200 baris pertama.
تیم ترجمه iMovie-DL تقدیم می کند
...آنچه گذشت
.عکسها رو دیدم
دودی" روی شونههات بود" ...و داشتی اسکی روی آب میکردی
...و آخر تابستون
.قلبت رو شکست و پیش من برگشتی
..."از وقتی که شما دو تا رابطه جنسی داشتین، "ویرجینیا
.کاملا و به طور جبرانناپذیری ضد من شدی
میشه از "آرت" بخوای بیاد اینجا لطفا؟
با هم سکس داشتیم "آرت"؟
اصلا هیچگونه تماس فیزیکی داشتیم؟
.نداشتیم
با مردا تجربه جنسی داری؟
.نه - پسرا شاید؟ -
.منظورم وقتی که خودتم یه پسربچه بودی
.یه بار، وقتی 16 ساله شده بودم
اگر میخوای از جلسات ترک الکل .به چیزی برسی باید تلاشتو بکنی
.میتونستم برم به یه سری جلسات دیگه
.تو جلسه من میمونی
.یادم میندازه که چه راه درازی رو اومدم
خب، چه انتخاب دیگهای داریم؟
یا اینه یا هیچی، درسته؟
...راستش، شاید یکی رو بشناسم
.که خیلی بهتر از هیچی ـه
...تو همه چیزی هستی که ممکنه
.در یه اهداکننده اسپرم وجود داشته باشه - .درنظرش میگیرم -
.عالیه، تبریک میگم
.هلن"، پیشم بمون"
.مامانمو میخوام
.مامانمو میخوام
...خانم، پدرومادربزرگ خیلی روشن گفتن
.فقط خانواده
.اتاق قدیمیمون در هتل "پارک چنسری" ـه
.نمیتونم - چونکه؟ -
.چونکه تو منو دوست نداری
."فقط امروز منو میخوای، بهت اعتماد ندارم "ویرجینیا
:مترجم Highbury
فصل چهارم قسمت هفتم با من میتونی ببینی
...دارم برات نامه مینویسم
...چونکه به نظر میرسه صحبت اخیرمون
چیزایی زیادی .رو بینمون مشخص نشده گذاشته
.که منو ناراحت میکنه
همینطور ناراحتم که متوجه شدم .دیگه بهم اعتماد نداری
.اتهام خیلی بزرگی بود
بیل" عزیز، به نظر میاد" ...که خودمونو رو در یه بنبست میبینیم
.و به این امید که مشکلات رو برطرف کنم دارم مینویسم
...میدونم کارایی انجام دادم
...که اعتماد کردنت به من رو سخت کرده
...اما منم در گذشته توسط تو آسیب دیدم
...و بزرگترین آرزوم اینه
.که اون روزها رو پشتسر بذاریم
تنها میتونی با بودن .باهام بهم اعتماد کنی
...باید با هم دیگه وقت بگذرونیم
...تا تمام آسیبهامون درمان بشه
.و راه برگشتن به همدیگه رو پیدا کنیم
...انعقاد داخل عروقی منتشر شده
.به عنوان علت از کار افتادن اندامها تایید میشه
..."براساس نظر شما دکتر "اسکالی
...متوجهایم که هر اقدام احتیاطی لازم رو انجام دادین
...و بینقص هم انجام دادین
.چه قبل، در طول و بعد از زایمان
اصلا گزارشم رو خوندن؟
...از اون لحظهای که "هلن" در بیمارستان بستری شد
...نگران دیدن لکههایی بود
...مشکلاتی در مورد بیناییش
...خب، به خاطر همین فشار خونش رو
.هر 15 دقیقه گرفتی
.باید بیشتر زیر نظر میداشتمش
...تمام نشانههای حیاتی کاملا معمولی بودن
.تا بعد از زایمان
.نشانههای هشداردهنده رو ندیدم
.هیچ نشونهای وجود نداشت
.کاری نبود که بتونی بکنی
..بارتون"، این اولین باری نیست که تو و من"
.تو اون اتاق نشستیم
.بیمار در هفته 31 بارداری بود
.خونریزی و انقباض ماهیچگی داشت
آزمایشی انجام دادم. بلافاصله جدا شدن .ناگهانی جفت رو تشخیص دادم
...تا وقتی که به بیمارستان اورده شد
.بچه دیگه تکون نمیخورد
.خونریزی بدتر شده بود
.دو ساعت بعدش، بیمار مرد
.روز بعدش استعفات رو به دادی
...و تو قبولش نکردی
.چونکه ثابت کرده بودم بیگناهم
...با اینحال بعد از این همه سال
بخشی از وجودم هست .که هنوز قانع نشده
.نمیدونم چطوری خودمو ببخشم
.فقط میخوام در این مورد رک صحبت کنم
...تنها راهی که میتونی اون لکه رو از بین ببری
.با سرکه و جوش شیرین ـه
.لعنتی - ...راستش -
یه چیز دیگه هست که میخواستم .در موردش باهات صحبت کنم
...میدونی، مشخصه که چیزایی
...بینمون در چند هفته گذشته یکم پیچیده شده
...و مشخصه که اگر به "نانسی" حقیقت رو
...در مورد شبی که با هم بودیم گفته بودی
...به جای اینکه به اون و من دروغ بگی
...تمام این اتفاقات ناخوشایند
.اتفاق نمیافتاد
...باعث بوجود اومدن شکافی
.بین من و "نانسی" شد
.خب، شاید بتونم در اون مورد کمکی بکنم
"از الان به بعد، تو و "نانسی .باید همکار هم باشین
...کنار هم کار میکنین
...علاقه به کار رو با هم سهیم میشین
...فکر کنم ممکنه راه درازی در پیش باشه
.تا همه چیز بین شما دو تا ترمیم بشه
.ممنون که به فکرمون هستی
حدس میزنم که این یعنی تو و "بیل" با همدیگه کار میکنین؟
.خب، از نظر منطقی همینطوره
و اخیرا با "نانسی" دیدیش؟
برخی از روزها، نگران میشم .که اون واقعا سایه "بیل" شده
."من بودم خودمو نگران این مورد نمیکردم "آرت
.وظیفه منه که اینو حل کنم
.باشه
بیا با هم دیگه کنار بیایم، باشه؟
بیا حتی یه قدم جلوتر بریم .و به همدیگه کمک کنیم
و دقیقا چطوری میخوای بهم کمک کنی؟
.خب، بیا از اول شروع کنیم
با دادن این فرصت .بهت برای همکار شدن با همسرت
.میخوام پرونده "کیلورمور"ها رو بگیرم
نانسی" از همون اول برای" ...باز کردن جاپاش اینجا حسابی تلاش کرده
.تا برای خودش جایی درست کنه
.حس میکنه که مدام نادیده گرفته میشه
.که حقیقت نداره - ...با پس گرفتن پرونده "کلیمور"ها -
بهش خیلی کمک میکنه که حس ...کنه اینجا کار میکنه
.و ارزش داره، و فقط کنار "بیل" نیست
به تو هم آسیب نمیزنه، مگه نه؟
اینکه بتونی یه پرونده .به این بزرگی رو برای همسرت جور کنی
...مثل یه گربهای که به عنوان خوشامدگویی
.صاحبش یه موش مرده میندازه جلوش
.بیل" پیش تو برمیگرده. منم به همسرم کمک میکنم"
.همه به چیزی که میخوان میرسن
در موردش با "آرت" صحبت کردی؟
.نه، یه کلمه هم نگفتم
...راستش رو بگم
.ما دو تا دیگه زیاد صحبت نمیکنیم
...به طور معمولی از ناراحتیم شکایتی نمیکنم
...اما میترسم که بیمارانمون
.تنشی رو بینمون حس کنن
خب پیشنهادت چیه؟
.فکر کنم فقط یه کار میتونیم بکنیم
.بذاریم "آرت" با "نانسی" کار کنه
واقعا؟ - ...و قبل از اینکه فکر کنی -
...انگیزهای فراتر از این دارم
.بهت اطمینان میدم که ندارم
.کار من اینه که صلاح کلینیک رو درنظر بگیرم
.کاری که میکنم همینه
...ویرجینیا"، تو کسی بودی که با یکدندگی میگفتی"
.تو و من نباید دقیقه به دقیقه با هم کار کنیم
...بله، خب، اون قبل از این بود که "آرت" منو متهم
.به داشتن رابطه جنسی باهاش در مقابل همسرش بکنه
پس داری میگی که هیچ راهی وجود نداره که اوضاع با "آرت" مرتب بشه؟
.واقعا نمیتونم امکانش رو ببینم
.پس اخراجش میکنیم. یکی دیگه رو استخدام میکنیم
.اخراجش کنیم؟ نه
...اونوقت "نانسی" هم دنبالش میره
.و بعدش میتونیم از صفر شروع کنیم
من با "آرت" همکاری میکنم .و تو هم میتونی با "نانسی" کار کنی
چطور ممکنه اینطوری فایدهای داشته باشه "بیل"؟
...بخشی از موثر بودن روش ما
.بسته به داشتن همکارهای جنس مخالف داره
...خب، همینطور به همکارایی
.که پسزمینه آموزشی متفاوتی داشته باشن
.من پزشکم
...تو یه روانپزشک رو به این کار اوردی
...پس چرا با "نانسی" که یه دکتر کار نمیکنی
و من با "آرت" که یه روانپزشکه؟
...چونکه کار کردن "آرت" و "نانسی" با همدیگه
...باعث براورده شدن هر دوی اون الزامات میشه
.جنسیت و زمینه آموزشی
...همینطور به این معناست که دو نفر
...با حداقل آموزش
.در یه تیم هستن
.دارم بهت پیشنهاد میکنم "آرت" رو ازت دور کنم
مگه چیزی که میخوای همین نیست؟
.چرا
.پس مرتب شد
..."ببین، فقط امیدوارم تو و "نانسی
بتونین یه راهی برای ...کار کردن با همدیگه پیدا کنین چونکه
...الان نوبت منه تا رک صحبت کنم
.داری یواش یواش برای خودت اعتباری جمعوجور میکنی
اعتبار؟
برای چی؟
.برای سرسخت بودن
.حتی مبارزهطلب و متوهم بودن
.متوهم؟ مسخرهس- .و غافلگیرکننده -
...با توجه به اینکه همیشه
به تو به عنوان کسی که ...میتونه با هر کسی حرف بزنه وابسته بودم
.به عنوان کسی که مردم باهاش راحتن
...بذار حدس بزنم. این موضوع از اونجا میاد که
.مهم نیست که از کجا میاد
.همینه
...خب، میتونم بهت اطمینان بدم
...من همکاری میکنم
.و به همکاری کردن هم ادامه میدم
.خوبه
"پس تو و "نانسی .با هم خوب کنار میاین
."دکتر "اسکالی - .صبحبخیر -
No comments yet. Be the first to leave one.