200 baris pertama.
"پارک هه جین، پارک سونگ وونگ، ایم جی یون"
"کیم یو می، شین جونگ گون" "کیم کوان، چوی یو هوا"
"سو یونگ جو، کوان آروم، چا ره هیونگ"
"لی شی هون، اوه جی هه" "لی هوان، کو گون هان"
"کوان دو هیونگ، اوه ها نی، پارک وان کیو"
"مایل به شرکت در نظرسنجی هستین؟"
"رای اعدام"
"بحث عمومی در مورد حقوق بشر و عدالت" " دسترسی آزاد به هویت مظنونین"
این مشکل فقط درباره حقوق بشر نیست
بلکه امنیت هم هست
احساس امنیتی که اجازه میده تو خونه خودتون
... بدون هیچ ترس مداوم از اینکه مجرمین هرلحظه میتونن
به شما و خانواده تون صدمه بزنن
...من دارم درباره حقوق بشر حرف میزنم که حق ماست
توی کشوری که درش زندگی میکنیم، محافظت بشیم
خب من لزوما مخالف نیستم
کره یه کشور با قانون اساسیه که از فرض بی گناهی حمایت میکنه
اینکه فردی حتی قبل از محاکمه رسمی مجرم شناخته بشه
و اطلاعاتش به بهانه خیر و منفعت بزرگتر پخش بشه؟
این اصطلاح معروف اینجا بدرد میخوره
"اصلا هرچی"
"اصلا هرچی، بیاین در هر صورت فاششون کنیم" "سر من یکی که نمیاد"
"خودشون نباید اینقدر مشکوک رفتار میکردن"
درخواست برخورد و مجازات مناسب برای یه مجرم
یه خواسته غیرمنطقی نیست
پروفسور کوان سوک جو
همه ما حقمونه که که اطلاعات لازم رو داشته باشیم تا بتونیم از خودمون محافظت کنیم
با این حق و حقوق آشنایین، نه؟
به خوبی خبر دارم
هرچند
دونستش چیزی رو عوض میکنه؟
حتی اگه اطلاعاتی داشته باشم که میگه این فرد به احتمال زیاد گناهکاره
تنها چیزهایی که میتونه از شما محافظت کنه
تعصب، تبعیض و طردگراییه
حتی توی وضعیتی که فکرمیکنین اگه کاری نکنین، میمیرین
نباید هرگز اول به کسی حمله کنین
و کشتن اونا حتی بدتر
چون توی یه کشور با قانون اساسی ...حمله پیشگیرانه
هیچ توجیهی نداره
"رای اعدام"
"قسمت 7"
حتی امضاتون هم خفنه
ممنون
پسرم یون سونگ طرفدار شماس
با اینکه همسایه ایم خیلی خجالت میکشه بهتون سلام کنه
واقعا مشتاقِ کنفرانس امروز بود
خوندنش برای بچه های راهنمایی راحت نیست
"نویسنده کوان سوک جو"
ممنون کتابم رو خوندی
منم نمیدونم بانوی عدالت چرا چشماش بسته ست
اگه از تعصب و طرفداری کردن میترسه
به نظر من بزدلانه ست
...اگه بدون اینکه درست و واضح نگاه کنه، عادل نیست
بی تفاوت بودنه
رویاش اینه که یه روز توی زمینه حقوق کار کنه
همسرمم فکر میکنه خیلی خوب میشه اگه
یکی از سه تا پسرهامون توی زمینه حقوق باشه
و منم از وقتی کارم رو توی سیاست شروع کردم
فکر میکنم یه مشاور حقوقی قابل اعتماد به دردم میخوره
با اینکه یه همسایه شبیه شما داریم
فقط اتکا کردن به تجربه هم میتونه منجر به طرفداری تعصبانه بشه
تجربه از طریق شرایط و درگیری های مختلف به دست میاد
نمیتونن حقیقت محض باشن
موافقم
میخوای به کنفرانس من بیای؟
برای کلاس های به خصوص دانشجوهای غیرمربوطه رو هم قبول میکنیم
خیلی سرش با مدرسه گرمه که بتونه بیاد؟
...خب
راستش، تازه یه جراحی بزرگ داشته
به خاطر همین درحال حاضر توی خونه آموزش میبینه
بازم، مطمئنم تجربه عالی براش میشه
معلومه
پس، حتما بعد از اومدن به کنفرانسم بگو نظرت چیه
حتی اگه نظرت کاملا مخالف منه
اشکالی نداره، پســ- بابا-
هی، ناره
ببخشید، دخترمه
اومدی
چرا تنها اومدی؟- طبق معمول زود رفت-
گفت امروزم کلی کار داره
امیدوار بودم بتونیم سه تایی باهم شام بخوریم
کاریش نمیشه کرد
پس گمونم امروز فقط خودمون دوتا میریم سر قرار
"حسابرسی یا نمایش مد؟" "مین 3 دست لباس در طول روز به تن کرد"
به جای سوالاتی که توسط مسئولین بهشون جواب داده شد
همه روی این مزخرفات تمرکز کردن
میخوام یه لیست از مشاورهای مخصوص تصویر و وجهه برام درست کنی
ترجیحا با زمینه های آموزشی بین المللی، مخصوصا توی واشنگتن
میگن نظرات منفی از نظر نداشتن بهتره
توصیه میکنم هر گونه منبع احتمالی برای نشت خبر رو به حداقل برسونین
هنوزم نماینده انتخابی هستین
بزن کنار- بله خانوم-
برو بیرون
من؟
چه بامزه
عجب بازنده ای
میخوام برای دستیار پیدا کردن، ترتیب مصاحبه بدی
حتما سختشه که تنهایی دخترش رو بزرگ کنه
میخوام پروفسور کوان رو برای کمپینم استخدام کنم
سابقه ش رو چک کن
بله خانوم
"کوان سوک جو" "پیشینه آموزشی"
"تجربیات، گواهی ها"
هدفِ قانون اجرای عدالته
کسی که تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده توی این پرونده به قتل رسیده
...و راننده تحت تاثیر الکل
تصمیمِ دادگاه همیشه به عدالت عالی و کامل ختم میشه؟
هی شماها
...به هرحال
باشه
"عدالتِ درست"
"اعمال کوچک میتونن بزرگ بشن و مسیر رو تغییر میدن"
پروفسور
عاشق کنفرانس امروز بودم
واقعا- عالی بود-
عاشقش بودم- به کار خوبتون ادامه بدین-
...پروفسور، امروز ما
"کشف عدالت"
"اول احترام به عدالت"
"نویسنده کوان سوک جو"
بی تکون مونده
پشمالو
هی پشمالو
پشمالو
پشمالو؟ بابا! پشمالو نیستش
سلام، پروفسور
سلام، یون سونگ
احیانا تو سگ مارو بردی؟
من؟
چطور میتونم اینکارو کرده باشم؟
یه نفر دیده که از خونه ام بیرون رفتی
اگه باهاش بازی کردی و تموم میشه برش گردونی؟
ناره منتظره
واقعا من نبودم
اگه تصاویر دوربین های مداربسته رو چک کنین متوجه میشین
وایستا
میدونستی سیستم دوربین مداربسته ما خراب شده؟
هی، پسرم
منتظر من بودی؟
سلام، پدر
شماهم اینجایی، پروفسور
چه خبر شده؟
سگمون گم شده
به خاطر همینم داشتم درباره ش از یون سونگ سوال میکردم
به خاطر همچین چیز بیخودی مزاحم درس خوندنش شدی؟
خدایا، چرا اینقدر بهم برخورده؟
باید بهم بربخوره، نه؟
تو سگه رو دیدی؟
نه، معلومه که نه
بهتره برین
آقای بیون- بله قربان؟-
یه بیل بیار
همراهش بمون
عزیزم
همین الان- بله قربان-
عزیزم
بریم داخل، زودباش
بریم داخل
عزیزم
دیوونه ای؟
بهت گفتم به جاش مردم رو بزن یا پول پرت کن تو صورتشون اگه خیلی ضعیف بودی
اون همه سگ هایی که برات گرفتیم و کشتیشون بس نبود
الان میری سگ بقیه رو هم میکشی؟
خجالتم میدی
شبیه یه آدم بی اصل و نسب بی کلاس
مریضه! چجوری میتونی بزنیش؟
نمیتونی سعی کنی و درکش کنی؟
چطوری میتونی اینجوری باهامون رفتار کنی؟
گفتی باید سعی کنیم با پروفسور دوست بشیم تا به کمپینت ملحق بشه
اگه از این موضوع باخبر بشه چی؟ چه فکری درباره ما میکنه؟
خانوم
چیکار میکردی؟
تو قرار بود برادر بزرگترِ یون سونگ باشی
خانوم لی
ببخشید قربان
وو تک برادر بزرگترِ یون سونگه
تقصیر وو تکه
دیدی؟ وو تک میگه تقصیر یون سونگ نیست
و اگرم کسی بپرسه، همین رو میگه
از همون اولش قرارمون این بود
ای حرومی کوچولو
نگاه نکن، بریم
حرومی
وو تک کارش خوب بود، نه؟
ببخشید هیونگ
هرکی از وو تک معذرت خواهی کنه
آدم خوبیه
و آدم های خوب هم هدیه میگیرن
هدیه میخوای؟
راستی، هیونگ
فکرمیکنی کسی مارو دیده باشه؟
...نمیتونم بذارم
اون دهن لق قسر دربره
نگران نباش
راه برگشت به خونه رو بلدم
الان کجایی؟
زودباش، الان باید پشمالو رو پیدا کنیم
گفتی میدونی کی پشمالو رو بُرده
چرا بهم نمیگی؟
زود بیا
No comments yet. Be the first to leave one.