Musim 1

Maklumat siaran

30-saimadeDouteidatoMahoutsukainiNareruRashii-11
Ulasan oleh Laleh_espi

Tag

TS
Diterbitkan pada: 2024-03-21
Muat Turun: 8
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

154 baris pertama.

تبریک میگم

سفر کاری آداچی از امروز شروع میشه

آداچی

سفر کاری به ناگاساکی

قراره ده روز کامل باشه

باید به کوروساوا بگم چه احساسی دارم

باید بهش بگم

Cherry Magic!

Cherry Magic! Thirty Years of Virginity Can Make You a Wizard?!

قسمت 11

هی میشه امروز بعد از کار حرف بزنیم ؟

آداچی

پیام جدیدی نیست

میازاکی

کوماموتو

آب و هوا

کیوشو

آب و هوا

فوکوکا

ساگا

اویتا

ناگاساکی

کوگوشیما

ساگا

ناگاساکی

اویتا

برعکس تو ، تا وقتی بهم نگی نمی دونم داری به چی فکر میکنی

از اون شب

نتونستم به صورت آداچی فکر نکنم

چرا اونجوری بیانش کردم ؟

نه

چیزی که گفتم اهمیتی نداره

آداچی همیشه می دونه دقیقاً دارم به چی فکر میکنم

پس احتمالاً خشم خودخواهانه و حسادتی که احساس می کردم رو هم حس کرده

بنظر میومد خیلی ترسیده

اونقدر از اینکه حتی بعد از شنیدن افکارم عاشقم شده خوشحال بودم

که ازش غافل شدم

با اینکه با هم قرار می ذاریم ، هیچ حقی ندارم که در مورد انتخابهای آداچی بهش امر و نهی کنم

همش به معذرت خواهی ازش فکر می کردم اما نتونستم انجامش بدم

بخاطر سفرهای کاری و کار من در

بیرون از اداره نتونستیم همدیگه رو ببینیم

آداچی

سفر کاری به ناگاساکی

نه ، موضوع این نیست

بخاطر اینه که می ترسم آداچی ترکم بکنه

کوروساوا یوایچی-ساما

آداچی کیوشی

آداچی ؟

کوروساوای عزیز

توی حرف زدن خوب نیستم

اما پیام دادن زیادی غیررسمی بنظر می رسید برای همین تصمیم گرفتم که یه نامه بنویسم

الان توی یه هتل توی ناگاساکی هستم

ببخشید که در مورد انتقالی با تو مشورت نکردم

از یه زمانی به بعد ، شروع کردم به زیادی تکیه کردن به قدرتم

وقتی نمی تونستم افکارت رو بشنوم از اینکه نمی دونستم داری به چی فکر میکنی مضطرب می شدم

از اینکه ازت دور بشم می ترسیدم

ببخشید که وقتی احساساتت رو بهم گفتی من همچین ترسوی بزدلی بودم

اما یه چیزی هست که امیدوارم باور بکنی

اونقدر عاشقتم که دور شدن ازت منو مضطرب میکنه

وقتی برگشتم صحبت می کنیم

آداچی

یعنی کوروساوا دیگه نامه ی منو خونده ؟

حالا که فکرش رو میکنم ، اون اولین دفعه ای بود که توی یه نامه به یه نفر گفتم عاشقشم

باید براش یه نامه ی دست نویس بفرستی

اونجوری مجبور نمیشی افکارش رو بشنوی و بیشتر از یه پیام منظورت رو منتقل میکنه

یه نامه ، ها ؟

... اولین نامه ی عاشقانه ی من توی 30 سالگی

ببخشید که مجبور شدید توی روز یکشنبه کار کنید

اشکالی نداره ، به هر حال توی سفر کاری ام

کوسوموتو-سان ، شما هم خسته نباشید

از اونجایی که من مسئول افتتاح شعبه ی ناگاساکی هستم یکسره مشغول کارم

از این طرف

اینجا بزرگه

تویوکاوا توی مرکز شهر کلی مغازه ی از سایز کوچیک تا متوسط

در داخل و اطراف ایستگاه داره

اما از اونجایی که شعبه ی ناگاساکی از ایستگاه دورتره

فضای بیشتری داریم که باهاش کار بکنیم

بنابراین به محصولات جدید متفاوتی هم احتیاج پیدا می کنیم

دقیقاً

مراکز خرید مشتریان زیادی دارند و تعداد زیادی فضای پارک

پس می تونیم محصولات بزرگ رو هم ارائه بدیم

این اندازه فضا پتانسیل زیادی داره

می تونیم محلهای امتحان کردن محصولات رو ایجاد کنیم

ویترینهای فصلی برای اشتراک گذاری توی شبکه های اجتماعی بسازیم

و با فروشگاههای محلی همکاری کنیم

یه فروشگاه جامعه محور باید سرگرم کننده هم باشه

... اوه

! خیلی باانگیزه بنظر میرسی ، آداچی-سان

نه ، همچین چیزی نیست

! چیز خوبیه

بیا همینطور به اشتراک گذاری نظراتموم ادامه بدیم ، روی تو حساب میکنم

بیا از در ورودی شروع کنیم

با درنظر گرفتن جریان ترافیک ، باید قفسه های محصولاتی ... که مخاطبشون نسل زد هست رو اینجا بذاریم

من قدیمی اینقدر مثبت نبود

این هم از تاثیرات کوروساواست ؟ صبر کن

با اینکه از همدیگه دوریم ، همش به کوروساوا فکر میکنم

من یه نویسنده ام

احساسات بی پاسخم رو تبدیل به کتاب داستان میکنم

|با چشمان محتاط یک گربه ، مرد

|با چشمان محتاط یک گربه ، مرد

| ، با چشمان محتاط یک گربه

|با چشمان محتاط یک گربه

|با چشمان محتاط یک گر

|با چشمان محتاط یک

|با چشمان محتاط یـ

|با چشمان محتاط

|با چشمان محتا

|با چشمان محتـ

|با چشمان محـ

|با چشمان مـ

|با چشمان

|با چشما

|با چشمـ

|با چشـ

|با چـ

|با

آخرش نتونستم هیچ کلمه ای برای توصیف میناتو پیدا کنم

! خسته نباشی

! شما هم خسته نباشید

روز اول خیلی خوش گذشت

! خیلی عالی بود

! منظره از روی صحنه فوق العاده بود

میناتو-کون

بله ؟

یه هدیه برای تو

برای من ؟

یه نفر بعد از اجرا اینو به پذیرش داده بود

! عالیه

! اولین طرفدارت

یعنی چی می تونه باشه ؟

کی اینو آورده بوده ؟

فکر کنم یه مرد قد بلند عینکی بود

! ببخشید ، باید برم

چی ؟ میناتو-کون ؟

می دونم باید تمومش کنم ، اما نتونستم جلوی خودم رو بگیرم و نیام

خوشحالم که رویای میناتو به حقیقت تبدیل شد

کی داره تماس میگیره ؟ من با غوطه ور شدن توی بدبختیم سرم شلوغه

میناتو

رد تماس

پاسخ

چی ؟ میناتو ؟ اما چرا ؟

نه ، کی اهمیت میده که چرا ؟ باید سریع جواب بدم

بله ؟

!سوگه ، الان کجایی ؟

چی ؟

اومده بودی به کنسرت ، مگه نه ؟

... ببخشید ، اما من دیگه

! مهم نیست ! فقط بهم بگو کجایی و همونجا بمون

میناتو ، ببخشید که مجبور شدی این همه راه رو تا اینجا بیای

می دونستم

تو بودی که اون کفشها رو به من دادی

ببخشید که پیامهات رو نادیده گرفتم

وقتی توی دور نهایی آزمون رد شدم

شوتا-سان از من دعوت کرد تا به گروهی که داشت تشکیل می داد ملحق بشم

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left