Mangkujiwo

Mangkujiwo

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Maklumat siaran

Mangkujiwo (2020) 01:48:58
Ulasan oleh SubWorld

Tag

other
Diterbitkan pada: 2022-06-12
Muat Turun: 45
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

رام پنجابی تقدیم می‌کند

فیلمی از اَزهر کینوی لوبیس

!کانتی

...نمیدونم چیکار کردم که سزای من شده

نگهداری از امثال تو که در دهکده من زندگی میکنن

!آروم باش

...من همونی نیستم که

باعث شده توی این طویله کثیف اسیر باشی

!حالا بخور

بخور! تا یکم جون بگیری

!از خداوند طلب بخشش کن! بخشش بخواه

...تو

مثل یه سگ زنجیری و سرسپرده جوکرو هستی

!آروم باش

من دیوونه نیستم

!دیوونه تو هستی

!من حالم خیلی خوبه !این جوکروست که مریضه

!بذار من برم

!اینو باز کن! بذار برم

!بذار من برم

!بذار برم

مانکوجیوو

!آقا

!ارباب

!آقا

!ارباب

!ارباب

خیلی سپاسگزارم آقای بروتو که به این دهکده تشریف آورددین

ما منتظر تشریف فرمایی حضرتعالی بودیم

طبیب بِهِم گفته که مشکل کوچیکی داری

!درسته، سرورم

اون کجاست؟

!اونجاست

!بفرمایید

سالمندان نگرانن و بچه‌ها میترسن بیرون برن

...لودرو همون گراز وحشی که نشانه بد یُمنیه

دوباره در اطراف دهکده ظاهر شده

...تنفس در این هوا سخت شده

و بوی اجساد متعفن میده

کانتی منبع تموم بلاها و مصیبتهاست

حق با آقای جوکرو بود

و ارباب جوکرو بخاطر این افریته تموم کمکهای مالی‌شو به این روستا قطع کرده

!از اینطرف لطفاً

همه این بلاها رو جوکرو بسرت آورده؟

من میدونم که تو دیوونه نیستی

میدونم

میخوای از این وضع رها بشی؟

میخوای انتقام بگیری؟

...میگن که جلوی وقوع جهنم رو نباید گرفت

چون اگه جهنمی نباشه حس انتقامی شکل نمیگیره

اونایی که این ضرب المثل رو میگن هرگز طعم آزار و اذیت رو نچشیدن

من میدونم که داری عذاب میکشی

درک میکنم

من در جریان رنج و عذابت هستم

!من از شما خیلی سپاسگزارم، ارباب بروتو

شما با اینکار این روستا رو از بار سنگینی نجات دادین

من اونو از دست همه‌تون آزاد کردم

...من دارم اینکارو میکنم چون احساس میکنم

این بشر هنوز مستحق یه فرصت دیگه‌ست

-فقط میشه خواهشاً

!فقط خداحافظ- !چَشم-

خداوند کمک و فریادرس این دختر باشه

!آمین، سرورم

!جادوگر لعنتی

*من یه آرزو دارم*

*عشق من*

*که همیشه باهم باشیم*

*همه جا*

*شب تا صبح و صبح تا شب*

*هرگز از هم جدا نشیم*

*حتی به اندازه یه تار مو*

*تو خیلی دوری*

*امّا نزدیک به قلب منی*

و ما به همدیگه خیره میشیم* *وقتی در کنار هم هستیم

*از صمیم قلب میگم*

*مثل افسانه میمی و میتونو*

*بیا عشقم*

*این سرنوشت ماست*

!برو واسش یخورده غذا بیار

!بهترین راه همینه، کانتی

!به من اعتماد داشته باش

...به من

!اعتماد کن

...بهت میگم که

نیازی نیست که اینجا به آثار غسل بدی

!بله، سرورم

ولی تو هنوز داری اینکارو میکنی

مثل اونزمان که توی غسّالخونه انجام میدادی

از وقتی که ما آینه‌های دوقلو رو !غسل دادیم ۱۹ سال میگذره، سرورم

تطهیر این آینه‌ها از هر نوع بدی و اهریمنی

خوب، حالا که اینو به اینجا آوردی امیدوارم قلبت راضی شده باشه

مهم نیست که قلبم راضی !شده باشه یا نه، سرورم

مهم اینه که الان آینه عملکرد عجیبی داره

!انگار آینه داره به ما علامت میده، سرورم

!مزخرفه

!اوضاع رو بدتر نکن

این علامت غیر عادیست

شاید هنوز یه کار ناتموم دارین

سرورم! از اول دوتا آینه‌ وجود داشته

...شاید ما باید اونا رو باهم جفت کنیم تا

هر چیزی برگرده سر جای اصلی خودش

اون یکی کجاست؟

...یکی در اختیار شماست ارباب جوکرو

و یکی هم در دست ارباب بروتوست

هر دوی شما زمانی مسئول غسّالخونه آثار باستانی بودین

!کافیه! تمومش کن، ني

!بریم

!بیا

!بخور

!بخور

!دهنتو باز کن

!بخورش

!من دیوونه نیستم

من عقلم سر جاشه

!این که همش همون کارای جوکروست

!نه، خواهش میکنم

!بذار من برم

!تولدت مبارک، اوما

!وای خدا ترسیدم

!تولدت مبارک، عزیزم

!ایشالا تا ابد زنده و خوشبخت باشی

چرا تو به دنبال یه دوست پسر نیستی؟

اینجوری شنبه شبها میتونی بری بیرون

بری یه فیلم ببینی یا چیزی و تنها نباشی

بس کن! بِهِم نگو که چیکار کنم

دوست پسرت، هِندرو، الان منتظرته، نه؟

!تولدت مبارک، اوما !ایشالا تا ابد زنده و خوشبخت باشی

پس هدیه من کو؟- !اول بیا جشن بگیریم-

کجا داریم میریم؟- سرِ کار-

بیخیال، اوما! چرا شنبه شب کار میکنی؟

هی، اگه توی محل کارت همش مشروب بخوریم، چی؟

آیا ما تخفیفی داریم؟

!ظاهر خوشتیپت با جیبت جور در نمیاد

!گُل گفتی، اوما

!آقای ریموند

...من باور نمیکنم که همه این عتیقه‌ها قراره

فقط بصورت مجموعه‌ای توی یه نمایشگاه در کشور شما باشه

منظورت چیه، کارمیلا؟

الان ما داریم با قیمت استاندارد ...آثار رو بهت میفروشیم

فقط در حد یه مجموعه هنری

درسته، قیمت مناسبیه

!امّا تو به ما دروغ گفتی، آقای ریموند

منظورت چیه؟

...من خبر دارم که

تو داری این آثار رو بعنوان اقلام تحقیقاتی میفروشی

...که در این صورت ارزش اونا خیلی بیشتر از

صرفاً در حد آثار هنریه، آقای ریموند

پیش کشیدن این بحث یعنی دخالت در مسائل شخصی من

...شما در حال حاضر میدونین که

...در کشور ثروتمند شما

از این نوع اقلام داره غفلت میشه

و حتی ممکنه بعنوان نوعی نفرین فرض بشه

...نمیگم گفته شما اشتباه‌ست

...ولی شما نباید از امثال من ممنون باشین

...که داره قیمت بیشتری

واسه این اجناس میده؟

...و من میتونم قیمت سودآورتری رو

به شما و همکارانتون بپردازم

سودآورتر؟

!آقای ریموند

...تو میدونی که

هرچه در این اُتاق رخ میده خیلی واسمون خطر داره

...و مطمئنم میدونی که

در یه خطر بزرگتر باید سود هم بیشتر باشه

...آقای ریموند باید بدونی که ما

...فقط با چندتا باستان‌شناس سروکار نداریم

و یا چندتا گردآورنده خودخواه

شما نمیتونین یه خارجی مثل منو بترسونین

بویژه در چنین شرایطی

من توانایی انجام کاری خیلی !بیشتر از ترس رو دارم، آقای ریموند

!هِرمان

!هِرمان

!تو احمقی هِرمان

!سلام، خوشگل

میخوای اوضاع رو بدتر کنی؟

کارمیلا! امروز به اندازه کافی ...توی دردسر اُفتادیم

فقط بابت کُشتن هِرمان

این دخترو بسپر به من

!گفتم بسه، کارمیلا

پس مطمئن باش که خفه‌خون میگیره

!ابله

...تو خیلی خوشگلی

!نباید کُشته بشی

من قصدی نداشتم

!منظوری نداشتم خواهش میکنم منو ببخشید

!لعنت به تو

آیا جوکرو اینجوری به ران تو دست زد؟

...و بعد بهت گفت که

"تو رانهای بی نقص و به صافی تیله داری"

...و بعدش گفت

...من بهت یه بچه میدم تا"

مقام و منزلت ترا بالا ببرد"

امّا اون ترا فریب داد

...و نوازشت کرد

...تازه بهت گفت که

"موهات خیلی بلند و مواجه"

درست مثل دیوی گاگارمایانگ که" "آرجونا رو عاشق خودش کرد

"آیا تو ملکه من میشی؟"

بعد بهت دست زد و ترتیبتو داد، ها؟

مرگ پسرت پولونگ کوسومو رو تسلیت میگم

Mangkujiwo subtitles in other languages

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left