200 baris pertama.
جِنی؟ جِنی؟
برو. پلاستیک رو بیار
برادرت ضعیف بود
تو اون اشتباه رو مرتکب نشو
من عضو این خانوادهم توماس
ولی تو نیستی
باشه، بریم. بپوشونینش
آروم باش. هنوز خطرناکه
ممکنه یه نفر صداتو بشنوه
نفس عمیق بکش
داخل و بیرون
بَسه. خوبم
باید یه کاری میکردم
لیدیا لحظهای که از یانیک پول گرفت مُرده بود، خودتم خوب میدونی
سارا
داشتم دنبالت میگشتم
و چرا فکر کردی بجای همون جایی که
ازت جدا شدم ممکنه اونجا پیدام کنی؟
نمیدونم ولی خوشحالم پیدات کردم
خوشحال بهنظر نمیای
و میخوام بدونم چرا
« بازگـــشــت جاســـوس »
…بهنظر میاد - ترسیدم؟ -
آره
درسته
خیلی ترسیدم
…چون میخوام
ممنون که یکم پیش نجاتم دادی
بهتره بیشتر نجاتت بدم
دوست داری دوباره ببینیم؟
یه چیز بهتر تو ذهنمه
میرسونمت هتل
نمیخوام مزاحمت بشم
این حرفا چیه
اون بیرون خطرناکه
مخصوصاً برای یه زنِ جذاب و تنها
ممکنه سر از جایی دربیاره که نباید
مسیرش طولانیه
کدوم هتلی؟
جِنی، با این دیوث سوار ماشین بشی، اوضاع پیچیده میشه
سارا؟
ببخشید
توی هتل جوزفینا اتاق داری
هتل جوزفینا - هتل جوزفینا -
داری چه غلطی میکنی؟ - کاری که لازمه. دارم نجاتش میدم -
لعنتی
واسه همینه همیشه پشت میزم
« جهنم »
جوزفینا، هتلِ قشنگیه
چندین بار دوستام اونجا اقامت داشتن
کدوم قسمتی؟
قسمت جنوبی - قسمت جنوبی؟ متوجهم -
همونی که سوئیتهای بزرگ برای خانوادهها داره
ار فضاش لذت میبرم
پسرام پیش مادر بزرگشون توی آلیکانتهان
خانواده خیلی برام مهمه
عکسشون رو داری؟
گوشیم رو فراموش کردم
شوهرم همیشه میگفت اگر سرت به بدنت وصل نبود، گُمِش میکردی
فقط چند دقیقه وقت داریم یه کاری کنیم که انگار کسی توی این اتاق بوده
این رو از کجا آوردی؟
میدونستم دیر یا زود به یه پوشش احتیاج پیدا میکنه. بیا
چیه؟
ازت میخوام چند تا عکس از جِنی با ۲ تا بچه درست کنی. پسر
مشکلی نیست. حتی میتونم یه اسب تک شاخ از تو کونم دربیارم
انجامش بده
ممنون که رسوندیم
تا اتاقت همراهیت میکنم
خیلی دوست دارم عکس پسراتو ببینم
باشه
بیا بخورش. شمارۀ اتاقت ۴۰۷ــه
کیر توش. جِنی، کلید نداری
حله. جِنی، دارم میام سمتت
سلام
کارهای زیادی توی زندگیم انجام دادم ولی این ۲ تا بهترینان
میشه منو بهخاطر رفتارِ بد و عصبیِ امشبم ببخشی؟
نیازی به معذرت خواهی نیست
خب، حیف شد، میدونی
چون دوست دارم تنبیه بشم
چرا میلرزی؟
…با کسی نبودهم از وقتی که شوهر
نمیدونم میتونم یا نه
این دیوث دیگه خستهم کرده
…جِنی، الان از اونجا میاریمت بیرون. فقط - وایسا -
دوست دارم به روش خودم انجامش بدم
نه. بذار روشن باشه
خدایی؟ - متأسفانه، آره -
هنوز خطر کاملاً رفع نشده
باشه، دخترا. بیاین سرعت رو ببریم بالا
اثری از کلیر نیست؟
مربی گفت هنوز حالت تهوع داره پس قرار شده صبح رو استراحت کنه
مامانم دیشب پیشش بود - جنده خانم بِگا رفته -
چه گانگستری شدی
بِکای مهربون و عزیزم چی شد؟
هوای اسپانیا کشتش
نه، جِدی. عوض شدی
عوض شدم؟ یعنی بد شدم؟
عوض شدی، یعنی قوی و کلهخر شدی
بهخاطر مسافرتــه
…دور بودن از خونه، از مامانم یه جورایی
کم کم دارم حسِ خوبی پیدا میکنم
البته دربارۀ با کلیر، نه
،خیلی کارای دیگه میتونم بکنم بهتر از یه پرندۀ کوچولو و بدونِ پَر
تعریف کن ملکۀ اسرار
بهتره خودتو برسونی وگرنه من برنده میشم
تو کی هستی؟
!یالا دخترا. بریم
…دایی
بیرون منتظر میمونم
قبلاً کونمو دیدی
…ببین، کاری که دیشب انجام دادی - باید انجام میشد -
فقط میخوام مطمئن بشم حالت خوبه
اون منو نکرد، اگر این نگرانت کرده
من بهش دادم
بِکا؟ - دارم میشاشم -
چی شد انقدر زود برگشتی؟
یه سوتینِ ورزشی میخواستم
آهان
فکر کردم دلت برام تنگ شده
میخوای یه کاری کنی عذاب وجدان بگیرم؟
البته
اوضاعت خیلی خرابه
آره، اِ… دیشب خوب نخوابیدم
جِت لَگ اصلاً شوخی بردار نیست
همه چیز روبراهه؟
بجز اینکه تیم آلمان داره سر به سرمون میذاره؟ آره
منظورت چیه؟
…دیروز سر ناهار، یه نفر …احتمالاً یه نفر از تیم آلمان
یه پرندۀ مُرده گذاشته بود توی سوپِ کلیر
جِدی میگی؟
مربی میگه همیشه از این اتفاقها میافته
تیمها سعی میکنن یه ضربهای به بزرگترین رقیبشون بزنن
کلیر خوبه؟
نه زیاد
…همینطوریش کُلی فشار روش بود
ولی الان… مَدی شانس برنده شدن رو داره
تو چی؟
نمیخوای رقابت کنی؟
من آدمِ متوهمی نیستم مامان
خب، خوشحال بهنظر میای
فکر کنم کم کم دارم خودم رو پیدا میکنم
با عقل جور درمیاد؟
مسافرت واسه تو چطور بوده؟
…اِ
میدونی، یه ماجراجویی بوده
دیدن جاهای جدید. آشنا شدن با آدمای جدید
جالب بوده
اولین باره از آمریکا خارج شدی و یکم هار شدی
ولی عیبی نداره
،تو هم داری خودت رو پیدا میکنی فقط مراقب باش
خودت که میدونی
و هی، مدل موت خیلی هم بد نیست
وایسا
یکی از رفیقهامون رو فرستادی دنبالم تا بکشمش؟
آره - چرا؟ -
نقشش رو ایفا کرد. مثل همهمون
کدوم نقش؟ اون دشمن نبود
همه دشمنان احمق
واسه همین فرستادمش دنبالت
تا بهت یاد بدم
اصلاً نقشت رو میدونی؟ وظیفهت رو؟
با افتخار خدمت کردن به سرزمین مادری
دهنت رو باز کن
گفتم دهنت رو باز کن
دقیقاً همون کاری که بهت گفته میشه رو انجام میدی
تو برای روسیه یه وسیلهای
نه برای فینا اورلوف
همه چیز رو میبینم و میشنوم
تو رو بیشتر از خودت میشناسم
مثل یه دختر رفتار کردی
بذارین بره
بذارین برم
بهرحال کارش تموم شده
یه چیزی راجع به خانوادۀ کالرو و گروه مسخرهشون با عقل جور درنمیاد
،اونا یه مُشت متعصب و فداییان کم پیش میاد کاراشون با عقل جور دربیاد
جز اینکه چرا باید آبرو و ثروتت رو بهخطر بندازی
و بخوای نخست وزیرِ اسپانیا رو ترور کنی؟
…مگر اینکه - مگر اینکه موضوع شخصی باشه -
این رو ببینین
مهاجری غیر قانونی افسر پلیس» «ادواردو سانتوس رو به قتل میرسونه
این ادواردو سانتوس، شوهر خواهر فلیپهست
با خواهر کوچیکترش اینِس ازدواج کرده بود
پس فلیپه داره از قتل شوهر خواهرش استفاده میکنه
تا افراد جَوون رو راضی کنه که نخس وزیرِ لیبرال
داره سرزمینِ پدری رو نابود میکنه
فلیپه انگیزه داره ولی اون پشت همۀ این ماجراها نیست
گیدیون
لحظهای که اون شغال اسمش رو گفت، فلیپه ترسید
ولی بهنظر نمیرسه شما ۲ تا تعجب کرده باشین
اطلاعاتی دربارۀ گیدیون نداریم
ولی فلیپه آماتورتر از این حرفاست
که بخواد به تنهایی مغز متفکر قتل یه شخصیت سیاسی باشه
حتماً به یه نفر سوم قدرتمند جواب پَس میده
یه نفر که پول درست و حسابی و نفوذ بین المللی داره
پس فکر نمیکنم گیدیون اسم واقعی اون یارو باشه
نمیدونین کیه؟
نه راستش
ولی یه حدسایی میزنیم اوضاع چطوریه
آندرِس یه دیپلماتِ تمام عیاره که ارتباطهای مهمی در سراسر اروپا داره
و من شرط میبندم رابط بین شغالها
No comments yet. Be the first to leave one.