Ex-Girlfriend Club

Ex-Girlfriend Club (구여친클럽)

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Maklumat siaran

Ex-Girlfriend's Club Episode 06 Persian Dream Team
Ulasan oleh Persian Dream Team

Tag

other
Diterbitkan pada: 2015-05-27
Muat Turun: 27
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

بايد ديونه شده باشم . چرا اون داستانو گفتم

صداي چي بود ؟ - مثل اينکه صدا از طبقه ي بالا ميومد -

نه . نه . نه .... هيششش

~ چرا چرا چرا . چرا همتون اينجاييد

! ساکت ، ساکت

! ساکت باش

! سو جين - ! يونگ جه ام-

! نويسنده بنگ

قايم شو - اوه خدايا -

سو جين ، چي شده ؟

قايم شو - سو جين -

! نويسنده بنگ

! چرا اونجا قايم ميشي ؟ اينجا اتاق خودته

! تو ديونه اي

يونگ جه کليدو بيار - باشه ، وايسا اومدم -

! قايم شو

! ميخوام درو باز کنم

اونجا مشکلي وجود نداره ؟

...نه ، سوجين

...ميونگ سو

نجاتم بده ، نجاتم بده

تو خواب حرف ميزنه

...وقتي مامان زير سايه اي تو جريزه ميره

....تا صدف برداره

توي خواب ناله ميکنه . براي همين بايد براش لالايي بخونم

لطفا ما رو ببخشيد

بخواب . بخواب

بيا بريم - هان ، باشه -

گفتم بيا بريم

شب بخير - شب بخير . برو بخواب -

اونا رفتن ؟

مامان ، پشتم

واقعا ميخوام مامانمو ببينم - هي -

يه ثانيه وايسا ، آروم بگير . فقط يه ثانيه وايسا

خيلي شوکه شده بودم . هوا يونگ حالش خوبه ؟

تنهاش بزار . بزار بخوابه . همينکه صدايي ازش درنمياد احتمالا الان داره خواب پادشاه هفتم رو ميبينه

بايد اينکارو کنم ؟چي کار کنيم ؟

دوستاي هوا يونگ اتاق تو رو گرفتن

اشکالي نداره , از اونجايي که ميخوام پشتمو به خاطر تو نابود کنم

به اندازه ي گنجايش قلبت هر کاري دوست داشته باشي ميتوني انجام بدي

قلبم - اين گردو خاکا رو ببين -

چرا همتون اينجا اومديد ؟

نونا جي آه گفتش که نميتونه بخوابه

خوب پس چرا خودت، توي اتاق يکي ديگه قايم شده بودي ؟

در مورد چي صحبت ميکني ، قايم شدن ؟ اومدم اينجا چون ميخواستم يه چيزي بهشون بگم

من فقط معصومانه جي آه رو تا اين اتاق تعقيب کردم

اما چرا ما اينجا قايم شديم ؟

خوب من، چون هوا يونگ با اومدنش يه مشکل بزرگ درست کرد

چون که همه ي کارارو باهم ميکنيم، فکر کنم عقل منو باد برده

فقط بايد بهشون ميگفتيم که داشتيم بازي گو استاپ بازي ميکرديم - چرا بايد با تو گو استاپ بازي کنم ؟ -

گفتم فقط بگيم گو استاپ بازي ميکرديم ؛ مگه گفتم واقعا بايد بازي کنيم ؟

اگه واقعا بازي ميکرديم که شماها بهم ميباختين

چي ؟- چي ؟-

.... ببخشيد . همگي خواهشا

بريد . اگه شماها اينجا بمونيد همه چي عجيبتر ميشه

چطوري الان بريم ؟ قبل از رفتن يه خرده ديگه بايد منتظر بمونيم

فراموشش کن . يکي يکي بريد - بسيار خوب -

پس هوا يونگ اول بره

چرا من بايد اول برم ؟- پس کسي که اول از همه اومده بايد بره -

منم نميخوام ، وقتي برم شما ميخواين چي کار کنين؟ جي آه تو اول برو

فکر خوبيه . بيا بر پايه ي سنمون بيرون بريم- اگه بر پايه ي سن باشه که تو بايد اول بري -

و منم آخر

من ميرم - من ميرم -

نه ، من ميرم - نه ، من ميرم-

من ميرم . ميرم

يه جورايي حوصله م سر رفته . شماها ميخواين بازي حقيقت رو بازي کنيم ؟

يه موقع هايي هم که شده بايد يه کمي هم فکر کني

اول صبحي اين همه سر و صدا براي چيه - اوني ، ظرف اونجا رو بده بهم -

اونا بهت گفتن صبحونه درست کني ؟- نه اونا گفتن نميخوان صبحونه بخورن -

پس براي چي داري اونو درست ميکني ؟ - اين فقط ذات منه -

زياد سعي نکن .فکر ميکني اگه اينجوري کني اونا بهت يه نقش اضافه ميدن ؟

غر نزن و فقط کمي آبميوه بريز

باشه

....اين يکي . من

جايي که خوابيدي بايد خيلي هم راحت نبوده باشه

اتاق خشک بود و يه عالمه گردوخاک داشت

مخصوصا زير تختش

اين فقط يه فکري بود که ديروز داشتم ، اما چطوره با يه صحنه اي که اون با دوست دختراي سابقش ملاقات ميکنه شروع کنيم ؟

هر سه تاشون همديگه رو ملاقات کنن ؟

دوست دختراي سابق توي يه محل باشن

و بعدش ما از اونجا به گذشته ميريم

چرا بايد هر سه تاشون همديگه رو ملاقات کنن ؟ - آره ، راست ميگي -

بله ، دليلي نداره - به نظر غير طبيعيه -

پس ، دليلي که همچين چيز غير عادي اي اتفاق افتاده

در موردش کنجکاو نيستي ؟

اين قطعا علاقه ي منو جلب ميکنه

بفرما ، بفرما ، لطف ميل کنيد

ميخواي نظر شخص ثالث رو بشنويم ؟

چي؟ ميخواي توي چيزي بهت کمک کنم ؟

رارا تو خواهشا اينجا بشين

اگه جي آه يا رارا شما بوديد

فکر ميکنيد چي ميشد اگه دوست دختراي سابق دوست پسر سابقتون رو ميديد ؟

چطور ميشد ؟ فکر ميکني چه اتفاقي ميفتاد ؟

از اونجاييکه که کنار هم نبودن ، اما يه روز خاص و توي اين سن

حقيقتي که اونا همديگه رو بشناسن همچين هم شوکه کننده نيست

درسته ؟ اونا کارايي مثل کشيدن موهاي همديگه رو انجام نميدن ، درسته ؟

از اونجايي که همشون به اندازه ي کافي متمدن هستن

چي ميشه اگه ما يه صحنه اي داشته باشيم که همه ي دوست دختراي سابق با دوست پسرشون روي يه تخت باشن ؟

فکر کنم کلي حس کنجکاوي به دنبال داشته باشه

اون به نظر ميرسه يه خرده زياده روي باشه

حتي اگه اين يه فيلم يا يه تکه از داستان هم باشه يه چيزايي وجود داره که هم ميتوني هم نميتوني انجامشون بدي

وقتي در موردش فکر ميکنم واقعا ازش متنفر ميشم

هممم؟ بله البته . اصلا معني نميده

واقعا اين هيج معني اي نميده ؟

هان ؟

مطمئنم يه دليلي هست که اونا نميتونن بگن

چه دليلي ؟

شايد , يه نوعي مستاصل شدنه

... وضعيت جايي كه با همديگه برخورد ميكنن اما هيچ فرقي به حالشون نداره

ميشه همچين دليلي بگيم ؟

همچين موقعيتي كه نشه ازش دوري كرد رو درك نميكنم

حقيقت اينکه هنوزم دوروبر دوست پسر سابقت ميچرخي به نوبه خودش عجيبه اما

اما با يه مرد و دوست دختراش روي يه تخت ؟

اين ديگه يه بيماريه روانيه

پس ، از نقطه نظر مدير ، اين چيزيه که هيچ وقت درکش نميکني

اين در مورد درک کردن يا درک نکردنش نيست .فقط گفتم که در مورد اون عمل فکر هم نکردم

اوه - هان

خوب ، فقط چند تا ايده از خود در وکردم

خلاقيت عاليه و به نوعي همه چيزه . اما اميدوارم از حدش نگذره کارگردان

حرفاي مدير رو شنيدين درسته ؟ بيا توي ذهنمون نگهش داريم

گير افتاديم درسته ؟

چطوري اون پسر روباه صفت اينو فهميد ؟ هر چند خيلي تند قايم شديم

مهمه که چطوري اينو فهميد؟

گفتم بازي م خيلي عاليه

جوري که من ديدم ، مسئله ي امروز صبح يه هشدار بود - يه هشدار ؟-

"من همه چي رو ميدونم پس بهتره مراقب باشيد و کارتون رو خوب انجام بديد " همچين چيزي ؟

فيلم ما چي ؟ آخر بازي قرار گذاشتنمونه؟

تو چي ميخواي ؟

همونطور که انتظارشو داشتم چون توي دانشگاه چون ها فارق التحصيل شدي همه چي رو اينجوري خيلي زود ميگيري

با ديدن اينکه هنوز به يونگ جه نگفتي ,بايد يه انگيزه ي پنهون از اين کارت داشته باشي

بهت گفته بودم درسته ؟ که يونگ جه توي دبيرستان هم درگير همچين مسئله اي شده بود

بعد از اينکه رابطه ي اونا رو لو دادم و بعضي چيزا پيش اومد

آخرش هم چيز خوبي نشنيدم و تقريبا دوست خودمو هم از دست دادم

بعد از اون حادثه ، به خودم قول دادم که مهم نيست چه نيتي داشته باشم ، ديگه خودمو قاتي روابط ديگرون نکنم

اين شعار منه

پس چرا بازم وانمود کردن به ندونستنت رو ادامه نميدي ؟

اما دوست هم ندارم ببينم دوستم داره صدمه ميبينه

پس ميخواي چي کار کنم ؟

بيا با دستاي خودمون پاکش کنيم

!چيزي براي پاک کردن نيست

ميونگ سو و من ,سه سال پيش با هم بهم زديم

عجيب نيست با دوست پسر سابقي که سه سال پيش باهاش بهم زدي ، داري کار ميکني ؟

هيچ راهي نيست که الان بخوايم جلوي فيلمو بگيريم

اگه فيلم کنسل بشه , رسانه، يونگ جه رو مسئول ميدونه

پس داري از يونگ جه به عنوان بهونه استفاده ميکني ؟ - ....پس چ- چي -

پس بايد استعفامو پرتاب کنم ؟ اينو ميخواي ؟

به نظر ميرسه يه مورد خيلي مهم رو جا انداختي

هان ؟

اشتباهت

دروغ گفتن به مرديه که دوستت داره و تصميم داره باهات ازدواج کنه ست

اوه واو . کاري نيست که شما نتوني انجام بدي

اردو رفتن سرگرمي مورد علاقه مه . فقط اين کارارو بيرون انجام ميدم

اين يکي از صفات جذابته

مردم ميگن مردا با انجام کاراي مشابه بهم نزديک ميشن

کارگردان ما ...همچين چيزايي رو خوب انجام ميده ؟

اگه فقط عزمش رو جزم کنه خيلي بهتر از من کاراشو انجام ميده

دوست دختر کارگردان هر کي که هست خيلي خوش شانسه

گون تا حالا قرار نزاشته

اوه ، واقعا ؟

تا کي ميخواي اينو ازش مخفي کني ؟

ميخواي همه چيو با زبون خودم آشکار کنم ؟

اين که معلومه بايد اينکارو کني

فيلم چي ميشه ؟ - بايد ولش کنيم ، منظورم وبتون ميونگ سوئه -

تو يه موقعيت مناسب همه چي رو ويرون ميکنم

الان بايد احساس سبکتري داشته باشي ديگه نبايد وانمود کني که با هم قرار ميزاريم

خوب ، اين خوبه

ميخواي يه کمي آبجو بخوريم ؟

به مناسبت روز بهم زدنمون

چي ؟ - ما امروز بهم ميزنيم ، اينطور نيست ؟ -

اصلا کي قرار گذاشتيم که الان بخوايم بهم بزنيم ؟

پس آبجو نخوريم ؟

سرت شلوغه ؟

نه ، واقعا خيلي شلوغ نيست

پس آبجو بخوريم ، باشه ؟ - دوباره توي رستوران آه جي ؟-

آه ، امروز ... فقط ما دو تا

تو و من . برو برو شينگ . يه نوشيدني باشه ؟

برو برو شينگ ؟

آخ .بايد ون ميگرفتم . جام از وقتي که ميومدم تنگتر شده

يه کم از اينو بنوش . کمک ميکنه مغزت روشن شه

اشکالي نداره

اما,اون ون رارا نيست ؟

فکر نکنم مناسب هر کسي باشه که اينو برونه ، درسته ؟

! اوپا ميونگ سو راننده ي خوبيه

آه ، اخيرا به اوپا ميونگ سو نزديکتر شدم و قرار گذاشتيم همديگه رو اوپا دونگسنگ صدا بزنيم

نويسنده بنگ واقعا بايد مهربان باشه

البته . اون با ما فرق داره . يه عالمه دختر هست که به اون نزديکن

بايد ممنون رارا باشم . به لطف اون، ما دو تا با هم برميگرديم

چرا اين ماشين بزرگ رو ول کرد و به جاش توي ماشين کوچيک مدير سوار شد ؟

فکر کنم به کارگردان جو علاقه داشته باشه

به اون درد مخرب ؟ واقعا چشماش خوب مردا رو نميبينه

يه جذابيتي داره که به چشم خانما مياد . دقيقا برخلاف سبک تو

درسته . من مهربونم

البته که تو مهربوني .به خاطر اينکه مهربوني دخترا رو به گريه ميندازي

احتمالا به همين دليله که رارا جذب يه آدم متضاد تو شده

چون به وسيله تو يه بار گزيده شده

رارا منو ول کرد

مهم اين نيست که کي با کي بهم زده

مهم نيست کي توي رابطه رئيسه . اينطور فکر نميکني ؟

عاديه که کارمند استعفاشو به رئيس بده

. حرفات درستن، چون اين من بودم که باهات بهم زدم

More Farsi Persian subtitles for Ex-Girlfriend Club

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left