Five Blind Dates

Five Blind Dates

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Maklumat siaran

FiveBlindDates20241080pWEBDLH 264Fa
Ulasan oleh oranous

Tag

webdl
web
1080
WEBDL
Diterbitkan pada: 2024-04-04
Muat Turun: 41
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

، میدونی این داستان از اون گونه داستان هاست

، که معمولاً مربوط به یه کتاب بزرگ میشه

، و با " روزی از روزها ... " شروع میشه

. ولی این مربوط به من میشه ، لیا

. و خُب ، چای

. نه ، از اینا نه

. این بهتره

." بزرگ شده در " تاونسویل

، من و " ریچارد " به حرفای مادربزرگ گوش میدادیم ، پوپو

. که ساعت ها درمورد چایی حرف میزد

ریچارد کیه ؟

، اون دوست صمیمی منه

. که اولین گزینه-ی ناامیدی من شد

،" به هرحال " پوپو . تنها شخص محبوب زندگی من بود

، وقتی قبول کرد

، بهم پول داد ، که من در " سیدنی " چای فروشی باز کنم

. خیلی دورتر از زندگی سابقم

، من بعد از " پوپو "، برای مغازه اسم گذاشتم

. و همه چی خوب پیش میرفت

، دم کردن چای خوب

. شبیه یه رقص باله-ی قشنگ می مونه

، وقتی تمام عناصر جور میشن

. به جادو نزدیکتر میشی

. برای همین چای کف دار نمیخوری

. بیرون - چی ؟ -

. حالا

. من میگم باید چای تو کف داشته باشه

. اینجا از اون مغازه ها نیست

، ما یه مغازه صنعتی هستیم که تخصص ما

. تجریبات هنری چای دست ساز چینیه

. یه رقص زیبا

." به چای کف دار میگن ،" ماکارنا

. همه عشق " ماکارنا " هستن

، سنت ، توجهی به صورتحساب نداره

، ما برق داریم ، قبض تلفن داریم

، و هرچیزی داریم با یه مهر قرمز روی اون

. که نمیتونه خوب باشه

ولی به هرحال ، آماده ای ؟

آماده برای چی ؟

، فردا به " تاونسویل " پرواز داریم

. بخاطر مهمونی نامزدی وحشت خواهر تو

فردا ؟ - . آره ، دقیقاً -

. پس امشب میتونیم بریم بیرون غوغا بپا کنیم

. ببین

. حتی چایی تو هم موافقه

. ببخشید ، این صندلی قبلاً رزرو شده

. باشه ، اشکال نداره

. خدای من خانم

، حتی نمیدونستم چه شکلیه

وقتی برای یه نفر جالب باشه ؟

، این یارو کاملاً درون خودته

. و فعلاً تو کلاً اونو رد کردی

. خُب یه فکری به ذهنم رسید

، اگه من ایده هایی برای نوشتم نداشته باشم

، به افتخار سخنرانی بانوی خودم

. الیس " به این فکر میکنه که برام مهم نیست "

، باشه ، پس فکر کنم میخوای یه نفر اضافه با خودت

. ببری جشن نامزدی

. نه ، نفر اضافه-ی من تویی

. قطعاً نه

. منم باهات میام ، آره

. ولی من تنهایی سواری میکنم - چی ؟ -

. همسر سابق آینده من میتونه اونجا باشه

چی ؟ - ." در " تاونسویل -

آره ، در " تاونسویل "؟ چرا که نه ؟

. پس بسلامتی همسر سابق آینده تو

. بسلامتی ، شاید پولدار و لب گور باشه

اونجا چه خبر مادربزرگ ؟

. الیس " داره با مرد رؤیاهای خودش ازدواج میکنه "

، و من فقط

. نقاشی میکشم

. دختر شیرین ، تو مارو مأیوس نمیکنی

، خُب در اون مورد

، یکماه به سر رسید اجاره من مونده

. از پولی که برام گذاشتی

. پس شاید پیشنهادی داری

. خُب من نمیدونستم زادگاه تو گرمسیره

. اینجا واقعاً زیباست

، پس تو بدرد من نمیخوری

. درختی که ازش سیب افتاده

. فکر کنم اون ماشین ماست

برای " لیا "؟ - . آره رفیق -

. کیفت رو بنداز عقب

چی شده اومدی " تانسویل "؟

. اومدیم بریم عروسی

. جشن نامزدی خواهرمه

تو خواهر " الیسی "؟

آره ، اونو میشناسی ؟

. آره ، همه اونو میشناسن

." اون عملاً شهرداره " تانسویله

. خیلی ممنونم

. خدای من

... ال ، این

. تو باید " میسون " باشی

. لیا " اصلاً از تو چیزی به من نگفته "

. ولی راستش ، من انرژی تورو درک میکنم

. داری شبیه خواهرت میشی

. خُب افسون شدم

. لیا ، لباس خوبی پوشیدی

تو خوبی ؟

این شکایته یا تهمت ؟

، خوب شدی یعنی . بقدر کافی غذا نخوردی

باشه ، ازش خوشم میاد . درضمن خوشم میاد تو کنارشی

. این برای من خیلی جالبه

، گوش کن ، امروز روزی از روزهاست

. که تو نباید نگران من باشی

. درعوض من نگران تو هستم

. لیا

. گیلی - . خیلی وقته گذشته -

. آره

. مادرت منتظره

. باشه

. دارم سرحال میشم

. باشه

. مرسی

. خداجون

. لیا - . سلام مامان -

. خیلی خوشحالم اومدی پیش ما

. خوشگل شدی

. مرسی

. نگاه به تزئینات در " سینی " امروزی ، واقعیه

. مرسی

. شبیه خدمه-ی " دزدان دریایی کارائیب " شدی

لیا ، از مغازه چه خبر ؟

. خوبه

جدی ؟

. ما واقعاً داریم پیشرفت رو می بینیم

... آره ، ما

. ببخشید همینه

. گفتی دو سال

. خُب گفتی دوسال

. معلومه داری یه کاری برای خوت میکنی

. سلام بچه - . بابایی -

. سلام بابایی

. از کارت تعجب کردیم

. تاحالا به ما سر نزدی

، خیلی خوشحالم

. که میتونی شروع کنی

، میتونی ببینی

. دلیل اصلی جلوی ماست

مطمئنی فالگیر میاد ؟

. خانم " لی " اینجان

، این رسم کهن چینی هست ، که پیش از رویدادهای بزرگ

. طالع تو بهت گفته بشه - . مثل عروسیت -

. من تمام عمر منتظرش بودم

یعنی همین الان میگی ، نایجل ؟

. درسته عزیزم

. صبر کن

. منتظر خانم " لی " بمون

. طالع بینی " آی چینگ " تو

عروسی تو چهاردهم فوریه-س ؟

. بله ، من عاشقم

. تو باید اپریل ازدواج کرده باشی

باید برم سراغ قرارها ؟

. سپرده پس داده نمیشه

. رحم تو کاملاً سالمه

. خیلی نیرومند

. با اولین تلاش باردار میشی

. این یکی خوبه

. با ثبات

. سر به زیر

. یه مرد حرف گوش کن

. درسته

، ما فقط برای جشن من و " نایجل " اینجا نیستیم

. میتونیم موفقیت " لیا " رو جشن بگیریم

. نه ، همه چی روبراهه

. قبلاً هم گفتم امروز بخاطر توئه

. آره

. لیا

. خیلی بهت افتخار میکنم

تو ... چی ؟

. بهت افتخار میکنم

. خُب باید یه طالع دیگه بهمون گفته بشه

. نه ، فکر نکنم لازم باشه بابایی

. مزخرف

. زیان " درست میگه "

من چی چی ؟

. من " خفاش میتزوِه " دارم و باید قبول کنم

. لطفاً صبر کنین

. تو راست میگی

. موفقیت باید درک بشه

. زودباش عزیز دلم - . نه ، هنوز دارم غذا میخورم -

. بیا

." طالع بینی " آی چینگ

. باشه

گفتی تو کارت موفقی ؟

. در حال پیشرفت

. کف دستت

. خط عشق و خط کارت با هم گره خورده

یعنی چی ؟

. پیدا کردن همراه بهت کمک میکنه

... که

. درحال پیشرفته

. خوبه

، این شخص یکی از پنج قرار بعدی توئه

پنج قرار ؟

خدای من ، چی ؟ پنج قرار چیه ؟

. تو یه همراه پیدا میکنی

. باید پیش از عروسی باشه

. کمتر از دو ماه دیگه

More Farsi Persian subtitles for Five Blind Dates

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left