200 baris pertama.
مونجو عزيز
من ديگه بيشتر از اين تو اين دنيا نميمونم
مادر لطفا از اين حرفا نزنيد
اين روزها بيشتر مردم به اين آموزه ها باور دارند
که اگه ايمانت به بودا باشه...
بعد از مرگت ميري به بهشت
...من تعجب ميکنم
که اين حقيقت رسيدن به بهشت باشه
من جواب رو نميدونم
ولي من باور دارم که اين بي معنيه
رسيدن به بهشت بعد از مرگ
من فقط به يک بهشت ايمان دارم
اونم اينجا بودن در کنار توئه
اينجا و الان بهشته
حق با توئه مادر
ما بايد بهشت رو همينجا در زمين بسازيم
...اما اگه بهشت اينه
...چرا بيشتر مردم ميجنگند...
...با رنج و بيماري...
بدون اينکه از درد مردن فراري باشه؟
مونجو ازت ميخوام
واسه پايان دادن به اين عذاب ها
يه راهي پيدا کن
مادرت تا ابد منتظرت ميمونه
تا بالاخره يه راهي پيدا کني
دوگن چين سال 1223
تو در جستجوي استاد واقعيت هستي
من هدفت رو ميسنجم
...اما دوجين بوديسم...
نياز به استاد نداره...
خودت اين رو متوجه خواهي شد
اين چيزيه که استادم بهم آموخته
من ديگه بايد برم
بايد چند تا مقامات دولتي رو ببينم
اين ملاقات براي
محافظت از معبد ضروريه
مطمئنا متوجه منظورم هستي
احتمالا اونا در امنيت معبد کمکتون ميکنن
...اما
اما چي؟
اما
اونا براي محافظت از بوديسم هم کمک ميکنن؟
فقط خودتي خودتي که ميخواي محافظت کني
استاد
لطفا منو ببخشيد اما
ميتونم تو حمل وسايل کمکتون کنم؟
ازت بابت اين حرف مهربانانه ممنونم
ولي اين بخشي از وسايل با ارزش منه به عنوان يه سر آشپز
که بودا به من اختصاص داده عليرغم اين سنم
نميتونم اين کار رو گردن کس ديگه اي بندازم
پس اين شغل شماست که در معبد وعده هاي غذايي رو درست ميکنين
درسته
من به شهر اومدم تا وسايل اوليه بخرم
براي پختن سوپ نودل و سرو آن براي راهبان
چرا اين هنوز شلتونه؟
تو اين سنتون شما بايد وقتتون رو
با مديتيشن بگزرونيد
يا روي ذاذن کار کنين
به نظر ميرسه شما فرد دانايي باشين
اما مثل اينکه هيچي درمورد تمرين نميدونيد
حتي به نظر ميرسه تعاليم رو هم در بر نگرفتيد
منظورتون از تمرين چيه؟
کدوم تعاليم؟
يک راهب از ژاپن جوينده هميشه به جواب سوالاش ميرسه
بايد به راهت ادامه بدي
تا متوجه بشي تمرين چيه همينطور تعاليم
راهب بزرگ دوباره ميبينمت؟
اگه هنوز زنده باشم
من در معبد ذن آيو وان شان کونگ آشپزي ميکنم
کوگيو
کوگيو خودتي؟
ببخشيد من زبان خارجي شما رو متوجه نميشم
منو ببخشيد
من يه راهب هستم که از ژاپن براي بازديد اومدم
شما خيلي شبيه دوست من هستيد
براي يک لحظه
فراموش کردم که اون مرده و شما رو با اسم اون صدا زدم
اون مرده..
کوگيه يه اسمه؟
بله
ميناموتو کوگيو
اين يه اسم ژاپنيه
اون عزيزترين دوست من بود
...اين آرزوي منه
که روي زمين قانون وضع کنم
من تبديل به قانون بشم
قوانين روي زمين
اگه تونستي يک بوديسم جديد تاسيس کني
برابر قانون من بايد به تو بپيوندم
دوجين هيزان رو ترک کن
من براي چين ساخته شدم
چين؟
وايسا
دزد کثيف
کمکم کنين
نه کوگيو اين کارو نکن
دوجين برو کنار
کوگيو منو بکش
چي؟
تو در مقامي نيستي که درباره اون قضاوت کني
طبق قوانين اين وظيفه توئه يه دنيايي رو درست کني که
بچه هايي مثل اون گرسنگي نکشن
من اومدم تا بهت پيشنهاد خداحافظي بدم
خداحافظي؟
بهم دستور دادن تا مدير حرم کاماکورا بشم
حرم کاماکورا؟
دفعه بعدي که منو ميبيني فرماندار کاماکورا خواهم بود
فرماندار؟
وقتي که فرماندار فعلي کاماکورا بميره من جاشو ميگيرم
تا اون موقع دوجين
مراقب خودت باش
دو سال و نيم بعد
به من گفتن که اون مرده
من ترسيدم و ...راهمو هنگام سفر گم کردم تا اينکه به تو رسيدم
من شجاعت ادامه راهم رو پيدا کردم
شکي توش نيست
کوگيو از من الهام گرفت
دوجين از چه سفري داري حرف ميزني؟
براي يافتن استاد واقعيم و رسيدن به بوديسم واقعي
با شروع از تينگ تانگ شان من چندين کشيش دانا رو ملاقات کردم
اما هيچکدوم از اونها واقعا تجربه اي در بوديسم ندارن
اينجا در معابد زن جمعيت به وسيله شاگردان فرقه تاهي
که يا ايمان ندارن ياتمرين
من تحقيق خودمو آغاز کردم
ولي اميدي به پيدا کردن استاد ندارم
دوجين لطفا برگرد به تين تونگ شان
به تين تونگ شان؟
استاد واقعيتو اونجا پيدا خواهي کرد
استاد واقعيمو؟
بعد از مرگ استاد وو چي به منظور پيروي از فرمان سلطنتي
استاد ذن جو چينگ در راس راهبان اونجا قرار گرفت
او استاد من بود
چه مرد مهرباني
گفتي جو چينگ؟
براي تمرين ذن بايد بزارين ذهن و بدنتون خرد بشه
اين خرد شدن
جهل و گناهه
هيچ راه دوم و سومي وجود نداره
غير از ذن
نشستن در ذن و مديتيشن همه چيز است
جي يون بيا برگرديم به تين تونگ شان
چقدر فوق العاده
اين يک تصادف مرموزه
تو بايد رو در رو تربيت بشي از يه استاد به يه استاد ديگه بري
معبد ذن : ايو وان شان کونگ لي
تو اومدي
تعاليم هستند
تعاليم چي هستند؟
...يک دو
سه چهار
پنج
تمرين
تمرين چيه؟
بوديسم هميشه آشکار بوده
هر چيزي که تو اين دنيا اتفاق مي افته
هميشه توي يک راه حرکت ميکرده
هيچ چيزي رو هم از هيچکس مخفي نميکرده
حتي اگه گوشت هاي بدنتون هم از هم کنده بشه
باز هم به نشستن ادامه ميديد تا وقتي که مثل بودا روي صندلي خالص سيمي انجامش بديد
چندين سال بعد
در ذاذن بايد بزاريد تمام پيوستگي هاتون خرد بشه
چطور جرات ميکني بخوابي؟
شما به روشن بيني رسيديد
بله
ذهن و بدن خرد شده
ذهن و بدن خرد شده
خرد شده...خرد شده
دوجين
فراموش کن که هرگز به روشن بيني رسيدي
بله
روشن بيني نامحدوده
همونطوري که تمرين هم نا محدوده
تمرين و روشنبيني
دقيقا مثل همن
پيشينه اصل و نصب
پيشينه انتقالات
در اين زمان ماه بايد کامل باشه دوجين
اگه تو ژاپن بودي ميديديش
ما هر جايي که باشيم
هميشه يه قسمتي از ماه رو ميبينيم
بازگشت دوجين به ژاپن 1227
هي وايسا
فرار
وايسا
برو کنار
من ارزون ميدم...بيا
حرکت کنين
من شنيدم وقتي اونهمه فاحشه ديدي ترسيدي
دوجين
مسلما اين تحت کنترل خودته
يکم عجيب غريب نيست؟
نه
اين يکي از بزرگترين تمرين هاي واقعيه
بغيه کجان؟
بايد ميرفتن به شهر
در حال ترويج ذاذن
ذاذني که من ازش حرف ميزنم يادگرفتن ساده مديتيشن نيست
يک دارماي ساده که گذرگاهي به سوي آرامش و سعادت است
تمرين تحقق يافتن روشنبيني کامل
در 17 ژوئيه
No comments yet. Be the first to leave one.