200 baris pertama.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(سرنوشت الهی)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(قسمت بیست و سوم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
چرا باید بهت گوش کنم؟
پادشاه شیاطین رو چی فرض کردی؟
نمیخواد سخت بگیری
منو میشناسی
نمیخوام بیادبی کنم
یی شوان مجبورم نکن بجنگم
پادشاه شیاطین
شنیدم صاحب دریای بیکران خیلی قدرتمنده
همین الانشم به حد خدایی رسیده
،اگه بجنگیم
...میترسم
عمو صدام نکن
برادر زادهای به پیری تو ندارم
،به علاوه
خودت میتونی خودتو نجات بدی
چرا از من خواستی نجاتت بدم؟
چطوری میتونم اینطوری
فرار کنم؟
وقتی روی طنابا طلسم زدن
برای صدها سال
در دریای بیکران زیر درخت بودا نشسته بودی
چرا به خودت زحمت دادی
تا به کاخ زیجین بیای؟
چیزی که
امروز میبینم فقط یه توهمه؟
مطمئنی از همهی روش ها استفاده کردی؟
...منظورت اینه که
آره
،هرچقدر شعلهی آبی قوی تر باشه
خودت رو بیشتر میشناسی
،اگه مطمئنی یه توهمم
فقط انجامش بده
فکر نکن جرئتشو ندارم
بذار ببینم کی جرئت داره بهم دست بزنه
یی شوان
...فقط به اون کوه های دنیای مردگان
و ماسه های دریای ماسهای اهمیت میدی
چقدر رقت انگیز
میدونستم داشت وقتمونو تلف میکرد
!اوه نه! حرکت کنین
پسر میخوای فرار کنی؟
اونقدرا هم آسون نیست
فکر کنم ندونی
قدرت دریای ماسهای برعلیه خداست
...امروز بهت
قدرت دنیای مردگان رو نشون میدم
!دنبالش کنین
جی روچن
این سرنوشت توئه
نمیتونی بقیه رو مقصر بدونی
شعلهی آبی
سلاح باستانی الهی، نیزه شیطان
چطور ممکنه؟
نمیتونم باور کنم نیزهی شیطانی تو رو به عنوان اربابش انتخاب کرده
یه اسلحهی الهی
انگار یه هدیه از طرف خداست
بچه
،با اینکه اسلحهی الهی داری
بازم میکشمت
یینیین
بیا اول از اینجا بریم بیرون
این باد عجیبه
خدای پیر، جی روچن هستم
ممنونم که من و یینیین رو نجات دادین
نه واقعا
وقتی داشتم گیاه دارویی جمع میکردم اتفاقی بهتون برخوردم
پس فقط
برتون گردوندم
ممنونم
خدای پیر میشه اسمتون رو بدونم؟
اسمم جیا گنگ هست
آقای جیا گنگ
آقای جی
آدم توانمندی هستی
،اسلحهی الهی دریای ماسهای نیزهی شیطان رو بدست آوردی
راستش خودش اومد سمتم
،ولی به لطف بادی که احضار کردین
از شر پادشاه شیاطین راحت شدم
خیلی رو مخه
،از اونجایی که الان اینجایی
لازم نیست دیگه نگران باشی
،تا پنجاه کیلومتری اینجا
از قدرت الهیم استفاده کردم تا حواس قدرتهای روحی دریای ماسهای رو پرت کنم
پادشاه شیاطین در مدت کم
نمیتونه اینجارو پیدا کنه
که اینطور
خدای پیر
یه چیزی هست که هنوز نمیفهمم
قبل اینکه بیام اینجا آسیب دیده بودم
چرا بعد اینکه اومدم اینجا
زخمام درمان شدن؟
آقای جی بذار بهت بگم
ببین
این مکان به غار معنویِ کاخ زیجین نزدیکه
هنگامی که مردم در منبع قدرت ،معنوی بهشت و زمین غوطه ور شدند
معلومه که زخماشون
زود تر درمان میشن
پس این چاههای شن غارهای معنوین
آره
،تعجیبم نداره که از وقتی اومدم
مکان غارهای معنوی روی نقشهی انرژی شنجو
هیچوقت عوض نشده
در واقع توسط آقای جیا گنگ پنهان شده بودن
خدای پیر چه اتفاقی داره میفته؟- بیادبی نکن، بی ادبی نکن-
برو بخواب
برو بخواب
بچه خوبی باش
بچه خوبی باش
بچه خوبی باش
این چیه؟
وحشت نکن
این لاکپشت
پسر ناامید کنندمه
به بقیه آسیب نمیزنه
فقط یکمی بداخلاقه
مشکلی نداره
پس این حیوان روحیه که هزاران ساله پرورش داده شده
آره
میشه بپرسم چرا اینجایی؟
،خدای پیر راستشو بخوام بگم
اومدیم اینجا تا غارهای معنوی رو نابود کنیم
،اگه میخواین غار های معنوی رو نابود کنین
نباید جلوتون رو بگیرم
ولی
،برای پسر ناسپاسم
فقط میتونم از شما و خانم یینیین
بخوام بهمون رحم کنین
خدای پیر میشه بهم بگین چرا؟
پسر ناسپاسم
بعد اینکه توی کاخ زیجین باعث هرج و مرج شد
توسط پادشاه شیاطین خیلی بد زخمی شد
و شکل واقعی خودشو نشون داد
تمام این سالها اینجا با اون زندگی کردم تا
،روی مهارتهای پزشکی قبیلهی هیولا تمرکز کنم
و از غارهای معنوی استفاده میکردم تا زخماشو درمان کنم
از صد سال هم بیشتر شده
زخماش دارن درمان میشن
درمان زخم با غارهای معنوی؟
نگران نباش آقای جی
از اونجایی که اینجا در دریای ماسهای پنهان شدم
هیچوقت به کینههای بین سه قلمرو اهمیت ندادم
چه برای
نابودی اومده باشی چه محافظت از غارهای معنوی
برام مهم نیست
ولی پسرم
زمان بیشتری برای درمان لازم داره
،آقای جی و خانم یینیین
میشه بهم یه لطفی کنین
و یکم بیشتر صبر کنین؟
البته که بهتون وقت میدیم
تا پسرت رو نجات بدی
اینو به عنوان تشکر من برای نجات یینیین در نظر بگیرین
،وقتی اولین بار بانو یینیین رو دیدم
…با خودم گفتم
چه کسی
حاضر به مبادلهی خاطرات با ارزشش
برای اشک نوواست
…حالا معلومه که
اون چشمای تیزی داره
،بانو یینیین حافظشو از دست داد
ولی آقای جی هنوز باهاشه
خدای پیر
از کجا درمورد اشک نووا خبر داری؟
یینیین بهت گفت؟
بانو یینیین کاملا گذشته رو فراموش کرده
اون چطوری اشک نووا رو یادش مونده باشه؟
وقتی داشتم زخماشو ترمیم میکردم فهمیدم
،تازه
به نظر میرسه گذرگاه انرژیت خراب بوده
،با این اوضاع
من حدس زدم
خدای پیر
درمانی برای فراموشیش هست؟
راهی هست که دوباره منو یادش بیاد؟
…باید اینو بدونی
که فراموشی ای که بر اثر اشک نووا ایجاد میشه درمان ناپذیره
میدونم
ولی نمیتونم قبولش کنم
…درسته که نمیتونم
،فراموشی بانو یینیین رو درمان کنم
…ولی سم هیولا توی بدنش رو
میشه از بین برد
خدای پیر
عجیبه
…یینیین به خاطر تمرین هاش
سم هیولا اذیتش نکرد
،ولی قبل این که به قصر زیجین بیاد
دوباره شروع کرد به اذیت شدن
…به خاطر اینه که
بعد این که حافظهی بانو یینیین …توسط استاد کوه یخ
،ازش گرفته شد
قدرت روحی توی بدنش به هم ریخته
…برای همین، ریشهی هوانیائو دوباره ضعیف شده
و اذیت شده
…پس
تقصیر من بود دوباره
چیز جدی ای نیست
No comments yet. Be the first to leave one.