Saturn Bowling (Bowling Saturne)

Saturn Bowling (Bowling Saturne)

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Maklumat siaran

Saturn Bowling 2022 1080p WEBRip x264 AAC5 1-[YTS MX]
Saturn Bowling 2022 720p WEBRip x264 AAC5 1-[YTS MX]
Ulasan oleh CinemaDreamingChannel
🟦 Cinema Dreaming 🟦

Tag

webrip
web
x264
BRip
1080
TS
YTS
720p
720
Diterbitkan pada: 2023-09-24
Muat Turun: 43
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

‫قوی‌تر از همیشه باشید ‫به امید ایرانی آزاد

‫چطوری؟

‫امروز فوت کرد.

‫دارم غذا می‌خورم.

‫واسه خاکسپاری فردا میای؟

‫ببخشید خانم.

‫دقیقا اینجا چی می‌خواستین؟

‫می‌شه واسه امشب بهم جا بدین؟

‫نمی‌شه، پیاده شو.

‫ظاهرا شیرفهم نشدی، نه؟

‫قبل خواب باید تمیزکاری‌ها رو انجام بدی.

‫قرار بود در غیر این صورت ‫بری دنبال هتل بگردی، یادته؟

‫پلیس زنگ زد. ‫ساعت شیش باید سالن بولینگ باشی.

‫چی شده؟

‫خوب بود.

‫چی خوب بود؟

‫خاکسپاری رو می‌گم.

‫سالن بولینگ بهم رسید.

‫تعجبی هم نداره.

‫پسر و وارثش بودی دیگه.

‫ولی وقت ندارم اینجا رو بگردونم.

‫دلم می‌خواست اینجا رو بفروشم. ‫ولی خیلی دوستش داشت.

‫از تو می‌خوام بگردونیش.

‫درست نبود برای تو ارث و میراثی نذاره.

‫- شغل خوبیه. نون و آب داره. ‫- کسی اینجاست؟

‫سلام گیوم!

‫اومدم تفنگی که بهش ‫قرض داده بودم رو پس بگیرم.

‫بالاست.

‫یه فعال محیط زیست موی دماغمون شده.

‫ایشون فابریس دوست خانوادگیمونه. ‫این هم آرماند داداشمه.

‫- اسم بابات رو داری. ‫- نه، مامانم اسمم رو انتخاب کرده بود!

‫- کلید طبقه بالا رو بگیر. ‫- مرسی.

‫چرا با اون حروم‌زاده شکار رفت؟

‫خدا می‌دونه.

‫تا حالا تو رو هم برده بود؟

‫من دلم نخواست برم.

‫سالن بولینگت رو نمی‌خوام.

‫بابا مرده.

‫بیا خودمون روند تقسیم رو عوض کنیم.

‫روش فکر کن آرماند.

‫زندگی خودته.

‫خانم‌ها!

‫چه خوش‌تیپ!

‫واقعا خوش‌تیپ بود! ‫سوئیچ کجاست؟

‫- به این داده بودم! ‫- پیداش کردم.

‫بجنب دیگه!

‫این هم پول چتر.

‫خدمت شما.

‫کل زندگی بابام این سالن بود.

‫اگه می‌خوای کارکنان رو نگه دارم، ‫با ۹۵۰ کنار میام.

‫اینجا کلا دو تا نیروی کار داره.

‫ما در مورد ارتقا سالن، ‫خطوط بولینگ جدید،

‫به‌روزرسانی تجهیزات که صحبت کردیم،

‫جمعا به رقم سی هزار تا رسیدیم.

‫پس چرا قیمت رو تا ۹۵۰ هزار پایین بیاریم؟

‫حرف ما سر ۹۸۰ بود.

‫باشه، فهمیدم. وکیلت کیه؟

‫تمام اثاثیه و لامپ‌های اینجا ‫پارسال تعویض شده بود.

‫این موارد هم باید لحاظ کنیم.

‫حتی بابام آسانسوری برای ‫افراد ناتوان هم نصب کرده بود.

‫همون خودش کلی می‌ارزه.

‫گیوم!

‫سینک دستشویی خرابه.

‫تو چرا اومدی؟

‫پیشنهادت رو قبول می‌کنم.

‫جدی می‌گی؟

‫آقای والتر،

‫فعلا عجله‌ای که نداریم. ‫بذارین روش فکر کنیم،

‫هفته بعد باهاتون تماس می‌گیریم.

‫دو روز پیش التماس می‌کردی اینجا رو بخرم. ‫حالا داری زیرش می‌زنی.

‫درست می‌گین.

‫- می‌تونم بابتش ازتون شکایت کنم. ‫- بفرما بکن.

‫فقط یه شرط دارم. ‫این طرف‌ها پیدات نشه.

‫چنین قصدی هم نداشتم.

‫- سگه رو هم ببر. ‫- نه، سگه اینجا می‌مونه.

‫بیا اطراف رو نشونت بدم.

‫تصمیم عاقلانه‌ای گرفتی.

‫بله؟

‫سخنرانی آماده است.

‫می‌خوام بگم مأمور پلیس نه جهت مجازات، ‫که اصلاح متخلفان منصوب می‌شه،

‫برای همین باید الگوی رفتاری باشه.

‫ضمنا بگم که پلیس‌ها اصول اخلاقی ‫شرافتمندانه‌ای دارن.

‫خوشحالم. حتی می‌شه گفت ذوق کردم.

‫ممنونم جناب معاون رئیس‌پلیس.

‫حتما.

‫خوب مالیدی.

‫اسمش رعایت ادبه. ‫ناسلامتی ترفیع گرفتم.

‫- با هم تا واحد آپارتمان بریم. ‫- نمی‌خواد.

‫مطمئنی؟

‫لورین، ایشون داداشم آرمانده.

‫سلام!

‫- از این به بعد ایشون مدیر سالنه. ‫- فهمیدم.

‫اگه سوالی داشتی ازش بپرس، ‫زیر و بم کار رو بهتر از من بلده.

‫اون هم اسمش مائله.

‫مدتی بگذره می‌فهمی کار آسونیه. ‫هشتاد درصد درآمد اینجا از باره.

‫- البته دو مورد مونده که نگفتم. ‫- لازم نیست. ردیفش می‌کنم.

‫هر طور راحتی.

‫بهم زنگ بزن.

‫لورین، به تو سپردمش.

‫نکن!

‫آفرین هاپو.

‫سلام آرماند. ما رفیق‌های باباتیم.

‫قدیم‌ها باهاش شکار می‌رفتیم.

‫شکار که دیگه تموم شد!

‫صرفا چوت بابات فوت کرده ‫دلیل نمی‌شه دیگه اینجا نیایم.

‫عین بابات خوش‌مشربی.

‫بیا بریم.

‫پس بعدا می‌بینمتون.

‫- قبلا دیده بودیش؟ ‫- اون زمان بچه بود.

‫پسر نامشروعش بود. ‫زیاد ازش حرف نمی‌زد.

‫مرسی. لورین، می‌خواستم در مورد ‫نوشیدنی‌ها بهت بگم،

‫به نظرم...

‫آبجو و فانتا و نوشابه و موارد از این قبیل،

‫یک یورو ارزون‌تر بشه.

‫ودکا و اسکاچ و بوربون و کالوادوس ‫دو یورو گرون‌تر بشه.

‫هر طور مایلین.

‫یادت نره حقوقت رو از من می‌گیری.

‫متوجهم.

‫آفرین!

‫- آفرین، چند تا رو زدی. ‫- دو تا مونده.

‫می‌تونی بزنی.

‫یه نوشیدنی طلبم.

‫باشه. به شرطی که بزنی.

‫وایستا، وایستا...

‫خانم‌ها، دوست دارین ‫یه دور رایگان بازی کنین؟

‫لطف دارین. ولی باید برگردیم.

‫من خودم اینجا مشتری نیستم.

‫- متأسفانه نمی‌شه. ‫- بمونه واسه دفعه بعد که اومدیم.

‫- ژاکتت خوشگله. چرم کروکودیله؟ ‫- مار پیتونه.

‫بفرما. همه رو دور بنداز.

‫- گیوم، حالت چطوره؟ ‫- خوبم.

‫راحت کنار اومدی؟

‫باید بشکه‌های جدید بیاریم.

‫جریان چیه؟

‫همه‌چیمون تموم شده. ‫واسه فردا چیکار کنم؟

‫خودم از فروشگاه اقلام رو تهیه می‌کنم.

‫ما که خودمون عرضه‌کننده داریم. ‫بهشون زنگ بزن.

‫اصلا و ابدا. ‫پای مرتیکه به اینجا باز نمی‌شه.

‫- چرا؟ ‫- چون شخصیت نداره.

‫ما با هم قراری گذاشته بودیم.

‫- قرار بود به سبک خودم اینجا رو بگردونم. ‫- به شرطی که درست بگردونی.

‫چرا اومدی؟

‫داشتم از اینجا رد می‌شدم.

‫زاغ سیاه من رو چوب می‌زنی؟

‫نه.

‫من دیگه برم.

‫- خداحافظ لورین. ‫- خداحافظ.

‫بفرما.

‫از این کارت خیلی بدم میاد!

‫اصلا خوشم نمیاد. اصلا می‌رم!

‫یهو چه‌ات شد؟

‫این یکی رو بنداز.

‫زیاد بلد نیستم.

‫ببین...

‫نه، اون‌طوری نیست.

‫درست گرفتم؟

‫حالا جلوت رو ببین.

‫با من چند قدم عقب بیا.

‫- باز هم بیام؟ ‫- آره. وایستا.

‫حالا چند قدم به جلو برو.

‫خودت رو خم کن،

‫مچت رو بچرخون،

‫بعدش هم...

‫به من که نگاه نکن، ‫میله‌ها رو ببین.

‫یک، دو، سه...

‫نشد...

‫- گفتم بلد نیستم. ‫- نه...

‫دوباره بنداز.

‫به جاش بریم آبجو بخوریم.

‫- واقعا رئیس سالنی؟ ‫- آره.

‫یه خرده برام عجیبه، ‫آخه با هم آشنا نشدیم.

‫- اسمت چیه؟ ‫- گلوریا.

‫لابد ترجیح می‌دی با کسی باشی ‫که باهاش زیر آفتاب بانجی جامپینگ بری.

‫این شگرد یه خرده قدیمی نیست؟

‫همه خانم‌ها که دوستش دارن.

‫پس امتحان می‌کنم. ‫شاید خوشم اومد.

‫وای، سگ داری!

‫وایستا!

‫اطلاعاتی درمورد کنشگره پیدا کردم.

‫- می‌شنوم کلر. ‫- اسمش زوان دوئه، با «ر ز» نوشته می‌شه.

‫متولد هانوییه و سی و شش سالشه.

‫دکترای رفتارشناسی حیوانات داره. ‫از اون روشن‌فکرنماهاست.

‫فعال بین‌المللی گونه‌های در خطر انقراضه.

‫عملا فکر می‌کنه جون ما انسان‌ها به جون ‫ببرها و اسب‌های آبی و فیل‌ها بسته است.

‫باشه، مرسی کلر. کارت خوب بود.

‫- کجاست؟ ‫- طبقه بالا پیششه.

‫زندانیش کرده. شاتگانش هم برداشته.

‫- جفتتون مست کردین؟ ‫- من تشویقش کردم بخوره.

‫- لابد با خودت حال می‌کنی. ‫- من که فورا با خودت تماس گرفتم.

‫ژان‌پل!

‫کثافت.

‫کنار وایستا.

‫چه پاهای خوشگلی هم داری. ‫اون‌ها هم محیط زیستی‌ان؟

‫ژان‌پل، گیومم.

‫فابریس هم اینجاست.

‫نترسین بابا، ‫زنیکه رو آتیش که نزدم.

‫تفنگت رو بده ببینم.

‫کثافت!

‫پر هم کردی.

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left