونم عضله سه گوشه ام رو نشون بدم

قلبم رو به درد میاره

آخه الان چطور میتونی شوخی کنی؟

من خیلیم جدیم

هی بهشون بگو عضله سه گوش پشتم رو دیدی

نزدیک بود موقع سفت کردن عضله هام تیشرتم پاره بشه

حتما، اگه خودت اینجوری میگی

بله، خانم کیم

اوه, باشه

باید برم ایستگاه پلیس

باهات میام

من رانندگی میکنم. حتما تو هم آشفته ای، شی وو

تنهایی مشکلی برات پیش نمیاد؟

نه، برین مگه میخواستین تمام شب رو اینجا بمونین؟

حالا بینیم چی میشه و اگه شدش برمیگردیم

نه، نمیخواد زحمت بکشین. برین

برین که منم بتونم استراحت کنم

مطمئنی؟- آره، برین-

چیزی شد زنگ بزن- باشه، برو-

واقعا گذاشتن رفتن

!شماها اونجا، ساکت باشین

!هی

اومدی بازی کنی؟

لعنتی- !گفتم که من نبودم-

هی، اومدی

همون فنِ استاکریه که چند وقت پیش دزدکی وارد خونه ام شده بود؛ درسته؟

کجاست؟

از دیدنش چیز خوبی عایدت نمیشه

فکر میکنه که اومدی دیدنش و بیشتر روت وسواس پیدا میکنه

به هرحال که قراره به خاطر کارش مجازات بشه

آره، نباید ببینیش شی وو

خداروشکر لویس خیلی صدمه جدی ای ندیده

تو چی سو رین؟ خوبی؟

آره

ولی فنِ من چرا سعی کرد با سو رین همچین کاری کنه؟

یکی این عکس ها رو توی سایت انجمن فن ها پست کرده

یه مدت کمی بعد از پست شدن، پاک شدن

ولی یکی ازشون اسکرین شات گرفته بود و بین فن های تعصبیت پخش شدن

...ولی این یکی

این وقتی که باهم سر صحنه بودیم، گرفته نشده؟

"مرکز ارتوپدی نائول"

...مطمئنم که میدونستی

سو رین آیدل کارآموزه

ولی سو رین باید مسیر دیگه ای رو انتخاب میکرد

و شی وو که یه خرخون بود، آخر سر به عنوان آیدل دبیو کرد

...و اگه از رابطه شون برامون بگی

شاید بتونم کمکت کنم

واقعا؟

یه چند تا عکس ازشون دارم که گرفتم

و یه خبرنگاره هست که با خوشحالی تمام داستان قرار گذاشتن‌شون رو پوشش میده

"ها سونگ مین, E Click"

چرا؟ به خاطر شی وو نمیتونی از پسش بربیای؟

منظورت چیه؟

چند وقته که روش کراش داشتی؟

نگو که از دبیرستان دوسش داشتی

تو چی؟

چرا باید اینکارو با شی وو بکنی؟

فقط میگم که میتونم بفهمم که موقع دیدن سو رین چه حسی بهت دست میده

"ها سونگ مین, E Click"

...پس داری پیشنهاد میدی که اون عکسا رو

فاش کنیم؟

"Alalyi"

"Alalyi"

"فروم فن ها، اینجا چه خبره؟"

"Alalyi"

"اون عفریته از دبیرستان خودشو بهش چسبونده؟"

"اون عفریته از دبیرستان خودشو بهش چسبونده؟"

"لعنتی! باور نمیشه اون، همون ویدیوهایی رو که دوست دارم، ساخته"

"احتمالا 24 ساعت کل هفته رو بهش چسبیده. خونم رو به جوش میاره"

"عکسی آپلود نشده"

"فروم فن ها، اینجا چه خبره؟"

"اون عفریته از دبیرستان خودشو بهش چسبونده؟"

"لعنتی! باور نمیشه اون، همون ویدیوهایی رو که دوست دارم، ساخته"

"احتمالا 24 ساعت کل هفته رو بهش چسبیده. خونم رو به جوش میاره"

"و حدس بزنین که چی شده؟دوباره به کارآموزی برگشته"

"دیوونه کننده ست. هی! آدرسش چیه"

ممنون

"زمان حال"

جو آه

چرا اونکارو کردی؟

واقعا معذرت میخوام

اینکه طبیعیه

گفتم چرا همچین کاری کردی

از سو رین خیلی متنفر بودم

منظورت چیه؟

...تحمل فکر اینکه

چیزی که قرار بود مال من باشه رو به سو رین باختم

...به اینکه چرا باعث شدم اینجوری حس کنی

مفصل فکر کردم

نه

هیچوقت نمیفهمی ...هرچقدرم که سعی کنی

!هیچوقت منو درک نمیکنی

درست میگی

نمیفهمم

نمیفهمم که چرا ازم متنفری

و حتی اگه از کسی هم متنفر بودم هیچوقت همچین کاری نمیکنم

دقیقا همین اخلاقته که تحملش رو ندارم

چی؟

...نحوه فکر کردن و رفتارت

!من نمیتونم اینجوری باشم

والدینم هیچوقت از رویام حمایت نکردن ...به حرف شون گوش دادم

!و رفتم دانشکده پزشکی

ولی همچنان هم نمیتونستم تسلیم بشم

...فکر میکردم همین که دبیو کنم، خوشحال میشم

!ولی اشتباه میکردم

چون دیر شروع کردم با تمام وجود از خودم مایه گذاشتم

...ولی بعدش، مصدومیت پیش اومد

و باعث شد حس کنم که دارم از هم میپاشم

...چون نمیتونم بیخیال این رویام بشم

هر روزم رو دارم توی بدبختی زندگی میکنم

به خاطر همینم ازت متنفرم !که حتی بعد از دست کشیدن از رویات هم شاد بودی

تا همین لحظه ای که تصمیم گرفتم از رویام دست بکشم

واقعا بیچاره بودم

...و حالا که دوباره کارآموز شدم

"اگه دوباره دچار مشکلات و استرس پس از حادثه بشم چی؟"

"اگه چنین اتفاقی بیفته، میتونم بهش غلبه کنم"

دروغ نمیگم. ترسیده بودم

منم از این متنفر بودم

که جرات رو جمع کردی تا دوباره امتحانش کنی

...انقدر خوشحال بودم که فکر میکردم میتونم

!با شی وو روی یه صحنه اجرا کنم

...حس کردم داری همه چیزمو میدزدی

!و نتونستم خودم رو کنترل کنم

...پس

تازه بهم گفتن که یکی دیگه قرار بوده اجرا رو انجام بده

تو بودی؟

مطمئن نیستم که همه چیز رو شنیدی یا نه

ولی اون جو آه اعجوبه ایه

چطور تونست این کارو بکنه؟

دو اون

نمیتونی باهام صادق باشی؟

پس خودت میدونی

منظورم اون نیست

بهم صادقانه بگو تا حداقل بتونم سرت داد بزنم

هی، من فقط عکس ها رو برای جو آه فرستادم

چرا تمام این مدت پنهانش میکردی؟

منم برام سواله

...سعی کردم نشونش ندم، ولی فکر کنم

این موضوع که همه چیز براتون فراهم بود، منو اذیت میکرد

با اینجال، چطور تونستی این کارو بکنی؟

معلومه، تو درک نمیکنی

فقط نقش های فرعی توی وب دراماها گیرم میومد

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left