200 baris pertama.
هر گونه استفاده مادي از زيرنويس و کپي برداري بدون ذکر منبع ممنوع است
تمامی اسامی ، مکان ها ، سازمان ها و حوادثِ
این سریال تخیلی می باشد
قسمت چهارم
...مغازتو که ببندن
دیگه همه چی تموم میشه
توقف کسب و کار؟
میتونم دوبآره بازش کنم
مسئله مهمی نیست
فوق العادست
هنوز مثل قبلی عوض نشدی
یه آماتور ساده و فروتن
ولی با این حال درکت میکنم
به خاطر من رفتی زندان
از مدرسه به خاطر من اخراج شدی
و فکر میکنی پدرت به خاطر من مرد، نه؟
خدایا
میدونی چیه؟
حق با توئه
اون یه مدرک سیکلی، یه سابقه دار و یتیمه
سه رویی بدبخت که زندگیش به خاطر من خراب شد
خدایا، خیلی دل برات میسوزه
جانگ گون سو- خدایا، ترسیدم-
خدای من
میخوای منو بزنی؟
مثل قبلا؟
ادامه بده و انجامش بده، دست بزنت که خوبه
احمق
بزن
بزن، زود باش
بزن، فقط بزن
نمیخوای بزنی؟ بزن دیگه
بیا بزن
فکر کنم بزرگ شدی
افرین
میخوای با اون اسباب بازی کوچولو زندگیتو بسازی؟
باید آروم باشی، خب؟
...نه سال تموم
باهاش کنار اومدم
و برای شیش سال دیگم انجامش میدم
چی؟- برای پونزده سال دیگه-
برنامه دارم
راجب چی حرف میزنی؟- قانون مرور زمان-
سرسختی و حماقت
بهت نشون میدم چطوریه
...پس بهتره
منتظر باشی
این اسکل چی دآره برای خودش میبافه؟
به چی نگاه میکنی؟
لعنت بهش
خدایا، برای هیچی ترسیدم
"دبیرستان یونگاک"
پس کسب و کارش موقوف شده؟
به خاطر ما
از کی تا حالا رفیق شدین؟
...و مجازاتمون
نوشتن یه نامه عذر خواهی و یکم پاچه خواریه
باید بگم، حق باهاشه
ما بچه های شوخی هستیم که حتی نمی تونیم مسئولیت کآرهایی رو که انجام دادیم به عهده بگیریم
حتی وقتی راجبتوقیفش فهمید عصبانی نشد
چطور میتونه اینجوری باشه؟
فقط یه آدم عقب افتادست که خیلیم از خود راضیه
چی؟
"نامه عذر خواهی"
حتی وقتی راجب توقیف رستوران فهمید عصبانی نشد
چطور میتونه اینجوری باشه؟
"نامه عذر خواهی جو یی سو"
"دان بام"
واقعا نمیدونستی؟
دادمش بهت، توئم از قصد گرفتیش
چیه پس؟
اشتباه ماست
"هشت سال پیش"
می خوام خودم رو به درستی به شما معرفی کنم رییس ، من چوی سونگ کوان هستم
سلام، سونگ کوان
اماده خوش امد گویی باش
بله، قربان
باهوش به نظ میاد خوبه که داشته باشیمش قربان
همه جوونا این روزا اینجورین
هی، سه رو یی
یه سال ازت کوچیک تره، ازش مراقبت کن
از چی مراقبت کنم؟
اون عوضی گستاخ
اولین روزی بود که دیدمش
پس اولین بارته آب خنک میخوری؟
بله، قربان
زیاد با دنیای بیرون متفاوت نیست
اگه سوالی داشتی ازم بپرس- ممنون، قربان-
...خب
این کیه؟- کی؟-
اوه، سه رو یی؟ یه سال ازت بزرگتره
امیدوارم شماها باهم اوکی شید، مثل برادرا
ولی یه جورایی باهات بد بود
مال کدوم دستست؟
به گستاخی و خیره سره ای ماست ولی از ما نیست
زیاد رو اعصابش نرو و باهاش دعوا نکن
بله قربان- نیمه دیوونست-
چیکار میکنی؟
میخونم
چی؟
چرا تیکه تیکه جواب میدی؟
دارم یه کتاب میخونم
چه کتابیه؟- چیزی میخوای بهم بگی؟-
نه
تمام مدت در حال خوندنی، برای همین کنجکاو شدم
خیلی چیزا هست که میخوام یاد بگیرم
برای چی؟
...برای آدمایی مثل ما که چیزی نداریم
مطالعه هیچ ارزشی ندآره
...شاید از هیچ باشم ولی
خیلی کارا هست که میخوام بکنم
...ولی هیچ کس
یه سابقه دار رو استخدام نمیکنه
...فکر میکنی
چون یه سابقه دار بی سواد فقیری فرصت انجام هیچ کاریو نداری ؟
اگه فکر میکنی اینجوریه هیچ کاری نمیتونی بکنی
چرا بعد تلاش تصمیم نگیریم؟
حرفات نیش دارن
داری راجب من حرف میزنی؟
داری الان برام سخنرانی میکنی؟
معلومه که نه
من فقط می گم نباید من رو مجبور به درک منطقت کنی
جقله کثیف
اصلا از رفتارت خوشم نمیاد
چرا انقدر مغروری؟
توئم یه سابقه داری که تو زندگیت شکست خوردی
خب؟
زندگیت تموم شده؟
چی؟- فکر میکنی زندگیت ارزشی ندآره-
عوضی
باشه، ادامه بده
آزاد که شدی چیکار میکنی؟
تو زیر زمین ساختمونا کار می کنی؟ یا توی یه قایق ماهیگیری؟
!زندانی 2294
!تمومش کن- فکر کردی کی هستی؟-
باشه، من تسلیمم
مطالعه؟ کار دستی ؟ کار روی یک قایق ماهیگیری؟
با همه اینا شروع میکنم
هرکاری لازمه میکنم
حق نداری ارزش من رو مشخص کنی
!زندگیم تازه شروع شده
و هرکاری بخوام میکنم
زمان گذشت
خدایا- !لعنت بهش-
هر روز یه جوره
!هی
!بیا اینجا
و من حالم ازش بهم میخورد
و بعد
"دان بام"
...هفت سال گذشت
قربان، تو ایته وون چیکار میکنیم؟
یه پسری که میشناسم اینجا یه رستوران باز کرده
درستش اینه که پسرامو بیارم اینجا حال بکنن
اوه،درسته. سونگ کوان. توئم میشناسیش
ببخشید؟- هی هون، اینجا-
خدایا، ببینش
خیلی وقته- خوبی؟-
آره
باورم نمیشه واقعا یه رستوران باز کردی
خدایا، مطمئنم کلی خرج رو دستت گذاشته
همه
مقدار زمان مشترکی رو دارن
سونگ کوان رو میشناسی نه؟ باید سلام کنی
خوبی؟
ولی فهمیدم عمق زمانی
که من و اون گذروندیم
کاملا متفاوته
چرا هر روز میای اینجا نوشیدنی بخوری؟
چرا؟ حس بدی بهت میده؟
شوخی میکنی؟ داری کمکم میکنی فروشم رو بالا ببرم
چرا انقدر سرت شلوغه؟ مشتری ای نیست که
بیا باهم نوشیدنی بزنیم
اغلب این روزا تنها میای
چیزی اذیتت میکنه؟
نه، نه واقعا
وفقط دوست دارم میبینم اینجا کار میکنی
چی؟
من طرفدارتم
راجب چی حرف میزنی؟
فقط تحت تاثیر قرار گرفتم همون کاری رو داری میکنی که میخوای
دلم میخواد زندگی خوبی مثل تو داشته باشم
چه زندگیه خوبی؟
کار بد نکن
و با پشتکار کار کن
اولین روزی که همدیگه رو دیدیم یادمه
چی؟- فکر میکنی زندگیت هیچ ارزشی ندآره؟-
عوضی
هنوزم عوضی ای؟
من یه عوضی بی ارزشم
چشه؟
"پارک سه رو یی "
هیچ نتیجه ای پیدا نشد
"دان بام"
هیچ نتیجه ای پیدا نشد
به چیزی که گفتم اصلا محل نداد
اوه،نه
قبل فارق التحصیلی اخراج شده
پس از نظر فنی همکلاسی نیستیم
ده سال پیش توی دبیرستان بود
No comments yet. Be the first to leave one.