200 baris pertama.
چی خوردی که صورتت اینطوری شده؟
.آب دهن یه زن- چرا همچین چیزی خوردی؟-
.بوسه ی جادویی
.دیگه از اون بوسه ی جادویی هر وقت خواستید استفاده نکنید
این جزء نقشه ات بود؟
از چطور زنی خوشتون میاد؟
.اگه بتونه نوشیدنی بخوره هم که چه بهتر
.هی آجوما، اگه نمی تونی خودتُ کنترل کنی، پس اینقدر ننوش
.هی، می دونی من وقتی بچه بودم چقدر دوست داشتم ببینمت
قسمت چهارم
کسی اینجا نیست؟
یعنی داخلن؟
.ببخشید
.ببخشید
کسی اینجا نیست؟
چه خبره؟
.من خیلی استرس دارم
.وای
.اینجا خیلی باحاله
کسی اینجا نیست؟
.آقا من هیچ وقت همچین چیزی ندیده بودم
.داره میاد بیرون
.اما اصلا پر نداره
بزرگتر از چیزیه که فکر می کردی، مگه نه؟
!هی، تو آشغال
!هی- !خانم جی نا-
آجوما، شما گانگستری؟
...نه، من
.فکر کردم بهت حمله کرده
.باید اول موقعیتُ می فهمیدی
...اولا خشونت به خرج می دی بعد می گی نمی دونستی
داری سعی می کنی اشتباهتُ انکار کنی؟- .نه اینطور نیست-
.من یه حامی صلحم که خیلی به صلح علاقه دارم
حامی صلح؟
.نمی خوام بهونه ای بشنوم. برو ازش عذرخواهی کن
عذرخواهی؟- .آره، چشم هاش ورم کرده-
...درسته، اما
.به عنوان یه مرد، باید اونقدر سریع می بود که جا خالی بده
.دلیلی نداشت اونطوری کتک بخوره
.تو مشکل داری
اگه از تو عذرخواهی کنم برابر می شیم؟
.متاسفم
.متاسفم
تو صاحب اون آشغالی هستی که آشغال نیست، درسته؟
آشغالی که آشغال نیست؟
.بیا مثل دو تا زن با هم حرف بزنیم
دو تا زن؟
.بیا منصفانه بازی کنیم
بازی منصفانه؟
.بیا سر آقا با هم نجنگیم
من و تو داریم سر کی می جنگیم؟
...چه مزخرفاتی
.بیا امروز همین جا تمومش کنیم
.دارم دیوونه می شم
.یه دختر کوچولو واسم سخنرانی می کنه
.خیلی خجالت کشیدم
.خیلی منتظر شدید؟ اینم گل ها
رفت؟
اما تو چرا دست خالی اومدی؟
چی؟- .وظیفه ی صبحگاهی-
گفتی از امروز هر روز انجامش می دی، اینطور نیست؟
کی می دونست اون کار اینه؟
.اون وقتی داشت حرف می زد، الکی نبود .من نباید باهاش درگیر شم
الان چطوری دوباره برم تو روش نگاه کنم؟
.باور نکردنیه
.باور نکردنیه
...نمی خواستم باور کنم
.اون قطعا اینیاگرام مدل سه هست
نوع 3؟
اینیاگرام نوع 3؟
.اون از اون عملگراهای موفقیت طلبه
.اون ارزش زندگی رو با موفقیت هاش می سنجه
...اون خیلی به موقعیت اجتماعی اهمیت می ده
...و اینکه بقیه چطور می بیننش
.اون کسیه که مرد معصومی مثل تو باید ازش دوری کنه
.این زن نوع سوم اینیاگرامه
نوع سوم؟
...تو دختر فسقلی
این مزخرفاتُ از کجا میاری؟
!هی
اگه ببینم داری با آدم های عجیب غریب می پری
.توی بد دردسری می افتی
.من می رم
.منم می رم
چطور جرات می کنن وقتی یه بزرگتر باهاشون حرف می زنه ول کنن برن؟
.فقط گل ها رو بگیر و برو
...نه بیشتر، نه کمتر
.فقط گل ها
!خانم جی نا !خانم جی نا
اونجا چی بهش بگم؟- .ببخشید-
!خانم جی نا
...گل ها
!خانم جی نا- اون چیه؟-
!خانم جی نا- !چه قشنگ-
.خیلی قشنگه
!اینجا! اینجا
.لطفا اینجا رو ببین
!خانم جی نا
!خانم جی نا !من گل ها رو آوردم
.نیا- !خانم جی نا
!خانم جی نا
...امروز به مناسبت جشن گرفتن زندگی جدید
.رز قرمز آوردم
.درست مثل لباس قرمزی که شما پوشیدید
...اوه خدای من
می خواد یه زندگی جدیدُ باهاش جشن بگیره
.حتما اون حامله است
.خجالت نکش
.این روزها خیلی از مردم قبل از ازدواج حامله می شن
!خانم جی نا
!خانم جی نا. لطفا این دفعه قبول کنید
!قبول کن !قبول کن
!نه، نه
.واقعا اینطور نیست. شما همتون دارید اشتباه می کنید
...زندگی جدید، بچه نیست
شما می دونید پرنده چیه، مگه نه؟
!قبولش کن !قبولش کن
اون چشه؟
!خانم جی نا
!خانم جی نا! صبر کن با هم بریم
!خانم جی نا
!خانم جی نا
چرا همینطور دنبالم میای؟- !خانم جی نا-
.نه
.عکس نگیرید .عکس نگیرید
...نه
داری چی کار می کنی؟
.بیا بریم
.قبولش کن .قبولش کن
.خیلی خوب توش افتادی
منظورت چیه؟
.اونجا
.موفق باشی
چی؟
این آقای بد شانسه مگه نه؟- .آره، خودشه-
.فکر کنم پس حقیقت داره که توی لابی بهش گل داده
.باور نکردنیه- ...واقعا باورنکردنیه-
.خیلی بهم میاید. تبریک می گم
.تبریک می گم- .بیا خیلی زود جشن بگیریم-
.همتون دچار سوءتفاهم شدید
!قبولش کن !قبولش کن
...می دونید اتفاقی که افتاد- ...آقای بدشانس ممکنه این کارُ بکنه-
مگه نه؟
شما شنیدید؟
از من خواستگاری نشده، باشه؟- .باشه-
من هرگز و هرگز ازم خواستگاری نشده، باشه؟
...ببین
متوجه شدی هایمی، مگه نه؟
.چه زندگی رنگارنگی داری تو
.وقت جلسه ی اضطراریه
.خیلی خوب آماده شید و توی اتاق جلسه جمع شید
!بله
این کیه؟
.مامانت بهم زنگ زد
.می خواد بدونه اون مرد کی می ره دیدنش
می خوای چی کار کنی؟
!اوه خدای من !هی
نمی ری؟ ترسوندیم
.متاسفم
.اینها فایل های مربوط به پارک نو ری هستن
.این بزرگترین پارک توی کشوره
.این بزرگترین پروژه امون توی نیمه ی دوم سال می شه
.من خواسته ی مشتری و هدف خودمون رو بعدا تحویل می دم
.لطفا تا اون موقع روی یه پایه ی قوی کار کنید
.مدیر چویی- .بله-
.لطفا یه تیم تشکیل بدید که روی این پروژه کار کنه
.بله
.پس من دیگه می رم. جلسه ی هیئت مدیره دارم
.بله
.بشینید
،باشه، برای اینکه پیشاپیش بهتون بگم
.نائب رییس شخصا پروژه ی پارک تفریحی رو اداره می کنن
.این میزان اهمیتیه که شرکت به این پروژه می ده
.بذارید پرسنل خارجی رو بهتون معرفی کنم
...رییس موسسه ی ژاپنی دو وون
.و استاد داشنگاه جیبا، تاشیرو یوریتاکا
.یه گیاه شناس توی پارک ملی آمریکا، جورج دگریک
.اونها با ما کار می کنن
.ما باید گروهی قابل رقابت با اونها تشکیل بدیم
.شروع می کنم و اسم هاتون رو می خونم
.اوه می ران
.بله
.جولیا پارک- .بله-
.هونگ جانگ پیونگ- .بله-
.گوم آه یونگ- .بله-
...در آخر، کارآموزی که توی این پروژه شرکت می کنه
.کسیه که توی جلسه ی بعدی ایده ی بهتری ارائه بده
.پس سخت کار کنید
باید مامانت رو بیارم اونجا؟
دشمن
.مال سوک
یونا، تو همیشه دقیقا موقعی که می خوام .بهت زنگ بزنم زودتر بهم زنگ می زنی
.نیازی نیست این کارُ بکنی
.از الان به بعد من اول بهت زنگ می زنم
چی؟
شام ساعت 7؟
.عالیه
.باشه
می خوای اینُ باور کنم؟
.باور کنی یا نکنی، اما این حقیقته
No comments yet. Be the first to leave one.