200 baris pertama.
:باتشکر از Farid87
تقدیم به تمام هواداران دنیل دی-لوئیس کبیر
بعضی از ما در دومین رسته ی رنگین پوستان پیاده نظام کانزاس بودیم
ما در ماه آپریل با سربازان رب(جانی رب) در گذرگاه جنکینز جنگیدیم
درست بعد از اینکه اونا تمام سیاه پوست هایی که در جنگ پویزون سپرینگ اسیر کرده بودند رو کشتن
پس در گذرگاه جنکینز
تصمیم گرفتیم که هیچ اسیری نگیریم
و حتی یک نفر از اونارو زنده نذاریم
اونایی ازما که اونروز نمردن
عضو گردان 116 رنگین پوستان آمریکا
از لشکرگاه نلسون کنتاکی
اسمت چیه سرباز؟
سرباز هارولد گرین، قربان
من سرجوخه ایرا کلارک هستم، قربان
از سواره نظام پنجم ماساچوست
ما اونور آماده به خدمت منتظریم
ما اسب هامون رو ترک کردیم
و با پیاده نظام بیست و چهارم
برای یورش هفته ی آینده در ویلمینگتن همراه شدیم
چه مدت که سربازی؟
2سال، قربان
دومین رسته ی پیاده نظام رنگین پوست کانزاس
اونا واقعا شجاعانه در گذرگاه جنکینز جنگیدن
درسته قربان
اونا هزار سرباز شورشی رو کشتن، قربان
اونا واقعا شجاع بودن
و درآمدشون در هر ماه 3 دلار نسبت به سربازان سفید پوست کمتره
ما بچه های دوم کانزاس
3دلار دیگه هم برای یونیفرم هامون از حقوقمون کم میشه
...این درسته قربان ولی
حقوق مساوی ولی هنوز یک افسر سیاه پوست هم کمیسیونش رو نگرفته
من از این قضیه با خبرم، سرجوخه کلارک
بله قربان این خوبه که شما با خبرید ولی فقط
شما فکر میکنید یورش ویلمینگتن
حالا که سفید پوست ها خودشون رو به
دیدن اینکه سیاه پوست ها براشون بجنگن عادت دادن
و حالا که اونا میتونن تحمل کنن که سربازهای سیاه پوست حقوق مساوی با اونا دریافت کنن
شاید طی چند سال آینده اونا بتونن با ایده ی ستوان ها و کاپیتان های سیاه پوست کنار بیان
شاید 50 سال دیگه با یه سرهنگ سیاه پوست
و 100 سال دیگه با حق رای مساوی کنار بیان
بعد جنگ میخوای چیکار کنی، سرجوخه کلارک؟
کار قربان. شاید شما استخدامم کنین
شاید بکنم
ولی شما باید اینو بدونین که
از بوی چکمه های سیاه حالم به هم میخوره و اینکه آرایشگری بلد نیستم
من خودم باید یه نفر پیدا کنم موهامو کوتاه کنه بلکه یه تغییری ایجاد شه
شما به عنوان یه سفید پوست موهای وزوزی ای دارید
درسته. آخرین آرایشگرم خودشو برا همین دار زد
و همینطور قبلی اون
تو وصیت نامش برام یه قیچی بجا گذاشت
رئیس جمهور لینکلن، قربان؟ بعد از ظهر به خیر، پسرا
ما، ما شمارو دیدیم
ما در گتیزبرگ بودیم
شما بچه ها در گتیزبرگ جنگیدین؟
نه اونجا نجنگیدیم،ما ماه آخر عضو شدیم
ما ایشون رو 2سال پیش دیدم تو سخنرانی ای( راجع به فداکاری) که در آرامگاه بود
آره ما صحبت های شمارو شنیدیم وای وای وای
آها راستی قدتون چنده؟
اوه خفه شو دیگه
شما میتونستید بشنوین که من چی میگفتم؟
نه قربان، نه زیاد :اینجوری بود
87سال پیش
پدران ما کشوری جدید رو در این اقلیم به وجود آوردند
...شکل گرفته از آزادی و وقف شده در راه این موضوع که
.تمام انسان ها برابر آفریده شده اند
خوب بود، ممنونم
حالا ما درگیر این جنگ داخلی بزرگ شدیم
و داریم آزمایش میکنیم که آن ملت و یا هر ملتی که با این اساس شکل گرفته
میتونه زیر فشار، به مدت طولانی،بردبار باشه یا نه؟
ما، ما، ما در آن میدان جنگ بزرگ متحد شدیم
خیلی خوب بود، ممنونم
ما آمده ایم تا بخشی از آن زمین را
به عنوان آرامگاه نهایی به کسانی که جان خود را
برای بقای کشور دادند، اهدا کنیم
در روز دوم جنگیدن مردند
من بخش آخر رو هم میدونم
گروهان آماده، تکون بخورید ...این یا
.پسرا بهتر برید گروهانتون رو پیدا کنید .متشکرم
نه ما از شما متشکریم قربان. خدا به همراتون
خدا به همراه شما
که ما اینجا شدیدا مصمم هستیم
که این مردگان بی دلیل جان خود را از دست نداده اند
وباشد که این کشور، زیر نظارت خداوند
تولد جدیدی از آزادی داشته باشد
و دولتِ مردم، انتخاب شده به وسیله ی مردم
(برای مردم، هرگز از زمین محو نشود (نابود نشود
ژانویه 1865
دو ماه از انتخاب دوباره ی آبراهام لینکلن به ریاست جمهوری گذشته است
جنگ داخلی آمریکا هم اکنون در سال چهارم آن است
شب بود
کشتی ها با قدرت وحشتناک و سرعتی فوق العاده در حال حرکت بودند
گرچه تو تاریکی واضح نبود
اما میدونستم سر به سمت یک ساحل داریم
به نظر نمی اومد کس دیگه ای تو کشتی باشه
من کاملا از تنهاییم آگاه بودم
شاید سفرم در عالم کائنات باشد و من پادشاه هستی بی پایان شده باشم
که من اونو خواب بد به حساب نمیارم
من سرعتشو تخمین زدم و به نظرم عجیب اومد
من عادت دارم با سرعت کم و حساب شده حرکت کنم
،من باید کم حرف میزدم مالی نباید خوابامو برات تعریف میکردم
.من نمیخوام که کم حرف بزنی و خواباتو بهم نگی
و از این به بعد هیچی رو از من دریغ نمیکنی
شاید این
این یورش بندر ویلمینگتن بوده
تو معمولا قبل یک جنگ،خواب کشتی میبینی
(نارگیل چطوره؟(منظور سر و سردردشه
غیر قابل توصیف
تقریبا 2 سال شده و هیچی درمان نشده
(یکی دیگه از عواقب جنگه.(منظورش خودشه
کی میخواد به یه زن به درد نخور که راجع به تصادف کالسکه اش نق میزنه گوش کنه؟
من !چرت نگو
تو واسه من خواب هاتو تعریف میکنی، همین، من معبر خواب های توام
الان تمام چیزی که من برای تو هستم همینه دیگه به من اعتماد نمیکنی
اگرچه اون یه تصادف کالسکه نبود
اگرچه به قصد ترور بود
به احتمال خیلی زیاد تصادف بود اون یک تروریست بود
که هدفش هم تو بودی
برنامه واسه مراسم رقص چیه؟
من نمیخوام راجع به مهمونی ها حرف بزنم
خود تو هم مهمونی ها واست مهم نیست
نه زیاد ولی زحمتیه که باید رفع بشه
میدونم
من میدونم کشتی راجع به چیه
راجع به بندر ویلمینگتون نیست راجع به حمله ی نظامی نیست
این اصلاحیه ی الغاء بردگیه
به چه دلیل دیگه ای تو باید منو مجبور کنی که طرفداران دیوانه ی اصلاحات رو به خونه ا م دعوت کنم؟
تو میخوای تلاش کنی اصلاحیه رو تو مجلس نمایندگان تصویب کنی
قبل از اینکه زمانش تموم شه؟ قبل از افتتاح؟
زیاد رو شایعه ها حساب نکن
هیچ کس اندازه ی تو دوست داشته نشده
مردم تاحالا هیچکس رو به اندازه ی تو دوست نداشتن
تو الان شاید هرکاری که بخوای بتونی انجام بدی
فقط قدرتت رو حروم یک اصلاحیه،که معلومه شکست میخوره نکن
یادت هست رابرت واسه مهمونی داره میاد خونه؟
میدونستم یادت میره
این اون کشتی ایه که سوارش بودی، اصلاحیه ی سیزدهم
،لازم نیست بگی راست میگم خودم میدونم که دارم درست میگم
دیر وقته خانوم ککلی
خانم اینو واسه مهمونی بزرگ لازم داره
روش کار شده
شب بخیر
خوابتونو براش تعریف کردین؟
بابا؟ -جانم؟
بابا من میخوام ویلی رو ببینم
منم همینطور تدی. ولی نمیتونیم
چرا نمیتونیم؟
ویلی رفته. الان 3 سال شده. اون رفته
کاری که به من محول شده اینه که پرچم رو بالا ببرم
و اگه تو تشکیلات نقصی نباشه من اینکار رو میکنم
و وقتی که پرچم به احتزاز دراومد این وظیفه ی مردمه که بالا نگهش دارن
این سخنرانیه منه
ما داریم میایم پدر آبراهام 300هزار نفر بیشتر
از راه پیچ در پیچ می سی سیپی و از ساحل انگلستان جدید
ما گاو آهن ها و کارگاه ها و زن و بچه های عزیزمان را ترک میکنیم
اگه همه ی جمهوری خواه ها هم تو مجلس رای موافق بدن
که اینم تضمین شده نیست کی شده حزب ما متفق الرأی از یک مسئله حمایت کنن؟
ولی بذار بگیم تمام جمهوری خواه ها رای موافق میدن
بازم 20 تا رای کم داریم
فقط 20 تا؟ !!!آره فقط 20 تا
ما میتونیم 20 رای جور کنیم
20تا رای نماینده های دمکرات اونم برای الغاء بردگی
...به نظر من که من همیشه بهش گوش دادم
یا وانمود کردی که گوش میدی با هر 3 تا گوشم
ما به زودی جنگ رو میبریم. این حتمیه، مگه نه؟
هنوز که نبردیم
تو دوره ی دوم ریاست جمهوریت رو .در قامت نیمه الهی،شروع خواهی کرد
.تصور کن چه چیز هایی رو صلح میتونه به ارمغان بیاره
چرا می خوای جلوه ی با ارزشت رو با مبارزه تو مجلس،لکه دار کنی؟
اونجا لانه ی موش هاست
اینا همون گروه بی استعداد دهاتی و مزدوری اند که
.ده ماه پیش اصلاحیه رو رد کردن !ما میبازیم
من الان شانسمون رو بیشتر میبینم
خب، موانعی که باهاشون روبرو میشیم رو در نظر بگیر
همونطور که قبلا گفتم دو سوم رای ها رو برای تصویب اصلاحیه نیاز داریم
ما رای اکثر جمهوری خواه ها رو داریم ولی این به سختی بیشتر از 50% میشه
ما به حمایت دمکرات ها نیاز داریم
که رای یک نفرشون رو هم نداریم
بعد از آخرین باری که برای اصلاحیه رای گیری انجام شد، یک انتخابات برگزار شد
در ماه نوامبر 64 دمکرات صندلی خودشون رو تو مجلس از دست دادن
این یعنی 64 دمکرات که دنبال کار هستند
از همین ماه مارسی که داره میاد میدونم
اونا لازم نیست بابت انتخاب شدن یا نشدن نگران باشن
اونا میتونن هرجور که دلشون میخواد رای بدن
ولی ما نمیتونیم
برای اصلاحیه رای بخریم، این خیلی مهمه
من حرفی از خریدن چیزی نزدم
تمام چیزی که گفتم این بود که 20 تا رای نیاز داریم
در شروع دوره ی دوم ریاست جمهوریم کلی پست و مقام هست که باید پر بشه
آقای رئیس جمهور معرفی میکنم آقا و خانوم "جالی" که از میسوری اومدند
از جف سیتی، آقای رئیس جمهور
آقای جالی. خانوم
ایشون که کنارشومینه ایستاده وزیر کشور سووارد هستن
جف سیتی
من داستانی از یک وکیل اهل جفرسون شنیدم
کسی که یه طوطی داشت که هر روز بیدارش میکرد
و میگفت:امروز دنیا باید به پایان برسه
همانطور که کتاب مقدس پیشگویی کرده
یک روز وکیل به طوطی شلیک میکنه
فکر کنم به خطر راحتی و آرامش
ازاین رو پیشگویی تعبیر شد، حداقل برای پرنده
No comments yet. Be the first to leave one.