200 baris pertama.
مِردیت: عفونتها به طرز .موذیانه ای آدم رو غافلگیر میکنن
آدم احساس میکنه حالش خیلی خوبه و عفونت دیگه تموم شده
... اما بعدش دوباره یهو پیداش میشه
زمانی که بدن هنوز ضعیفه و فقط کمی بهبود پیدا کرده
.سلام - .سلام -
قضیه چیه؟ - .فروختمش. دیگه کاری باهاش ندارم -
کامیون رو میگی؟ - .آره. دیگه لازمش ندارم -
آیا دیگه جایی برای خوابیدن نمیخوای
یا اینکه بدون اطلاع من تو هم داری میای خونۀ من؟
.از اون بهتر. امروز برای خودم خونه خریدم
.امروز معامله اش رو تموم میکنم آملیا بهم سختگیری میکرد
.که یک خونۀ درست حسابی بگیرم ...واسۀ همین
.دیگه کامیون بی کامیون
. بوم! دوباره دچار عفونت شدی
آیا ... از این نارحتی که باید قبلش ازت میپرسیدم، نه؟
.باید ازت میپرسیدم - .نه، نه -
پولشو دادی. مال خودت بود .که هر کار خواستی باهاش بکنی
واقعاً؟ - .آره -
.تبریک بخاطر خونۀ جدیدت - .مرسی -
و به محض اینکه عفونت پخش بشه و وارد جریان خون بشه
.باید خیلی مراقب بود
... چون این نوع عفونت از همون نوعیه که
. میتونه آدم رو بکشه
کاترین هفتۀ دیگه برمیگرده
فکر کردم شاید بد نباشه .چند نفری رو دور هم جمع کنم
.بدون ریخت پاش زیاد، فقط یک شام ساده
کیا میان؟
«.فکر خیلی خوبیۀ دکتر وِبر»
.اوه، ببخشید
.بله، بله، بله. ممنون. حتماً
.خیلی خب، آوری گفت بله
تو چطور؟- .آره، منم میام -
.خیلی خب - .اما از برنامۀ دکتر وارِن مطمئن نیستم -
خیلی خب. وارن؟
.آره، میام - .خیلی خب -
چی با خودم بیارم؟
خب، من به اون کنگر فرنگی که برای .مهمونی رزیدنتها آوردی نه نمیگم
.اون... دست پخت محرمانۀ میراندا بود
.خیلی خب
.متوجهم
.من میارم
.مهمونی عالی ای میشه
هِی مَگی، شنیدی که اُون خونه خریده؟
خوبه. حالا دیگه میتونین لخت .روی کاناپۀ خودش آروم بگیرین
.مبلمان... آره، چند تا لازم دارم. مکش
.مبلمان مشکی تاشو نباشه .بهت التماس میکنم
.چیزی هم نباشه که خودت بخواد سر هم کنی
یک خونۀ واقعی داری. یک مبلمان .واقعی بگیر. بذار همه چیز درست پیش بره
شاید بد نباشه تو هم برای خرید .باهام بیای که راهنماییم کنی
اونطوری آخرش با خونه ای روبرو .میشی که پر از مبلمان مورد علاقۀ منه
من که این رو یک مشکل نمیبینم. من چیزی .رو میخوام که هر دو مون بتونیم لذت ببریم
...وایستا... چی؟ چرا؟ اون الان
آیا دارین با هم میرین زیر یک سقف؟
.پَنس دووال لطفاً - .اوه، نه -
...یعنی... نه... فکر نکنم
چرا نه؟ فقط در موردش .فکر کن. جای خیلی بزرگیه
.حیاطش خیلی خوبه. مدرسۀ خوبی نزدیکشه
ببخشید، الان از هم خونه شدن به بچه دار شدن پیشروی کردین؟
.شماها چقدر سریع جلو میرین
من حتی نمیتونستم با نامزدم .توی یک رختخواب بخوابم
.با اینکه یک سال میشد که نامزد بودیم - .نامزدی طولانی... خیلی بده -
موافقم. بهتره آدم زودتر بره سراغ .مرحلۀ ازدواج. اینطوری بهتره
تو دوباره ازدواج میکنی؟
.فرد مناسبش اگه باشه، بهش فکر میکنم
واقعاً؟ - .قویاً بهش فکر میکنم، بله -
.منم همینطور
.با فرد مناسبش - .که اینطور -
وایستا. چی؟ شما دو تا... یهو چی شد؟ الان با هم نامزدین؟
.چی؟ نه - .نه -
.فرضاً گفتیم - .فقط داشتیم... چیزی نیست -
...فقط داشتیم حرف میزدیم. فقط
.مَگی ما فقط داشتیم حرف میزدیم
دست بردار، به نظرت چقدر دیگه مونده که بری؟
کی داره میره؟ - آملیا. وقتی با اُون هانت ازدواج کنه -
.میره به خونۀ جدید و بزرگ و کودک پسندشون
.نه، نه. صبر کن... صحبتمون فرضی بود. همین
داشتین مبلمان فرضی خونه رو برای اتاق .بازی فرضی بچه های فرضی تون انتخاب میکردین
.اصلاً چیز مهمی نبود
لطفاً، میشه تمومش کنیم؟ - چرا؟ -
.خوشبختانه
خوشبختانه، چرا؟ مگه چی شده؟ - آیا گشاد شدگی ای اینجا میبینی؟ -
.من نگران اتساع لوله های کلیوی هستم
.جواب سؤالمو ندادی - .تو جواب منو ندادی -
از این ناراحتی که به نظرت ما داریم سریع جلو میریم؟
.آملیا، خواهش میکنم
.تو خودت اصرار داشتی که ما با هم باشیم
...تو عملاً سرم داد زدی که برگردم پیشش ...و حالا
.ممنون از مشورتت
.من با موجر تماس گرفتم
اون هم موافقت کرد که قرارداد خونۀ دو خوابه مون
...رو با یک جای کوچکتر عوض کنه، چون
فکر کردم بتونم توی مدت بورسیه ام توی پول اجاره صرفه جویی کنم
تا از پس هزینۀ پرواز آخر هفته به سیاتل بربیام
.که... بتونم تو و سوفیا رو ببینم
.خیلی خب - مشکلی نیست؟ -
.فکر خوبی به نظر میاد
.نمیخوام توی این وضعیت از اینجا برم
.بعد از دادگاه با هم به ندرت حرف زدیم
.من واقعاً نمیدونم چی بگم - ...منم همینطور، اما دارم سعی میکنم -
.صحبت کنم و اینجا باشم و کمک بکنم
.تو به اندازۀ کافی کمک کردی
.خیلی خب
.باشه
.عکس رادیوگرافیت سالمه. بدون شکستگی
.«خیلی شانس آوردیم «نَش پس دفعۀ دیگه که مادربزرگت بهت گفت
از قفسۀ کتابها بالا نری به حرفش گوش کن. باشه؟
.خیلی خب
خیلی ممنون دکتر. امروز خیلی .باهاش خوب بودین
.خیلی صبور بودید من ناخودآگاه متوجه شدم شما
.حلقه توی انگشتتون ندارین - ببخشید؟ -
.شما باید با دختر من آشنا بشین مادر نَش. نه اینکه خیلی استثنائی باشه
.اما واقعاً شیرین و خوشگله
خانم از پیشنهادتون سپاسگزارم .اما من الان با کسی هستم
آیا قبلاً نامزد کردین؟ - ...نه -
آیا در حال نامزد کردن هستین؟ - ...خب، من -
شماره ش توی پرونده ست. بهش .میگم منتظر تماستون باشه
.خیلی خب
.سلام - به نظرم اون مامان بزرگ -
همین الان ترتیب ازدواج من .با دخترش رو داد
حتماً جوّ امروز جوّ ازدواج کردنه چون آملیا و اُون
.هم دارن در مورد ازدواج کردن صحبت میکنن
.شاید بشه یک عروسی مشترک بگیرین
اینطوری منم فقط یکبار .مجبور میشم درگیر ماجرا بشم
.کمک! خواهش میکنم! یک نفر کمک کنه .چیزی نیست رفیق، با منی
خیلی خب، چی شده؟
از حال رفت. بهوش اومد .اما دوباره از حال رفت
.خیلی خب، بیا بذاریمش اینجا - آیا بچۀ دیگه ای هم بیرونه؟ -
آیا این پسرتونه آقا؟ - .نه من معلم رانندگیش هستم -
.پیداش کردم
سلام. حالت خوبه؟
آیا ... میتونم همینجا پارک کنم؟
دست از پاییدن بردار و .برو راحت باهاش حرف بزن
خیلی واضح گفت نمیخواد من نزدیکش .باشم. پس نمیرم
آیا برای عفونت قارچی احتمالی براش فلوکونازول تجویز کرده؟
خودتم میدونی که کایل میتونه .الان تو رو ببینه
.این شیشه یکطرفه نیست
.مرسی
.کایل. اوه خدایا - .من خوبم -
حالت خوبه؟ - .من خوبم، من خوبم. خوبم -
.حالم خوبه
.یک دفعه همه چیز شروع به چرخیدن کرد
تهوعت به احتمال زیاد .بخاطر آنتی بیوتیکهاست
.به دکتر شفرد میگم بهت داروی ضد تهوع بده
چرا نمیری؟
.اینو بگیر
.به هیچ کمکی احتیاج ندارم
و قطعاً نمیخوام توی این وضع .تماشاچی داشته باشم
اگه دوست نداری، بیا فکر کنیم .به دلیل دیگه ای بالا آوردی
مثلاً خوشگذرونی بعد از اجرا و
.ویسکی بیش از حد و بالا آوردن
حرفم رو نشنیدی، گفتم .کمکی از «تو» نمیخوام
درک میکنم نمیخوای با من روبرو بشی
ولی به یک نفر احتیاج داری... آیا دوستهات
یا خانواده ات میدونن اینجایی؟
.این به تو ارتباطی نداره
.مسائل من دیگه به تو ارتباطی نداره - .خیلی خب -
.ولی به یک نفر احتیاج پیدا میکنی
دکتر شفرد ایمپلنتت رو بیرون آورده .لرزشهات دوباره شروع میشن
.باهات شوخی ندارم
.کایل، من متأسفم
.دوباره میخوام بالا بیارم... همین الان
چطوره دیگه بری؟
!برو. برو
.دارم... دارم میرم
زیرنویس از بابک ترجمه شده از زیرنویس johnyd13 برای درک بهتر، زیرنویس به) فارسی روان ترجمه شده و معادلهای (.محاوره ای فارسی در آن بکار رفته است
بابا، بابا، شاید یکم فقط ...به دیوار مالیده باشم
خبر خوب «آروین». من اثری از .چیزی نمیبینم. تو حالت خوبه
.و دکتر هم میگه حالم خوبه .بله، دکتر گفت
.خب... دیوار بیمارستان بود مگه نگفته بودم؟
.بهش بگو وضعیت «ریس» اورژانسی بود
.گلودرد استرپتوکوکیه .این که اورژانسی نیست
گلودرد استرپتوکوکی نباید باعث بشه غش کنی. آیا آنتی بیوتیک مصرف میکنی؟
.آره، دو روزه. حالم خوبه
.دلیل نمیشه. دهنت رو باز کن
.تو توی ماشین غش کردی
میدونه این توی جاده چقدر خطرناکه؟
!من که حتی رانندگی نمیکردم !آروین پشت فرمون بود
آیا قبلاً هم غش کرده بود؟ - .نمیدونم -
.اگر اتفاقی براش بیوفته مادرش منو میکشه
.لطفاً در مورد اون صحبت نکن
.به نظر میاد ریس آبسۀ پری-تونسیلار داره
.لازمه تخلیه اش کنم
اوه، نه، نه، نه. شما نمیتونین .اون چیزو توی حلقم فرو کنین
.هِی، ریس، رفیق، چیزی نیست، من اینجام
همونطور که بهت گفتم، میخوام به .من به چشم یک پدر نگاه کنی
چرا؟ مادرم فقط در مورد اینکه .کِی باهات بهم بزنه حرف میزنه
چی؟ - .وایستا. وایستا -
آیا مامان تو با معلم رانندگیمون برنامه داره؟
.به محض اینکه پیغام به دستم رسید اومدم ریس، عزیزم، چطوری؟ حالت خوبه؟
.آره، خوبم - .نه، حالش خوب نیست. منم خوب نیستم -
تو بهش گفتی که میخوای باهام بهم بزنی؟ آیا حقیقت داره؟
تو بهش گفتی؟
.این از آخرین کلاس رانندگیمون خیلی بهتره
.آماده ای؟ شروع میکنیم
.مهربون باش - .میدونم -
ولی خدایا، اون من رو .توی جهنم انداخته بود
میدونم. ولی برنده شدی. و حالا .در عوضش میتونی سخاوتمند رفتار کنی
...سلام دوستان. میخواستم بدونم که
خب من توی این هفته یک جراحی دارم
واسۀ همین میخواستم بپرسم آیا لطفاً میشه
No comments yet. Be the first to leave one.