156 baris pertama.
یه نامه که مهر پستیش برای هفده سال پیش بود به آپارتمانی که رون اونو اداره می کرد رسید
نتاهیگاشینائه توکیو
ساختمان مسکونی کامونوهاشی
برای مدیر ساختمان
یه دعوت نامه از یه اوبرژ بود
... محتویاتش یه منوی کامل غذا
و یه زمرد تک بود
! کامو ، کامو ، کامو ! کامو ، کامو
... وقتی من و رون برای کشف معما راهی اوبرژ بودیم
! عالیه ! انگار داریم بالای درختها پرواز می کنیم
این اوبرژ ، جای هیجان انگیزی بنظر میاد
اگه یه وقت کمک لازم داشتید ، با من تماس بگیرید
وکیل تایگر دن
خوب ، برعکس اون باغبان انگلیسی که اونجاست
حداقل میشه با شما دو تا یه صحبت درست و حسابی داشت
باغبان لنی گاردنر
معذرت می خوام که خودم رو معرفی نکردم ! من سرآشپز ساکای هستم
سرآشپز ساکای شوسوکه
! یادگار مادرم هم یه زمرده
یه شروع خیلی جالب برای یه ماجراجویی برای حل یه معما
! زیباست
دانش آموز دبیرستان میا کوستا
یه ماجراجویی برای حل یه معما !سرگرم کننده بنظر میرسه
یه ماجراجویی ؟ کاملاً مسخره است
رئیس شرکت امنیتی کارن لی لی
منم به اینجا دعوت شدم ، از آشناییتون خوشحالم
جراح بیل کلارک
راننده ی تاکسی تام ساسااوکا
... پس این
! اوبرژ ریونیونه
تحقیقات ممنوعه ی
رون کامونوهاشی
(قسمت 23 : پرونده ی قتلهای سریالی اوبرژ کوهستانی (بخش 1
! ببخشید که منتظر موندید
برای شروع سرو غذای شب کامل خودمون آماده ایم
لطفاً بفرمایید بنشینید
... حقیقت نداره
یه میز گرد ؟
چه جالب ، حتی یه خرس تدی هم کنار ما نشسته
این یه شوخیه ، درسته ؟
از ما می خواهید با آدمهایی که تابحال ندیدیمشون شام بخوریم ؟
لی لی-سان ، من تازه استخدام شدم ، پس فقط دارم کاری که به من گفته شده رو انجام میدم
متاسفانه مجبورید هر سوالی که دارید رو از شخصی که دعوتتون کرده بپرسید
! چه چیدمان جالبی
منظورشون از در لحظه زندگی کردن همینه ، جذابیت سفر
! باید یه جور قسمت و تقدیر باشه
همه دور میز جمع بشیم ؟
من کلارک هستم و از گفتن اینکه گرسنه ام خجالت میکشم
منم با دکتر کلارک موافقم
از کجا می دونی دکترم ؟
یه دلیلش اینه که ، بجای خودکار ، توی رستوران این از جیبت افتاد
! اوه ، چراغ قوه ی قلمیم
و وقتی دستهات رو می شستی
استینهات رو زده بودی بالا و با دقت زیاد بازوهات رو هم دست کشیدی و شستی
پنج تا دلیل دیگه هم بود ، اما برای غذا خوردن عجله داری ، مگه نه ؟
بله ، خیلی تاثیرگذار بود
و اون ... یه راننده تاکسیه
چی ؟
اوه ، اشتباه فهمیدم ؟
نه
! عالیه ! اون فوق العاده است ، کامونوهاشی-سان
اون یعنی می تونی همه ی ما رو مثل یه کتاب بخونی ؟
... میشه گفت ! در مورد خانمی که اینجاست
یه مدیر اجراییه ، حداقل ظاهراً
تو چی هستی ... تو دقیقاً کی هستی ؟
دقیقاً درست گفتی ، من یه شرکت امنیتی رو اداره میکنم
شما هم از خارج از کشور اومدید اما در زبان ژاپنی مهارت دارید
همسر مرحومم ژاپنی بود ، نمی تونم به این زبان بخونم یا بنویسم
یادگیری زبان از سرگرمیهای منه
من به پنج زبان خارجی حرف میزنم ! زبان الفها هم همینطور
فکر کنم من هم خودم رو معرفی کنم
اگه یه وقتی توی دردسر افتادید ، به دفتر حقوقی بین المللی تایگر دن بیاید
ممنون که منتظر موندید
بفرمایید بخش اول غذا ، سالاد گلهای خوراکی
! اوه ! زیباست
و ماده ی محرمانه اش ، شیره ی شکر سیاهه
! اون که محرمانه نیست
! خوشمزه است
... جدی
... این چیز سیاه و شیرین مخصوصاً
تمومش کن دیگه
! بخش دوم غذا سوپ لابستره
بخش سوم ماهیه ، تازه و بخارپز شده ! در شراب سفید با فوم
بخش چهارم غذای گوشتیه ، سه تکه گوشت شکار کبابی
می بخشید ، خستگی سفر طولانیم یهویی اثر خودش رو روی من گذاشت
برمی گردم به اتاقم و استراحت میکنم
غذا واقعاً خوشمزه بود
خیلی بد شد
می خواستم برای تموم کردنش از این کیک با موس شاه بلوط لذت ببرید
یه چیز شیرین ؟ نه ممنون
منم خیلی سیر شدم ، پس منم نمی خورم
منم همینطور ، فکر کنم فقط یه مقدار قهوه بخورم
... اگه فقط اون روز سوار ماشینم نشده بودم
! نباید میومدم اینجا
الان چی شد ؟
همشون خوشمزه بودند ، اما همه نصفه خوردن
درواقع ، همه بجز میا-کون عجیب رفتار می کردند
بنظر میومد که هر دفعه یه غذای جدید بیرون میومد می لرزیدند
اوه ، شاید فقط آدمهایی رو دعوت کردند ! که ترکیبات غذا رو دوست نداشتند
! شریک من حرف نداره ! یه استدلال عالی
اینطور پیش بره ، صد سال دیگه یه کاراگاه نابغه میشی
!پس قراره اون دنیا کاراگاه توتوماروی نابغه باشم ؟
خوب ... فکر کنم فردا می تونیم از همه در موردش بپرسیم
آره ، درست میگی
گاردنر-سان ؟ گاردنر-سان ؟
! گاردنر-سان
چی شده ؟
هی
اینجا اتاق اون باغبان غیراجتماعیه
امروز صبح از اتاقم یه صدای عجیبی از اینجا شنیدم
من توی اتاق کناریم و یه صدای شکستن عجیبی شنیدم
... وقتی داشتم برای صبحانه می رفتم اومدم یه نگاهی بندازم
منوی دیشب رو پیدا کردم که اینجا چسبونده شده بود
سالاد گل خوراکی سوپ لابستر ماهی تازه ی بخارپز شده درشراب سفید با فوم گوشت شکار کبابی به سه شکل کیک با موس شاه بلوط
جواب هم نمیده
و برای باز کردن در کلید ندارم ، من فقط یه ... سرآشپز تازه استخدام شده ام ، می دونید
... من باید بتونم
در رو بسپارید به من
باید بتونم قفلی به این قطر رو باز کنم
! واقعاً ؟ عالیه
پس همچین مهارتهایی رو هم دارید ؟
مشکلت با این موضوع چیه ؟ من رئیس یه شرکت امنیتی ام
خیلی وقت پیش این کار رو یاد گفتم
میرم کیفم رو بیارم
باز شد
گاردنر-سان ؟
! امکان نداره
باغبان اونجا افتاده بود ، احاطه شده با گلها
و با یه یخ شکن که درون قلبش فرو رفته بود
زنده نبود
چه خبر شده ؟
اتفاقی افتاده ؟
یه نفر کشته شده
! گاردنر-سان
! نه
! چه وحشتناک
میا-سان ، نباید نگاه بکنی
یه یخ شکن توی سینه ... بعدش این گلها هستند
! لطفاً به هیچی دست نزنید
من یه افسر پلیسم
تعجب کردم
دیشب سر شام ، فکر کردم گفتی یه آپارتمان مسکونی رو اداره میکنی
اون من بودم
کاراگاه ایشیکی یه کاراگاه با استعداد از پلیس پایتخته
ساکای-سان ، لطفاً با مقامات محلی تماس بگیرید
! بله
اگه درست یادم بیاد ، کلارک-سان شما یه دکتر بودید ، مگه نه ؟
میشه ازتون کمک بخوام ؟
بله ، بسیار خوب
درواقع ، من دستیار کاراگاه ایشیکی توی صحنه ی جرمم
چرا دراز کشیدی ؟
مرگ سریعی نبوده ، ظاهراً قبل از مرگ زجر کشیده
زمان مرگ سه تا چهار ساعت پیش بوده
پس قبل از طلوع آفتاب بوده
کی می تونسته همچین کار وحشتناکی رو بکنه ؟
! کاراگاه ایشیکی ! بیرون رو ببین
No comments yet. Be the first to leave one.