Tell Me That You Love Me

Tell Me That You Love Me (사랑한다고 말해줘)

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 1

Maklumat siaran

Tell Me That You Love Me S01E16 DSNP Sunflowermag
Ulasan oleh sunflowermag

Tag

other
Diterbitkan pada: 2024-04-05
Muat Turun: 76
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

❤ بگو که دوستم داری ❤

"شخصیت ها، مکان ها و سازمان ها در این سریال ساختگی میباشند"

...ولی به لطف تو

...به نظرم

تا آخر عمرم مشکلی برام پیش نمیاد

نفهمیدم چی گفتی

...نفهمیدم

چی گفتی

...ممنون که

انقدر سخت برام تلاش کردی

بیا به هم بزنیم

...جدا شدن یعنی

ما همدیگه رو تا همین چند وقت پیش دوست داشتیم

...رفتن یعنی

یکی تا همین چند وقت پیش در کنار من بوده

و این برای من کافیه

...چون از زمان هایی که هیچ اتفاقی نمیفتاد

...و هیچکس کنارم نبود

خیلی گرم تره

شاید خودم میدونستم

...دیدنِ من که بدون هیچ لبخندی

"روی صورتم، میگم "حالم خوبه

حتما براش سخت بوده

...با اینکه برای تلاش هایی که به خاطرش کردم

ازم تشکر کرد

من ترسو بودم

"قسمت آخر: همدردی"

❤ بگو که دوستم داری ❤

مو اون

خونه‌مون بو میده؟

یا بیماری همه گیر توی سئول پخش شده؟

چی؟

چرا هزار بار یه جا رو میشوری و میسابی؟

...خب، فقط خیلی زود همه جا گرد و خاک میشینه

به خاطر این نیست که کل روز سرت رو از ناراحتی انداختی پایین؟

شاید

خب... کارم تموم شد

جی یو، میخوای باهم فیلم ببینیم و آبجو بنوشیم؟

تازه پاپ کرن هم خریدم

متأسفم

با مودام قرار دارم

آها... میخوای بری سر قرار

فهمیدم- باید زودتر بهم میگفتی-

مشکلی نیست! باید آماده بشی

واقعا مشکلی نداری؟

آره

...آه

این روزها نونات داره دیوونه‌ام میکنه

چرا؟ چی شده؟

عصبی شده؟

نه، خیلی باهام خوبه

اینطوری نمیشه

بیا امروز با مو اون و جوهان نوشیدنی بخوریم

اینکار رو بکنیم؟ پس به هیونگ زنگ میزنم

باشه، منم به مو اون زنگ میزنم- باشه-

مو اون از یکی از متصدی هامون در مورد نقاشی هات پرسیده بود

گفته بود یکی از خداشه که با هر قیمتی نقاشی هات رو بخره

شنیدم آدم های خاصی برات هستن

ولی به من گفتن هیچ نقاشی‌ای برای فروش نمونده

شنیدم نمیتونن تا نمایشگاه بعدیت صبر کنن، درسته؟

اون یکم مریض احواله

بشین

این رو برای خودم خریده بودم

...به عنوان یه دوست و همکار خوب

این هدیه منه

...شاید

...چیزی که دلم براش تنگ شده بود، تو نبودی

خودِ قدیمیم بود

خودم بدون هیچ زخمی

خودم که میتونست معصومانه لبخند بزنه

...خودم که به خاطر کسی که بودی

بدون اینکه چیزی بخواد، عاشقت بود

...وقتی فهمیدم چقدر عوض شدم

دلم برای خودِ قدیمم تنگ شد

...فکر کردم

...اگه دوباره با تو باشم، میتونم

به کسی که قبلا بودم برگردم

...فکر میکنم وقتی با تو بودم

زیباترین بودم

اونموقع خیلی باحال بودی و هنوزم همون قدر باحالی

...بعضی روزها، فکر میکنم باید فراموشت کنم

...ولی چون توی زندگیم خیلی تأثیرگذار بودی

تصمیم گرفتم فراموشت نکنم

...تازه، به نظرم

...هیچوقت نمیتونم کاملا رهات کنم

با مدت زیادی نگهت دارم

...الان به ذهنم رسید

...زمانی که از هم دور بودیم

شبیه دفترچه خاطراتیه که عقب افتاده

حتی اگه بخوایم برای روزهایی که از دست دادیم ...چیزی بنویسیم

دیگه خودِ قدیممون نیستیم

...نوشتن برای گذشته

دیگه بی معنیه

...زمانمون

گذشته

....دیگه دیره، باید خودِ قدیممون رو

رها کنیم

یه لیوان دیگه میخوای؟

خوبه

باشه

مو اون، چرا باهاش یه چیزی نمیخوری؟

خیلی خوبه

چیه؟

چرا همه‌ش میگی "خوبه"؟

...چون آبجو خوبه، غذا هم خوبه

...حالمم خوبه

اینجا هم خوبه

هی، آروم بنوش

مو اون، نمیگم دیگه ننوشی

فقط اگه آروم بنوشی، میتونی بیشتر بنوشی

نه، فقط بنوش باید در حد مرگ بنوشه

هی- باشه، همه لیوان ها رو بیارین بالا-

به سلامتی- ظرفیتش پایینه-

!فقط بذار خودش رو بکشه !به سلامتی

به سلامتی- هر چی-

ممنون- ممنون-

من حالم خوبه- مراقب باش-

حالم خوبه- باشه-

بریم، جوهان، مو اون !بریم

تو و جی یو اول برید ما هم زود میایم

نه، مو اون باید با من بیاد

باشه، هیونگ پس برسونش خونه، خب؟

مو تون باید با من بیاد- نه، لازم نیست-

من باید امروز کنارش باشم- متأسفم، مست شده-

حتما خیلی ناراحته- من بیشتر ناراحتم-

من بیشتر ناراحتم- من بیشتر ناراحتم-

...عجب

کی انقدر زود مست میشه؟

...نمیدونم از کِی

ولی انتظار چیزهایی رو داشتم که نمیتونه برام انجام بده

مثلا وقتی شکمم صدا میده ازم بپرسه گرسنه‌ام یا نه

یا وقتی آه میکشم نگران بشه و ازم بپرسه چیزی شده یا نه

...و فقط با شنیدن صدام پشت تلفن

حس کنه که حالم چطوره

...وقتی چیزهایی رو ازش میخواستم

که انجام دادنشون براش غیرممکن بود

...به خاطر احساس تنهایی خودم

غر میزدم

حتما دلیلی داشته که احساس تنهایی میکردی

...خب

من نمیدونم دقیقا ...چه اتفاقی بین شما دو تا افتاده

ولی منم همچین شرایطی داشتم

اون دقیقا همونطوری که اولین بار ...همدیگه رو دیدیم، همون جا بود

...ولی یه روز، از دستش ناراحت بودم

...باهاش احساس نزدیکی نمیکردم

و احساس تنهایی میکردم

دلیلش چی بود؟

...خب

خیلی دوستش داشتم

بدون اینکه بدونه

فکر کنم فقط نمیدونستم چیکار باید بکنم

تو هم همینطور

اولین بارت بود که عاشقش شدی

...پس

...حتی اگه عشقت به نتیحه نرسید

...و در نهایت جدا شدی

خیلی خودت رو سرزنش نکن

ممنون

...ولی جوهان

...من همیشه ازت ممنونم

ولی من برای تو، همچین کسی نیستم

به خاطر همین، بیشتر اوقات شرمنده‌ام

واقعا امیدوارم که خوشحال باشی

...کسی که باعث ناراحتی

...دور شدن و احساس تنهاییت میشه رو

ملاقات نکن

...امیدوارم کسی رو ببینی

که تو رو ببینه و درکت کنه

...و عاشقت باشه

و امیدوارم خوشحال باشی

...پس

خیلی به خودت سخت نگیر و خودت رو اذیت نکن

و همونطور که خودت گفتی خیلی هم خودت رو سرزنش نکن

...و

دیگه نگران من نباش

بیا لحظه های الانمون رو رها کنیم

تيم ترجمه مجله آفتابگردان، تقديم میکند @sunflowermagg :کانال تلگرام @sunflowermag :اينستاگرام

شما کی هستین؟

...احیانا

چا جین وو هستم اومدم خانم گو وو هی رو ببینم

آها، آقای چا جین وو هستی

ممنون که اومدی

باشه، بریم داخل

آقای چا جین وو هستن

چه وون، بیا اینجا

مامان، چند دقیقه میریم بیرون

مشکلی نیست، زود برمیگردیم

ما هم بریم، باشه؟- باشه-

از آشناییتون خوشبختم خوش اومدی

ممنون که اومدین

ما میریم بیرون

اوقات خوبی با مامان داشته باشین

ایشون نقاش چا جین وو ئه

وقتی توی نمایشگاه نقاشی هاش رو دیدی، گریه کردی

یادت نمیاد؟

بفرما بشین

لطفا

من میرم بیرون

شما باهمدیگه صحبت کنین

راحت باش

More Farsi Persian subtitles for Tell Me That You Love Me

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left