200 baris pertama.
✨ افسانه روباه نه دم 1938 ✨
!مورد اورژانس!بیدار بشین
!اورژانسیه!پاشو- !تبر-
برامون کمین کردن؟- مادام ریو احضار کرده-
نمیدونم چرا، ولی حسابی جوش آورده
"قسمت هشتم"
چی شده؟چرا؟
کلمی که از مناطق دریایی اومده، سفت و سالم به نظر میاد
با میگو خوشمزه میشه؟- آدمو سرحال میاره، بوی ماهی هم نمیده-
لطفا نجاتم بدین، رئیس- اونجا چی کار میکنی؟-
فکر کردم یه مورد اورژانسیه
یکی از بزرگترین مراسم های میویون گاک معلومه که مورد اورژانسیه
بشینین، هر سه تاتون- فصل کیمجانگه؟-
من خدای سابق کوهستانم- من رئیس گروه راهزنام-
منم قربانی گروه راهزنام
یه خدای سابق هیچوقت کیمچی درست نمیکنه، ای خدا- وایستا ببینم-
هزینه اقامتتون رو حساب کردم، بدون هیچ صورتحسابی حسابی دلی از عزا درآوردین
!هزینه اش انقدر زیاده که میشه باهاش حداقل یه خونه خرید
...چطوری انقدر گرونه؟- !بهت گفتم وعده های غذایی کامل نخوری-
!تو بودی که بیشترشو میخوردی
...اوه، خب
من تخفیف نمیگیرم؟ما باهم دوستیم و منم یه خدای سابقم، نه؟
فکرشم نکن، احمق
وای خدا، قبلا همچین کاری نکردم که
جداً که
وای خدا، کمرم
واقعا باید به اندازه 500تا کلم، کیمچی درست کنیم؟
من راهزنم، ولی به جای خون روی دستم فلفل قرمز دارم
!خب، به نظرم- مزه کیمچی خونگی بهترینه-
حواست باشه داخلشو پر کنی
هی، یکمی شور نیست؟- واقعا؟بذار امتحان کنم-
همین درسته، باید نمک داشته باشه تا توی خمره تخمیر بشه
اینطوره؟- دقیق کار کن-
باید شور باشه- !خوشمزه ست-
!هوی، شما دوتا
وای خدای من
ارباب، من نمیتونم با این هم اتاق بشم ما اصلا باهم جور درنمیایم
وای، میخوای شکایت منو بکنی؟
پس چرا بین این همه آدم از این دزدی کردی؟اون میتونه خیلی کینه جو باشه، بدون
اون از کجا میدونست؟ فقط باید به خاطر حرفه ای بودنش ازش تقدیر کرد
دقیقا، کدوم احمقی نوشیدنی رو میخوره که نمیدونه داخلش چیه؟
ای دزد
!هی، نباید قربانی رو مقصر دونست
!سر دست راست من داد نزن- !جواب برادرت رو نده-
!به رئیسم نگو چی کار کنه
!ساکت بشینین و کیمجانگ درست کنین- ...دستاتو-
حتی گیونگ سونگ هم تغییر کرده
کره ای حرف بزن، کودن
ک...کره ای، س...سخت
بیست ساله که کره ای یاد گرفتی
شماها مزدوران شینیگامی این؟
به من دستور دادن بیام دنبالتون- برای کاتو کار میکنی، ولی ما رو نمیشناسی؟-
اینجا گیونگ سونگه، من به شما دهاتی ها اهمیتی نمیدم
بهت بگیم ما کی هستیم؟
آدمای زیادی دارن نگاهمون میکنن
منتظر لی رانگی؟- نه، خانم-
اگه نه، پس اینا چیه؟
مجله ها میگن درست کردن اوریگامی عشقت رو به واقعیت تبدیل میکنه
خدایا، انقدر دوستش داری؟
پس برو به دیدنش- میتونم برم؟-
پس تا یه ساعت دیگه برمیگردم
ای خدا
لعنتی!روی لباسم کارامل ریخته
نیودو، کار تو بود ها؟- ...چقدر سروصدا میکنه-
!نفرت انگیزه!لباسمو بده بهم
به چی نگاه میکنی؟- نگاه نمیکردم-
چرا، داشتی نگاه میکردی همین الان
وای خدا، بالاخره جا باز شد
یه شیطانه، یه شیطان اینجاست- چه نوعی؟-
یه پری دریایی- گوشت پری دریایی آدمو جاودان نمیکنه؟-
میخوام بخورمش
یوکی، برات میگیرمش
کافیه، فعلا اولویت با ماموریته
به به!خیلی خوشمزه ست
بی کار به نظر میای، نمیری ماسک قرمز سفید رو بگیری؟
رفتم دنبالش ولی نبود
میخوای آدم هام دنبالش بگردن؟- نه، خودش پیداش میشه-
قبل از اینکه بتونی یه قرن زندگی کنی، میمیری
توی سال 2020، خودت رو فدای برادرت میکنی
اوضاع با پری دریایی چطوره؟خوب پیش میره؟
شنیدم هرروز میبینیش- نه هرروز-
بیا یه تاریخ بذاریم تا همو ببینیم، کجا همو ببینیم؟
غذای کره ای یا غربی؟ غذای دریایی که جزو گزینه ها نیست، نه؟
عروس هم هرچی نباشه از همون گونه ست- دیوونه شدی؟ازدواج چیه دیگه-
آرزومه ازدواجتو ببینم- به تو ربطی نداره-
هی!چرا با معده خالی مکگولی میخوری، ها؟
بیا، یکم سویوک هم بخور- وای، بس کن دیگه-
انقدر ناراحتت میکنه، ها؟- خوب رفتار نکن، روی اعصابمه-
این بار مشکل چیه؟چرا لجبازی میکنی؟
!هی
...وای، پسره
ای خدا، پسره پررو وقت زیادی برامون نمونده
!آکیرا
نمیخواستی یوکی رو ببینی؟
خیلی مطمئن نیستم- یوکی خیلی دل تنگ آکیرا بود-
شنیدم شیاطین چوسانی حسابی تحقیرت کردن
!نخندین
تو رو به انتقامت میرسونم
فقط کاری که بهت گفتن رو انجام بده
!به یوکی دستور نده
آکیرا، از وقتی گروهو ترک کردی شیک تر به نظر میای
به خاطر اینه که یه کار دفتری داری؟
بهم دست نزن
اومدین
مزدوران شینیگامی، از منچوری اومدیم
همگی، بابت تلاشتون توی مبارزه ممنون
رئیستون کجاست؟- هنوز ندیدیش؟-
قبل ما رفت گیونگ سونگ- رئیس هروقت بخواد پیداش میشه-
فقط ماموریت رو به ما بگو، ممکنه از بی طاقتی عقلمو از دست بدم
داریم آزمایش انجام میدیم- آزمایش؟-
تا شیاطین چوسانی رو به اسلحه جنگی امپراتوری تبدیل کنیم
وای وای، خیلی هیجان انگیز به نظر میاد
وظیفه ـتون گیر انداختن شیاطین چوسانیه
میتونم بکشمشون و فقط عضوی از بدنشون رو برگردونم؟
زنده گرفتنشون سخته
و چطوری دستمزدمون رو میدی؟
بر اساس تعداد سرهایی که آوردین
!چشم، قربان
صدا زدنشون فکر خوبی بود؟
خودسرانه عمل میکنن- مسئله فقط آزمایش ها نیست-
باید از روی زمین محوشون کنیم
باید شیاطین چوسانی و باورهای مردمشون رو از ریشه نابود کنیم
باید روح چوسان رو از ریشه بکنیم
راجع به اونی که اسمش لی یون بود تحقیق کردم- و؟-
توی میو یون گاکه
دقیقا مثل مادام، اونم خدای کوهستان چوسانیه
پس خدای کوهستان چوسانیه
"چون هو یونگ"
انتظار زیادی کشیدم
پدربزرگ- آره-
چطور پیدام کردی؟- ...خونه نبودی، پس-
برادرت اینجا دفن نشده؟- آره، دفن شده بود-
ولی الان اونجاست
مو یونگ، دقیقا سعی داری چی کار کنی؟
دارم استخوان هاشو با خاک، راسو، مار و عنکبوت میجوشونم
...نگو که
میخوای طلسم بان هون رو اجرا کنی؟نه نمیتونی ...نباید مرز بین
"طلسم بان هون: طلسمی که مردگان رو زنده میکنه"
زنده و مرده رو از بین ببری- میدونم، شاید به خاطرش هیچوقت بخشیده نشم-
ولی باید این کارو بکنم- الهه پیر رو دشمنت نکن-
نه اون و نه من...ازت دست نکشیدیم
واسه همین نمیخواستم ببینمت
حتی وقتی سنگ شده بودم کنارم بودی
وقتی برف میومد، لباس تن یه تکه سنگ ثابت میکردی
همیشه به سرما حساس بودی
من دیگه مو یونگی که میشناسی نیستم، نه نباید هم باشم
مو یونگ، فکر میکنی نمیشناسمت؟
فقط بذار آدم شرور داستان باشم
دیگه دنبال من نگرد
اینو برای تو خریدم
غذاهاتو بخور
کِی میری؟- کمتر از یه هفته وقت دارم-
باید بری؟- آره، باید برم-
یکی منتظرمه
وای، بدجنس
شنیدم تناسخ پیدا کرده، اون زن رو میگم
مو یونگ بهت گفت؟
چرا هیچی درباره هویت مو یونگ نگفتی؟
میدونستی، نه؟
شاید، امیدوار بودم رویا باشه
که شاید بتونیم به روزهای قدیم برگردیم
فقط یه رویای احمقانه ست که دارم
نمیدونم باورم میکنی یا نه، ولی من هیچ وقت شماها رو ول نکردم
واسه همین نمیتونم ببخشمش
خودم با دست های خودم اینو تمومش میکنم
دقیقا مثل خودشی
...هردوتاتون جونتون رو برای نجاتم به خطر میندازین
با این حال کاری میکنین که من شما رو کنارم نداشته باشم
منو ببخش، هونگ جو
واسه اینکه هیچ وقت جوابی که میخواستی رو بهت ندادم
ولی یه چیزی هست که باید ازش محافظت کنم
هم در اینجا و هم در آینده ای که ازش اومدم
خیلی خب پس، اگه شماها میخواین اینطور رفتار کنین
دیگه مثل یه دختر نگران و پریشون رفتار نمیکنم
منم هرکار که لازم باشه برای محافظت از میو یون گاک و دخترام انجام میدم
یکی رو جا انداختی
خودت، حتما محافظ خودت هم باش
بغل میخوام
از حالا به بعد عادلانه بازی نمیکنم
"امنیت و سلامتی، با جنگ مخالفت کنید"
!وایستا!صبر کن
یعنی اینجا که آرایشگاه نیست، بی فایده ست اگه خودمون انجامش بدیم
!باید الهه رو وادار کنیم بیاد بیرون !الهه...هی، هی
الان باید اعتصاب کنی- وای-
!هی- واسه همینه که...اوه خدا-
وای خدا
حالا تصمیم گرفتی خودتو نشون بدی؟
اینجام تا تراشیده شدن سر خدای ساکن رو ببینم
"خدای ساکن: خدای سرپرست محافظ خانه"
خب، نمیدونم
اگه با موهام خداحافظی کنم، انتظار دارم اوضاع برات سخت تر بشه
پس بفرما، سرت فرم قشنگی داره
...من بتراشم- وای!وایستا!خدایا-
بذار سر عقل بیارمت
!وایستا...وایستا صبر کن بیا حرف بزنیم!با حرف حلش میکنیم
!اگه به این کار ادامه بدی ممکنه بمیری
طرف کی هستی؟
خدایان بومی دارن بدون دلیل ناپدید میشن
الان جایی برای زندگی نداریم- خب؟-
چیه؟میخوای برات خونه بخرم؟
No comments yet. Be the first to leave one.